قبل از هرچیز باید اضافه کنم به سرعت نمی توان صد درصد مساله ای را رد یا تایید نمود برای سلب یا ایجاب ان باید مطالعات زیادی داشت مطلبی از سایت ویرگول با نام کاربری پروکسیما این مطلب را به اشتراک گذاشته بود ودر پایان هم دو دیدگاه متفاوت از دین درمانی و اسلام کویست در مورد این قانون در اسلام را ارائه نموده ام بدون نظری در مورد ان داوری را به شما می سپارم

از زمانی که که زیگموند فروید پایش را روی میز گذاشت با خیال راحت سیگار برگ را در کنار همکاران استعمال کرد، ستون های روانشناسی نوین بتن ریزی شد. گرچه روانشناسی دانشمندانی زیادی مثل بوعلی سینا ، ملاصدرا ، افلاطون و ارسطو را در زمینه خود دیده است اما تا قبل از قرن نوزدهم زیر گروه علم فلسفه شناخته می شد.
نم نمک علم روانشناسی با نظریه های فراوانی توسط دانشمندان مختلف مورد حمله قرار گرفت ، نظریه هایی که صحیح یا غلط بودن آن ها خود مورد بحث بود. از جمله نظریه هایی که صحیح یا غلط بودنش زیر سوال رفت قانون جذب است. اما قانون جذب چیست...؟
قانون جذب
در ساده ترین توصیف قانون جذب یعنی اتفاقاتی که به آن ها فکر می کنید جذب شما خواهند شد. حال اگر آن فکر مثبت باشد ، اتفاقات مثبتی برای شما می افتد ، اگر منفی باشد اتفاقات منفی در پی دارد. برای مثال فردی که مدام تصور می کند در پنجاه سالگی آدمی ثروتمند می شود، آن فکر را به خودش جذب کرده است. پس به میزان قدرت تصور و فکرش به پول خواهد رسید. اما اگر نرسد چه ...؟ حتما میزان و قدرت فکرش به آن موضوع کم بوده است. این یعنی همه ی اتفاقات جهان شدنی هستند، اما به میزان قدرت فکری ما بستگی دارد .
بند بالا تنها اصل نظریه جذب بود، بی هیچ دستبرد و نظری. اما آیا واقعا این چنین قانونی بر طبیعت حکم فرماست...؟
نقد نامه
گرچه این قانون بر نوشته های زیادی استناد می کند اما اصلی ترین منبع آن فیلم و کتاب راز است. منبعی که معرف اصلی آن نیز هست. اما بخش زیادی از این منبع به بیان تجارب شخصی می پردازد.تجاربی که خیلی از ما در اتفاقات مختلف داشته ایم. کوچک یا بزرگ فرقی نمی کند، دلمان آش خواسته است، همسایه بقل دستی برایمان آش آورده، پول خواستیم ، وامی به راحتی به دستمان رسیده، فکر می کردیم امتحان را نمی افتادیم ولی.....
ببنید همان طور که مثال های برای تایید این قانون هست مثال هایی برای نقض اش هم وجود دارد ؛ مثلا همین داستان امتحان، خیلی از ما خوش و خرم با تصور تسلط به سر جلسه امتحان می رفتیم ولی نتیجه امتحان بر خلاف تصور ما می شد. تنها به این دلیل ذهن ما دوست دارد که اتفاقات خوب و عجیب را به یاد داشته باشد، بسیاری از خاطرات ما بر اثبات این قانون دلالت دارند.

اما تحقیقات مختلف به ما می گویند که تکیه کردن به تجارب شخصی در مسائل کافی نیست.مثلا اگر دمنوشی حال شما را خوب کرد قاعدتا اسم آن دمنوش را نمی توان دارو گذاشت. پس این که بگوییم من به تنهایی با قانون جذب آدمی موفق شدم ، نمی توان دلیل موفقیت را به تنهایی به قانون جذب نسبت داد.
یک مثال ساده درباره بند بالا :هنگامی که توپی را شوت می کنید علاوه بر نیروی پا ، نیروی های مختلف دیگری مثل نیروی جاذبه و باد بر روی حرکت آن تاثیر گذارند. پس این حرکات را نمی توان فقط به نیروی پا نسبت داد.
- اما طرفداران این قانون می گویند ما این تفکر را سوخت حرکت و تلاش خود می دانیم.
یعنی اگر من ماشینی می خواهم اول باید تصور کنم آن ماشین را دارم و سپس شروع کنم به تلاش کردن برای به دست آوردن آن.
اما رویاپردازی از حدش که بگذرد ، باعث پایین آوردن بازده و مقدار تلاش می شود.خیلی ها می گویند اختراع کنندگان بسیار رویا پرداز بودند. آری بودند ولی با دخالت قوانین واقعیت. مثلا اگر قرار است ماشینی بدون بنزین بسازند، باید به دنبال جایگزنی برای آن باشند : ماشین قالی سلیمان نیست که....
بسیاری از دانش آموزان خودشان را پزشک آینده می خوانند، اما بیشتر آنها اگر در چندین آزمون آزمایشی عملکرد بدی داشته باشند نامید می شوند ، اگر در کنکور هم رتبه نسبتا بدی بیاورند سر خورده و افسرده.
اگر در انتها از قانون جذب نتیجه نگیرید پوچ و بی هدف خواهید شد .
عده ای دیگر قانون جذب را دلیل بر نامید نشدن در طی مسیر می دانند. اما تفاوت فراوانی بین مثبت اندیشی و قانون جذب است . آری خسته نشدن در طی راه عملکرد فوق العاده ای می خواهد ، اما متاسفانه بیشتر افرادی که قانون جذب را به کار می بندند زود طلب می شوند، در بیانی دیگر نتیجه گرا می شوند، با کوچک ترین عملکرد انتظار نتیجه ای بزرگ را دارند. گر چه شاید کلمه منحصر به فرد "بالاخره" را در اول آرزویشان به کار می بندند اما همواره در ذهن ناخودآگاهشان منتظر کوچک ترین نشانه نشسته اند. این انتظار دیر یا زود از بین می رود و نامیدی آرام آرام تمام ذهن آن ها را فرا می گیرد.زیرا که تعریف نامیدی از همین جا نشات می گیرد :
نامیدی جایی به وجود می آید که اتفاقات دور بر ما بر خلاف تصورات ما پیش بروند.
ولی خوش بینی نسبت مسایل بحث دیگریست. مثلا نوعی درمان وجود دارد که ماده ای بی اثر را به عنوان دارو به بیمار بدهند تا فکر کند که تحت درمان قرار گرفته است. و یا فوتبالیست هایی که در بین دو نیمه توسط روانشناس تیم مورد بازیابی قرار می گیرند. این نوع رفتار فقظ نداشتن نگرش بد نسبت به موضوع است و معمولا بلندپروازی را در افراد تقویت نمی کند.

بیان نهایی
استیو تولتز در کتاب جز از کل می گوید : "انسانی همواره به دنبال چیزی می رود که آن را دوست دارد. برای اثبات صلاحیت آن هم به راحتی دلیل پیدا می کند": اگر دوست داشته باید هزاران دلیل برای تخت بودن زمین وجود دارد. این قانون جذب لعنتی به انسان ها دلیل زندگی کردن می دهد. دلیل وجود داشتن و ادامه دادن ؛ فلسفه ی پیچیده ای هم ندارد : فکر کنید ، به دست خواهید آورد. همه ما می دانیم اثرات منفی نامیدی از اثرات منفی شکستِ خوش خیالی بیشتر است، پس می خواهیم به راحتی در تیر راس خوش خیالی قرار بگیریم و شکست بخوریم اما با واقع گرا بودن خودمان را نامید نکنیم. تولتز در ادامه می گوید : " اگر به انسان ها بگوییم که در واقع چه کسانی هستند زندگی سخت تری را تجربه خواهند کرد " آری این طور است که می گویند افرادی که بیشتر می فهمند بیشتر درد می کشند.اما قانون جذب ،درست یا غلط، سعی در پنهان کردن حقیقت دارد. این حقیقت که بالاخره در بعضی اوقات تلاش ما به تنهایی کافی نیست. و یا این حقیقت که ما نمی توانیم جلوی وقوع بعضی از اتفاقات بگیریم. بالاخره اتفاقات ناگهانی وجود دارند که برنامه ریزی های ما را به هم بزنند. تصور کنید چقدر سخت است دانش آموزی که دوازده به علاوه چهار یا هشت سال زحمت کشیده یک شغل ساده با حقوق نچندان دلچسب به دست بیاورد...! آیا او دست از کار نمی کشد وقتی بداند که شاید اصلا کاری بدست نیاورد ؟ پس به راحتی با رویا پردازی افراطی خود را مشغول کار می کند. گرچه هستند افرادی که رویاهاشان واقعیت می شود ولی آیا مثلا همه پولدار می شوند.
تصمیم با خودتان است ، اگر نمی توانید با واقعیت های سخت زندگی به راحتی کنار بیایید ، خودتان را با قانون جذبی که شاید حتی آسیب زننده باشد مشغول کنید اما در نظر داشته باشید که دهن بین و عجول نباشید،به راحتی وا ندهید و گاهی وقت ها هم مقدار تلاش خودتان را با اهدافتان بسنجید.
این ما هستیم که مشخص می کنیم چطور زندگی کنیم و یا چطور با مشکلات کنار بیاییم. برای افراد مختلف راه حل های متفاوت وجود دارد.
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه
-خیام

مقبره خیام در شب
آیا قانون جذب (به هر چیزی که فکر کنی جذبش میکنی و با شکرگزاری به خواستههایت دست پیدا میکنی) را اسلام قبول دارد؟
پاسخ اجمالی
قانون جذب معتقد است تمام چیزهایی که تصور کرده و بر آنها تمرکز میکنیم، به سوی ما جذب خواهند شد و آنها را به دست خواهیم آورد!
با آنکه نکات مثبتی؛ مانند توجه به مفهوم کلیدی «امید» در این قانون نهفته است که میتواند به نشاط، طراوت و بالندگی روحی بیانجامد، اما نمیتوان این قانون ادعایی را کاملاً منطبق با آموزههای اسلامی و نیز یافتههای تجربی دانست.
این قانون مسلماً عمومیت ندارد، ترویجکننده انسانمحوری و آرزوپروری است، تفاوتی میان آرزوهای مثبت و اخلاقی با خواستههای منفی و غیر اخلاقی نمیگذارد و در نهایت ناهمخوان با روایاتی است که صریحاً اعلام میکنند که یکی از دلایل شناخت خدا آن است که انسان با تمام تمرکزها، برنامهریزیها و هدفگذاریها به آرزوی خود نخواهد رسید و همین عدم موفقیت در پارهای از موارد، خود بهترین دلیل بر آن است که خواست انسان تابع کوچکی از خواست خدا است.
پاسخ تفصیلی
امروزه موضوعی با عنوان «قانون جذب» یا «قانون راز» از سوی برخی رهبران معنوی غرب در حال ترویج است. در کشور ایران این فرضیه در قالب گفتوگوهایی؛ مانند «کارگاههای موفقیت»، «خانواده خلاق» و ... مطرح شده و طرفدارانی نیز دارد.
در «قانون جذب» تنها تأثیر ذهن بر ساحت وجودی انسان و یا حتی تأثیر عادی ذهن بر پدیدهها مطرح نیست، بلکه ادعای خلق و آفرینندگی ذهن نسبت به وقایع دنیای خارج مطرح است و تنها ابزاری که جهت آفرینندگی ذهن پیشنهاد میشود، عملی ذهنی به نام «تمرکز و تجسم ذهنی» است:[1]
«عمل تجسم، تو را به هر چه بخواهی، متصل میکند. تجسم خواستهات، نیروی مغناطیسی ایجاد میکند و این نیرو، خواستهات را به سوی تو جذب میکند«.[2]
«تو همه چیز را به طرف خود جذب میکنی: مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که بر آن سوار میشوی و اجتماعی که در آن زندگی میکنی. مثل آهنربا همه اینها را به طرف خویش جذب میکنی. به هر چه فکر کنی، همان اتفاق میافتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند«.[3]
خلاصه اینکه؛ قانون جذب میگوید: تمام چیزهایی که ما تصور میکنیم، به سوی ما جذب خواهند شد.
نکات مثبت قانون جذب
با آنکه نمیتوان چنین قانونی را در کلیت آن پذیرفت، اما نکات مثبتی در آن وجود دارد:
1. توجه به مفهوم کلیدی «امید»؛ که میتواند به نشاط، طراوت و بالندگی روحی بیانجامد.
2. پذیرش «شعورمندی کائنات»؛ افرادی هستند که اصولاً جمادات را از جهت شعورمندی، همرتبه عدم میانگارند، ولی در قانون جذب، بر شعورمندی تأکید شده و این حقیقت پذیرفته شده است.
البته بیان این نکته لازم است که شعورمندی موجودات در متون دینی، دو تفاوت اساسی با قانون جذب دارد: اول اینکه شعور موجودات در اسلام، شعوری نیست که خداوند برای انسانمداری آدمیان، در دیگر موجودات قرار داده باشد، بلکه این شعور مربوط به درک مبدأ خویش است و نشان از توحیدمحوری هستی و هدفمندی کائنات دارد. در حالیکه در «قانون جذب» موجودات از این جهت که در خدمت لذتطلبی انسان هستند و گوش به فرمان او ایستادهاند، دارای درک و شعور معرفی میشوند؛ تفاوت دوم این است که در متون اسلامی، نه فقط شعورمندی، بلکه چهار مرتبه بالاتر از آن نیز برای تمام کائنات مورد پذیرش است:
1. عبادت، تسبیح و تهلیل؛[4] 2. علم و معرفت به مبدأ آفرینش؛[5] 3. رشد و تکامل؛[6] 4. هدفمندی مجموع کائنات (هستی).
3. پذیرش «ظرفیتها و استعدادهای شگرف درون آدمی»؛ توجه به استعدادهای روحانی و توانمندیهای معنوی نفس انسانی، باعث خلق جنبشهای فراوانی در دنیای امروز شده است. این جریانها که همه نوعی سمت و سوی معنوی و عرفانی دارند، درصدد کشف این گونه گرایشهای معنوی و جهت دادن این گرایشها در انسان معاصرند که اصل این موضوع، امری مطلوب است و مکاتب مختلف هرچه در پیوند گرایشهای معنوی انسان با حقیقت هستی توفیق یابند، میتوانند به معنویت راستین نزدیکتر شوند.
نکات منفی قانون جذب و نقدهای آن
همانگونه که گفتیم، این قانون را نمیتوان به صورت کلی و در تمام جوانب آن پذیرفت که اکنون به برخی از دلایل آن اشاره میکنیم:
1. عمومیت نداشتن
قانون جذب مدعی است که برای دستیابی به اهداف تنها دو شرط لازم است: طلب کردن و تجسم ذهنی بر مطلوب.[7] ابتدا باید گفت که با کمی دقت مشخص میشود در حقیقت این دو، یک چیزند؛ زیرا کسانی که دست به تصویرپردازی ذهنی میزنند، در حقیقت از قبل و یا همزمان با آن، هدفگذاری نیز داشتهاند. اکنون باید دید آیا واقعاً هرجا که این دو شرط وجود داشت، هدف مورد نظر تحقق خواهد یافت؟! و نیز در مواردی که اسباب و علل متعارف در دسترس انسان نیست، این تئوری چند درصد قابل اثبات است؟!
افراد بسیاری دارای اهدافی بودند که دلمشغولی شدید آنها را به دنبال داشته تا جایی که به سلامت درونی و روانیشان آسیب رسانده است، اما به مراد خویش دست نیافتهاند. در این موارد، هم تجسم و تمرکز بر مطلوب رخ داده و هم خواستاری و مطالبهگری در نهایت درجه خود موجود بود، اما هدف همچنان دور از نظر بود.
کارگری که در شرایط عادی یک میلیون درآمد دارد و با ابزار تجسم بخواهد این درآمد را به صد میلیون برساند! باید پرسید که در این موارد، تئوری جذب چند درصد قابلیت تحقق دارد؟
کسی که خواندن و نوشتن زبان مادریش را نمیداند، با نشستن در کنج خانه و تمرکز بر اینکه به یادگیری کلمات و اصطلاحات زبان خارجی مشغول است، آیا بر آن زبان مسلط خواهد شد؟!
حتی اگر بپذیریم که این تئوری در اندک مواردی پاسخ داده ، باید نسبت آن با مواردی که تمرکز کننده از رسیدن به مطلوب خود ناکام مانده را بسنجیم تا کارآمدی قانون جذب روشن گردد.
2. ناسازگاری با آموزههای دینی و ترویج انسانمحوری و آرزوپروری
در قانون جذب مهم، طلبِ خوب است نه مطالبهگر خوب؛ یعنی از آنجا که تربیت انسان الهی در جذب مطرح نیست، هر کسی که هدفی را انتخاب نماید، صرف نظر از اینکه آن هدف، الهی و یا شیطانی باشد، به عنوان یک ارزش در کائنات ایجاد میشود و مطالبهگر به هدف خود دست مییابد. این از مباحث قابل تأمل در جذب است.
اینگونه محوریت دادن به خواستهها و تمنیات آدمیان، محصول رویش بذر سکولاریسم و دنیاگرایی است که از زمین اومانیسم روییده است؛ یعنی همان نظام معرفتی که انسان را محور هستی میداند و خواسته، لذت و امیال او را اصیلترین اصل در نهاد انسانی میداند و همین خواستهها را مبنای نظام تشریع قرار میدهد. بنابراین، طبیعی است که در جذب، سخنی از خوبی و بدی خواستهها نیست و نظام ارزشیای فراتر از میل و طلب انسان تصویر نمیشود و ملاکی برای سنجش مطلوبها معرفی نمیگردد.
در چنین نظام معرفتی، ارزش انسان نه در بُعد الهی و ملکوتی او، بلکه در خرد زمینی و عقل معاشاندیش اوست. نتیجه آنکه، خردگرایی و عقلگرایی اصالت پیدا میکند و در نهایت، رفاه و تنعم انسان و خوشی و لذات او تعیینکننده مطلوبهای اوست و بهسازی زندگی ظاهری انسان، به جای قرب الهی و کمال معنوی او مینشیند.
در چنین نگرشی هر چند خدا به ظاهر انکار نمیشود، اما انسانها عملاً به بی نیازی از خدا و آموزههای وحیانی دعوت میشوند.[8]
آیات و نشانههای خدا مهمترین موضوعی است که به تفکر در مورد آنها توصیه شده است. پدیدههایی که حکایتگر مبدأ خویش و آیینه آفریدگارند! در قرآن به صورت مشخص، ارزش تفکر در آیات آفاقی و انفسی بارها اعلام شده است:
«یَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض».[9]
«أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فی أَنْفُسِهِم».[10]
اما قانون جذب نه تنها انسان را به فضایل اخلاقی رهنمون نمیشود، بلکه یکی از خطرناکترین امیال انسانی؛ یعنی «آز و طمع» را فعال نموده و بر ساحتهای متعالی روح انسان حکمفرما میکند. این میل اگر در وجود انسان فعال گردد، عقل را که یکی از ارزشمندترین قوای انسانی است تضعیف میکند. علی(ع) میفرماید: «بیشترین زمین خوردنهای عقل مربوط به جاهایی است که برق طمع جستن میکند».[11]
نکته دیگر آنکه در فرضیه جذب، آنچه شاه کلید محسوب میشود، تمرکز و تجسم مطلوب است، نه اقدام عملی، برنامهریزی و مشورت. در قانون جذب که مدعی است هرآنچه در ذهن تجسم شده و بدان تمرکز شود، به دست خواهد آمد، انسان به چیزی فراتر از ذهنگرایی دعوت نمیشود و تلاش و مجاهدتی در کار نیست. انرژیها نه در میدان عمل که در کنجی خلوت به کارگرفته میشود. عرصه عمل و تلاش، جای خود را به گوشهنشینی و انزوا میدهد. فکرگرایی و خیالپردازی جایگزین ارتباط منطقی با دنیای خارج میشود و عملیاتی کردن طرحها و ایدهها، جای خود را به تمرکز صرف بر آرزوها و اهداف میدهد. اما دیدگاه اسلام همان است که امام على(ع) فرمود: «عمل خود را رفیقت قرار ده و آرزویت را دشمنت»،[12] «آرزوهایتان را دروغگو بدانید و عمرتان را براى پرداختن به بهترین کارهایتان، غنیمت بشمارید و چونان صاحبان تشخیص و خِرد [به عمل] مبادرت کنید».[13]
بررسی و نقد روایت مورد استناد طرفداران قانون جذب
برخی خواستهاند از متون دینی نیز مدارک و شواهدی برای تأیید «قانون جذب» بیابند و به عنوان نمونه، این روایت امام صادق(ع) را همخوان با آن قانون پنداشتهاند:
«هنگامی که خدا را میخوانی، چنان بیندیش که دعایت برآورده شده و خواستهات آماده است«.[14]
اما با معیارهای موجود در تحلیل روایات، چنین برداشتی صحیح نیست. دعا به معنای درخواست خاشعانه از خداوندی است که تنها او میتواند آرزوی انسانها را برآورده سازد و انسان مؤمن چنان خدا را شناخته که تردیدی در استجابت دعایش ندارد. البته زمان استجابت را نیز به مشیت الهی پیوند میزند؛ زیرا نوع استجابت بهگونهای است که ممکن است خود همان چیزی که آرزو کرده – آن هم لزوماً در این دنیا – برآورده نشده بلکه در عوض، امتیازات بیشتری به بنده متواضع داده شود.[15]
درحالیکه بر اساس معیارهای موجود در «قانون جذب» همه اشیا و تمام هستی در خدمت سرخوشی انسان قرار دارند و انسان نه تنها تمنا نمیکند که فرمان میدهد و بر مسند خدایی تکیه میزند. انسانها ذهن خویش را مدیری کارآمد در پرداختها تصور کرده و قوه جاذبه ذهن را منبع درونی معرفی میکنند که با وجود این قدرت بیکران باطنی، هیچ منبع بیرونی دارای نقش، فرض نمیشود. به همین جهت جایگاه خدا در قانون جذب یک جایگاه متعالی نیست.
به همین جهت در قانون جذب، کسی به خشوع تشویق نمیشود و تواضع ارزش به حساب نمیآید.
بنابراین، قانون جذب تنها بر آفرینندگی ذهن و قدرت خداگونه تفکر تکیه میکند. از تفکر که بگذریم، تئوری راز در مورد ظرفیت دیگر استعدادهای بشری، ساکت و بلکه عادی بودن آنها را پذیرفته است، خصوصاً این فرضیه در مورد قوای مادی، مانند: قدرت جسمی انسان، قدرت بینایی و شنوایی و بویایی و ... ادعایی ندارد.
بر این اساس میتوان ادعا کرد که آموزههای دینی نه تنها همخوان با «قانون جذب» نیستند، بلکه در نقطهای مقابل در مواردی صریحاً اعلام میکنند که یکی از دلایل شناخت خدا آن است که انسان با تمام تمرکزها، برنامهریزیها و هدفگذاریها به آرزوی خود نخواهد رسید و این دلیل بر آن است که خواست انسان تابع کوچکی از خواست خداست.
این روایت در همین راستاست:
مردی به امام علی(ع) گفت: خدا را چگونه شناختی؟! فرمود: با از بین رفتن تصمیمها و به نتیجهنرسیدن فعالیتها! تصمیمی گرفتم و مشکلی پیش آمد که نتوانستم آن را عملی کنم و با جدیت به کاری پرداختم، اما قضا بر این بود که به هدفم نرسم و از این راه به این نتیجه رسیدم که تدبیر عالم به دست فردی غیر از خودم است! [16]
با این وجود، اسلام مخالف ریسکپذیری در راه رسیدن به آرزوهای دشوار نیست و اینگونه است که حضرت علی(ع) میفرماید: «إِذَا هِبْتَ أَمْراً فَقَعْ فِیهِ فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّیهِ أَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْه»؛[17] اگر از چیزى میترسى، خودت را در آن بیانداز، چون تحمل مشکل ذهنی که از بابت این تردید درگیرش هستی، دشوارتر از آن چیزی است که ترسش را داری!.
[1]. ر. ک: شریفی دوست، حمزه، قانون جذب، مجله مطالعات معنوی، بهار 1391 - شماره 3، ص 151.
[2]. راندا برن، قدرت، ترجمه معتکف، نفیسه، ص 68، نشر لیوسا، 1390ش.
[3]. راندا برن، راز، ترجمه معتکف، نفیسه، ص 32، نشر فراروان، 1387ش.
[4]. اسراء، 44.
[5]. نور، 41.
[6]. رعد، 2؛ ر. ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 11، ص 289، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.
[7]. ر.ک: راز، ص 57 - 62.
[8]. ر. ک: اوریزن، اسوت مادن، پیروزی فکر، ترجمه، سید حسینی، رضا، ص 156، نشر بامداد، 1379ش؛ آزمندیان، علیرضا، تکنولوژی فکر، ص 238، نشر تکنولوژی فکر، 1386ش.
[9]. آل عمران، 191.
[10]. روم، 8.
[11]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، ص 507، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.
[12]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص 134، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410ق.
[13]. همان، ص 152.
[14]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 473، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[15]. ر. ک: «نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا»، سؤال 721؛ «فلسفه دعا»، سؤال 8961؛ «شرایط و راههای استجابت دعا»، سؤال 2145.
[16]. شیخ صدوق، محمد بن علی، التوحید، ص 288، قم، جامعه مدرسین، 1398ق.
[17]. نهج البلاغة، ص 501.
- نظر علما در مورد قانون جذب چیست؟
- قانون جذب از دیدگاه مولانا چطور است؟
اینگونه سوالات ما را بر آن داشت تا در این موارد تحقیقاتی انجام داده و گزارشی ارایه کنیم.
آیا می خواهیم قانون جذب را به کسی که قبولش ندارد، بپذیرانیم؟
این کار شاید سخت ترین کاری باشد که قصد انجامش را دارید و اصلاً توصیه نمیشود. نه اینکه قانون جذب قابل اثبات نیست، اینکه فردی چیزی را نپذیرفته و شما بخواهید اصرار کنید و یا دلایلی بیاورید و زمان بگذارید تا نظر و باور شما را با توجه به توضیحات و ادله شما بپذیرد، این کار اشتباه بزرگی است. اولا ما باید به تفاوت نظرات و عقاید احترام بگذاریم، دوما این روش اثرگذاری روی باورها و اعتقادات دیگران جواب نمیدهد. شما هرگز نمیتوانید اعتقادات دیگری را تغییر دهید مگر اینکه خود فرد بخواهد و بپذیرد و خودش تصمیم به تغییر بگیرد. توضیح قانون جذب این هست که فرد باید در مدار باورهای جدید قرار بگیرد. من اینجا هرگز به دنبال اثبات قانون جذب نیستم، زیرا کسی که به این موضوعات علاقه نداشته باشد و در این مدار نباشد، هر چقدر برایش توضیح بدهیم هیچ فایدهای ندارد.
هر فردی تنها پیامها و حرفهایی را میشنود که در مدار آن قرار دارد.
اگر به فردی که در مدار فقر باشد، هر چقدر هم ایدههای ثروت آفرین بکر و مؤثر بدهید، هرگز نمیتواند آن ایدهها را باور کند و برای انجام آن حرکتی انجام نخواهد داد. دقت کنید دوستان! اصلاً این فرد در شرایطی قرار نمی گیرد که بخواهد چنین ایده هایی را دریافت کند. حتی اگر در چنین شرایطی هم قرار بگیرد، آن را نمی بیند و قدرت درکش را ندارد. دوستان دقت کنید:
شاید این افراد 1000 دلیل و مثال واقعی هم داشته باشند که قانون جذب برای آن ها جواب نداده است. این کاملا هم درست است. اما ما هم هزاران دلیل و مثال داریم که برای ما جواب میدهد. هر کسی به هر چیزی باور داشته باشد، همان واقعیت اوست. اما باید متوجه باشید که این با واقعیت بیرون از او می تواند کاملا تفاوت داشته باشد. به همین دلیل همیشه گفته ام، هیچ اصراری نیست که همه مردم کره زمین این قانون را قبول کنند، برای من همین کافی است که ایرانیان عزیزی که خودشان می خواهند در همه زمینه های زندگیشان رشد کنند و خودشان خالق زندگیشان باشند، این قانون را یاد گرفته و به خوبی اجرا کنند. جالب است بدانید، کتاب راز تاکنون با تیراژ 45میلیون نسخه سالهاست رکورددار پرفروش ترین کتاب در حوزه موفقیت فردی در جهان است و به 52 زبان ترجمه شده است. این عدد نشان دهنده قدرت قانون جذب و همچنین دلیلی محکم بر فراگیر شدن آن است. عموما اینگونه پدیده ها دهان به دهان به این محبوبیت می رسند. چه کسانی به کارگیری قانون جذب را به دیگران توصیه می کنند؟ بله درست حدس زدید، افرادی که قانون جذب را در زندگی خود به کار برده و نتیجه گرفته باشند آن را به دیگران نیز توصیه می کنند. پس اگر یک نفر دوست شما و یا فلان دکتر (مثلا دکتر هلاکویی) آن را قبول نمی کند، دلیل بر عدم کارکرد آن نیست. این یعنی این که فقط یک نفر هست که هنوز آن را بکار نگرفته تا اثرات آن را در زندگی و حال خود شاهد باشد و نه بیش.
قانون جذب از دیدگاه علوم دینی
بر اساس مطالعات بنده، از دیدگاه اسلام؛ قانون جذب مشکلی ندارد مگر اینکه افکار موهومی و غیر توحیدی در ذهن افراد پیدا شود. قانون جذب هرگز قدرت ذهن را جایگزین اراده خداوند رحمان نکرده و اصولا خواست و اراده الهی همیشه حاکم بر همه قوانین هستی است. علم حتی اگر توضیح درستی از قانون جذب داشته باشد ، بسیاری از مردم عامه قادر به درک و پذیرش آن نخواهند بود. علم همیشه وجود داشته و در هر برهه زمانی همیشه علم از اذهان عموم مردم جلوتر بوده زیرا از ذهن افراد بسیار معدودی علوم جدید کشف می شد و برای پیشرفت در زندگی عموم استفاده می گردید. دوستانم من نیز چون بسیاری افراد دیگر با قانون جذب بیشتر و بهتر اسلام را درک کردم و به خدای خودم نزدیک تر شدم. این تصمیم و خواست شماست که قانون جذب را چگونه در کنار باورهای دینی و مذهبی خود بکار بگیرید که در باورها و اعتقادات دینی شما خدشه ای وارد نشود. همیشه هم یادتان باشد شما هر پیامی را مختارید تحلیل کنید و بپذیرید و یا آنطور که می شود هم سویی کرد، تا بهترین ها را در کنار هم داشت و از قانون جذب هم سود کافی را برد.
شکرگزاری در قانون جذب و شکرگزاری در اسلام
یکی از ارکان اصلی قانون جذب شکرگزاری است. بسیاری از مخالفین مذهبی قانون جذب ایراد می گیرند که شکرگزاری قانون جذب معلوم نیست که از کیست و یا از کائنات است. شکرگزاری فقط از خدای رحمان معنا دارد و در قانون جذب هم شکرگزاری بابت داشته ها فقط از درگاه خداوند صورت می گیرد و تازه در قانون جذب شما می آموزید بابت چیزهایی که الان ندارید ولی دوست دارید داشته باشید هم ببینید و حس کنید که خدای رحمان آن را ارزانی داشته، بعد شکرگزار آن باشید.
آیا در قرآن به قانون جذب اشاره شده است؟
در کتب قبل از قرآن کریم، مانند انجیل، تورات و… اشارات زیادی شده که اینجا کاری با این موارد نداریم. در قرآن نیز در کنار اشاراتی که به داستان پیامبران و اقوام مختلف دارد، درس هایی ناب را آشکارا و پنهان از کاربرد قانون جذب در اختیار ما قرار داده است و در بسیاری از بخش ها مکرراً بیان شده که اهل عقل و تفکر آن را در خواهند یافت. دوستان واقعیت آن است که هرگز در قرآن و یا هیچ کتاب معتبر دینی دیگری، اشاره مستقیم به قانون جذب نشده، اما مگر در بسیاری از موارد دیگر، ما برداشت خود را مهم قلمداد نمی کنیم. پس تمام مواردی که در این پست بیان می شود، برداشت شخصی نویسنده از ترجمه فارسی تفسیر منابع موجود است.
ما مجبوریم برای بررسی موضوع به بخش ها و آیاتی از قران اشاره کنیم. بنده کارشناس علوم دینی و مترجم عربی نیستم و در این مقاله فقط برداشت خود را از منابع موجود در سطح اینترنت بیان می کنم. در مواردی که لازم بوده به مراجع و نظرات مراکز معتبر از طریق سایت آن ها، ارجاعاتی داشتم که در این بخش ارائه می شود.
دوستانم، باور قلبی من این است که مسلمان باید زرنگ باشد. اگر علم و دانشی بود که به سود و نفع مسلمان باشد، باید آن را در چهارچوب (اخلاق، منطق، علم، عقل و قانون) (شناخت درمانی دینی) آگاهانه ارزیابی و استفاده کند، حتی اگر قرار باشد تا چین پیاده برود. در موارد کوچکی هم که منافاتی دیده می شود، بیشتر تحقیق کند و از منابع اصلی پرس و جو کند و در نهایت بپذیرد و یا آن بخش را نپذیرد و بگذرد و نه آنکه کل موضوع قانون جذب را منکر شود. اگرچه بنده هم قبول دارم که برخی افراد در کتابها و سخنرانیهایشان از قانون جذب بهگونهای صحبت میکنند که گویی اصلاً این عالم خدایی ندارد و در توضیحات خود، انسان را محور هستی توصیف می کنند. اما توجه داشته باشید که این گونه ترجمان مبالغهآمیز و انحرافگونه، هرگز نباید ما را به خطا بیاندازند و باعث شوند که اصل قانون جذب را نفی یا انکار کنیم. این قانون بسیار بدیهی و ملموس است. همه مردم جهان درحال سود بردن از آن هستند و این در حالی است که انکار آن مثل این است که ما بخواهیم قانون جاذبهی زمین را انکار کنیم!
یکی از مصادیق قانون جذب در قران
با سوره حمد شروع می کنیم که آغاز هر کاری با آن زیباست: در این سوره، انسان با خدای رحمان گفتگو می کند.
بسم اﷲ اﻟرﺣﻣن اﻟرﺣﯾم
ابتدا با نام پروردگار شروع می کنیم که آرامش بخش دلهاست. این آرامش قانون جذب است. حس رضایت و امید و باور به وجود خدا، یگانگی و رحمت بیکران او در بخشندگی. ما قبول داریم که شخص باید کار را با نام خدا آغاز کند و به این موضوع کاملاً ایمان داشته باشد که خداوند هیچ چیزی را برای خودش نیافریده است، بلکه همه چیز برای انسان است و خداوند منتظر شخصی است که درخواست کند تا از آفریدههای خود به او ببخشد و خداوند بسیار بخشنده و مهربان است. پس باید کاری کنیم که آن شخصی که خداوند به دنبال اوست ما باشیم.
الحمدالله رب العالمین
« او را شکر می گوییم و سپاسگزار می شویم. » در این مرحله باید از خداوند به خاطر آنچه که به ما بخشیده تشکر کنیم. هم بابت چیزهای که به ما داده و هم چیزهای که از ما گرفته، چون خداوند هر چه که می بخشد از رحمتش است و هر چه که می گیرد از حکمتش و ما باید به خاطر هر دو از خداوند بزرگ و مهربان همیشه شاکر باشیم. پس در هر شرایطی و در هر موقعیتی، احساس خود را با تمرکز به نکات مثبت زندگی خود، خوب کنید و نگذارید حال بد، در شما گسترش پیدا کند. بر اساس قانون جذب زمانی که غمگین می شوید احساس بدی در درون شما ایجاد میشود و این احساس بد باعث میشود که اتفاقات بد بیشتری را تجربه کنید.
الرحمن الرحیم
« از او به نیکی یاد می کنیم که بخشنده و مهربان است. » گفتیم خداوند همه چیز را برای انسان متعالی می آفریند. ما با قانون جذب بر اساس آموزه های قرآن، تلاش میکنیم کاری کنیم که آن شخص مومن متعالی که خداوند مورد نظرش هست باشیم. ﺧداوﻧد را بهعنوان ﺳﺧﺎوﺗﻣﻧد مطلق ﺑﺷﻧﺎﺳﯾم و هرگز او را ﺧﺳﯾس ﻧﭘﻧدارﯾم. ﻧﺎم رﺣﻣﺎن ﺑرای اﻣور دﻧﯾوی و اﻟرﺣﯾم ﺑرای اﻣور اﺧروی اﺳت، پس آن چیزی ﮐه ﻣﺎ در ذهن دارﯾم و ﻣﯽ خواهیم ﺟذب کنیم، ﻣﯽ ﺗواﻧد از ھر دو ﻣورد دﻧﯾوی و اﺧروی ﺑﺎﺷد.
مالک یوم الدین
« به خود یادآور می شویم که باور داریم همه چیز از آن اوست شکی در آن نیست. » مرگی هست و رستاخیزی و آخرتی هست! ما می دانیم هر عملی نتیجه ای معادل به دنبال دارد. این اقدام و عمل همان اعمال ذهنی و بعد فیزیکی در قانون جذب است که گفتیم اگر مثبت باشد، انعکاسی مثبت و چنانکه منفی باشد انعکاس منفی آن را در زندگی خود خواهیم دید. این را دیگر به راحتی هم قانون جذب و هم روانشناسی پذیرفته که هر فکر و اقدام تو نتیجه ای در درون و بیرون دارد. اما در قران آمده که، علاوه بر این دنیا نتایج و انعکاسات افکار و اعمال خود را در آن دنیا نیز خواهیم دید که درواقع آن هم انعکاسی از عملکرد ذهنی و فیزیکی این دنیای من و شما است.
ایاک نعبد و ایاک نستعین
« خلوص و ارادت خود را همیشه به خدای رحمان ابراز می نماییم. » دوستان در قانون جذب ما درخواست خود را با در ارتعاش صحیح قرار گرفتن، به خدای رحمان اعلام می کنیم. ارتعاش و فرکانس انرژی ذهنی نامی است که علم روانشناسی امروز به آنچه قبلاً آن را ارتباط قلبی می دانستیم، نهاده است. اگر کسی با انرژی کارکرد مغز، فرکانس فکری و ارتعاش مشکل درک دارد، اولا می تواند تصور کند همان ارتباط قلبی عمیق با خدای رحمان است. در اینجا یادمان می ماند که ما همیشه یک معبود بیشتر نداریم و برای هر درخواستی فقط از خدای واحد استعانت می خواهیم. اگر کسی در قانون جذب پیامی غیر از این داد، ما بچه مسلمانان نمیتوانیم این پیام را بپذیریم. دوستان دقت کنید حتی واژه “کائنات” به مفهوم هر چیزی غیر از خدا و انسان است. کائنات هرگز خدا نیست. کائنات هرگز افریننده و خالق نیست. کائنات واسط بین عبد و معبودش است و دیگر هیچ. کائنات قوانین الهی است و هرچیزی که ما را به ریسمان الهی وصل میکند. دقت کنید که ما در قانون جذب، هرگز قدرت خدا را نفی نمیکنیم و باور داریم که همهچیز دست خداست و اگر او نخواهد، برگی از درخت به زمین نمیافتد. اما درعینحال میدانیم که خداوند قوانین را در جهان هستی قرار داده که شناسایی آن قوانین و احترام و همسویی با آن ها، ما را از موهبتهای الهی بهرهمند میسازد.
اهدنا الصراط المستقیم
« اصل درخواست خود را مطرح می کنیم »
صراط الذین انعمت علیهم…
« جزئیات درخواست را نیز مطرح می کنیم. » در بسیاری از مطالب مربوط به جذب ثروت در خصوص تغییر باور، برنامه ریزی، نحوه صحبت، رفتار صحیح و… بسیاری از این گونه موارد را خوانده و شنیده اید. خداوند به ذهن من و شما قدرت و قابلیت جذب داده است؛ بهطوری که وقتی به موضوعی فکر میکنیم، نوعی انرژی با فرکانس مشخص ساطع میکنیم. این انرژی توانایی انجام کار دارد و میتواند خواستهی ما را به سمتوسوی ما بکشد و جذب کند. ما در واقع سعی میکنیم از قدرت و توانایی که خداوند به ما داده است، به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم و درعینحال این را نیز باور داریم که هم قدرت فکر و هم قابلیت جذب را خداوند به ما بخشیده است. کوچکترین تردیدی ﺑه ﺧدا و لطف و کرم او نداﺷﺗه ﺑﺎﺷﯾم ﯾﺎ ﭼﺷم اﻣﯾدﻣﺎن ﺑه ﻏﯾر از ﺧدا نباﺷد و خواسته های خود را فقط از خدای بخشنده و مهربان بخواهیم و نه بنده او که اگر دیگری را خدای خود بدانیم مسلماً به خواسته خود نخواهیم رسید. (البته توسل به اولیاء خدا به عنوان شفیع درگاه حق منافاتی با این موضوع ندارد. چون آنان نزد پروردگار عالَم عزت و آبرو دارند.)
نمونه دیگر در آیه 7 از سوره ابراهیم است:
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ
« و هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: «اگر شکرگزاری کنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود؛ و اگر ناسپاسی کنید، مجازاتم شدید است! » » می دانید که شگر گزاری در قانون جذب یک اصل است و هرگز بدون شکر گزاری و احساس رضایت از هرچه هستی و هرچه دارید، قادر به کسب اهداف و جذب رویاهایتان نیستید. اینجا خدای رحمان واضح و روشن میگوید که شکرگزاری کنید تا به شما داده شود. بیشتر شکرگزاری کنید تا بیشتر به شما داده شود. دوستان آیا این همه کتاب که فقط در مورد شکرگزاری نوشته شده، پیام خدای رحمان را به ما نمی رساند؟ دوستان شما در قانون جذب بیشتر از هر روش و تکنیک دیگری شکرگزاری می کنید و شاکر خواهید بود. قانون جذب انقدر شکرگزاری را تاکید و سفارش میکند که امکان ندارد در دوره قانون جذب شرکت کنید ولی به آدمی تبدیل نشوید که همیشه و در همه حال شکر گزاری می کند و چه بسیار افرادی که نا دانسته . ناخواسته، با ناشکری و ناسپاسی داشته ها، بسیاری داشته ها، فرصت ها و شرایط پیش رو را از دست میدهند. حال انتخاب با خود شماست. در زندگی خودتان و دیگران تاثیر عمل به این آیه و قانون جذب را بررسی کنید و تصمیم جدیدی بگیرید.
نمونه ای از توصیههای ائمه علیهم السلام، در بهکارگیری قانون جذب
امام صادق علیه السلام فرمودند:« إذا دَعَوتَ فَظُنَّ أنَّ حاجَتَکَ بالباب»
«وقتی چیزی میخواهی و خواستهای داری، پس اینگونه بپندار و تصور کن که خواستهی تو دمِ در است (اجابت شده است).»
در اکثر کتابهایی که در زمینهی اجابت دعا وجود دارد آمده است که بعد از اینکه دعاکننده خواستهاش را از خداوند درخواست کرد، باید اینطور تصور و تجسم کند که دعایش اجابت شده و حاجتش برآورده شده است و یکی از شرایط لازم برای اجابت دعا را تصور تحقق خواسته و حاجت ذکر کردهاند. این فرمایش امام صادق علیهالسلام را از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد؛ یکی اینکه بگوییم این تصور اجابت دعا، به نوعی اثبات و اعلام حسنظن و امیدواری ما به خداوند است که همین حسنظن، ما را شایستهی دریافت رحمت الهی میکند. نگاه دیگر این است که بگوییم این تصور و تجسم خواستهها و اهداف، بهتنهایی موضوعیت دارد و همانطور که در قانون جذب مطرح است، منجر به جذب هدفمان میشود. زمانی که ما هدف خود را تحقق یافته تصور میکنیم، این ذهنیت مثبت و تصور خلاق، نوعی انرژی به عالم ساطع میکند که خواستهی ما را بهسوی ما میکشد. جالب است بدانید که هر دوی این نگرشها درست است.
دعا و ارتباط دعا با قانون جذب
دعا یعنی با احساس خوب و خلوص نیت از خدای رحمان درخواست کن و ببین و باور کن که در آینده و در زمان مناسب به تو داده خواهد شد. این همان باور قانون جذب هم هست که درخواست می کنیم و بابت آن شکرگزاری می کنیم. دوستان، شما با قانون جذب بیشتر حضور خدا را حس می کنید، چون تمام طول شبانه روز در حال شکر و ثنای او هستید و با حس خوب باور دارید که شما بنده خوب او هستید و خدای رحمان نظر لطفی بر شرایط زندگی شما دارد. کجای این احساس ایراد دارد؟ کسی که دعا میکند، همانطور که وظیفه دارد در راستای دعا و درخواستش تلاش جسمی هم داشته باشد و این تلاشها، در تحقق خواستهی او مؤثر است، در عین حال باید با ذهنیت مثبت و امیدواری، به خود تلقین کند و تجسم نماید که به خواستهاش دست یافته است. همانطور که تلاش جسمی برای رسیدن به اهداف مؤثر است، تلاش ذهنی نیز بسیار تأثیرگذار است.
ایجاد احساس خوب و شادی در قانون جذب و قرآن
ما در جهانی زندگی می کنیم که خداوند آن را با قوانینی ثابت آفریده است؛ قانون جذب یکی از قوانین جهان هستی است که می گوید: «اگر احساس خوبی داشته باشید، اتفاقات خوبی را تجربه می کنید؛ اگر احساس بدی داشته باشید، اتفاقات بدی را تجربه می کنید». به میزانی که شما احساس خوبی و آرامش داشته باشید، شرایط و اتفاقاتی را تجربه خواهید کرد که به شما احساس خوب و آرامش بیشتری را میدهد. اما میبینیم که افرادی بر این عقیدهاند که: شادی و خوشحالی با دین در تضاد است. انسان باید همیشه غمگین باشد. قانون جذب میگوید اگر غمگین و ناراحت باشید، ناراحتی بیشتری را تجربه میکنید و از طرف دیگر افراد زیادی هم میگویند که باید انسان غمگین باشد. در اینجا ما به یک تضاد برخورد میکنیم و قصد داریم در قرآن که کتاب مرجع است،این موضوع را بررسی کنیم.
چگونه حال خوبی داشته باشم؟
قانون جذب میگوید: هر فکر و احساس شما دارای یک فرکانس است،این فرکانس به جهان هستی ارسال میشود و جهان فرکانس شما را دریافت میکند و آن را مجدد به صورتهای مختلف ( اتفاق، شرایط، افراد، ماده و … ) به زندگی شما بر میگرداند. بهطور مثال اگر شما امیدوار باشید، احساس خوب داشته باشید در حال ارسال فرکانس مثبت به جهان هستی هستید و در همه حال و در هر شرایطی فقط و فقط اتفاقات خوب را تجربه خواهید کرد.کلمه حُزن در قرآن به معنای اندوهگین و غمگین است. این کلمه 42 بار و در 25 سوره در قرآن آمده است، که از این 42 مرتبه 35 بار با حرف «لا» یعنی به صورت نفی آمده است.
أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿یونس 62﴾
آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى شوند.
این آیه به این موضوع اشاره میکند که افرادی که با خداوند رابطه بسیار خوب و قوی ایجاد کردهاند، نه ترسی دارند و نه غمی و هیچگاه اندوهگین نمیشوند.
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿بقره 38﴾
فرمودیم جملگى از آن فرود آیید پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد آنان که هدایتم را پیروى کنند بر ایشان بیمى نیست و غمگین نخواهند شد.
این آیه در مورد حضرت آدم و حوا صحبت میکند و قانون جذب در قرآن به این صورت توضیح داده شده است که: کسانی که هدایت خداوند را میپذیرند، اندوهگین نمیشوند، احساس آرامش دارند، در این آیه هم به مفهوم فرکانس اشاره شده است: کسانی که در مسیر هدایت قرار بگیرند، در فرکانس هدایت باشند هیچگاه غم و اندوه و ترس را تجربه نمیکنند. فرکانس خداوند با فرکانس غم و اندوه متفاوت است و نمی توان همزمان در دو مسیر قرار گرفت.
وَلَا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئًا یُرِیدُ اللَّهُ أَلَّا یَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِی الْآخِرَهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿آل عمران 176﴾
و مبادا آنان که در کفر می شتابند، تو را اندوهگین کنند، آنان هرگز به خدا هیچ زیانی نمی رسانند، خدا می خواهد [به سزای کفرشان] هیچ بهره ای در آخرت برای آنان قرار ندهد، و برای آنان عذابی بزرگ است.
میبینیم که قانون جذب در قرآن در این آیه اینطور مطرحشده است که :خداوند نمیخواهد پیامبر دچار احساس بد شود و بهطور صریح به پیامبر گفته میشود که: تو نباید ناراحت شوی، تو نباید اندوهگین شوی، چرا که اگر احساس بدی پیدا کنی اتفاقات بدی برایت رخ میدهد.
وَأَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ ﴿قصص 7﴾
و به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر بده، پس هنگامی که [از سوی فرعونیان] بر او بترسی به دریایش انداز، و مترس و غمگین مباش که ما حتماً او را به تو باز می گردانیم، و او را از پیامبران قرار می دهیم.
اعتقاد به قانون جذب و درخواست کردن از خداوند هیچ گونه منافاتی با هم ندارند و در سلسله عوامل طولی، جذب ( منظور ما از جذب این است که شما بر روی چیزی تمرکز دارید و بعد به آن خواسته یا هدف دست می یابید و شاید از راهی که هیچ گاه تصورش را هم نمی کردید) یکی از تقدیرات الهی است که در اختیار بشر قرار داده شده است. کسی که از دکترش تشکر و قدردانی میکند که عمری دوباره به او داده هرگز به این معنی نیست که پزشک را خدای خود می پندارد و یا وحدانیت خدا را فراموش کرده است. دوستانم هدف این مقاله این بود که ذهن شما را به چالش بکشد و نگرش و نظر اسلام و قرآن را در مورد قانون جذب با هم مرور کنیم. موارد بسیار زیاد وجود دارد که وقتی دیدم اساتید دیگر به آن ها اشاره کرده اند، لازم به تکرار ندانستم. در انتها از شما دوستان درخواست می کنم اگر موارد دیگری را شما کشف کرده اید در زیر این پست، بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید تا به این مقاله اضافه گردد.
خداوند همیشه پشت و پناه همه ی ما باشد.
با تشکر از مطالعه شما.