- یه نوع دوست داشتن هم هست که به نظرم جز دردناک ترین دوست داشتن هاست....
- اینجوریه که بی هیچ علت و دلیلی قصد رفتن می کنی و مجبور میشی که خودت با پای خودت از طرف مقابلت دور بشی....
- چون میدونی اگه بمونی،ممکنه به طرف مقابلت آسیب بزنی ....
- پس برای همین اون دوست داشتنو رها میکنی که مبادا گزندی به اون برسه....
- و قسمت دردناکش اینجاست که طرف مقابلت هیچ وقت قرار نیست بفهمه که چقدر دوستش داشتی که برای اینکه اذیت نشه،ازش فاصله می گیری....
- و شاید این یه نوع دوست داشتن واقعی باشه!!!! وبلاگ ریحان نوشت '
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 23:4 توسط محمد رضا معتمدی
|
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن