علی اکبر فیاض

کتاب «علیاکبر فیاض» نوشته اصغر قائدان و حسین بیات از مجموعه شخصیتهای مانا منتشر شده است.
به گزارش ایسنا، خبرنگار ندا ولیپور طاهره راهی در معرفی این کتاب نوشته است: «نمیشناختَمَش. تنها به این دلیل شروع به خواندن کتاب کردم که دوستی همراه با چند کتاب دیگر، به من هدیه داده بود. به خیالش منی که دوره تحصیلات تکمیلی را خوانده بودم، این کتاب میتواند برایم جالب باشد، کتاب «علیاکبر فیاض» از مجموعه «شخصیتهای مانا» که به قلم اصغر قائدان و حسین بیات توسط سوره مهر منتشر شده است. دروغ نباشد حتی نامش را هم تا آن روز نشنیده بودم، منِ علوم پایه را چه به شخصیتهای قدیمی ادبیات و علوم انسانی.
من تنها چند نویسنده مشهور مانند غلامحسین یوسفی، شفیعی کدکنی و از این دست افراد را میشناختم، آن هم به واسطه کتابهای ادبیات فارسی دوران دبیرستان نه بیشتر! اما با نگاه به فهرست کتاب متوجه شدم که دست بر قضا، ایشان استاد همانانی بود که میشناختم؛ آقای علیاکبر فیاض، مؤسس دانشکده ادبیات مشهد که دکتر علی شریعتی نیز زمانی شاگرد او بوده است.
فیاض ِ متولد مشهد و خراسان، از تبار اصیل زادگان بود. کسی که هم در عرصه علم و ادب و تاریخ و هم سیاست مؤثر بوده است. او دوران کودکی خود را در مدارس علمیه مشهد گذرانده و در علوم معقول و منقول و ادبیات فارسی و عربی تبحر یافته، به طور رسمی ریاست دبیرستان شاهرضا را بر عهده میگیرد اما با اتفاقی تصمیم میگیرد خادمباشی کشیک اول در آستان قدس و مشهد را کنار گذاشته و به دانشگاه برود. همانگونه که خود گفته: «من منصب اجدادی در آستانه داشتم، ولی ترجیح دادم کار علمی بکنم؛ لذا وارد فرهنگ شدم و با آنکه مدیر دانشسرا بودم تصمیم گرفتم درس بخوانم.»
کتاب را که میخوانی با یک نابغه آشنا میشوی که توانسته دوران سیکل اول و دوم متوسطه و سه مقطع دانشگاهی را در شش سال بگذراند. کسی که نه تنها زبانهای عربی و فارسی، بلکه به زبان انگلیسی، فرانسوی، یونانی و چند زبان زنده دیگر دنیا تکلم میکرده، آن هم وقتی که مانند زمان حال، کلاسهای مختلف زبانآموزی وجود نداشته است. هرچند خود فیاض درباره مطالعه کتاب میگوید: «مطالعه و یاد گرفتن از طریق کتاب سودمند است ولی به شرط آنکه آدمی را صحفی نکند؛ زیرا صحفی هرگز عالم نشود.»
در این کتاب کوتاه و کمحجم که شرححال کوتاهی از علیاکبر فیاض در فصل ابتدایی کتاب آمده، کسی را برایمان معرفی میکنند که در سال ۱۳۳۴ دانشکدۀ ادبیات دانشگاه مشهد را بنیان گذاشت و در تأسیس دانشکدۀ علوم معقول و منقول (دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی) نیز نقشی بسزا ایفا کرد. دانشکدهای که شفیعی کدکنی و غلامحسین یوسفی از شاگردان برجسته و شاخص دکتر فیاض بودند، هرچند به گفته یاحقی «دکتر علی شریعتی که آن سالها در رشته زبان و ادبیات فارسی این دانشکده مشغول به تحصیل بود، پایاننامه تحصیلی دوره لیسانس خود را زیر نظر استاد فیاض گذراند.»
در این نوشته مکتوب ما با شخصی آشنا میشویم که پیوسته و بیوقفه اوقاتش را صرف مطالعه، تحقیق، تدبر و تفحص در زمینههای گوناگون میکرد، چندانکه نه تنها در علوم الهیات و معارف اسلامی که در زبان و ادبیات، تاریخ و فلسفه نیز صاحبنظر بود و با ریاضی، پزشکی، بازی شطرج، عکاسی و چاپ نیز آشنایی داشت. کسی که ادعایی در هیچ زمینهای نداشت، همانگونه که قرنها پیش بزرگان گفتهاند: «لاادری نصف العلم».
نویسندگان کتاب، در فصل چهارم آن، آثار مهم استاد فیاض را به تفضیل معرفی کردهاند: «تصحیح تاریخ بیهقی و کتاب تاریخ اسلام که تا به امروز این شخصیت با نام این دو اثر شناخته شده است.» فیاضی که اولین کار نوشتاری خود را در سال ۱۳۰۵ یعنی در ۳۸ سالگی با فهرستنویسی نسخ خطی آغاز کرد، در سالهای بعد چنان به صورت گسترده و متبحرانه مطالعه داشته که برای دانشجویات دانشکده الهیات کتابی درباره اسلام مینویسد. کتابی که با ایجاز و اختصار تقریباً تمام وقایع اصلی دورهای بزرگ از تاریخ اسلام را روایت میکند و برای دانشجویان سال اول دانشکده نوشته شده است.
اما کتابی که بسیاری آن را شنیده و خواندهاند تاریخ بیهقی است. کتابی که چه از نظر تاریخی و چه ادبیات فارسی از اهمیت ویژهای برخوردار است. کتابی که اوج بلاغت طبیعی فارسی و بهترین نمونه هنر انشایی پیشینیان است. فیاض دوبار این کتاب مهم را تصحیح کرده است، کتابی که منبع بسیاری از پژوهشهای بعدی است، آنگونه که محمدجعفر یاحقی نیز به آن اذعان داشته: «چاپ دکتر فیاض از تاریخ بیهقی مبنای همه مطالعات است و بدون تردید ما مدیون دکتر فیاض هستیم و تمام یادداشتها و تعلیمات ایشان را در تعلیقات خودمان به کار بردیم. اهتمام دکتر فیاض در احیای تاریخ یهقی و به دست دادن یک نمونه والا برای تصحیح متن و متنشناسی در اصل کار است و ایشان بنیانگذار این دانشکده و زندهکننده تاریخ بیهقی و به دست دهنده نمونه اعلای تصحیح متن در زبان فارسی هستند.»
آنچه در کتاب میبینیم شخصیتی است که از هر زمانی برای مطالعه و تحقیق استفاده کرده و سختکوشی از خصوصیات بارز اوست، کسی که در سالهای آخر عمر نیز دست از تلاش برنداشت و برای آشنایی و خواندن متون اصلی، به یادگیری زبان لاتین پرداخت. کسی که طلب معرفت، آموختن، کنجکاوی و پی بردن به حقایق به صورت عشقی سرشار در او بروز کرده بود. کسی که در روزگار سنگ و آهن و اینترنت، باید در شناخت بیشتر او به نوجوانان این مرز و بوم تلاش کرد.
«علیاکبر فیاض» نوشته اصغر قائدان و حسین بیات در ۱۱۸ صفحه و با قیمت ۴۰ هزار تومان در انتشارات سوره مهر منتشر شده است.»
«کارنامه فیّاض» در بوته نقد اساتید
خراسانرضوی- کتاب «کارنامه فیّاض» درباره علیاکبر فیّاض، بنیانگذار و مؤسس دانشکده ادبیات و دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد نقد و بررسی میشود.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مشهد، علیاکبر مجیدی فیّاض معروف به علیاکبر فیّاض، مصحح و استاد ادبیات فارسی و بنیانگذار دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد بود که از چشمگیرترین کارهای او میتوان به تصحیح تاریخ بیهقی اشاره کرد.
علیاکبر فیاض در سال ۱۲۷۷ هجری خورشیدی در خانوادهای از سادات شهیدی مشهد به دنیا آمد و در کودکی با آموختن قرآن و مقدمات زبان عربی نزد پدرش، سید عبدالمجید ثقةالاسلام، پرورش یافت و پس از تحصیل علوم قدیمه و تبحر یافتن در علوم معقول و منقول به جای پدر خادم باشی کشیک اول آستان قدس رضوی شد.
در سال ۱۳۰۷ خورشیدی ریاست دبیرستان شاهرضا از طرف آستان رضوی به او سپرده شد و در سال ۱۳۱۴ خورشیدی به عنوان نخستین رئیس مؤسسه دانشسرای عالی منصوب شد.
در سال ۱۳۱۶ خورشیدی پس از شرکت در امتحانات دوره ابتدایی و دبیرستان، وارد دانشگاه تهران شد و در کتابخانه دانشکده ادبیات و دانشسرای عالی به کتابداری پرداخت و در سال ۱۳۲۲ به مدرک دکتری در زبان و ادبیات فارسی رسید و به استادی ملل و نِحَل در دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران برگزیده شد.
وی چهار دوره نماینده مشهد در مجلس شورای ملی بود و در زمانی که قاسم غنی سفیر ایران در قاهره بود به مصر رفت و در دانشگاه فاروق به تدریس زبان و ادبیات فارسی و ایراد سخنرانیهایی درباره شعر فارسی و تمدن اسلامی پرداخت.

در سال ۱۳۳۳ دانشکده ادبیات مشهد را به دستور وزارت فرهنگ بنیان نهاد و به مدت ۹ سال ریاست آن دانشکده را بر عهده داشت و در آنجا تدریس کرد و پس از آن به تهران برگشت و مدیریت گروه ادیان و مذاهب دانشکده الاهیات و معارف اسلامی را برعهده گرفت و با بازنشستگیاش در سال ۱۳۴۶ به مشهد بازگشت.
در ۱۳۴۷ برای انجام معالجاتی به سوئیس رفت و مدتی در آنجا اقامت گزید و در بهمن ۱۳۴۹ به دعوت دانشگاه مشهد به تدریس پرداخت تا اینکه در ۴ شهریور ۱۳۵۰ درگذشت و در آستان قدس رضوی به خاک سپرده شد.
علیاکبر فیاض که مدتی ریاست انجمن ادبی بهار و ریاست هیئت تحریریه مجله آستان قدس رضوی را بر عهده داشت، نایب رئیس انجمن قلم خراسان نیز بود و در انجمن ادبی مشهد و انجمن ادبی ایران شرکت میکرد. او با همکاری با دوستان خویش همچون قاسم غنی در تصحیح تاریخ بیهقی و تألیف عصر حافظ فعالیت داشت و همچنین در نوشتن کتابی با عنوان تاریخ مشهد نیز فعالیت کرد که به چاپ نرسید.
در مقدمه کتاب تاریخ بیهقی که پس از درگذشت او به چاپ رسید مقاله محققانهای از وی با عنوان نسخههای خطی تاریخ بیهقی به چاپ رسیده است. او همچنین دو کتاب درباره زنبور عسل و دوربین عکاسی نیز نوشت.

کتاب «کارنامه فیاض» که شرحی از زندگی و آثار دکتر علیاکبر فیاض است پس از پیشگفتار، مقدمه، سالشمار و کتابشناسی، شامل شش بخش است که در هر بخش گوشهای از کارنامه فیاض روایت شده است.
این اثر که حاصل پژوهشها و کوششهای چندین ساله سلمان ساکت، عضو هیئتعلمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد سال ۱۴۰۲ توسط نشر ادبیات رهسپار بازار کتاب شده است.
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن