#کتاب_بخوانیم



- اگر 1 جلد کتاب بخوانید ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند شوید.

- اگر 2 جلد کتاب بخوانید حتما به کتاب خواندن علاقه مند می شوید.

- اگر 3 جلد کتاب بخوانید به فکر فرو می روید.

- اگر 4 جلد کتاب بخوانید در خلوت با خودتان حرف می زنید.

- اگر 5 جلد کتاب بخوانید سیاهی ها را سفید و سفیدی ها را سیاه می بینید.

- اگر 6 جلد کتاب بخوانید نسبت به خیلی عقاید و نظرات بی باور میشوید و به توده های مردم و باورهایشان خشم می گیرید.

- اگر 7 جلد کتاب بخوانید کم کم عقاید و نظرات جدید پیدا می کنید.

- اگر 8 جلد کتاب بخوانید در مورد عقاید جدیدتان با دیگران بحث می کنید.

- اگر 9 جلد کتاب بخوانید در بحث ها یتان کار به مجادله می کشد.

- اگر 10 جلد کتاب بخوانید کم کم یاد می گیرید که با کسانی که کمتر از ده جلد کتاب خوانده اند بحث نکنید.

- اگر 100 جلد کتاب بخوانید دیگر با کسی بحث نمی کنید و سکوت پیشه می گیرید.

- اگر 1000 جلد کتاب بخوانید آن وقت است که یاد گرفته اید دیگر تحت تاثیر مکتوبات قرار نگیرید و با مهربانی در کنار دیگر مردمان زندگی می کنید و اگر کمکی از دستتان بر بیاید در حق دیگران و جامعه انجام میدهید و در فرصت مناسب سراغ کتاب هزار و یکم می‌روید anjomanenevisandeganr

مشاهیری که حقوق خوانده بودند

وکلاپرس- وکلا و حقوقدانانی در سراسر دنیا وجود دارند که با انگیزه‌های گوناگون تصمیم به تغییر مسیر حرفه‌ای خود گرفته‌اند و همین موضوع سبب شهرت جهانی آنان شده است.

به گزارش وکلاپرس، اصولا هنگامی که مردم به وکلا و افراد دارای مدرک حقوق فکر می کنند، به افرادی بسیار جدی فکر می‌کنند که کت و شلوار می‌پوشند. با این حال بسیاری از وکلا به دنبال مسیرهای حرفه ای کمتر سنتی هستند. برخی حتی در این راه شهرت و ثروت نیز پیدا می‌کنند!

در این گزارش به معرفی وکلا و حقوقدانانی پرداخته شده است که در حوزه‌های دیگری غیر از حرفه وکالت مشهور شده‌اند.

نلسون ماندلا

نلسون ماندلا در سن ۱۶ سالگی قصد داشت مشاور خصوصی خانه سلطنتی تمبو شود. اولین تلاش او برای گرفتن مدرک در دانشگاه فورت هار -که به دلیل سازماندهی تحریم علیه کیفیت غذا تعلیق شد- با شکست مواجه شد. اما زمانی که یکی از دوستانش برای او شغلی به عنوان کارمند در یک شرکت حقوقی پیدا کرد، ماندلا با شرکت در گفتگوها و مهمانی‌های کمونیستی که توسط همکارانش به آن دعوت شده بود، با یک گروه سیاسی مرتبط شد. ماندلا پس از اخذ مدرک لیسانس متوجه شد که تبدیل شدن به یک مشاور خصوصی برای او مناسب نیست و لذا تصمیم گرفت از طریق حقوق وارد سیاست شود.

ماندلا تنها دانشجوی بومی آفریقایی در دانشگاه ویتواترزند شد و در آنجا به کنگره ملی آفریقا پیوست. او به قدری به سیاست متعهد شد که تحصیلاتش نادیده گرفته شد تا اینکه در نهایت در سن ۳۱ سالگی مدرک خود را دریافت کرد. ماندلا با مشارکت در مقاومت در برابر آپارتاید، چندین بار دستگیر شد و در نهایت به جرم توطئه برای براندازی دولت به زندان افتاد. یک کمپین بین‌المللی خواستار آزادی او شد و پس از آزادی در سال ۱۹۹۰، در سال ۱۹۹۴ اولین رئیس جمهور سیاه پوست آفریقای جنوبی شد.

ماهاتما گاندی

گاندی از خانواده‌ای سرشناس بود و پدرش وزیر ارشد یک شهر بزرگ بود. او نوجوانی سرکش بود و علی‌رغم هشدارهایی مبنی بر اینکه با تحصیل در انگلیس موقعیت خود را از دست خواهد داد، تحصیلات خود را در کالج باوناگار بمبئی به نفع تحصیل در لندن رها کرد. به دنبال این نافرمانی، از سوی بزرگان جامعه مد بانیا که خانواده‌اش به آن تعلق داشتند، مطرود شد.

گاندی پس از پایان دوره تحصیلات به هند بازگشت و در آنجا برای یافتن کار تلاش کرد. سپس به آفریقای جنوبی سفر کرد و ۲۱ سال را در آنجا سپری کرد؛ ابتدا در حوزه حقوق کار کرد و سپس وارد سیاست شد؛ چرا که به طور فزاینده‌ای از بی‌عدالتی در جامعه آفریقای جنوبی آگاه شد. در سال ۱۹۱۵ با آموختن مهارت‌هایی که به عنوان یک رهبر سیاسی در آنجا به او خدمت می‌کرد، به هند بازگشت و به رهبری کنگره ملی هند ادامه داد و در نهایت استقلال هند از بریتانیا را به دست آورد.

فیدل کاسترو

فیدل کاسترو نیز در دوران تحصیل در رشته حقوق درگیر سیاست شد و این امر او را به سمت و سویی متفاوت سوق داد. کاسترو در دانشگاه درگیر فعالیت‌های خشونت‌آمیز شد و تهدید به مرگ شد. با گذشت زمان سیاست او از مخالفت با امپریالیسم و ​​فساد ایالات متحده به محکومیت نابرابری اجتماعی و اقتصادی تغییر کرد. او در سال ۱۹۴۹ مارکسیسم را کشف کرد و به این باور رسید که مشکلات کوبا تنها از طریق انقلاب قابل حل است. در سال ۱۹۵۲ از حرفه خود در حقوق فاصله گرفت و به دنبال انتخاب برای کنگره بود، اما پس از آن یک دیکتاتور نظامی قدرت را به دست گرفت و کاسترو به طور کلی ایمان خود را به دموکراسی از دست داد.

کاسترو در سال ۱۹۵۳ حمله به یک پادگان نظامی را رهبری کرد که شکست خورد و منجر به زندانی شدن او و سپس تبعیدش به مکزیک شد. در سال‌های ۱۹۵۶ و ۱۹۵۹ کارزار جنگ چریکی را آغاز کرد و از سال ۱۹۵۶ تا ۲۰۰۸، کاسترو به عنوان یک کشور کمونیستی تک حزبی بر کوبا حکومت کرد تا اینکه بیماری او را مجبور کرد به نفع برادرش کناره‌گیری کند.

باراک اوباما

چهل و چهارمین رئیس‌جمهور ایالات متحده پس از تحصیل در رشته علوم سیاسی در کلمبیا، مدرک حقوق خود را در مقطع فوق لیسانس از دانشکده هاروارد گرفت. اوباما بیش از یک دهه در دانشگاه شیکاگو قانون اساسی تدریس می‌کرد و تمام این مدت به عنوان وکیل حقوق مدنی کار می‌کرد.

انتخاب اوباما به عنوان اولین رئیس سیاه‌پوست مجله حقوق هاروارد باعث شد برای اولین بار در مطبوعات ملی ظاهر شود و از آنجا زندگی نامه خود را با عنوان رویاهای پدرم نوشت.

تونی بلر

تونی بلر از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۷ نخست وزیر بریتانیا بود. رشته حقوق دومین انتخاب شغلی او بود؛ او ابتدا سعی کرد یک مروج موسیقی راک شود اما پس از رها کردن این کار به دانشگاه، رفت و یک وکیل دادگستری شد. او مدت کوتاهی پس از فارغ‌التحصیلی از آکسفورد به حزب کارگر پیوست. او چندین بار به دنبال انتخاب به عنوان نامزد حزب احتمالی بود که در کرسی امن محافظه‌کاران در بیکنسفیلد شکست خورد و سپس برای کرسی امن حزب کارگر در Sedgefield انتخاب و برنده شد.

او در سال ۱۹۹۴ رهبر حزب کارگر شد و در سال ۱۹۹۷ با پیروزی قاطع به نخست وزیری رسید. او قبل از کناره‌گیری در دو انتخابات بعدی پیروز شد و در زمینه‌هایی مانند روند صلح ایرلند شمالی -که باعث شد دانشگاه کوئینز بلفاست به او دکترای افتخاری در حقوق اعطا کند- و ایجاد حداقل دستمزد ملی به موفقیت دست یافت اما این شهرت با حمایت او از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ لکه‌دار شد.

هیلاری کلینتون

هیلاری کلینتون مدرک حقوق خود را در سال ۱۹۷۳ از دانشگاه ییل گرفت و با همکلاسی خود – که در نهایت چهل و دومین رئیس جمهور ایالات متحده شد – بیل کلینتون ازدواج کرد. او در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۶ برای ریاست‌جمهوری نامزد شد.

کلینتون در سال ۱۹۷۸ اولین رئیس زن در یک شرکت خدمات حقوقی و یک سال بعد اولین شریک زن در موسسه حقوقی Rose در ایالات متحده شد او در سال ۲۰۰۰ اولین سناتور زن نیویورک شد

موضوعی که در موردکلینتون وجود دارد، استفاده از قانون برای کمک به افراد نیازمند است. او همواره حامی حقوق کودکان به ویژه در رابطه با ارائه آموزش به کودکان دارای معلولیت بوده است.

میشل اوباما

بانوی اول سابق ایالات متحده در سال ۱۹۸۸ در دانشکده حقوق هاروارد تحصیل کرد و پس از فارغ‌التحصیلی، در یک شرکت حقوقی در شیکاگو کار کرد و در آنجا با باراک اوباما آشنا شد.

هانری ماتیس

ماتیس در ابتدا رشته حقوق را انتخاب کرد تا بتواند از پس هزینه‌های زندگی بربیاید و پس از آن به عرصه هنر روی آورد. او برای تحصیل در رشته هنر به پاریس بازگشت و به عنوان یک نقاش شناخته شد. در سال ۱۸۹۶ و هفت سال پس از فارغ‌التحصیلی در رشته حقوق، دو نقاشی او در یک نمایشگاه پنج نفره توسط دولت خریداری شد. فعالیت هنری تا زمان مرگش در سال ۱۹۵۴ بیش از پنجاه سال به طول انجامید.

واشنگتن ایروینگ

شهرت واشنگتن ایروینگ بیشتر به‌خاطر داستان‌های کوتاهش «افسانه اسلیپی هالو» و «ریپ ون وینکل» است. او از دوران کودکی نویسنده‌ای مشتاق بود اما چندان اهل مطالعه نبود. تحصیل در رشته حقوق در اوایل قرن نوزدهم ایالات متحده لزوماً نیازی به حضور در دانشگاه نداشت و به همین دلیل ایروینگ به طور خصوصی نزد قاضی جوزیا اوگدن هافمن، وکیل و سیاستمدار تحصیل می‌کرد. ایروینگ از سال ۱۸۰۹ به بعد تلاش کرد تا از طریق نویسندگی امرار معاش کند.

با این حال ثابت شد که یادگیری رشته حقوق برای او بی‌فایده نبود؛ در آن زمان هیچ قانون بین‌المللی کپی رایت وجود نداشت و ایروینگ مانند بسیاری از نویسندگان، فروش خود را از طریق نسخه‌های غیرقانونی کتاب‌هایش از دست داد. ایروینگ در تلاشی برای مبارزه با این مشکل، به طور همزمان در ایالات متحده و بریتانیا به انتشار پرداخت تا قبل از اینکه دزدان فرصت سرقت آنها را پیدا کنند، حق چاپ آثار خود را در هر دو کشور داشته باشد.

جان گریشام

گریشام در سال ۱۹۸۱ با مدرک J.D از دانشکده حقوق دانشگاه می‌سی‌سی‌پی فارغ‌التحصیل شد و حدود یک دهه به وکالت پرداخت. این رمان‌نویس پرکار بیشتر به‌خاطر فیلم‌های هیجان‌انگیز حقوقی مانند A Time to Kill و The Firm شناخته می‌شود.

جرارد باتلر

این بازیگر اسکاتلندی مدت‌ها قبل از اینکه عدالت خونین خود را در فیلم‌هایی مانند ۳۰۰ و شهروند مطیع قانون اعمال کند، جایگاهی را در دانشکده حقوق دانشگاه گلاسکو به دست آورده بود..

باتلر قبل از اینکه لئونیداس پادشاه اسپارت شود، رئیس انجمن حقوق در دانشگاه گلاسکو بود و در سال ۱۹۹۲ با درجه ممتاز فارغ‌التحصیل شد. نمرات او به او کمک کرد تا دوره کارآموزی را در یکی از شرکت‌های حقوقی برتر ادینبورگ کسب کند، اما یک هفته قبل از پایان دوره کارآموزی‌اش، برای تماشای Trainspotting در جشنواره فیلم ادینبورگ رفت و در آنجا تصمیم گرفت قلب خود را دنبال کند و حرفه بازیگری را برگزید.

جما چان

این بازیگر آسیایی ثروتمند مدرک حقوق را از دانشگاه آکسفورد گرفت. به عقیده خودش حافظه قوی او در یادگیری قوانین سبب شده بود دیالوگ‌ها را به‌راحتی خفظ کند. با این حال معتقد است که قانون تحلیلی و بازیگری غریزی‌تر و احساساتی‌ است.

آندرا بوچلی

این خواننده مشهور از کودکی عاشق موسیقی بود اما والدینش برنامه‌های دیگری برایش داشتند. بوچلی برای راضی نگه داشتن مادر و پدرش، در دانشگاه پیزا در رشته حقوق تحصیل کرد و پس از فارغ‌التحصیلی از دانشکده حقوق، وکیل دادگستری شد. وقتی بوچلی در اوایل دهه ۱۹۹۰ به موفقیت بزرگ خود در عرصه موسیقی دست یافت، وکالت را رها کرد و هرگز به این حرفه بازنگشت.

جری اسپرینگر

جری اسپرینگر در سال ۱۹۶۵ از دانشگاه تولین با مدرک علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد و سه سال بعد از دانشکده حقوق دانشگاه نورث وسترن مدرک دکتری حقوق گرفت و حتی بیش از یک دهه به وکالت پرداخت. او پیش از اینکه در سال ۱۹۹۱ به مجری یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های تلویزیونی روزانه تبدیل شود، شهردار سینسیناتی اوهایو بود.

ربر ویلسون

ربر ویلسون که به خاطر بازی در فیلم‌هایی از جمله Pitch Perfect و Bridesmaids شناخته می‌شود، قبل از اینکه در هالیوود بزرگ شود، مدرک لیسانس حقوق را از دانشگاه نیو ساوت ولز گرفت.

این بازیگر استرالیایی در سال ۲۰۱۵ به یو اس ای تودی گفت که « در جریان بیماری مالاریا در آفریقا و بعد از اینکه توهم زدم برنده جایزه اسکار شده‌ام، به بازیگری روی آوردم. ویلسون تلاش کرد تا دو مسیری را که حین تحصیل در دانشگاه نیو ساوت ولز استرالیا آرزو داشت دنبال کند، متعادل کند. ویلسون همواره معتقد بود که هرگز برای پول وکالت نکرده‌ است. او در مصاحبه‌های خود اعلام کرده بود که برای دریافت مدرک حقوق باید خیلی سخت مطالعه کنید.

جان کلیس

کمدین جان کلیس احتمالاً به عنوان یکی از شش عضو گروه کمدی مونتی پایتون شناخته می‌شود، اگرچه نقش او به عنوان یکی از نویسندگان و ستاره سریال کمدی Fawlty Towers نیز قابل توجه است. این کمدین بریتانیایی در دانشکده حقوق در دانشگاه کمبریج تحصیل کرد و در آنجا با شریک نویسندگی کمدی خود (گراهام چپمن) آشنا شد

انتخاب دانشگاه کلیس بیشتر از انتخاب رشته تحصیلی‌اش در مسیر شغلی او تفاوت ایجاد کرده است. به نظر می رسد تحصیل در رشته حقوق در تصمیم‌گیری‌های دیگرش نقش داشته است. به عنوان مثال، کلیس از حامیان جدی سازمان حقوق بشر عفو بین‌الملل است و در سال ۱۹۷۶ یک سری نمایش‌های سودمند برای جمع‌آوری پول برای عفو بین‌الملل، انجام داد. او نه تنها محبوبیت نمایش‌های سودمند را به عنوان وسیله‌ای برای جمع‌آوری پول افزایش داد، بلکه بسیاری از هنرمندان را تشویق کرد تا به حامیان اختصاصی عفو بین‌الملل تبدیل شوند

تاریخچه  داستان در ایران و جهان

💥💥💥💥💥💥💥

تاریخ داستان نویسی در ایران به قرون اولیه بازمی گردد. زیرا ادبیات کهن ما با انواع و اقسام مختلفی از افسانه ها، تمثیل ها، حکایت ها و روایت ها در هم آمیخته است. اما داستان نویسی به سبک و سیاق امروزی از اروپا وارد ایران شده است.

✅یکی از اشکال کمال یافته داستان نویسی قالب رمان است که با تقابل جهان بینی نو و کهنه در فاصله زمانی اندکی در اروپا و در زمینه های مختلفی همچون فلسفه، دانش، هنر و ادبیات آغاز شد. اغلب نقطه شروع رمان به شکل نوین در ادبیات را کتاب دن کیشوت اثر سروانتس که تاریخ نگارش آن به سال ها 1616-1547 بازمی گردد، می دانند.
💥 این حرکت در داستان نویسی ادامه یافته و با ظهور افرادی هچون دانیل دفو، دیکنز، الیوت، بالزاک، فلوبر، هنری جیمز، داستایوسکی و تولستوی در نقاط مختلف جهان، رمان به اوج اقتدار خود می رسد.

✅داستان نویسی در ایران در قرون گذشته و به اشکال افسانه، حکایت، روایت، قصه و مثل رایج بوده است. داستان های فارسی اغلب جنبه های نمادین و تمثیلی داشته و برای تعلیم و تبیین مسائل اخلاقی، فلسفی و عرفانی به کار گرفته می شدند.

✅ حکایات سیاست نامه، قابوس نامه و گلستان سعدی از این قبیل هستند. همچنین برخی داستان ها همچون بوستان سعدی و مثنوی مولوی به نظم سروده شده اند. از دیگر نمونه های داستانی می توان به سمک عیار، داراب نامه،اسکندرنامه اشاره کرد.

✅رمان و رمان نویسی به سبک امروزی
💥رمان و رمان نویسی بک سبک امروزی آن تا پیش از ترجمه داستان های غربی در ایران سابقه نداشت. نخستین ترجمه ها اغلب دساتان های حادثه ای و سرگرم کننده بودند. زیرا مترجمان آن ها طبقه ای از اشراف بودند که تنها امکان یادگیری زبانی دیگر داشته و چندان با ادبیات غنی آشنا نبودند. از این رو کتاب های نویسندگان معروفی همچون بالزاک، داستایوسکی و تولستوی چندان مورد توجه این افراد قرار نمی گرفتند.

✅متاسفانه داستان نویسی جدید در ایران شباهت چندانی به گذشته ندارد و در کمتر داستانی رد پای ادبیات کهن به چشم می خورد. از این رو بسیاری از افراد از ادبیات کهن ایرانی بی اطلاع بوده و ادبیات را با شکل جدید آن می شناسند.

✅یکی از پیشروان نثر نوین ادبی پس از طالبوف و مراغه ای، محمدباقرمیرزا خسروی کرمانشاهی است که رمان شمس و ظغرا را در سال 1287 نوشت و در آن حمله مغول به ایران را ترسیم کرد. اگرچه این اثر زمینه ای تاریخی دارد اما نویسنده در آن به ماجرایی عاشقانه نیز پرداخته است.

✅مشفق کاظمی از نویسندگانی بود که در زمینه داستان نویسی اجتماعی پیش قدم شده و اولین رمان خود را با نام تهران مخوف به چاپ رساند. این رمان اوضاع نابسامان کشور در آُستانه کودتای 1299 را روایت می کند.

✍ داستان نویسی به سبک مدرن

✅در دوران مشروطه نیز برخی نویسندگان به مسائل اجتماعی و انتقاد از استبداد پرداختند. ادبیات این دوره کاملا مثاتر از فرهنگ غرب بود. کتاب های ستارگان فریب خورده اثر میرزا جعفر قراجه داغی در سال 1253، سیاحت نامه ابراهیم بیک در سال 1274، از این قیبل رمان ها هستند که می خواستند سنت شکن باشند اما همچنان با شگردهای ادبی قدیمی در پیوند بودند.

✅داستان نویسی مدرن در ایران که قدمت آن به حدود یک قرن می رسد، با مجموعه قصه های کوتاه یکی بود یکی نبود اثر محمدعلی جمالزاده آغاز شد. این کتاب یکی از مهمترین حوادث ادبی تاریخ ادبیات ایران را رقم زد. در همان دوران حسن مقدم نیز به داستان کوتاه نویسی روی آورد اما داستان نویسی را جدی نگرفته و به نمایشنامه نویسی پرداخت.
💥اما جمالزاده نخستین نویسنده یارانی بود که با آگاهی کامل و به دور از مقاله نویسی به نگارش داستان کوتاه پرداخت. اگرچه پیش از جمازاده نیز افرادی همچون دهخدا، علی عمو و کریم کشاورز دستی در نوشتن داستان واره های کوتاه و مضامین زندگی داشته اند.

✅پس از جمالزاده نویسندگانی همچون صادق هدایت، بزرگ علوی، صادق چوبک، به آذین، جلال آل احمد و ابراهیم گلستان نیز پا به عرصه گذاشته و راه او را ادامه دادند. این افراد آثار بسیاری ارزشمندی از خود به جای گذاشته اند که از این میان
می توان به
بوف کور،
چشمهایش،
تنگسیر،
دختر رعیت،
زن زیادی
و آذر ماه آخر پاییز
اشاره کرد.

بهترین راه برای آرامش شب
و ساختن فردایـی زیبا اینست که
قبل از خواب تصمیم بگیریم
فردا قلبی را شاد کنیم
تا شاهد لبخند زیبای خداوند باشیم

🌙✨

فواید کتاب خوانی

در واقع تنها دو چیز هست،
که می‌تواند یک انسان را تغییر دهد: عشقی بزرگ یا خواندن کتابی بزرگ!

-#پل‌دزلمان

‌📗📗📗📗📚
روزنامه فرانسوی فیگارو معتقد است کتابخوانی فایده های زیر را دارد:
1-مطالعه یک فرایند فعال ذهنی است.
2-مطالعه پایه های مهارت را فعال می سازد.
3-مطالعه واژگان شناخته شده ی شما را افزایش می دهد.
4- مطالعه این امکان را به شما می دهد تا به صورت اجمالی با سایر فرهنگ ها و مناطق اشنا شوید.
5- مطالعه تمرکز را افزایش می دهد.
6- مطالعه باعث ایجاد اعتماد به نفس می شود.
7- مطالعه انضباط فردی را افزایش می دهد.
8- مطالعه خلاقیت را افزایش می دهد.
9-مطالعه این امکان را به شما می دهد تا در رابطه با موضوعی صحبت کنید.
10- مطالعه کتاب سرگرمی ارزانی است.
11- مطالعه این امکان را به شما می دهد تا به اختیار خود مطالب بیاموزید.
12-مطالعه قوای استدلال شما را افزایش می دهد.
1 مطالعه باعث می شود تا اشتباهاتمان کاهش پیدا کند.
15- مطالعه کسالت را کاهش می دهد.
16-مطالعه می تواند زندگی شما را تغییر دهد.
17-مطالعه استرس را کاهش می دهد.
18- مطالعه شما را از مضرات دنیای دیجیتالی دور می سازد.
19-مطالعه کتاب همیشه از تماشای فیلم بهتر است.
20- مطالعه مشارکت ذهنی ایجاد می کند.
منبع:
روزنامه فرانسوی فیگارو
📖📖📖📖📒📒

در وصف نویسندگی

📖💟📖
بعضی از لحظات زندگی ام را دوبار زیسته ام
یکی آنگاه که آنها را زیسته ام
دیگر آنگاه که آنها را 《نوشته ام》
به یقین آنها را موقع نوشتن عمیق تر زیسته ام

شارل بودلر
📗📗☘

سوگند

بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
بر تو ای چشم گنه آلوده سوگند
بر آن لبخند جادویی، بر آن سیمای روشن
کز چشمان تو افتاده، آتش بر هستی من
عمریست، هر شب در رهگذارت
ماندم چشم انتظارت
شاید یک شب بیایی
دردا تنهای تنها
بگذشته بی تو شبها
در حسرت و جدایی
عاشقی گم کرده ره، بی آشیانم
مانده بر جا آتشی از کاروانم
زین پس محزون و خاموشم
عشقت خاکسترم کرد
در دست باد پاییزی
نشکفته پرپرم کرد
نشکفته پرپرم کرد
عمریست، هر شب در رهگذارت
ماندم چشم انتظارت
شاید یک شب بیایی
دردا تنهای تنها
بگذشته بی تو شبها
در حسرت و جدایی
زین پس محزون و خاموشم
عشقت خاکسترم کرد
در دست باد پاییزی
نشکفته پرپرم کرد
نشکفته پرپرم کرد

نمره قبولی گرفتن از شخصیت :

آزمون واقعی شخصیت این است:
که چگونه با کسی که هیچ سودی برای شما ندارد رفتار می‌کنید.

#جورج_اورول

نقد و بررسی فیلم شب

کارگردان: رسول صدرعاملی

فیلمنامه: کامبوزیا پرتوی (بر اساس طرحی از اصغر فرهادی)

تهیه کننده: سیدکمال طباطبایی

مدیر فیلمبرداری: ابراهیم غفوری

تدوین: بهرام دهقانی

موسیقی: محمدرضا علیقلی

طراح صحنه و لباس: آیدین ظریف

طراح چهره پردازی: محمد قومی

صدابردار: محمد مختاری

مدیر تولید: افشین قلی پور

مدت زمان: 97 دقیقه

بازيگران: عزت الله انتظامی، خسرو شکیبایی و امین حیایی

داستان :

داستان فیلم درباره گروهبانی ( امین حیایی ) است که می بایست مجرمی ( عزت الله انتظامی ) را تحویل مراجع قضایی بدهد اما بنا به شرایطی مجبور می شود شبی را در یک مهمان خانه قدیمی که توسط فردی به نام سید ( خسرو شکیبایی ) اداره می شود سپری کند و...

کارگردان :

رسول صدرعامی : تماشاگران جوان سینما او را بیشتر به دلیل سه گانه معروفش درباره دختران نوجوان به نامهای « من ترانه پانزده سال دارم » ، « دیشب باباتو دیدم آیدا » و « دختری با کفشهای کتانی » می شناسند اما اگر نگاهی به کارنامه صدرعاملی بیندازید متوجه خواهید شد که او یکی از تاثیرگذارترین چهره های سینمایی کشور در بعد از انقلاب اسلامی بوده است. او در سال 1363 فیلم « گلهای داوودی » را کارگردانی کرد که از جمله فیلمهای موفق اوایل انقلاب در کشورمان به حساب می آید. صدرعاملی همچنین در سال 1384 به همراه چند شریک ، موسسه فیلمیران را تاسیس کرد که می توان گفت در حال حاضر بیش از نیمی از فیلمهای ساخته شده در ایران را توزیع می کند!

درباره فیلم:

« شب » یکی از فیلمهای سه گانه صدرعاملی درباره مشهد مقدس است؛ نام دو فیلم دیگر « هر شب تنهایی » و « در انتظار معجزه » است.

« شب » در مجموع سه شخصیت محوری دارد اما نتوانسته به درستی به آنها بپردازد. شخصیت ها در حد یک تعریف روی کاغذ هستند و بیشتر از آن چیزی به تماشاگر نمی رسد.

ضعیف ترین شخصیت پردازی فیلم مربوط به مجرم ( همان عزت الله انتظامی ) است که تکلیفش با خودش معلوم نیست! صدرعاملی در « شب » این مرد پیر را به عنوان یک مجرم به تماشاگر معرفی می کند پس حتماً باید نشانی از بد بودن در او به چشم بیاید اما وی سرشار از نصیحت ها و حرف های مهربانانه است که بعید است از دهان یک خلافکار خارج شود!

این را هم باید اضافه کنم که این خلافکار عزیز به طبابت هم اشتغال دارد و ظاهراً آن را در سلولهای تاریک زندان آموخته! اگر شما خلافکاری را دیده اید که در زندان تبدیل به پزشک شده باشد به من هم خبر بدهید!

یکی از بزرگترین مشکلات تماشای فیلمهای به سبک « شب » این هست که شما می دانید در حال تماشای یک فیلم سفارشی هستید که از جانب یکی از بخش های دولتی حمایت شده است. در « شب » نیز چند سکانس بی ربط به فیلم گنجانده شده که هیچ سنخیتی با صحنه ندارند.

دیگر مشکل عجیب فیلم « شب » فیلمبرداری پر از ایراد است که مخصوصاً در فضای آزاد بدجوری توی ذوق می زند. نورپردازی در بعضی سکانس ها به حدی ضعیف و غیر حرفه ای است که امکان دارد روز و شب را با هم قاطی کنید!

این یکی از دیالوگ های فیلم است : « ای کاش یکی بود که منو به زیارت ببره! »

فیلم که به اواسط می رسد، مشکلی دیگری به نام عدم وجود خط داستانی هم به آن اضافه می شود! « شب » فیلمنامه ساده ای دارد و در اینگونه موارد، نیاز هست تا چند داستان فرعی هم به فیلم اضافه شود تا تماشاگر حداقل تا 90 دقیقه بتواند فیلم را ببیند و به انتها برساند، اما « شب » تنها در یک داستان چند خطی خلاصه می شود که می توان سر و ته قضیه را با 30-35 دقیقه جمع آورد!

در یکی از صحنه های بی جهت کش دار ، شاهد هستیم که گروهبان در حال صحبت با تلفن می باشد و ما هم بی هیچ دلیل خاصی در حال تماشای حرم مطهر امام رضا ( ع ) هستیم!

البته صدرعاملی تلاشهایی هم برای نگه داشتن مخاطب بر روی صندلی اش داشته، او تقریباً در اواسط فیلم شخصیت سید با بازی مرحوم خسرو شکیبایی را به داستان اضافه می کند اما این شخصیت به جز چند بار صحبت کوتاه، هیچ باری را از دوش فیلمنامه ضعیف « شب » بر نمی دارد.

« شب » از آخرین کارهای مرحوم خسرو شکیبایی است. فکر می کنم مرحوم شکیبایی در زمان بازی در این فیلم در وضعیت جسمانی مناسبی نبوده و این را می توان از نحوه حرکت کردن وی در فیلم به خوبی حس کرد. خدابیامرزدش اما نقش سید چیزی نبود که در حد و اندازه خسرو شکیبایی بوده باشد.

عزت الله انتظامی در نقش مجرم بازی خوبی دارد اما حیف که شخصیت پردازی ضعیف اجازه خودنمایی به استاد را نداده است. انتظامی به مانند همیشه عالی و بی نقص است اما معلوم نیست که ما باید او را به عنوان یک دکتر قبول کنیم، یا یک آدم خوب و یا یک خلافکار درجه یک! اگر صدرعاملی تعریفی مشخص برای شخصیت مجرم به مخاطب ارائه می داد ، چه بسا به انتظامی هم یک سیمرغ اهدا می کردند!

بهترین بازیگر فیلم همانطور که انتظار داشتم امین حیایی است. حیایی در این فیلم به خوبی حس استرس و نگرانی ناشی تحویل مجرم به مراجع قضایی را به تصویر کشیده است. حیایی مدتهاست که در حال ایفای نقشهای سطحی در سینمای ایران است، شاید اکران « شب » آن هم با 4 سال تاخیر! تلنگری به وی باشد برای اینکه یادش بیاید زمانی فیلمهای خوب هم بازی می کرده!

« شب » در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر به نمایش درآمد و توانست جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای امین حیایی به ارمغان بیاورد اما به دلائل نامعلومی 4 سال توقیف شد! هر چقدر که سعی می کنم دلیل توقیف این فیلم را متوجه شوم به جایی نمی رسم؛ موضوع فیلم مذهبی هست و خبری از بحث های سیاسی و شبه روشنفکری هم درش نیست، به نظرتان دلیل توقیف این فیلم چه بوده!؟

حرف آخر؟

به نظر نمی آید صدرعاملی دغدغه مالی چندانی برای اکران فیلم داشته باشد چراکه فیلم سفارشی هست و فیلمهای سفارشی هم که می دانید، پولشان از قبل درآمده است! ساخت سه گانه درباره زیارت حضرت امام رضا ( ع ) ایده بسیار خوبی بود که می توانست بازخوردهای بسیار خوبی هم به همراه داشته باشد اما مطابق معمول کسانی پشت فیلم بودند که نظراتشان را دیکته وار به صدرعاملی بابت ساخت این فیلم ارائه کردند و نتیجه اش هم فیلمی شده که یک لحظه داستانی است و لحظه ای دیگر حرم امام رضا ( ع ) را نشانمان می دهد! دوستان لطفاً برای ساخت فیلم با محوریت ائمه اطهار، دست کارگردان را باز بگذارید تا سوژه را به بهترین نحو به مخاطب ارائه کند تا مخاطب هم فیلم را قبول کند.

منتقد : میثم کریمی

زمانی مشهد این گونه بود

امیزه ای از معماری ایرانی و اسلامی

میدان آزادی؛ معرفی دیدنی های برج آزادی

حسین امانت کیست؟

حسین امانت زادهٔ ۱۳۲۱ خورشیدی طراح و معمار ایرانی مقیم کشور کانادا است.

بالاترین: برج آزادی (شهیاد قدیم) ۴۹ ساله شد/ ویدئو

معروف‌ترین اثر حسین امانت برج آزادی (شهیاد) است که در شهر تهران قرار دارد و به عنوان نماد پایتخت شناخته می‌شود.

حسین امانت در یک خانواده بهایی به دنیا آمد.

خانوادهٔ پدر حسین امانت اهل کاشان بودند و از طرف مادر همدانی-کاشانی است.

حسین امانت دانش‌آموخته دانشکدهٔ هنرهای زیبا دانشگاه تهران و از شاگردان حیدر غیایی و هوشنگ سیحون بوده است.

حسین امانت و سیحون

برج آزادی

میدان آزادی تهران یا همان میدان شهیاد سابق با وسعتی در حدود ۱۵ هزار مترمربع بزرگ‌ترین میدان در تهران و همچنین در میان کشورهای خاورمیانه است.

این میدان برج آزادی را در خود جای داده است.
میدان آزادی؛ معرفی دیدنی های برج آزادی

برج آزادی در سال ۱۳۴۹ توسط مهندس حسین امانت معمار ایرانی بعنوان نماد پایتخت ساخته شد.

در سال ۱۳۴۵ طرح یک نماد معرف ایران بین معماران ایرانی به مسابقه گذاشته شد که در نهایت طرح آقای امانت، بیست و شش ساله از دانشگاه تهران برنده و برای ساخت انتخاب شد.

مشرق نیوز - عکس/ نمایی شگفت‌انگیز از میدان آزادی

نمایی زیبا و متفاوت از میدان آزادی تهران

عملیات بنای برج آزادی در یازدهم آبان ۱۳۴۸ آغاز و پس از بیست و هشت ماه کار، در ۲۴ دیماه ۱۳۵۰ با نام برج شهیاد به بهره برداری رسید.

برج آزادی در ایران، نمونه‌هایی از نماد و نشانه‌های شهری است که معماری شاخص آن تلفیق طاق‌های معماری قبل و بعد از اسلام را بعنوان نمادی مدرن و چشم نواز جلوه‌گر می‌کند..

برج آزادی تلفیقی از معماری دوران هخامنشی – ساسانی و اسلامی است که حسین امانت طراحی آن را طبق معماری ایرانی – اسلامی انجام داد.

این بنای سه طبقه دارای چهار آسانسور و دو راه پله و ۲۸۶ پلکان است.

مساحت زیر بنای این میدان، حدود ۷۸ هزار مترمربع است و بنای آن به صورت دروازهای به ارتفاع حدود ۴۵ متر ساخته شده است که پنج متر آن داخل زمین فرو رفته است.

برج آزادی :

طاق آن از زمین، ۲۳ متر فاصله دارد و دارای هشت بخش مجزا است.

عرض پایه این بنا ۶۶ متر است و ساختن آن بیست و هشت ماه زمان برده است.

در محوطه میدان، ۶۵۰۰۰ مترمربع، به صورتی زیبا باغچه‌بندی و گل کاری شده است. در ساختمان آن ۲۵۰۰۰ قطعه سنگ به کار رفته و ۹۰۰ تن آهن مصرف شده‌است.

از شهیاد تا آزادی-مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی

مجموعه فرهنگی آزادی، متشکل از چند بخش در طبقه تحتانی برج آزادی قرار دارد و شامل موزه، کتابخانه، واحد سمعی و بصری، سالن نگارخانه و نمایشگاه، سالن اجتماعات، سالن برگزاری همایش و کنفرانس است.

مجموعه فرهنگی با ۵۰۰۰ مترمربع در برگیرنده برج اصلی نیز هست.

کتابخانه مجموعه، با مساحتی حدود ۲۷۱۵ مترمربع و بیش از ۵۰۰۰۰ جلد کتاب، بسیار مجهز است و کتابخانه محققان و مؤلفان نیز، با مساحت ۲۴۳ مترمربع، مکانی است که از طریق ۳۰ دستگاه کامپیوتر به شبکه‌های اطلاع‌رسانی داخلی و خارجی متصل است.

یکی از ویژگی‌های موزه این بنا وجود تکه سنگی از کره ماه است که ریچارد نیکسون، رئیس جمهور سابق امریکا، در سفر به ایران به این موزه اهدا کرده بود..

میدان آزادی؛ معرفی دیدنی های برج آزادی

سالن ایران شناسی برج آزادی: برای آشنا شدن بازدیدکنندگان با ویژگی‌های متفاوت اقلیمی، اقتصادی و فرهنگی استان‌های مختلف کشور، فضایی به نام سالن ایران‌شناسی در مجموعه برج آزادی احداث شده است که از ویژگی‌های جذابی برخوردار است. مساحت این سالن ۱۱۲۲ مترمربع است. در این سالن نقشه‌ای با ماکت‌های متنوع از ایران طراحی و ساخته شده است. بازدیدکنندگان می‌توانند روی مسیری U شکل بر روی نوار نقاله متحرک حرکت کنند و با تماشای طرح‌ها و تصاویر متنوع از مراکز تاریخی، فرهنگی، صنعتی و مذهبی و هم‌چنین برخی از ویژگی‌های اقلیمی ایران از این مکان لذت ببرند. در بخش شمالی، آب‌نمایی با کاشی‌کاری و سنگ‌کاری بسیار جذابی برای نشان دادن نمادی از دریای خزر و در بخش جنوبی، حوضچه‌های زیبایی برای نشان دادن نمادی از خلیج‌فارس و دریای عمان قرار داده شده است. در این سالن آکواریومی بزرگ به ارتفاع ۲ متر در بخش شمالی و ۴ آکواریوم دیواری دیگر حاوی انواع ماهی‌های تزئینی برای بازدیدکنندگان به نمایش گذاشته شده است. هم‌چنین در این سالن به طور هم‌زمان فیلم‌هایی از آثار هنری و فرهنگی ایران، صنایع دستی شهرهای مختلف و تصاویر متعددی از وقایع انقلاب اسلامی در ۴ پرده پروژکتور بزرگ و ۲۸ صفحه نمایش مدار بسته در طرفین و کف سالن به اجرا گذاشته می‌شود و بازدیدکنندگان با جاذبه‌های ایران آشنا می‌شوند.

گذرگاه پیشینیان: این قسمت محلی است برای به نمایش در آوردن آثار هنرمندان و اشیا گوناگون که به تاریخ ایران مربوط می‌شود. چندین ویترین برای نمایش آثار در گذرگاه پیشینیان قرار داده شده است. موقعیت این بخش، در درب ورودی برج آزادی قرار داشته و از جذابیت‌های آن، نورپردازی‌های زیبا، درب سنگی و دهلیزهای ورودی است.

کتابخانه برج آزادی: کتابخانه برج آزادی یکی از بخش‌های آرام، دل‌نشین و فرهنگی این مجموعه محسوب می‌شود. به همین منظور فضایی به مساحت ۲۰۰ مترمربع به قسمت کتابخانه برج آزادی اختصاص داده شده است. در این بخش، بیش از ۱۱ هزار جلد کتاب وجود دارد که ۲ هزار جلد از آن‌ها شامل کتاب مرجع ارزشمند در زمینه‌های مختلف می‌شود. در این کتابخانه، کتب متفاوتی با موضوعاتی همچون تاریخی، هنری، اجتماعی، فرهنگی، معماری اسلامی و به زبان‌های فارسی، انگلیسی و فرانسوی در دسترس اعضای آن است. برای استفاده از این کتابخانه باید مراحل عضویت آن را طی کنید.
میدان آزادی؛ معرفی دیدنی های برج آزادی

تالار آینه: این تالار ۱۲ غرفه در دو طرف دارد که در آن تصاویر نمادین، طرح‌های حجمی، شهرسازی، صنعت نفت، حیات‌وحش، ورزش و محیط زیست به نمایش گذاشته می‌شود. طراحی ویترین‌ها توسط آینه انجام شده است که باعث می‌شود آن‌ها از اندازه واقعی‌شان بزرگ‌تر به نظر برسند. از جمله ویژگی‌های این بخش که مورد توجه همگان است، این است که فضای نمایشگاهی به آثار شاخص هنرمندان، صنایع دستی و کارگاه‌های آموزش هنری اختصاص داده شده است. تالار آینه از قسمت شمالی به نگارخانه اقوام، از ضلع شرقی به کتاب‌خانه و از ضلع جنوبی به بخش اداری منتهی می‌شود.

نگارخانه اقوام: در این بخش که ۸ ویترین دارد، اشیای مخصوص مردم شناسی و صنایع دستی به نمایش گذاشته می‌شود. نگارخانه اقوام یک راهروی بزرگ و به شکل نیم دایره است. بازدیدکنندگان با عبور از این راهرو، اطلاعات بسیار مفیدی را از فرهنگ اقوام به دست می‌آورند.

تالار کهن: تالار کهن در برج آزادی، موزه اصلی محسوب می‌شود و ویترین‌های مختلف و متفاوتی مخصوص نمایش موزه‌ای و اشیا نفیس دارد. مساحت این تالار ۳۴۶ مترمربع است و تنها سالن این بنا است که در قسمت زیرین برج قرار دارد. از مهم‌ترین نکات راجع به این تالار، وجود آسانسور و پلکان اصلی برج در این قسمت است. بازدیدکنندگان با استفاده از دو آسانسور تعبیه شده در این طبقه، می‌توانند به طبقات بالایی برج دسترسی داشته باشند.

نگار خانه بوستان: این سالن که در مجاورت کتا‌بخانه قرار دارد، کف‌پوش آن نارنجی است و گلخانه در گوشه آن قرار دارد. نگارخانه بوستان با سالنی وسیع و نورگیری مناسب، نگارخانه اصلی برج آزادی محسوب می‌شود که از فضای آرام آن جهت برگزاری نمایش‌های آثار تجسمی و کارگاه‌های آموزش هنری استفاده می‌شود.

راهروی فناوری: در این قسمت، بازدیدکنندگان می‌توانند جاذبه‌های مدرنی همچون روبات پیانیست، روبات پاسخگو، سامانه تصویری هوشمند، پایگاه دانستنی‌ها را مشاهده کنند. روبات پیانیست توسط مهندسان ایرانی ساخته شده است و می‌تواند با استفاده از پمپ‌های بادی و برنامه‌هایی که برای این ربات نوشته شده است، پیانو بنوازد. ربات پاسخگو می‌تواند به سؤال‌های مربوط به تاریخچه این برج و مشخصه‌های معماری آن پاسخ دهد. هم‌چنین پایگاه دانستنی‌ها دو سالن قرینه مدور دارد و از معماری سنتی و مدرن برای تزئینات سقف آن استفاده شده است.
میدان آزادی؛ معرفی دیدنی های برج آزادی

سالن مولتی ویژن: این سالن نمایش در عمق ۱۵ متری احداث شده است و با استفاده از بهترین و پیشرفته‌ترین امکانات نور، صدا و تصویر به جهت اجرای همایش، موسیقی و تئاتر ساخته شده است. سالن مولتی ویژن ۱۸ سکو و برای ۳۰۰ نفر ظرفیت دارد. علاوه بر موارد فوق، از این سالن برای اکران فیلم‌های سینمایی، اجرای نمایش، برگزاری کنسرت، برنامه و مسابقه‌های تلویزیونی، برگزاری همایش، نمایش لیزر، نایش مولتی ویژن نیز استفاده می‌شود. ویژگی‌های مهم سالن مولتی ویژن به شرح زیر است:
ویژگی‌های صحنه: مساحت ۱۱ در ۱۹ متر، ۱۷ متر عمق صحنه، طول ۲۰ متر، عرض ۲۵ متر
تجهیزات نور: ۳۰ عدد پروژکتور ۲kw، ۸ عدد پروژکتور لنزی ۲kw، ۲ عدد موینگ‌هد، ۲۸ عدد میز دیمر نور
تجهیزات صدا: ۲۴ عدد میز میکسر صدا، ۲ عدد میکروفون بی‌سیم، ۴ عدد میکروفون یقه‌ای
تجهیزات تصویر: ۳ عدد دیتا پروژکتور ۷۵۰۰ لومن و پرده نمایش ۵ در ۴ متری، دیتا پروژکتور مدل ۱۰۰۰۰ لومن و پرده سیلکو ۱۰ در ۶ متری، دیتا پروژکتور مدل ۷۵۰۰ لومن و قابل نمایش روی پرده آب، تجهیزات پخش فیلم با آپارات ۳۵ میلی‌متری.
تجهیزات تصویربرداری: ۳ دستگاه دوربین اسپیدام، میکسر تصویر و صدا و سیستم ضبط تصاویر.
تجهیزات گریم: هر اتاق دارای دو میز گریم، آبدارخانه مجزا، سرویس بهداشتی مجهز به سرشور
تجهیزات سالن پلاتو: دارای ابعاد ۱۴ در ۱۶ متر و ارتفاع ۴ متر، تعداد ۵۰ عدد کمد اختصاصی، اتاق رخت‌کن جدا.

سالن سینمای کوچک: این سالن ۵۱ صندلی دارد که تمامی این صندلی‌ها به افکت‌های حرکتی مجهز هستند. این سالن در سال ۱۳۸۸ توسط بنیاد رودکی ساخته شد و بهترین امکانات و نورپردازی لازم برای ایجاد فضای مجازی هنگام فیلم دیدن را داراست. موقعیت این سالن در مجاورت سالن ایران‌شناسی است و در ضلع شرقی ورودی برج قرار دارد.

سالن تشریفات: این قسمت از برج آزادی میزبان مراسمات فرهنگی و نشست‌های خبری است. همانند بسیاری از جاها که برای برگزاری مراسمات خود به سالن تشریفات نیاز دارند، برج آزادی نیز از این قضیه مستثنی نیست آثار حسین امانت

امانت معمار و طراح ساختمان سازمان میراث فرهنگی، چندین مدرسه، کتابخانه و یک شهرک تفریحی در کناره دریای خزر بوده ‌است.

او بعدها با گسترش کار خویش بناهایی در بیرون از کشور را نیز طراحی نمود، از آن دست، بنای سفارت ایران در پکن، پایتخت چین که متمایزترین سفارت‌خانه ناحیه دیپلماتیک در پکن است.

دیگر آثار:

  • ساختمان ابن سینا دردانشگاه صنعتی شریف (آریامهر پیشین) در سال ۱۳۵۴

حسین امانت دانشگاه شریف

  • دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

حسین امانت دانشکده مدیریت

  • ساختمان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری (مرکز صنایع دستی پیشین)، کامل شده در سال ۱۳۶۳
  • ساختمان سفارت ایران در پکن (کامل شده در سال ۱۳۶۲)

حسین امانت سفارت ایران

  • آسمانخراش هاریزونس، سن دیگو امریکا، ۲۰۰۱

حسین امانت برج‌های هورایزن در کالیفرنیا

  • کتابخانه مرکزی دانشگاه سیچوآن پکن، چین، ۲۰۰۵

گسترش فعالیت حسین امانت

  • ساختمان لگاسی، برنابی کانادا، ۲۰۰۸

حسین امانت LEGACY

  • دفتر معماری حسین امانت، ونکوور کانادا، ۲۰۰۹

حسین امانت دفتر معماری

  • ساختمان مرکزی رادیو تلویزیون پکن چین، ۲۰۱۱

حسین امانت ساختمان مرکزی رادیو تلویزیون پکن چین

  • یادمان ملی هولوکاست، اتاوا کانادا،۲۰۱۴

جوایز و افتخارات

  • 2001 جایزه موسسه بتن آمریکا
  • 1995 برتری در طراحی ساختمان ، سنگ مرمر از مسابقات یونان
  • 1985 جایزه تاکر برای تعالی معماری
  • 1975 مدال سلطنتی پهلوی برای طراحی
  • 1971 مدال هنر – وزارت معارف ایران

گروه آموزشی استوارسازان و سفر مارکت و''''''

سریال قضایی دایره قرمز

خبر را در ایتا خواندم باید منتظر ماند و دید که چگونه اثری قرار است روی آنتن برود. '🌐 تفاهم نامه مرکز وکلای قوه قضاییه با صدا و سیما: سریال تلویزیونی دایره‌های قرمز با محتوای آگاهی‌بخشی حقوقی و قضایی

🔹رئیس کل دادگستری استان مرکزی در حاشیه بازدید از پشت صحنه ساخت سریال دایره‌های قرمز در مجتمع دادگاه‌های حقوقی و خانواده شهر اراک گفت: در ایام تحول و تعالی قوه قضاییه و حرکت چند وجهی در جهت تحقق اهداف روشن دستگاه عدلیه با بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌های لازم جهت ترویج مفاهیم آگاهی‌بخش در جامعه امری ضروری است و در این بین ساخت سریال تلویزیونی اقدامی است که مجموعه قضایی استان از سال گذشته و طی تفاهم‌نامه مشترک با مرکز وکلا قوه قضاییه و صدا و سیمای استانی، مراحل پیش تولید آن را آغاز کرد و در اوایل اردیبهشت سال جاری فیلم‌برداری این مجموعه نمایشی داستانی آغاز شد.

🔹وی افزود: بی‌شک آگاهی‌بخشی به مخاطبین در انحای مختلف و با ابزار‌های نوین به منظور کاهش آسیب‌ها و معضلات اجتماعی و ارتقای فهم و بینش حقوقی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است و ساخت محتوا‌های بصری در قالب فیلم و سریال با توجه به ضریب نفوذ بالای آن در ذهن مخاطبان در راستای تحقق این مهم است، لذا در اقدامی بدیع، دادگستری استان مرکزی با هدف اجرای منویات رهبری معظم انقلاب که فرمودند: «تصویر رسانه‌ای قوه قضاییه باید ارتقا یابد» و نیز با همکاری مرکز وکلا قوه قضاییه، ساخت مجموعه نمایشی داستانی آگاهی‌بخش، تحت عنوان دایره‌های قرمز را دستور کار خود قرارداد که مراحل فیلم‌برداری این سریال، از هفته گذشته در استان مرکزی آغاز شده است.

🔹 رئیس کل دادگستری استان مرکزی افزود:از اواسط سال گذشته مراحل پژوهش و طرح داستان سریال مذکور با حضور کارگردان و نویسندگان آن در دادگستری استان مرکزی آغاز شد و با رویکرد الهام از پرونده‌های واقعی که درون مایه آگاهی‌بخشی به جامعه دارند، نگارش فیلم‌نامه اثر مذکور صورت پذیرفت.

🔹حجت‌الاسلام جزائی بیان کرد: سعی کردیم با استفاده از ظرفیت دستگاه قضایی و هنرمندان درون و برون استان، طی تعامل با سازمان‌ها و نهاد‌های مختلف از حداکثر امکانات جهت پیشبرد پروژه مذکور استفاده کنیم و در بحث پشتیبانی تخصصی و ابزاری حمایت‌های لازم را از ساخت این اثر داشته باشیم.

🔹 وی تصریح کرد: کار ارزشمند و قابل تأملی در استان آغاز شده که امیدوارم ثمرات قابل توجهی را به دنبال داشته باشد، لذا انتظار می‌رود، تمامی دستگاه‌ها و سازمان‌های مرتبط با این امر، با هم افزایی و تعامل مطلوب در جهت تحقق و تولید آن تسهیل‌گر باشند.

گفتنی است مجموعه نمایشی داستانی دایره‌های قرمز در ۱۳ قسمت ساخته می‌شود و قسمت نخست این مجموعه در هفته قوه قضاییه روی آنتن رسانه ملی خواهد رفت.

🔗 وکلاپرس @vokalapress
▫️

مگر ان یار می اید

چه بویست این چه بویست این مگر آن یار می‌آید

مگر آن یار گل رخسار از آن گلزار می‌آید

شبی یا پرده عودی و یا مشک عبرسودی

و یا یوسف بدین زودی از آن بازار می‌آید

چه نورست این چه تابست این چه ماه و آفتابست این

مگر آن یار خلوت جو ز کوه و غار می‌آید

سبوی می چه می‌جویی دهانش را چه می‌بویی

تو پنداری که او چون تو از این خمار می‌آید

چه نقصان آفتابی را اگر تنها رود در ره

چه نقصان حشمت مه را که بی‌دستار می‌آید

چه خورد این دل در آن محفل که همچون مست اندر گل

از آن میخانه چون مستان چه ناهموار می‌آید

مخسب امشب مخسب امشب قوامش گیر و دریابش

که او در حلقه مستان چنین بسیار می‌آید

گلستان می‌شود عالم چو سروش می‌کند سیران

قیامت می‌شود ظاهر چو در اظهار می‌آید

همه چون نقش دیواریم و جنبان می‌شویم آن دم

که نور نقش بند ما بر این دیوار می‌آید

گهی در کوی بیماران چو جالینوس می‌گردد

گهی بر شکل بیماران به حیلت زار می‌آید

خمش کردم خمش کردم که این دیوان شعر من

ز شرم آن پری چهره به استغفار می‌آید

از اول دل به رویایی نبند

با من امشب زیر باران گریه کن…
سر به زانوي خیابان گریه کن
مو به مو پیچ وخم هر کوچه را…


با خم موی پریشان گریه کن!
یا از اول دل به رویایی نبند…


یا بر این رویای ویران گریه کن!
عشق سلطان است و باقی بنده ایم
زیر تیغش پایکوبان گریه کن!


درد را باران نمی شوید ولی…
زیر باران زیر باران گریه کن…

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

مصطفی عدل

حاج سیدحسین شام غازانی ملقب به عدل‌الملک از سادات حسینی تبریز و در عصر خود از اعیان فاضل به حساب می‌آمد،‌ فرزند بزرگ او حاج میرزا مسعودخان پس از فوت پدر ملقب به لقب عدل‌الملک گردید. وی از متشخصین تبریز بود و مدتی روزنامه ناصری را منتشر می‌نمود.[1] چندین نفر از فرزندان این خانواده توانسته‌اند، به قله‌های موفقیت‌های سیاسی و علمی دست یازند. در این نوشتار به معرفی چند تن از این افراد پرداخته خواهد شد.

مصطفی عدل

مصطفی عدل معروف به منصورالسلطنه، فرزند حاج ابراهیم خلیل در 1261 (ه.ش) در تبریز تولد یافت. پدرش از سرشناسان و بزرگان تبریز بود که به شغل قضاوت اشتغال داشت.[2] مصطفی عدل تحصیلات ابتدائى و مقدماتى خود را در تبریز و زیر نظر معلمین خصوصی به پایان رسانید و به علت استعداد و هوش ذاتی در مدت کوتاهی توانست زبان فارسی و ادبیات عرب را فرا گیرد. و سپس در سن شانزده سالگی عازم مصر شد و دوره‌ى متوسطه را در آنجا گذرانید. و از ادیبان عربی دان ایران محسوب می‌گردد.[3] مصطفی عدل بعد از آن در پاریس و در رشته‌ حقوق مدرک‌ لیسانس گرفت.

در سال 1282(ه.ش) به ایران بازگشت و در وزارت امور خارجه استخدام شد و اولین ماموریت او نایب دومی سفارت ایران در مصر بود. که وی در ضمن انجام این ماموریت به عنوان طلبه وارد دانشگاه الازهر مصر شده و به فراگیری حقوق اسلامی پرداخت.[4] بعد با سمت نایب دوم مامور تفلیس گردید[5] و چندى در آن‌جا انجام وظیفه کرد تا سرانجام به تهران احضار و معاونت دارالترجمه وزارت امور خارجه را به او سپردند.

وی مدتی به عنوان کفیل وزارت امور خارجه دولت محمود جم فعالیت نمود.[6]

در 1286(ه.ش) به وزارت عدلیه انتقال یافت و سمت قضائى گرفت و کتابى تحت عنوان حقوق اساسى نوشت و به استادى مدرسه‌ علوم سیاسى برگزیده شد. منصورالسلطنه در جریان لغو کاپیتولاسیون در دولت صصمام‌السلطنه، یکی از اعضای هیاتی بود که برای بررسی و تنظیم قوانین جدید انتخاب شدند.[7] عدل در وزارت عدلیه مراحل ترقى را پیمود و به معاونت آن وزارتخانه رسید.[8] در کودتاى 1299(ه.ش) در کابینه‌ى صد روزه‌ سید ضیاءالدین طباطبائى به کفالت وزارت عدلیه منصوب شد.[9] در این هنگام سید ضیاء قصد داشت، تعداد زیادی از بازداشت شدگان جریان کودتا را در سیستم قضایی وی به اعدام محکوم نماید.[10] در این سمت قوانین مهمى مانند قانون ثبت اسناد و قانون مرور زمان را تهیه و به تصویب رسانیده، مورد اجرا قرارداد؛[11] ولى پس از سقوط کابینه‌ى سید ضیاءالدین، مدتى بیکار ماند، بعد از مدتی به عنوان کفیل وزارت عدلیه در دولت میرزا حسن‌خان مستوفی معرفی و مشغول به کار گشت.[12] مدتی به تدریس در مدرسه‌ى عالى حقوق پرداخت. در تشکیلات نوین عدلیه که در سال 1306 على‌اکبر داور بنیاد نهاد، عدل به خدمات قضائى دعوت شد و با رتبه‌ى 9 قضائى مدیرکل تهیه قوانین و احصائیه شد و در تهیه و تصویب قوانین مهمى که در آن تاریخ ضرورت کامل داشت، تلاش بسیار نمود و قریب 8 سال در این سمت باقى و برقرار بود.[13]

نقش فعال مصطفی عدل در حل مناقشات خارجی

در سال 1313(ه.ش) دولت عراق درباره اختلافات مرزی و شط‌العرب به جامعه ملل شکایت کرد و هیئتی به ریاست باقرکاظمی وزیر امور خارجه برای دفاع از حقوق ایران به سازمان ملل رفت. سید مصطفی‌خان عدل مدیر کل قوانین وزارت دادگستری از اعضاء برجسته این کمیسیون بود.[14]

حضور متعدد مصطفی عدل در کابینه‌های مختلف

در سال 1314(ه.ش) از وزارت عدلیه به وزارت امور خارجه انتقال یافت و سمت وزیر مختارى ایران در ژنو و نمایندگى دائمى در جامعه‌ى ملل به او تفویض شد و در همین سمت ریاست صدمین دوره‌ اجلاسیه شوراى جامعه‌ى ملل را عهده‌دار گردید. در 1316 به ایران بازگشت و به سمت معاونت وزارت امور خارجه منصوب و چندى نیز عهده‌ دار کفایت آن وزارتخانه شد. در 1317(ه.ش) به وزیرمختارى ایران در ایتالیا تعیین گردید و تا مهرماه 1320(ه.ش) (1941م) در آن سمت انجام وظیفه مى‌کرد.

پس از اشغال ایران از طرف قواى متفقین و قطع رابطه‌ى سیاسى ایران و ایتالیا به تهران احضار شد[15] و از طرف دکتر عیسى صدیق وزیر فرهنگ وقت، به جاى على‌‌اکبر دهخدا که به علت تحقیق و تدوین لغت‌نامه از حضور در دانشکده معذور بود، به ریاست دانشکده‌ى حقوق و علوم سیاسى و اقتصاد برقرار گردید.[16] وى دکتر عبدالله معظمى را به معاونت خویش به جاى دکتر على شایگان که به علت تندخوئیها همگان را از خود ناراضی نموده بود، برگزید. در اسفند سال 1320(ه.ش) در آخرین ترمیم کابینه‌ ذکاءالملک فروغى به وزارت فرهنگ معرفى شد؛ ولى این وزارت مصادف شد با استعفاى فروغى و کابینه سقوط نمود.[17] جانشین فروغى، على سهیلى بود که در کابینه‌ى خود، عدل را در وزارت فرهنگ تثبیت کرد.[18] در نخست‌وزیرى دوم على سهیلى در 1322، عدل وزیر مشاور کابینه شد.[19] در سال بعد همان سمت را در کابینه‌ى محمد ساعد مراغه عهده‌دار گردید.[20] در آذر 1323 در کابینه‌ى مرتضى قلى بیات (سهام‌السلطان) به سمت وزیر دادگسترى تعیین و به مجلس شوراى ملى معرفى شد.[21] در کابینه‌ى اول ابراهیم حکیمى و کابینه‌ى محسن صدر، وزیر مشاور گردید.[22] در 1324 با سمت ریاست هیئت نمایندگى ایران در کنفرانس سانفرانسیسکو شرکت نموده، نطق مفصل و بلیغى به زبان فرانسه در مورد تخلیه‌ ایران و پرداخت خسارات ناشى از جنگ ایراد نمود و بعد در مجمع عمومى سازمان ملل متحد در نیویورک حضور به هم رسانیده، درباره‌ حقانیت ایران و حفظ استقلال و تمامیت ارضى کشور تلاش بسیار نمود. و از جانب ایران منشور ملل متحد را امضاء نمود.[23] در سال 1326(ه.ش) در کابینه‌ى احمد قوام، وزیر دادگسترى شد.[24] در سال 1327(1948م) در نخست‌وزیرى عبدالحسین هژیر و محمد ساعد مراغه‌اى، سمت وزارت مشاور داشت.[25] در سال 1328 پس از تاسیس مجلس سنا در ایران از طرف شاه به سناتورى آذربایجان انتخاب شد. که در همین دوره نمایندگی بود که فوت نموده و به جای ایشان علی هیئت منصوب شد.[26]

او در مجموع دوبار وزیر فرهنگ، دو نوبت وزیر دادگسترى و 7 بار وزیر مشاور در کابینه‌هاى ایران بوده است. مصطفى عدل علاوه بر استادى و ریاست دانشکده‌ى حقوق یکى از علما و حقوقدانان ایران بود و در تمام کمیسیون‌هائى که براى تهیه‌ى قوانین تشکیل مى‌شد، عضویت داشت. پس از تصویب قانون مدنى ایران وى شرحى از قانون مزبور تهیه و انتشار داد که به عنوان حقوق مدنی به چاپ رسید. این کتاب علاوه بر تدریس در دانشگاه مورد استفاده قضات دادگسترى نیز واقع مى‌شد و قریب نیم قرن کتاب مزبور از بهترین منابع حقوق مدنى ایران بود و به دفعات تجدید چاپ شده است. عدل در جوانى به دامادی میرزا رضاقلى‌خان هدایت (نیرالملک) درآمد. نیرالملک نیز از بزرگان علم و ادب بود و علاوه بر وزارت معارف چندى ریاست دیوان عالى تمیز را داشت. از عدل هنگام مرگش یک پسر و چهار دختر باقى ماند. ناصر ذوالفقارى، دکتر محسن مظاهر، دکتر طاهر ضیائى دامادهاى او بودند.[27] مصطفی عدل منصورالسلطنه در 21 تیرماه سال 1329(ه.ش) به علت بیماری سرطان درگذشت.[28]

مرحوم مصطفی عدل مورد توجه و علاقه شدید مردم آذربایجان قرار داشت. به نحوی که در جریان بحران دموکراسی ایران(1320-1322) که جمعیت آذربایجانی‌ها مقیم تهران در کار سیاست نفوذ زیادی داشتند، ‌عدل مورد حمایت آن‌ها بود و بدین وسیله در اغلب کابینه‌ها حضور داشت،‌ زمانی وی را به عنوان کاندیدای نخست وزیری معرفی کردند که با مخالفت خود وی مواجه شدند.[29]

احمدحسین عدل

احمدحسین عدل متولد سال 1277(ه.ش) در تبریز است. پدرش مسعود عدل‌الملک و پدربزرگش حاج سید حسین شام غازانی از اعیان و مالکین آذربایجان بود. پس از انجام تحصیلات مقدماتى در مدارس تبریز، براى ادامه‌ تحصیل عازم فرانسه شد.[30] تحصیلات متوسطه خود را در پاریس طى کرد و وارد دانشکده‌ کشاورزى شده، درجه‌ لیسانس گرفت. مدتی در فرانسه به شغل دبیرى اشتغال داشت تا این‌که در 1302 و در بازگشت به کشور، وارد وزارت فوائد عامه و تجارت شد و به تاسیس مدرسه‌ کشاورزی پرداخت و مدیر و استاد و رئیس مدرسه‌ کشاورزی کرج شد.[31] این مدرسه بعدا تبدیل به دانشکده‌ کشاورزى شد.

در 1309(ه.ش) که وزارت فوائد عامه به سه اداره کل تقسیم شد، یکى از ادارات، اداره کل کشاورزى بود که احمد حسین عدل به معاونت آن اداره انتخاب شد. در 1316ش به کفالت همان اداره‌ تعیین گردید.[32] دو سال در سمت کفالت باقى بود تا این‌که از کار دولتی کناره گرفت و به شغل تجارت پرداخت. در اسفند 1320 در کابینه‌ على سهیلى به وزارت کشاورزى که بیش از چند ماه از تاسیس آن نمى‌گذشت،‌ تعیین گردید[33] و در کابینه‌ بعدى که ریاست آن را احمد قوام داشت، هم‌چنان وزیر کشاورزى بود. در 1324 در دولت ابراهیم حکیمى، وزیر کشاورزى شد[34] و در کابینه های‌ احمد قوام در 1326 در دو مورد، وزیر کشاورزى بود.[35]

احمدحسین، در سال‌های 1326 و 1328 به ریاست شوراى عالى برنامه‌ هفت ساله منصوب شد. و در سال 1330 به ریاست شورای عالی سازمان برنامه بود.[36] در 1332 در کابینه‌ سپهبد زاهدى به وزارت کشاورزى منصوب گردید و تا پایان دولت مزبور که یک سال و نیم طول کشید، مقام وزارت داشت.[37] در این دوره وزارت احمدحسین، وی لایحه عمران روستاها و تعاون روستائیان را تقدیم مجلس نمود.[38]

وی عضو باشگاه فراماسونری همایون تهران بود.[39] وی در اصفهان مدیریت کارخانه‌ بافندگى و ریسندگى ریسباف را عهده‌دار گردید. پس از مدتى، ریاست کارخانه‌ ریسندگى و بافندگى زاینده‌رود را به عهده گرفت و در این سمت ریاست سندیکاى صنایع اصفهان نیز به او واگذار شد. [40]در 1341 هنگامى که با اتومبیل خود از اصفهان عازم تهران بود، در جاده قم به تهران با کامیون تصادف نمود، خود و فرزندنش کشته شدند.[41] عدل یکى از بنیانگذاران کشاورزى جدید ایران است. گذشته از تاسیس دانشکده‌ کشاورزى کرج، سال‌هاى طولانى در آن دانشکده تدریس مى‌کرد و مقالات تحقیقى زیادى در جراید درباره‌ کشاورزى انتشار داد.

یحیی عدل

پرفسور یحیی عدل، جراج و پزشک معروف، فرزند میرزا یوسف‌خان قائم‌مقام آذربایجانى یکی از پسران حاج سید حسین شام غازانی، متولد 1287(ه.ش) است. در نوجوانى به همراه برادر بزرگترش غلامرضا عدل به فرانسه اعزام شدند، غلامرضا موفق به اخذ دکترا در رشتة کشاورزی شد[42] و یحیی در رشته‌ فلسفه و ریاضى دیپلم گرفت.[43] پرفسور خود درباره تحصیل در فرانسه چنین می‌گوید: «در پاریس دورة متوسطه را به پایان رسانیدیم و چون در ایران فرانسه خوانده بودیم برای ادامه درس جز دو سه ماه اولیه مشکلی نداشتیم. در سال آخر تحصیلات متوسطه یا باید ریاضیات می‌خواندیم یا فلسفه. من رشته ریاضی را تمام کردم و قصد داشتم مهندسی بخوانم چون ریاضیاتم قوی بود. دو سه ماهی آن را شروع کرده بودم که دکتر حبیب عدل عمویم، مرا تشویق کرد که پزشک شوم، چون معتقد بود هر که مهندسی بخواند، باید کارمند دولت شود و نمیتواند مستقل کار کند».[44]

به همین علت به دانشکده‌ پزشکى پاریس وارد گردید و پس از 8 سال تحصیل موفق اخذ مدرک دکترا و تخصص در جراحى عمومى شد. در سال 1318 در مسابقه دانشیاری شرکت جُست و به اخذ دیپلم اگرگاسیون در جراحی عمومی و میزراه موفق و به عضویت مجمع کالبدشناسی پاریس پذیرفته شد.[45]

پس از چند سال کار و تجربه در فرانسه و اخذ درجه‌ پروفسورى به ایران آمد[46] و در دانشکده‌ پزشکى استخدام شد و استادى کرسى جراحى عمومى و ریاست بخش جراحى بیمارستان ابن‌سینا به او واگذار شد. عدل در کار جراحى، طبابت و جسارت را توام نمود و همه روزه دست به عمل جراحى مى‌زد. در آن تاریخ جراح تحصیل‌کرده در ایران کم بود و همین امر باعث شد که او روزانه چند عمل جراحى انجام دهد. در مدتى کوتاه، اسم وی بر سر زبان‌ها افتاد، در چند بیمارستان به طبابت پرداخته و علاوه بر آن مطب خصوصى دائر نمود و تدریجا نام وى سر زبانها افتاد و به عنوان اولین جراح ایران معروف شد.

وی یکی از پزشکانی بود که هر روزه از دکتر حسین فاطمی بعد از جریان ترورش و به درخواست خود فاطمی بازدید می‌کرد و او را معاینه می‌نمود.[47]

در راهنمای دانشگاه تهران در سال 1347(ه.ش)، از پروفسور عدل در سمتِ عضو هیئت امنای دانشگاه تهران و نیز در جایی دیگر در ردیف استادان گروه جراحی دانشکدة پزشکی، یاد شده است.[48] و در خرداد ماه سال 1353(ه.ش) به عنوان نایب رئیس نظام پزشکی کشور انتخاب گردید.[49]

همین اشتهار موجب شد تا با مقامات بالا حسن روابط پیدا کند. گذشته از یک جراح معروف، یک شخصیت سیاسى شد، به طورى که بعد از کناره‌گیرى با کنار گذاشتن امیراسدالله علم، دبیرکل حزب مردم گردید.[50] غیر از استادی و جراحی و تربیت جراحان زبردست کشور، به عللی به سیاست نیز علاقه نشان داد و به سناتوری رسید.[51] مجموعا چهار دوره سناتور بود و 16 سال بر این کرسى تکیه زد.[52] از وی چندین اثر علمی در قالب کتاب و مقاله به جای مانده است.[53]

او دوست و هم‌بازی قمار شاه و پدر زن پسر علیرضا پهلوی (علی پاتریک) برادر تنی شاه بوده است که البته دختر وی که افلیج نیز بوده است، در جریان تیراندازی توسط ماموران ساواک کشته شد.[54] رژیم علت حمله ساواک به برادرزاده شاه و خانواده‌اش را اعلام نکرد. اما بعدا مشخص شد که علی پاتریک دارای افکار انقلابی و تمایلات چپی بوده، علیه سلطنت عموی خود مبارزه زیرزمینی داشته است.

وی جز برای بازی و قمار رفت و آمد زیادی در دربار نداشته است و در سناتوری نیز معمولا آلت دست شاه بود.[55] و به خاطر همین خصوصیتش در مواقع حساس از وی به عنوان یکی از کاندیداهای نخست وزیری نیز نام برده شده است.[56]

سرانجام پرفسور یحیی عدل که در محافل پزشکی از وی با عنوان پدر جراحی نوین ایران نام برده می‌شد، در بهمن ماه سال 1381(ه.ش) در تهران چشم از جهان فرو بست.

منابع :

[1]. مجتهدی، مهدی؛ رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، به کوشش غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز، زرین، چاپ دوم، 1379، ص 207.

[2]. عاقلی، باقر؛ شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، تهران، نشر گفتار با همکاری نشر علم، چاپ 1، 1380، ج 2، ص 995.

[3]. همان، ص 955.

[4]. عاقلی، باقر؛ ‌زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، تهران، ‌انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ اول، 1379، ص 302 و 303.

[5]. مرسلوند، حسن؛ زندگینامه رجال و مشاهیر ایران ( 1299-1320ه.ش)، تهران، انتشارات الهام، چاپ اول، 1369، ج 4، ص 315.

[6]. عاقلی، باقر؛‌ زندگینامه و شرح حال وزرای امورخارجه، پیشین، ص 302.

[7]. همو، نخست وزیران ایران از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ 2، 1374، ص 239.

[8]. معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، چاپ نهم، 1375، ج 5، ص 1164.

[9]. مکی، حسین؛ تاریخ بیست ساله ایران، تهران، انتشارات علمی، چاپ اول، 1374، ج 1، ص 263.

[10]. همان، ج 1، ص 321.

[11]. همان، ج 1، ص 355.

[12]. همان، ج 4، ص 103.

[13]. عاقلی، باقر؛ ‌زندگینامه و شرح حال وزاری امور خارجه، پیشین، ص 303.

[14]. همان، ص 304.

[15]. مجتهدی، مهدی؛ رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، به کوشش غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز، زرین، چاپ دوم، 1379، ص 209.

[16]. مرسلوند، حسن؛ پیشین، ج 4، ص 315.

[17]. هروی؛ 22 نخست وزیر در 37 سال، تهران، نوگل، چاپ اول، 1384، ص 457.

[18]. عبدالله پور، احمد؛ نخست وزیران ایران، تهران، انتشارات علمی، چاپ 1، 1369، ص 192.

[19]. عاقلی، باقر؛‌ نخست وزیران، پیشین، ص 541.

[20]. عاقلی، شرح حال رجال، ج دوم، ص996.

[21]. همان، 996.

[22]. همان، ص996.

[23]. عاقلی، باقر؛ زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، پیشین، ص 306.

[24]. بهنود، مسعود، پیشین، ص 466.

[25]. همان، ص 468-469.

[26]. فرهنگ، عطاءالله؛ اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا دوره 24 قانونگذاری و نمایندگان مجلس سنا در هفت دوره تقنیه، چاپخانه مجلس شواری ملی، بی جا، خرداد 2536، ص 334.

[27]. عاقلی شرح حال رجال سیاسی و نظامی، پیشین، ص 997.

[28]. بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14، تهران، زوار، 1357، ج4، ص107 و 108.

[29]. عاقلی، باقر؛ زندگینامه و شرح حال وزرای امور خارجه، ‌ص 307

[30]. مرسلوند، حسن؛ ‌پیشین، ج 4، ص 313.

[31]. همان، ‌ج 4، ص 313.

[32]. مکی، حسین؛ تاریخ بیست ساله ایران، تهران، انتشارات علمی، چاپ اول، 1374، ج 6، ص 417.

[33]. عبدالله پور، پیشین، ص 192.

[34]. هروی، مهدی و سمیعی، احمد؛ 22 نخست وزیر در 37 سال، تهران، نوگل، چاپ اول، 1384، ص 465.

[35]. همان، ص 4586.

[36]. مرسلوند، حسن؛‌ پیشین، ج 4، ص 313.

[37]. عبدالله پور، پیشین، ص 248.

[38]. عاقلی، باقر؛ روز شمار، پیشین، ج 2، ص 39.

[39]. فراماسونرها، روتارین ها و لاینزهای ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، چاپ اول، 1377، ص 327.

[40]. مرسلوند، پیشین، ج 4، ص 313.

[41]. معین، محمد؛ فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، چاپ نهم، 1375، ج 5، ص 1164.

[42]. مجتهدی، مهدی؛ پیشین، ص 207-210.

[43]. حسابی، عبدالحمید؛ بزرگمرد تاریخ طب جراحی ایران، پزشکی امروز، سال 9، ش 335، سال 1379، ص2.

[44]. موحدی، محمد مهدی؛ زندگینامة مشاهیر رجال پزشکی معاصر ایران، نشر علوم و فنون، 1371، ص 21.

[45]. قریب، بهداد؛ به یاد آن همه خوبان، ص 74-75.

[46]. هدایتی، سیدجواد؛ تاریخ پزشکی معاصر ایران، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، 1381، ص 79.

[47]. افراسیابی، بهرام؛ خاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی، تهران، انتشارات سخن، چاپ اول، 1366، ص 304.

[48]. راهنمای دانشگاه تهران، اداره آمورش عالی و دبیرخانه، 1318،صفحات اول و ص 426.

[49]. عاقلی، ‌روزشمار، پیشین، ج 2، ‌ص 286.

[50]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک(اردشیر زاهدی)، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ص 120، سند شماره 32908/20ه8.

[51]. موحدی، پیشین، ص 219ـ220

[52]. فرهنگ قهرمانی، عطاء الله؛ اسامی نمایندگان مجلس، ص 369 و 378 و 388 و 398.

[53]. عاقلی، پیشین، ص977.

[54]. دلدم، اسکندر؛ زندگی پرماجرای رضا شاه، تهران، نشر گلفام، چاپ اول، ج 1، ص 58.

[55]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک اردشیر زاهدی، پیشین، ص 120.

[56]. رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک امیرعباس هویدا، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ج 1، ص 223، سند شماره 124/300.' سایت پژوهه

دکتر مهدی شهیدی

دکتر مهدی شهیدی

مهدی شهیدی (1313 – 1383 ) مجتهد و حقوقدان برجسته ایرانی ، نویسندهٔ کتب دانشگاهی در رشتهٔ حقوق مدنی ، استاد رشتهٔ حقوق در دانشگاه شهید بهشتی تهران و از اساتید مدرسه عالی و دانشگاه شهید مطهری (ره)

وی در سال ۱۳۴۴ از دانشکده حقوق دانشگاه تهران لیسانس قضایی گرفت و دوره فوق لیسانس را نیز در همین دانشکده به پایان رساند. سپس عازم فرانسه شد و در دانشکده حقوق دانشگاه مون پلیه به ادامه تحصیلات عالی خود پرداخت. سرانجام با ارائه پایان نامه شرط مالکیت موضوع عقد در حقوق اسلام و تطبیق آن با حقوق فرانسه موفق به دریافت دکترای حقوق دولتی شد و به طور همزمان، تحصیلات عالیه (D.E.S) در علوم کیفری را در همین دانشگاه به پایان رساند.

دکتر شهیدی پس از بازگشت به ایران، از سال ۱۳۵۳ به عضویت هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی کنونی) درآمد و به تدریس در رشته‌های حقوق خصوصی، حقوق مدنی، حقوق تجارت و اصول فقه در سطوح مختلف، مشغول شد. همچنین در دوره های عالی دانشگاه تربیت مدرس، کارشناسی ارشد دانشکده حقوق دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز، دانشکده علوم بانکی و دانشکده خدمات اجتماعی به تدریس می‌پردازد. دکتر شهیدی، از اساتید ممتاز دوره فوق لیسانس حقوق و دارنده جایزه علمی به مناسبت استاد ممتاز ایثارگران است .

از سوابق تحصیلی وی می توان به گواهی اجتهاد در مورد علوم فلسفه،ادبیات ، فقه واصول ،کارشناسی وکارشناسی ارشد رشته حقوق بارتبه‌ممتازی ازدانشکده حقوق تهران ، دوره D.E.S ‏حقوق خصوصی ) دیپلم مطالعات عالی دولتی ازفرانسه ،دوره D.E.S ‏علوم کیفری ) دیپلم مطالعات عالی دولتی (ازفرانسه ، دکترای دولتی حقوق خصوصی از فرانسه ،تدریس در دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی ودانشکده اقتصاد وعلوم بانکی وخدمات اجتماعی اشاره کرد .

دکتر ناصر کاتوزیان

درباره ناصر کاتوزیان | حقوقدانی مؤلف و نظریه‌پردازی برجسته

- ناصر کاتوزیان یکی از پرکارترین و با سابقه‌ترین استادان حقوق ایران بود که سال‌های طولانی عمر خود را در تعلیم و پرورش دانشجویان، استادان و صاحب نظران حقوقی کشور سپری و خدمات ارزشمندی را در حوزه حقوق به میهن اسلامی ارائه کرد.برای رسیدن به عدالت همان طور که نیاز است نظم و عقل در کنار هم باشند باید کاری کنیم که اعتبار قوانین متزلزل نشود .

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ ناصر کاتوزیان در دوم اردیبهشت ۱۳۰۶ خورشیدی در یکی از قدیمی‌ترین محله‌های تهران به نام کوچه دردار خیابان ری دیده به جهان گشود. وی تحصیلات ابتدایی را در دبستان اقبال و دوران دبیرستان را در دبیرستان علمیه تهران سپری کرد. سپس وارد دانشگاه تهران شد و به تحصیل در رشته حقوق پرداخت.

کاتوزیان پس از اخذ کارشناسی حقوق، در ۲۱ سالگی با دادن دادخواست تصحیح شناسنامه که سنش را به ۲۵ سالگی بالا می برد، به عـنوان قـاضی بـه استخدام وزارت دادگستری درآمد و پس از یک سال و نیم تقریرنویسی-کارآموزی در مشهد بـه سـمت دادرس علی البدل دادگاه بخش اراک منتقل شد و سپس رییس دادگاه بخش اراک شد. وی پس از چند سال به ریاست شعبه ۲۷ دادگاه شهرستان تـهران رسید.

این حقوقدان برجسته که در ۱۳۳۴ خورشیدی به عنوان قاضی وارد دادگستری شده بود، به دلیل ادامه تحصیل و پژوهش کار قضاوت را رها کرد و در رشته حقوق قضا به ادامه تحصیل پرداخت و توانست در ۱۳۳۹ خورشیدی از رساله دکتری خود با عنوان وصیت دفاع کند و به عنوان نخستین فارغ‌التحصیل دکتری حقوق در ایران شناخته ‌شود.

کاتوزیان با این درجه علمی توانست به معاونت اداره حقوقی وزارت دادگستری مـنصوب شـود. در ۱۳۴۲ خورشیدی محمد باهری وزیر دادگستری وی را به عنوان دادیار دادگاه استان مازندران به ساری منتقل کرد اما همین که باقر عاملی در اسـفند همان سال به وزارت دادگستری رسید. کاتوزیان تقاضای انتقال از دادگـستری بـه دانشگاه تهران را ارائه داد. بنابراین وی در اول فروردین ۱۳۴۳ خورشیدی به عنوان استادیار حقوق مدنی در دانشگاه تهران به تـدریس پرداخت و توانست چند سال بعد در ۱۳۵۱ خورشیدی به درجه استادی تمام وقت گروه حقوق خصوصی و اسلامی با پایه یک استادی برسد.

کاتوزیان در ۱۳۵۸ خورشیدی به مدت خیلی کوتاهی رییس دانشکده حقوق دانشگاه تـهران بود اما خیلی زود از کار برکنار و ۱۱ سال خـانه‌نشین شد و در این مدت به تألیف کتاب‌های حقوقی پرداخت تا این که دگربار در ۱۳۷۰ خورشیدی به محیط دانشگاه بازگشت. وی در بهمن‌ ۱۳۸۳ خورشیدی نشان درجه یک فرهنگ و هنر و دانش را از سید محمد خاتمی رئیس‌جمهوری وقت ایران دریافت کرد.

کاتوزیان در کتاب از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود، به طور کامل زندگی‌نامه خود را نوشته است.

آثار و تالیفات کاتوزیان

آثار و تحقیق های بسیاری از کاتوزیان در زمینه‌های حقوق مدنی، فلسفه حقوق و آیین دادرسی بر جا مانده است. از جمله مهم‌ترین آثار وی می‌توان به عدالت قضایی گامی به سوی عدالت، فلسفه حقوق و مقدمه علم حقوق اشاره کرد. از دیگر کتاب‌های این نویسنده می توان به کتاب ها زیر اشاره کرد: شیوه تجربی تحقیق در حقوق، قانون مدنی در نظم حقوق کنونی، توجیه و نقد رویه قضائی، فلسفه حقوق، درس‌هایی از عقود معین، نظریه عمومی تعهدات، کلیات حقوق، قواعد عمومی قراردادها، اثبات و دلیل اثبات. البته باید گفت بیشتر تالیفات این حقوقدان مربوط به کتب آموزشی دانشگاهی‌ هستند.

نقش آفرینی کاتوزیان در تدوین قانون اساسی

کاتوزیان مـتفکری ملی بود که نقشی اساسی در تبیین مفاهیم بنیادین سیاسی و اجتماعی ایفا کرد. وی از جمله نویسندگان و تهیه‌کنندگان اصلی پیش‌نویس اولیه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب اسلامی بود. کاتوزیان در خاطراتش در خصوص تدوین این قانون می‌نویسد: روزی که ما رفتیم این پیش نویس را تقدیم رهبر انقلاب کنیم، من سراسر غرور بودم که انقلابمان به ثمر نشسته است و مفتخر از این که من هم سهمی در این راه داشته‌ام و با خود فکر می‌کرده‌ام که خداوند مقدر فرموده است که پیش نویس قانون اساسی به قلم من ناچیز نوشته شود. برای تدوین این پیش‌نویس ما از چندین قانون اساسی از جمله قانون اساسی مشروطه استفاده کردیم، همچنین تلاش کردیم این قانون را با شرع و اصول دین تطبیق دهیم تا تضادی در این زمینه وجود نداشته باشد. زمانی که این پیش نویس در شورای انقلاب مطرح می‌شود، متوجه شدم که متن ما کنار گذاشته خواهد شد و از همان روز نا امید شدم. بنابراین در پیش‌نویس اولیه قانون اساسی، آنچه کاتوزیان به دنبال آن بود حاصل نشد.

به گفته نعمت احمدی حقوقدان و وکیل دادگستری، قانون اساسی که استاد کاتوزیان با کمک برخی دیگر از حقوقدانان کشور به تالیف آن اقدام کرد یکی از کامل ترین و بهترین نمونه های قانون اساسی است که با وجود دارا بودن تایید و امضای امام خمینی(ره) در جریان برخی اختلاف نظرهای سیاسی کنار گذاشته شد.

کاتوزیان همچنین در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در ۱۳۵۸ خورشیدی شرکت کرد و نام او در فهرست نامزدان مورد حمایت جبهه ملی ایران و نهضت آزادی قرار داشت.

گوشه ای از خدمات کاتوزیان در علم حقوق

کاتوزیان یکی از تاثیرگذارترین استادان رشته حقوق خصوصی در ایران بود که با نوشتن صدها مقاله و بیش از ۷۰ کتاب نقش بی بدیلی در توسعه علمی و ادبیات حقوق ایران ایفا کرد. تالیفات این حقوقدان به اندازه ای متفاوت و مهم بودند که برای نمونه کتاب مقدمه حقوق وی بیش از ۵۰ بار چاپ شـده است. در واقع وی بـه عـنوان نویسنده و مؤلفی برجسته و دانشمند با توجه به نـیازها و پرسـش‌های موجود در دانشگاه و جامعه ایران، آثار با کیفیت و مفیدی تألیف کرد که هر یک از آنها، مرجعی مهم برای حقوق ایران و ارتقای دانش حقوقی بود.

یکی دیگر از خدمات بزرگ و بی مانند این حقوقدان برجسته تربیت هزاران دانشجوی حقوق بود. همچنین بیشتر کتاب‌های وی از منابع اصلی درسِ حقوق مدنی دانشجویان حقوق به‌ شمار می‌رود.

کاتوزیان در مقام حقوقدانی مؤلف و نظریه‌پرداز برجسته باعث ترقی و پیشرفت محتوا و نثر مـنابع حـقوقی ایران شد. وی حقوق مدرن را با سنت‌های فقهی و حقوقی تلفیق کرد. این اقدام به شکل‌گیری نگاهی جامع در این عرصه انجامید و اعتلای عدالت در ایران را میسر کرد. با آن‌که کاتوزیان تحصیلات حوزوی نداشت، در فقه و اصول اسلامی در محضر استادان دانشمند دانشکده حقوق از قبیل سید حسن امامی، مـوسی عـمید، محمود شهابی، شیخ محمد سنگلجی و سید محمد مشکوه که همه تحصیلات حوزوی داشتند به اندازه‌ای خوب تحصیل کرد که در زمـینه حـقوق خـصوصی به درجه اجتهاد و قدرت اسـتنباط احـکام رسـید.

کاتوزیان در نگاه اساتید حقوق

امیر حسین‌آبادی استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی در خصوص اهمیت آثار کاتوزیان و این که چرا عنوان پدر علم حقوق را به وی داده اند، می گوید: به خاطر دارم در یکی از جلسات دفاع پایان‌نامه دکتری، یکی از استادان داور به دانشجویی ایراد گرفت که بخش عمده‌ای از منابع و مآخذ شما نوشته‌های ناصر کاتوزیان است، به طوری که اگر کتاب‌های او را از آن حذف کنند، چیزی باقی نمی‌ماند. نگارنده پاسخ داد که نه تنها از این پایان‌نامه که اگر کتاب‌ها و نام کاتوزیان را از حقوق ایران حذف کنند آیا چیزی برای حقوق باقی می‌ماند؟

به اعتقاد حسین آبادی از این جهت که کاتوزیان برای نخستین بار عدالت و اخلاق را وارد علم حقوق کرد، باید وی را پدر عدالت و اخلاق در حقوق نامید. او در این زمینه گفته است: امروزه شاگردان و دست‌پروردگان کاتوزیان جزو سرشناس‌ترین حقوقدانان مملکتند. به یاد می‌آورم چند سال قبل که دانشگاه آزاد بیرجند بزرگداشتی برای ایشان برگزار کرد، استاد گفتند: اگر من هیچ کاری در حقوق نکرده و کتابی ننوشته بودم، بعضی از شاگردانی که تربیت کرده‌ام برای ادای دین من به علم حقوق کافی است. ذکر این مطلب برای این است که دوستان و همکاران به ویژه شاگردان خاص آن بزرگوار به مسئولیت سنگینی که در ادامه راه او دارند پی ببرند.


واقعیت این است که کاتوزیان دانشجویان را فرزندان معنوی خود می‌دانست و با بزرگ‌منشی تمام مانند پدر خوب خانواده برخی از دانشجویانش را فرزندم خطاب می‌کرد، این کلمه‌ای است که بارها می‌ گفت که استاد سنگلجی درباره خود او به کار می‌بردند.

نعمت احمدی حقوقدان و وکیل دادگستری معتقد است: کاتوزیان شارع قانون مدنی بود که با تسلطی که بر فقه و حقوق نو داشت، توانست قانون مدنی ما را از شکل روایی که سیدحسن امامی و پیش از آن مصطفی خان عدل و حائری شاه باغ در این زمینه فعال بودند، تغییر دهد. در واقع وی تحلیلگر قانون مدنی بود، برای نمونه شما یک وقایع تاریخی دارید و یک تحلیل تاریخی. تا پیش از این ما فقط شاهد روایت وقایع حقوقی بودیم اما کاتوزیان تحلیل گر حقوق مدنی شد. به نظر من کاتوزیان فصل الخطاب مباحث حقوق مدنی است وقتی در حقوق می‌گوییم قال کاتوزیان، دیگر بحث تمام است زیرا او مفسر قانون شد و قانون مدنی ما را از آن حالت روایی محض خارج کرد.

احمدی آثار بر جای مانده از کاتوزیان را در زمره بهترین کتاب های حقوقی و همچون چراغی روشن برای دانشجویان این رشته توصیف کرد و گفت: چه دانشجویانی که در محضر وی حضور داشته اند و چه افرادی که هم اکنون و در آینده به این رشته ورود پیدا می کنند، مدیون و شاگرد استاد خواهند بود. مقالات و آثار کاتوزیان توانست با پر کردن و از میان برداشتن خلایی بزرگ، قانون مدنی را تفسیر و برای درک عموم تسهیل کند.

او معتقد است که رشته حقوق مدیون کاتوزیان است زیرا وی یک پل ارتباطی میان فقه، حقوق نو و تعمیقی که در ابواب مختلف حقوق داشتند، ایجاد کرد.

یکی دیگر از دانشجویان کاتوزیان، صالح نیکبخت بود که در مورد وی می گوید: کاتوزیان در آن زمان درس مقدمه علم حقوق را طوری ارائه می‌کرد که در گذشته نمونه آن دیده نشده بود. این درس بسیار سخت و پیچیده تنظیم شده بود و از مباحث فلسفی از جمله نظریات کانت نیز در کلاس درس صحبت به میان می‌آمد. برای ما که درس ادبی نخوانده و در رشته علوم طبیعی تحصیل کرده بودیم، این درس خیلی سخت بود. من یک ‌بار به کاتوزیان گفتم درس مقدمه علم حقوق شما سخت است و او بسیار عصبی شد و گفت این درس برای کسانی است که می‌خواهند وارد سیستم قضائی ایران شوند و مسئولیت بر عهده بگیرند، از این‌ رو باید سخت باشد.

صالح نیکبخت معتقد است: یکی از ویژگی‌های بارز کاتوزیان که کمتر در دیگر استادان وجود داشت، این بود که زبان عربی او بسیار خوب بود. چون عربی می‌دانست و در زمینه فقه نیز مطالعه داشت و به زبان فرانسه و انگلیسی نیز آشنا بود، در حقوق مدنی تطبیقی بسیار مسلط‌تر از دیگر استادان حقوق ظاهر شدند و به طور کلی باید گفت که مطالعات گسترده کاتوزیان نقطه تمایز وی با دیگران بود.

حکایتی زیبا از مرحوم دکتر ناصر کاتوزیان از کتاب اوا

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم :

خروسی داشتید که صبح ها همه را از خواب بیدار میکرد

چکارش کردید ؟

گفت سرش را بریدیم

همسایه ها همه شاکی بودند و میگفتند :

خروس شما مارا صبح ها از خواب بیدار میکند ... آنجا بود که فهمیدم هرکس مردم را بیدار کند باید سرش بریده شود !

در روزگاری که همه از مرغ حرف میزنند کسی از خروس نمیگوید

زیرا همه به فکر سیر شدن هستند نه بیدار شدن !!

دکتر سید حسن امامی

دکتر سید حسن امامی ، در سال ۱۲۸۱ (ش.) در تهران به دنیا آمد. پدرش امام جمعه و جماعت بود و به همین دلیل، پس از پایان تحصیلات مقدماتی در مدرسه پروکیمنیاژ که توسط روس‌ها اداره می‌شد، برای فراگیری علوم فقهی و دینی، ادبیات عرب، منطق و سایر علوم عالیه به حوزه علمیه نجف اشرف رفت و به درجه اجتهاد نائل آمد. پس از مدتی به منظور فراگیری علم حقوق نوین به سوئیس رفت (۱۳۰۷ ش.). پس از پنج سال اقامت و تحصیل در رشته حقوق خصوصی در دانشکده حقوق دانشگاه لوزان، در سال (۱۳۱۲ ش.) با ارائه پایان نامه خود تحت عنوان «اساس قضایی مهر در فقه شیعه اسلام» موفق به اخذ درجه دکترای حقوق شد.

در سال ۱۳۱۳ به ایران بازگشت و در مدرسه عالی حقوق و دانشکده معقول و منقول به تدریس تاریخ حقوق و حقوق اسلام پرداخت. در سال ۱۳۱۷ در تشکیلات دادگستری نوین به شغل قضایی منصوب شد. در سال ۱۳۲۳ ریاست کل دادگاه‌های شهرستان تهران را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۱۷ در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تهران به تدریس حقوق ثبت اسناد و اصول محاکمات حقوقی در مقاطع مختلف پرداخت. در سال ۱۳۳۶ دروس حقوق مدنی نخستین دوره دکترای حقوق را تدریس کرد. پس از چند سال تدریس درسهای حقوق مدنی و شرح قانون مدنی، به درخواست دانشجویان که به کتابهای مدون حقوق مدنی دسترسی نداشتند، برای تهیه کتابی در این زمینه به لوزان سوئیس سفر کرد. با فراغتی که در این سفر به دست آورد، شش جلد کتاب حقوق مدنی را براساس یادداشت‌ها، جزوه‌ها، کتابهای فقهی و حقوقی و منابع دیگر به رشته تحریر در آورد. این کتابها تاکنون بارها تجدید چاپ شده و هنوز هم یکی از اصلی ترین مراجع تدریس در دروس دانشگاهی حقوق مدنی به شمار می‌آید.

«ایشان اولین کسی هستند که حقوق مدنی را بصورت دوره ای تالیف کردند، هرچند قبل از ایشان برخی بودند که شرحی بر قانون مدنی داشتند اما بدین صورت که قانون مدنی که نه، در واقع حقوق مدنی را بصورت تحلیلی بنویسند، کسی نبوده است و این نبوغ و ابتکار ایشان را می رساند که بدون نمونه داخلی به این امر اهتمام ورزیدند و فقدان آثار علمی حقوقی را حل نمودند و فتح بابی شد برای دیگران که پس از وی به نوشتن روی آورند.»

دکتر امامی، پس از سالها تدریس و ریاست گروه حقوقی خصوصی و اسلامی دانشکده حقوق و انتخاب شدن به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۶، به درخواست خودش بازنشسته شد (۱۳۴۷ ش.)، اما گاهی در دانشکده حقوق دانشگاه ملی سابق (شهید بهشتی کنونی) تدریس می‌کرد.

«ایشان به حق، استادالاساتید بودند، در واقع دکتر امیر ناصر کاتوزیان ، دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی و دکتر مهدی شهیدی و دیگر اکابر دانشجوی ایشان بوده اند و راهنمای رساله های دکترای دکتر کاتوزیان و لنگرودی بر عهده ایشان بوده است. اگر بحث لقب باشد، به حق ایشان پدر حقوق ایران هستند، کسی که بر بقیه اکابر تأثیر گذاشته ولو دیگران در نظرات بعدی خود با ایشان مخالف باشند، ولی نمی‌توانند تأثیر وی بر خود را کتمان کنند، کما این که همیشه به احترام از ایشان یاد می کنند.»

دکتر سید حسن امامی ، در سال ۱۳۵۸ بر اثر بیماری سرطان و در حالی که در ماه‌های آخر عمر قادر به تکلم نبود و در اغما به سر می‌برد، در کشور سوییس چشم از جهان فرو بست. پیکرش در یکی از گورستان‌های این کشور به خاک سپرده شده است.

مرکز وکالت وندا

منبع: کتاب چهره ها در تاریخچه نظام آموزش عالی حقوق و عدلیه نوین، عباس مبارکیان، چاپ اول، انتشارات پیدایش، تابستان ۱۳۷۷

سید حسن امامی

باران ببارد می روی باران نبارد می روی

پیش از خداحافظی ات چتری به دستت میدهم آهی به راهت میکشم شاید که برگردی ♫♪♭
به جای هر حرفی فقط خطی ز چشم خیس خود طاق نگاهت میکشم شاید که برگردی ♫♪♭
باران ببارد میروی باران نبارد میروی این بغض بی صاحب چرا از تو ندارد پیروی♫♪♭
بی من شدی راهی چرا از من نمیخواهی چرا کاری کنم پیدا کند پایان خوش این ماجرا ♫♪♭


گفتم خداحافظ ولی در دل چه آهی دارم ای عشق غیر از تماشای تو در باران چه راهی دارم ای عشق ♫♪♭
بعد از تو این باران تورا هر بار به یادم خواهد آورد چیزی نیماند از این عاشق که در عشقت بد آورد ♫♪♭
باران ببارد میروی باران نبارد میروی این بغض بی صاحب چرا از تو ندارد پیروی ♫♪♭
بی من شدی راهی چرا از من نمیخواهی چرا کاری کنم پیدا کند پایان خوش این ماجرا ♫♪♭

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

معرفی ۵ کتاب در زمینه قواعد فقه با نگاهی مختصر به زندگی مولفین انها

مطالب این پست از ویکی فقه ' ویکی اهل بیت 'انجمن اثار و مفاخر ملی زنجان ' سمت ' مای کتاب ' بوستان کتاب 'سایت محقق داماد 'راسخون ' ویکی پدیا و '''''' گرفته شده است قواعد فقه در واقع آن دسته از فرمول‌های کلی به‌شمار می‌روند که به وسیله آن می‌توان قوانین محدودتر را درک کرد و صرفاً به یک مورد خاص تعلق ندارند بلکه اساس فهم و درک بسیاری از قوانین قرار می‌گیرند. این قواعد از یک جهت، جزیی از مسائل فقه و از جهتی دیگر جزیی از مسائل دانش اصول به‌شمار می‌روند

۱ .

کتاب قواعد فقه، اصطلاحات و تاریخ فقه و قضا در اسلام

یادداشت های استاد علامه جلال الدین همایی

دانشگاهی

دسته‌بندی

پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

ناشر

جلال الدین همایی

نویسنده

ماهدخت بانوهمایی

زندگینامه استاد جلال الدین همایی
زندگینامه استاد جلال الدین همایی

جلال‌ الدين‌ همائی درسحرگاه شب چهارشنبه 13 دي ماه سال‌ ۱۲۷٨ ‌ در اصفهان‌ به‌ دنيا آمد . پدرش‌ ميرزا ابوالقاسم‌ محمد نصير متخلص‌ به‌ طرب‌ و جدش‌ ملا محمدرضا همای‌ شيرازی‌ هر دو از شعرا و دانشمندان‌ معروف‌ عصر خود بودند. در اين خانه که جلال الدین بدنیا آمد اتاقي بود مزين به نقاشي و آينه كاري، كه خط خوش پدر و پدر بزرگ جلال الدين، زينت بخش آينه كاريهاي آنجا بود. بالاي اتاق و زير آينه ها و دسته گل نقاشي، حديث نبوي "انا مدينة العلم و علي بابها" كتابت شده بود و رو به روي آن در پايين گلدان، آينه كاري بسيار زيبايي است و اين بيت از مولانا نوشته شده بود:
از علي (ع) آموز اخلاص عمل
شير حق را دان منزه از دغل
محل تولد جلال الدين، در همين اتاق بوده است.
جلال‌ الدين‌ تحت‌ نظارت‌ پدر دانشمند خود و در خانواده‌ای‌ كه‌ كليه‌ اعضاء آن‌ اهل‌ خط و قلم‌ بودند رشد يافت‌ و از اوان‌ كودكی ملزم‌ به‌ فراگيری ادبيات‌ عرب‌ و حكمت‌ وفلسفه‌ شد. وی در سن‌ ده‌ سالگی منشأت‌ قائم مقام فراهانی ‌، منشأت‌ فرهاد ميرزا و منشأت‌ امير نظام‌ و تاريخ‌ معجم‌ را نزد ميرزا عبدالغفار و شاهنامه‌ فردوسی ، كليات‌ سعدی ، منتخب‌ قاآنی‌ و غزليات‌ محمد خان‌ دشتی را در نزد پدر مطالعه‌ كرد و به‌ اطلاعات‌ فراوانی‌ دست‌ يافت. جلال الدين نزد مادر، خواندن قرآن، گلستان و غزليات حافظ را فرا گرفت. او آموزشهاي مقدماتي را در منزل به فرزندش آموخت و پس از آن، جلال الدين به مكتب خانه رفت. در مكتب خانه، نزد بانويي پرهيزگار به نام ملا باجي به مطالعه اصول و فروع دين و عم جزء پرداخت. ملا باجي، زني عابد و صالح و خداپرست بود كه نبات بيگم نام داشت و به ملا باجي مشهور بود. او از بعضي خانواده هاي محله، چند دختر و پسر را به شاگردي مي پذيرفت. گيسواني سفيد و رويي نوراني و روحاني داشت و با محبت فراوان، اصول و فروع دين و آداب وضو و نماز و روزه و كتاب عم جزء را به شاگردانش مي آموخت. جلال الدين اين دروس را قبلاً در خانه از مادر آموخته بود، اما ملاباجي آن را تكميل كرد.
در مدت كوتاهي كه جلال الدين در مكتب خانه ملاباجي عم جزء را تمام كرد، مادر جلال الدين شخصاً به مكتب رفت و يك كلاه قند شهري و يك دست لباس زنانه، شامل پيراهن و چارقد و شلوار و چادر نماز و كفش با بشقابي نقل بادام به ملا باجي هديه كرد. جلال الدين 6، 7 ساله بود كه به مكتب ميرزا عبدالغفار رفت. هوش و استعداد او در تعليم، چنان بود كه همان روز اول، تحسين استاد را برانگيخت. روز اول، ميرزا عبدالغفار، ديوان حافظ را باز كرد و جلال الدين همان طور كه در خانه نزد پدر و مادر آموخته بود، آن را صحيح و كامل با صداي رسا خواند. استاد، جلال الدين را تحسين كرد. بعد عيالش را صدا زد و از او خواست اسپند بياورد. اسپند آوردند و آتش زدند و بعد به پدر جلال الدين پيغام فرستاد كه قدر اين كودك را بدانيد …
همائی‌ از سن‌ يازده‌ سالگی به‌ مدت‌ بيست‌ سال‌ در مدرسه‌ نماورد از مدارس‌ قديم‌ ومعروف‌ اصفهان‌ كه‌ مركز دانش‌ و فرهنگ‌ اين‌ شهر بود به‌ كسب‌ علوم‌ اسلامی پرداخت‌ . جلال‌ طی اين‌ سالها ادبيات‌ عرب‌ ، فقه ‌، اصول‌ ، تفسير ، درايه ‌،رجال‌ ، هيئت‌ ، نجوم ‌، استخراج‌ تقويم ‌، فنون‌ رياضی ‌، طب‌ و فلسفه‌ را در نزد بزرگ‌ترين‌ علما و روحانيون‌ ايران‌ فراگرفت‌ و خود نيز مدتی‌ مدرس‌ بزرگ‌ترين‌ حوزه‌ های علمی و ادبی‌ اصفهان‌ بود. جلال‌ الدين‌ در سال‌ ۱۳۰۰ به‌ نظام‌ آموزشی‌ جديد پيوست‌ و ابتدا به‌ تدريس‌ در مدرسه‌ صارميه‌ اصفهان‌ پرداخت‌; سپس‌ در سال‌ ۱۳۰۷ به‌ تهران‌ آمد و ازطرف‌ وزارت‌ معارف‌ وقت‌ عهده‌ دار تدريس‌ فلسفه‌ و ادبيات‌ در تبريز گرديد. همائی درسال‌ ۱۳۱۰ ‌ به‌ تهران‌ منتقل‌ شد و در دارالفنون ، دبيرستان‌ نظام‌ و دانشكده‌ افسری‌ به‌ تدريس‌ ادبيات‌ پرداخت‌. از شاگردان استاد در اين دوره عبارتند از: دكتر ذبيح الله صفا، دكتر حسين خطيبي و دكتر اكبر شهابي. وی پس‌ از تأسيس‌ دانشگاه‌ تهران‌ به‌ اين‌ دانشگاه‌ دعوت‌ شد وسالها در دوره‌ دكتری‌ دانشكده‌ های حقوق‌ و ادبيات‌ تدريس‌ كرد و مدتی نيز عضو فرهنگستان‌ ايران‌ بود. استاد همائی‌ دو دوره‌ نيز به‌ دعوت‌ دانشگاههای‌ بيروت‌ و لاهور در اين‌ دانشگاهها تدريس‌ نمود كه‌ با استقبال‌ محافل‌ علمی‌ اين‌ كشورها مواجه‌ شد. در سال‌ 1356 دانشگاه‌ تهران‌ مراسم‌ بزرگداشت‌ اين‌ استاد بزرگ‌ تاريخ‌ و فرهنگ‌ ايران‌ را برگزار كرد و در اين‌ مراسم‌ نسخه‌ ای از كتاب‌ همائی‌ نامه‌ كه‌ به‌ قلم‌ همكاران‌ وارادتمندان‌ استاد تهيه‌ شده‌ بود به‌ او تقديم‌ گرديد. استاد جلال‌ الدين‌ همائی‌ علاوه‌ بر تأليف‌ و تصحيح‌ كتب‌ متعدد شعر هم‌ می‌سرود وبيش‌ از پانزده‌ هزار بيت‌ او در ديوانی‌ گرد آوری‌ شده‌ است‌. از مشهورترين‌ اشعار او مسجد كبود است‌ كه‌ در وصف‌ مسجد كبود تبريز و اظهار تأسف‌ از ويرانی‌ آن‌ سروده‌ است‌.

استادان مرحوم همایی

مرحوم جلال الدین همایی از سال 1330 تحصیل علوم اسلامی را در محضر استادان به نام آن روزگار حوزه اصفهان شروع کرد. در خدمت آقا شیخ علی یزدی مُغنی، مُطوّل و قسمتی از شرح لمعه را خواند و قسمتی از باب‏های آخر مُغنی و شرحِ نَظّام و پاره‏ای دیگر از متون ادبیات عرب را در محضر حاج سید کاظم کروندی تحصیل کرد. آخوند ملا عبدالکریم گزی شرایعِ محقق و مکاسبِ شیخ انصاری را به او آموخت. شرح باب حادی عشر و رجال و علم درایه را از خدمت میرزا احمد اصفهانی و کتاب قوانین‏الاصول را نزد آقاسید مهدی دُرچه‏ای و قسمتی از فقه و اصول را نزد حاج میر محمد صادق خاتون آبادی تلمّذ کردند. در بین استادان فقه و اصولِ ایشان، آیت اللّه سید محمد باقر دُرچه‏ای حقّی عظیم بر گردن استاد همایی دارد؛ چرا که مدّت دوازده سال در درس‏های خارج اصول و فقه او شرکت می‏کرد .

تحصیل علوم عقلی

علاوه بر تحصیل زبان و ادبیات عرب و فقه و اصول، مرحوم استاد همایی علوم عقلی را نیز در خدمت مشاهیر عصرخود فرا گرفت. از جمله استادان ایشان در علوم عقلی شیخ محمّد خراسانی است که مرحوم همایی حدود هیجده سال نزد ایشان امّهات متون فلسفی و عرفانی مانند شرح شمسیه و شرح منظومه و شرح هدایه و اشارات و شفا و اسفار و شرح نصوص و شرح مفتاح الغیب قونوی را تحصیل کرد. کلیّاتقانون را نزد شیخ محمّد حکیم و قسمت معالجات قانون را نزد حاج میرزا علی شیرازی و دو دوره هیأت مسطحه استدلالی و خلاصة الحساب شیخ بهایی را نزد حاج آقا رحیم ارباب و دوره کامل فن نجوم و معرفة التقویم را در حضور ملا عبدالجواد آدینه‏ای فرا گرفت. از دیگر استادان معقول استاد همایی شیخ اسداللّه حکیم قمشه‏ای است که سال‏ها از محضر ایشان استفاده کرده‏اند.

نیل به درجه اجتهاد

بر اثر سخت کوشی‏های مستمر طولی نکشید که استاد همایی به دریافت چند فقره اجازه روایت و اجتهاد از علمای بزرگ عصر نایل آمد که از آن جمله است:
اجازه روایت از آیت اللّه حاج شیخ مرتضی آشتیانی؛ اجازه روایت و اجتهاد از آیت اللّه شیخ محمّد حسین فشارکی که از فقهای بزرگ و مدرسانِ بنام حوزه اصفهان بوده‏اند، اجازه روایت و اجتهاد از آیت اللّه سیّد محمّد نجف آبادی (م 1358 ق)؛ اجازه اجتهاد از آیت اللّه حاج میرزا عبدالحسین سید العراقین خاتون آبادی (م 1350 ق)؛ اجازه اجتهاد از آیت اللّه میرزا ابوطالب محتشمی که از علمای کم نظیر در زمینه تسلط به علوم اسلامی بودند.
استاد همایی مانند غالب دانشمندان ایرانی گاهی به تفنن شعر هم میسراید و در شعر " سنا " تخلص می کند . شعر همایی در مایه سنتی فارسی است . پختگی معنی و اندیشه در آن بارز است . از فصاحت الفاظ و استواری بیان برخوردار است و در عین حال زبان او روان و روشن و ساده است . در میان اشعار او اثری از هجو و استهزاء دیده نمی شود . اشعار همایی دارای مضامین اخلاقی ، عرفانی و معارف والای انسانی می باشد که به حق می توان شعر همایی را " شعر متعهد " نامید . به طور کلی اشعار همایی با مضامین زیر همراه است .
1- پند نامه های اخلاقی
2- مدح و منقبت اهل بیت
3- اندیشه های فلسفی و عرفانی
4- تجلیل از بزرگان علم و ادب
5- شکوه و شکایت از اوضاع نابسامان روزگار
از استاد همایی بیش از پانزده هزار بیت شعر به جا مانده است .

تخلّص جلال الدین همایی

استاد جلال الدین همایی درباره انتخاب تخلّص شعری خرد می‏گویند:
«رسم پیشینگان بر این بود که تخلّص شاعر مبتدی را استادان پیش قدم معیّن می‏کردند من از حدود چهارده سالگی که به مقتضای طبع موزون سخنی می‏بافتم، به منتخب حدیقه سنایی که هزار و یک بیت است، علاقه شدید داشتم و آن را از بر کرده بودم. عمّ بزرگوارم میرزا محمّد «سها» که پیشوای شعرای اصفهان بود و در این فن سمت استادی بر من داشت، فرمود که به تناسب سنایی تخلّص «سنا» اختیار کنم. من نیز به احترام گفته او این تخلّص را تا امروز تغییر نداده‏ام. فقط گاهی با کلمه همایی تخلص کرده‏ام».
چو شد روان عمادی به من گذاشت شرف
چو رفت جان سنایی به من بماند «سنا»

از آثار او :

- " تاریخ ادبیات ایران " /1308
- " غزالی نامه " . شرح حال امام محمد غزالی ./1315
- " فنون بلاغت و صناعات ادبی "
- "مولوی نامه "
- " دیوان سنا " (مجموعه اشعار )
- " تصرف در اسلام "
- " تصحیح مصباح الهدایا و مفتاح الکنایه عزالدین محمود کاشانی "
- " تصحیح مثنوی ولدنامه " /1315
- " مقدمه بر اخلاق ناصری " /1335
- " تصحیح معیار العقول به شیخ الرئیس ابو علی سینا در فن اثقال " /1331

" تصحیح و تنقیح التّفهیم ابو ریحان"

استاد 45 سال به طور رسمي درس داد و بالاخره در سال 1345 از دانشگاه بازنشسته شد. مينودخت همايي درباره زمان فوت پدرش مي گويد: شنبه شب، ششم ماه رمضان 1400 هجري قمري، در حالي كه خواهر بزرگم كنارش بود و قصيده اي از هماي شيرازي در مدح مولا علي عليه السلام مي خواند، ساعت 9 شب ديده از جهان فرو بست. همه چيز به پايان رسيد و دفتر زندگي مردي خستگي ناپذير با دنيايي علم و دانش بسته شد. هنوز ساعت اتاق از صدا نيفتاده و دور گردون، شب را به روز نياورده بود كه جسم پدر سرد شد. صبحگاهان پس از انجام مراسم تغسيل در منزل، هنگام اذان ظهر بود كه شاگردان ايشان بر پيكر استاد خود نماز گزاردند و بعد از ظهر روز يكشنبه، همراه جسد ايشان كه در جعبه مخصوصي زيبا نوشته شده بود "پيكر علامه فقيد استاد جلال الدين همايي" از تهران به اصفهان زادگاه اصلي ايشان سفر كرديم و در تكيه لسان الارض در حالي كه هنوز آفتاب غروب نكرده بود، به خاك سپرده شد. استاد همايي در طول حيات پر بركتشان بيش از صدها كتاب، مقاله و شرح و تفسير در مباحث مختلف ادبي و علمي از خود به جاي گذاشت.

توصیه به جوانان

استاد همایی به جوانان می‏گفت: «بالاخره باید جوان و پیر قدر خودشان را بدانند. کاری بکنید که این عمر شما جز در راه سعادت و مصلحت خودتان و ملّت و کشورتان نباشد. من یک چیزی را دلم نمی‏خواهد بشنوم که به جوان‏ها این تلقین بشود که ای آقا، ما که به گذشتگان نمی‏رسیم، ما که به استادان نمی‏رسیم. نه من این را نمی‏پسندم. ملتی رو به ترقی است که نسل آینده آن از گذشته بهتر است. سعی کنید این طور باشید. پشت دروازه «نمی‏شود» و پشت دروازه «یأس» ننشینید. فقط یک کلمه از من بشنوید: آقا، از خودگذشتگی می‏خواهد و عشق. باید به علم عشق داشته باشید».

آخرین شعر استاد جلال الدین همایی

آخرین شعر استاد همایی «پایان شب سخن سرایی‏» نام دارد كه در ضمن آن وصف حال خودش را در روزهای پایانی زندگی توصیف می‏كند، آن‏گاه به فرزندان و نوادگانش اندرزهایی می‏دهد . این شعر كه در قالب مثنوی و در هفتاد بیت‏سروده شده است، به وصیت‏نامه‏ی منظوم استاد همایی معروف است . در بخشی از آن فرزندانش را به بردباری در ماتمش فرا می‏خواند و می‏گوید:
از من به بهشت دور باشید
گر چهره به ماتمم خراشید
آن گاه همه‏ی آن‏ها را به هم رازی و دم‏سازی و جلب رضای مادر تشویق می‏كند و به نوادگانش توصیه می‏كند دركسب علم و معرفت ‏بكوشند و جوانی را به بیهودگی نگذرانند . در پایان با دعا به فرزندانش آن‏ها را به خدا می‏سپارد و از درگاه ربوبی برای خود طلب مغفرت و آمرزش می‏كند .
یا رب به در تو آمدم شرمنده
از بارگناه سر به زیرافكنده
من بنده‏ی عاصیم تو مولای كریم
عفو از تو روا بود، گناه از بنده
نمونه اشعار :
پایــــــان شب سخن سرایی
می گفت ز ســوز دل همایی
فــــریاد کزین ربــــــــاط کهگل
جــان می کنم و نمی کنم دل
جــز وهم محال پـرورم نیست
می میرم و مرگ باورم نیست
مـــرگ آختـــه تیـــغ بر گلویـم
من مست هــــــوا و آرزومیم
روزم سپری شه ست و سودا
امــــروز دهد نویـــــد فـردا
مانــــده ست دمی و آرزو ساز
من وعده ســال می دهم باز
آزرده تنی ، فســـــــرده جـانی
در پوست کشیـده استخوانی
نه طاقت رفتـــن و نه خفتـــــن
نه حـــال شنیدن و نه گفتن
از بعــد شنیــد و گفت بســیار
خـاموشی بایدم به ناچـــار
در خـــوابگه عــــــــــدم برندم
لب تا ابـــد از سخـن ببندم
زیــــن دود و غـــــبار تیره خاک
غسل و کفنم مگر کند پــاک
غزلهای استاد همایی نیز شور و شر خاصی دارد :
تاجم نمی فرستی تیغم به ســــر مزن
مـرهم نمی گذاری زخم دگــــــر مزن
مرهم نمی نهی به جراحت نمک مپاش
نوشم نمی دهی به دلــــم نشتــر مـزن
بر فــــرق اوفتــــاده به نخــوت لگـد
سنگ ستـــــم به طایـر بی بـــال مزن
بـــر نامه امیـــد فقیــران قلــم مکش
بــر ریشه حیات ضعیفـان تبـر مــــزن
گیــــرم تو خود ز مردم صاحب نظر نه ای
از طعنه ، تیــر بـــــر دل صاحب نظر مزن
تا کــــم خوری لگد ز خر و سرزنش ز خار
گو سبزه از زمین و گل از شاخ سر مزن
منبع: ویکی پدیا ، شبکه آموزش سیما ، دیدار آشنا شماره 38 ، حوزه

قواعد فقه:خلاصه تقریر و درس

۲ .

قواعد فقه:خلاصه تقریر و درس

موضوع: علوم انسانی / حقوق معارف الهیات / حقوق

زندگی‌نامه

محمود شهابی خراسانی

معروف به «شهابی خراسانی»، «مجتهد خراسانی» و «شهابی تربتی»، فرزند عبدالسلام تربتی و مؤلف کتاب «‌اندیشۀ شهاب» و متخلص به شهاب، در خانواده‌ای اهل علم و تحقیق در تربت حیدریه متولد شد. در پنج سالگی به مکتب‌خانه رفت و در مدت شش‌ماه، یک دوره کامل قرآن را نزد زنی فرهیخته و فرهنگ‌مدار آموخت. سپس بعد از فراگرفتن مقدمات فارسی و عربی، به منظور بهره‌مندی از استادان بنام و طی درجات بالاتر راهی مشهد شد؛ اصول و فقه را از آقامیرزا محمد معروف به آقازاده، معانی و بیان و منطق و ادبیات فارسی و عربی را از عبدالجواد ادیب نیشابوری و فلسفه را از آقابزرگ شهیدی مشهور به آقابزرگ حکیم و اخلاق و حدیث و روایت را از شیخ عباس قمی فراگرفت و مفتخر به دریافت اجازه اجتهاد از سوی چند تن از استادان بزرگ مشهد شد. در سال ۱۳۰۵، از مشهد به اصفهان رفت و فلسفه و علوم ادب و منقول را از محضر بزرگانی چون شیخ محمد گنابادی معروف به حکیم خراسانی و منقول خاصه در علم اصول را از حاج سید محمد صادق خاتون‌آبادی و حاج رحیم ارباب فراگرفت. شاید بیشترین بهرة شهابی در سالیان اقامت در اصفهان اتخاذ شیوه و روش تعلیم و تعلمی بود که بر پایه‌های گفت وگوی جمعی و متقابل میان معلم، متعلم و متعلمین صورت می‌گرفت. تلمذ، هم‌درسی و تدریس در اصفهان سه سال به طول انجامید. در سال 1308 به تهران آمد و با خانم راضیه سدیدی دختر دکتر ابوالحسن‌خان معتمدالاطباء ازدواج کرد که حاصل این پیوند، دو پسر و یک دختر بود.
شهابی از سال 1310 در مدرسه سپهسالار به تدریس منقول و معقول مشغول شد. استادان همتراز ایشان سردار فاخر حکمت، بدیع‌الزمان فروزانفر، شریعت سنگلجی، محمد مشکات و ملک‌الشعراء بهار بودند. در همان سال، پس از ارائه رساله‌ای به زبان عربی با عنوان الظل الممدود في امهات مباحث الوجود به هیأت رسیدگی دانشگاه تهران، به مقام استادی دانشگاه در معقول و منقول (الهیات) پذیرفته شد. در سال 1313، برای تدریس قواعد فقه و اصول به دانشکده حقوق دانشگاه تهران دعوت گردید. در سال ۱۳۲۰ به عضویت هیأت علمی آن دانشکده درآمد. در سال 1322 پروفسور رضا، نشان استادی ممتاز را با حضور هیئت رئیسه در محل کتابخانه شخصی ایشان، به وی اعطا کرد. شهابی شهابی در فقه و اصول به مرتبه‌ای رسید که مجتهدان شناخته‌شده آن زمان، مانند سید ابوالحسن اصفهانی، سید صدرالدین صدر و سید محمد حجت بر اجتهاد او مهر تایید زدند. مدتی عضو شورای عالی فرهنگ و چندی حاکم تجدید نظر در محاکم شرع بود و در سال‌های ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۵ مجله «ایمان» را منتشر کرد که حاوی نوشته‌های دینی و اخلاقی بود و ۱۹ شماره از آن به چاپ رسید.
در سال 1336به دعوت دانشگاه پنجاب برای سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی مذاکرات اسلامی به لاهور سفر کرد. در سال 1339 به عنوان نماینده آیت‌الله بروجردی در کنگره اسلامی بیت‌المقدس به عنوان سخنران حضور یافت. در این دو کنفرانس و نیز سفری که به حج داشت، از مسلمانان غیرشیعی سخنانی مشتمل بر نسبت‌های ناروا به مذهب شیعه شنید. از این رو، کتاب مفصل و مستدلی برای معرفی شیعه به عربی‌زبانان با عنوان الاسلام و الشیعه الامامیه فی اساس‌ها التاریخی و کیانها الاعتقادی نوشت.
در سال 1342، رئیس گروه فقه و حقوق دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و تا سال ۱۳۵۰ که بازنشسته شد، در دانشکده حقوق مشغول تدریس بود و طی سال‌ها تدریس شاگردان متعددی چون سید احمد فردید، عزت‌الله عراقی، اکبر ثبوت، محسن جهانگیری، ناصر کاتوزیان، مهدی محقق، غلامحسین نوشین، جعفر سجادی، مصباح‌زاده، غفرانی و اسدالله امامی را تربیت کرد که بعدها خود هریک از استادان مبرز و برجسته شدند.
استاد در سال 1352 نشان درجه اول دانش را دریافت کرد. اهل شعر بود و «استاد» تخلص می‌کرد. در میان متأخران، در منطق قدیم سرآمد بود کتاب «رهبر خرد» به تصریح مرحوم دکتر امیرحسین آریان‌پور کامل‌ترین متن کلاسیک در منطق است. او علاوه بر تبحر در علم اصول، به سیر و تحول این علم نیز عنایت داشت و به گفته استاد ثبوت در تاریخ تشیع، نخستین کسی بود که به این موضوع پرداخت. او فقیهی دانا و بزرگ بود و به دلیل تسلط کم‌نظیر بر فقه، بسیار مورد اعتماد مرحوم آیت‌الله بروجردی. استاد شهابی در تفسیر قرآن و علم الحدیث و سیره نبوی نیز استادی مسلم بود.
در سال ۱۳۵۸ برای معالجه عازم فرانسه شد و سرانجام بعد از سال‌ها دوری از وطن، دفتر زندگی این فقیه و حقوق‌دان برجسته در همان‌جا بسته شد. از آنجا که از جمله فتاوی ایشان آن بود که حمل جسد حرام است، در بخش مخصوص مسلمانان گورستان «تیه»، در پاریس، به خاک سپرده شد.
در سال ۱۳۹۹ کلیه آثار وی به اداره کل کتاب‌های نادر و نسخ خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برای نگهداری در مکانی معین بنام استاد هدیه شد. مجموعه‌ای که در لا بلای آن برخی آثار منتشر نشده او مانند «فرهنگ اصطلاحات حقوقی» و نیز دست‌نوشته‌هایش همچون «خرد سنج» و «دانش‌سرا» نیز به چشم می‌خورد.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به پاس سال‌ها فعالیت علمی و فرهنگی وی، طی برگزاری مراسم بزرگداشتی در 2 مردادماه 1398 ایشان را یکی از مفاخر ایران‌زمین معرفی کرد.

علاقه به وطن

شهابی به وطن خود ایران و تاریخ باستان این سرزمین عاشقانه مهر می‌ورزید و همیشه این گفته پیغمبر اسلام محمد را یادآور می‌شد «حب الوطن من الایمان» او می‌گفت اگر وطن نداشته باشیم، دین خود را هم به راحتی نمی‌توانیم داشته باشیم‎. ‏

منصور شهابی می‌گوید: «زمان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۸–۱۹۸۰) در روز حمله صدام حسین و اعراب به ایران در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ میلادی، استاد که مریض بودند بقدری ملتحب و شوریده حال شدند و حالشان چنان خراب شد که من مجبور شدم پدرم را چند روزی در بیمارستان بستری کنم. پدر با صدایی ضعیف مرتب تکرار می‌کرد: «پروردگارا ایرانیان و ایران زمین را حفظ کن.» ‏ او همیشه نزدیکانش را به استفاده از پارچه‌های کازرونی که ساخت ایران بود، بجای پارچه‌های بافت انگلیسی تشویق می‌کرد و خودش هم همیشه از پارچه‌های بافت ایران استفاده می‌کرد. شهابی بسیار ساده زندگی می‌کرد و ساده می‌پوشید و تنها استادی بود که کلاه شاپو به سر می‌گذاشت و کتی بلند می‌پوشید او همیشه شال گردن و عصایی در دست داشت. در اتاقی که روزهای جمعه و گاهی هم عصر پنج‌شنبه و عیدهای ملی و مذهبی، میزبان میهمانانی از کارمند جزء اداره گرفته تا وکیل و وزیر و امرای ارتش بود، به جز هزاران جلد کتاب و صندلی‌های چوبی که دور تا دور کتابخانه‌اش چیده شده بودند، تجمل دیگری نداشت. در اواخر حتی تخت خوابش را هم به اتاق کتابخانه منتقل کرده بود.

حقوقدانان، قضات عالی‌رتبه و وکلا که از سال ۱۳۱۸ به بعد دانشکده حقوق تهران بپایان رسانده‌اند افتخار شاگردی ایشان را داشته‌اند. مهدی محقق، سید احمد فردید، محسن جهانگیری، ناصر کاتوزیان، جعفر سجادی، دکتر لطیف زاهدی از جمله شاگردان شهابی هستند.

از شوخی‌های او به قضات فارغ‌التحصیل این بود که می‌گفت:

قاضی شدن چه آسان !انسان شدن چه مشکل !

حسن بلخاری رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی (در سال ۱۳۹۵) در مورد او می‌گوید: «تردیدی نیست، استاد شهابی قطعاً به علم حقوق معاصر ایران حق بزرگی دارد. وی در یک روایت در دوران تدریسش سالی ۴۰ حقوقدان تربیت کرده‌است.» ‏

  • شیرین عبادی:جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳ میلادی
  • سیمین بهبهانی: یکی از چهره‌های مهم شعر ایران در قرن‌های۲۰و۲۱.
  • فرشید افشار
  • دکتر علی اکبر شهابی
  • خلیل ملکی
  • سید محمد بهشتی
  • علی شریعتمداری
  • نورعلی تابنده
  • ناصر کاتوزیان: پدر علم حقوق ایران
  • سید حسن امین
  • علی‌اصغر فقیهی
  • مهدی محقق
  • سید احمد فردید
  • محسن جهانگیری
  • محمد حسین ساکت
  • عبدالله انوار
  • سید موسی صدر
  • مرتضی کاخی
  • پرویز صانعی

شعر و شاعری

وی به مانند پدر خود که شهاب تخلص داشت شعر می‌سرود و تخلصش، استاد بود. ‏

بیت زیر یکی از غزلیات پدر اوست:

برآ ای مهر تابان تا گریزندچنین موشان که با گردون ستیزند

و شهابی می‌گوید: ‏

شکر لله که به عشق تو سرافراز شدیمعشق سوزان تو را درخور و دمساز شدیم

خام اگر پخته شد و سوخت به فرجام ز عشقپختگی بود که ما سوخته ز آغاز شدیم

عشق ار اعجاز کند زنده یقین عظم رمیمجاودان زنده چو «استاد» ز اعجاز شدیم

و بالاخره هیچ نوشته‌ای نمی‌تواند وصف حال شهابی را به‌خوبی یکی از آخرین اشعار خود او توصیف نماید: ‏

عمرم اکنون فزون ز هشتاد است چیزها از گذشته‌ها یاد است

بارها این تن و همه اندام متبّدل شده ست چون ایام

همه اجزای تن شده تجدیدنیست این گفته درخور تردید

آنچه باقی است در همه احوالوان بود مبدأ همه افعال

آن همان است کش تو «من» خوانیوان که خود را بدان تو «خود» دانی

آن روان است و نفس پاک از جسم«روح» و «عقل» است هم مر آن را «اسم»

جسم نبوَد که آیدش تحلیلنیست صورت که تا شود تبدیل

چون به خود آمدم کنون دانموین سخن از زبان جان خوانم

من همانم که بودم و هستمنی تن و سر، نه پایم و دستم

ز اخشیجان نی‌ام، نه هم خاک معرشی‌ام، پاک‌تر ز افلاکم

تابشی ز آفتاب مکنونم جلوه‌ای از جمال بی چونم

پاک و عریانم از عوارض جسمبه من آموختند آن همه اسم

ذره‌ام، قطره‌ام، نمم از یمموج یا سایه‌ام؟ نمی‌دانم

آنچه دانم که من نی‌ام از خودهم به خود نیستم، یقینم شد

هستی از خود نیافتم به یقینمن نپایم به خود، همین و همین

هستی از دیگری رسید به منهم به او هستمی بدون سخن

پیش از این هیچ بودم و نا بودبی‌خبر آمدم چنین به وجود

من نبودم، کنون نباشم هماین سخن روشن است، نی مبهم

بارالها، کرامتی فرمابعد از آن هم ز رحمتت بر ما

خودشناسم کن و خدای‌شناستا شود «هستی» ام بزرگ سپاس

در عرصه روزنامه‌نگاری

محمود شهابی در دهه بیست تا سی شمسی مجله ایمان را منتشر می‌کرد و نویسندگان مشهوری چون مهدی بازرگان در این نشریه دینی و مذهبی و اجتماعی قلم می‌زدند.

سال‌های پایانی

یک جهان دانش و خرد افسوساز فروزندگی بشد خاموش

دکتر علی اکبر شهابی ۸ مرداد ۱۳۶۵:

محمود شهابی خراسانی هفت سال آخر زندگیش را در فرانسه، در نزد، یکی، از فرزندان خود منصور شهابی زندگی کرد. در این دوران کتاب زنده عشق را که نگارش آن را در زمان ۳ ماه اقامتش در شهر گلندل نزدیک لوس آنجلس و بعد از آن پیش پسر بزرگش مسعود شهابی درکورت مادراشروع کرده بود، در شهرمولوز، در فرانسه به اتمام رساند. این کتاب بعد از فوت وی در تهران به چاپ رسید. ‏

استاد درروز شنبه ۴ مرداد سال ۱۳۶۵ ش (۲۶ ژویه ۱۹۸۶ میلادی) و در سن ۸۵ سالگی در مولوز، فرانسه زندگی را بدرود گفت.

در بعضی از مقالات چاپ شده در ایران نوشته شده بود که: «نوشته‌ای ازاستاد پیدا شده‌است که در آن حمل جسد را حرام دانسته‌است» ،لذا جسد او به ایران منتقل نشد.

بگفته فرزندان وی این مطلب کاملأ غلط است وحقیقت ندارد هیچ نوشته‌ای از آن مرحوم در این مورد وجود ندارد.

واقعیت این است که روز فوت استاد در مولوز «ژاک شیراک» «Jacques Chirac» نخست‌وزیر و سپس رئیس‌جمهور فرانسه (از ۱۷ مه ۱۹۹۵ تا ۱۶ مه ۲۰۰۷ قمری) که در آ ن وقت شهردار پاریس بود پس از اطلاع به فوت شهابی بلافاصله اجازه صادرکرد که پیکر استاد از مولوز به پاریس منتقل بشود تا در «گورستان پر-لاشز» «Père Lachaise» دفن شود.

ولی قبلأ شهابی در نامه ای برای فرزندش نوشته بود که:

«خیلی بر من ناگوار است که بعد از مرگ خویش هم باز زحمتی برای منصور عزیز تولید کنم، لیکن دلم می‌خواهد اگر در این دیار مرگ را دیدار کنم، با اینکه از نظر دینی و علمی بعد از مرگ در هر جا لاشه انسان باشد فرقی ندارد، ولی برای حفظ حیثیت بازماندگان می‌خواهم در قبرستان مسلمین باشم. در پاریس یقیناً مسلمین قبرستان دارند. اگر زیاد زحمت نباشد، جنازه من به پاریس برده و در آنجا دفن شود. به هر حال این قسمت وصیت نیست که از جنبه دینی حکم باشد و وجوب بیاورد، بلکه میل و دلخواهی است که به اعتبار حیثیت شماها در نظرم آمده‌است».

چون در این نامه وی مقیداست که در منطقه مسلمانان دفن شود و چون در گورستان پر-لاشز قسمتی مشخص برای مسلمانان وجود ندارد و با اینکه در این قبرستان جا از طرف شهردار پاریس معین شده بود، منصور شهابی از «ژاک شیراک» تقاضا می‌کند که اجا زه دفن استاد را در آرامگاه خانواده شهابی در بزرگ قبرستان پاریسی تیه در قسمت مسلمانان بدهد‎.

پس از موافقت شخصی «شیراک» جنازه از مولوز به پاریس حرکت داده می‌شود و در روز جمعه ۱۰ مرداد سال ۱۳۶۵ ش (اول اوت ۱۹۸۶ میلادی) با حضور فرزندان، عده کثیری از فامیل، دوستان منجمله دکترمحمد علی هدایتی، دکترمرتضی کاخی، دکتر آیتی وگروه زیادی از شاگردان ایشان تشییع و در آرامگاه دائمی بخاک سپرده می‌شود. دوماه پس از فوت استاد همسر ایشان خانم را ضیه شهابی «سدیدی» در تاریخ شنبه ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۶ میلادی در مولوز فوت کرد و پیکر او هم باموافقت شهردار وقت پاریس به پاریس منتقل و در مقبره خانوادگی شهابی درگورستان تیه پاریس دفن شد.

نسخه خطی شعری ازاستاد که در سال ۱۹۸۴ در مولوز، فرانسه گفته‌است‏

تابکی محمودهستی بی‌خبراز خدا وز خود چنین، خاکت بسر؟

که هستی غافل از خود وز خدامی‌رسد هر دم ز غبت این ندا

عمرت اینک شد هزارسالها زین ماه‌ها هشتاد وچار[۱]

وماه‌ها کردی تبهشرم بادت زین گنه ای رو سیه

در این جهان نادان وپستمی‌روی نادان وخالی هر دو دست

می‌دهی تا کی فریباز تو این وا ماندگی باشد عجیب

دلبسته هر پوچ وهیچ؟پا اسیراشکم پر تاب وپیچ؟

واهمه تا چند وچون؟تا کی تو خوانی نو فنون؟

باین فنون رسمی واین قیل وقالزاده «وهم» است نو باوه خیال

کمالی زاید از آنها نه حالنی تقرب آوردنی هم وصال

تا بکی این خود ستایی ونمود؟تا بکی مغرور هستی و وجود؟

محمود شهابی از نگاه بزرگان

- دکتر ناصر کاتوزیان: «مرحوم استاد شهایی یکی از بهترین و عالم‌ترین استادانی است که من به خود دیدم... کلاس درس ایشان در دوره ما یکی از پررونق‌ترین کلاس‌های درس بود به طوری که بچه‌ها روی زمین می‌نشستند، کلاس گنجایش افراد حاضر را نداشت و ایشان با یک شیوه دل‌انگیز مطالب مشکل علم اصول را برای ما تشریح می‌کردند و یکی از کلاس‌هایی که مرا تشویق کرد به حقوق اساسی علاقه پیدا کنم و در این زمینه مطالعه کنم، بیانات ایشان بود».


- استاد سید عبدالله انوار: «ایشان از استادان وقت‌شناس بود، هر موقع می‌آمد و مطالب کتاب خود را تا آنجا که می‌توانست توضیح می‌داد... ایشان نزد عالمان قم نیز محترم بود... آخوند درباری نبود، نهایت ادب را به شاگردان داشت... وی در فقه کتابی دارد به نام ادوار فقه که در زمینه فقه شاهکاری است».


- استاد اکبر ثبوت: «استاد شهابی در داوری‌های خود نسبت به رجال صدر اسلام از تسلیم چشم و گوش بسته در برابر روایاتی که بر سر زبان ماست برحذر بود؛ و قضاوت عاری از تحقیق در مورد آنان و بر اساس حسن ظن به منقولات رجال‌نویسان را جایز نمی‌دانست. مرحوم شهابی علاوه بر تبحر در علم اصول به سیر و تحول این علم نیز عنایت داشت و گمان می‌کنم در تاریخ تشیع نخستین کسی بود که به این موضوع پرداخت».


- دکتر ابوالقاسم گرجی: «قدر مسلم این است که شخصیتی بودند بسیار عالم و از نظر تقوا و پرهیزگاری هم کمترین تردیدی در مورد ایشان وجود ندارد. در میان تمامی آثار ایشان، بنده یک جلد از ادوار فقه را بهترین می‌دانم، چرا که زحمت بسیاری برای آن کشیده‌اند و به راستی در میان آثار متعددی که در این زمینه ـ اعم از نوشته‌های شیعیان و اهل سنت ـ وجود دارد، نوشته ایشان از ارزشی والا برخوردار است».

القواعد الفقهیة (حسن بجنوردی)

۳_
«القواعد الفقهیة»، تالیف آیة الله، سید حسن موسوی بجنوردی (۱۳۱۶- ۱۳۹۶ ق)، در هفت جلد، به زبان عربی است. اگر چه پس از ایشان کتاب‌های بسیاری در زمینه قواعد فقهی نوشته شده است، اما هیچ یک به لحاظ وسعت مطالب و در بر گرفتن مهم‌ترین قواعد فقهی در ردیف این اثر ارزشمند نیست.نویسنده، در مقدمه موجز کتاب، تصریح می‌کند که گردآوری قواعد فقهی متفرقه در ابواب عبادات و معاملات و احکام، در یک کتاب، به گونه‌ای که مشکلات و ابهامات را برطرف نماید، انگیزه نگارش این اثر بوده است.

۲ - ساختار کتاب

کتاب، مشتمل بر یک مقدمه تحقیقی ارزشمند و هفت جزء است. شیوه کار مؤلف محترم، بر این پایه است که مدارک و مستندات قاعده را به بحث می‌کشد و در طی آن، به شرح روایات، سنت، بنای عقلا، اجماع علما و... می‌پردازد.

۴ .دکتر سید مصطفی‌ محقق‌ داماد (احمد آبادی‌)، فرزند آیت‌ الله سید محمد داماد، در ۱۳۲۴ شمسی‌ در شهر قم‌ به‌ دنیا آمد، وی‌ علوم‌ دینی‌ را نزد استادان‌ بزرگ‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ قم‌ فرا گرفت‌ و علاوه‌ بر آن‌ در دانشگاه‌ تهران‌ به‌ تحصیل‌ حقوق‌ و فلسفه‌ی‌ اسلامی‌ پرداخت‌ و به‌ اخذ درجه‌ی‌ فوق‌ لیسانس‌ در هر دو رشته‌ نائل‌ گردید.

وی‌، مطالعه‌ و تحصیل‌ در رشته‌ی‌ حقوق‌ را پی‌ گرفت‌ و از دانشگاه‌ لوون‌ بروکسل‌ درجه‌ی‌ دکترا دریافت‌ کرد.

سال و محل تولد: ۱۳۲۴ قم
تحصیلات: درجۀ اجتهاد (۱۳۴۸ش)؛ دکترای حقوق از دانشگاه لوون بروکسل (۱۹۹۵م)

قواعد فقه – بخش مدنی| دکتر محقق داماد

قواعد فقه - بخش مدنی (جلد سخت) | دکتر محقق داماد