چگونه معلمی باید بود ؟
- باید چگونه معلمی بود؟ آیا صرف یاد دادن چیزی به دیگری، در عصر هوش مصنوعی میتواند از آدم یک معلم بسازد؟
- جایگاه معلم در این دوران کجاست؟ در دورانی که تنها به مدد یک تلفن همراه میشود با یک اَبَرذهن کلاس خصوصی زبان داشت، موسیقی را نزد بزرگانش در پلتفرمهای گوناگون آموخت و تنها با ورود به یک صفحهی یوتیوب میتوان از کلاسهای درس دانشگاههای آکسفورد و استنفورد بهره برد.
- شاید جایگاه معلم امروز تنها این باشد که نشانمان بدهد در این دریای عظیم اطلاعات که مفت و بیمنت در اختیارمان قرار دارند، کدامهایشان واقعاً ارزش فراگیری دارند.
- به خیال من معلم در این دوران باید چیزی بیشتر از یک منتقلکنندهی اطلاعاتِ از پیش ثبتشده باشد؛ یک معلم باید بتواند در ذهنهای تاریک چراغ روشن کند و درهای تازه به روی شاگردش بگشاید.
- باید یاد آدم بدهد که مسائل را از سوی دیگری ببیند و از تحریفات ذهن، فرهنگ و تاریخ پرده بردارد.
- یک معلم باید بداند که تکتک حرکاتش در ذهن خام و چسبندهی یک کودک یا نوجوان دلالتمند است و ثبت میشود؛ تکتک لبخندها و اخمهایش، دیر یا زود آمدنش، نوع خطاب کردن دانشآموزش، کتابی که دستش میگیرد و حتی لباسی که میپوشد.
- 📝سهیل سرگلزایی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 16:55 توسط محمد رضا معتمدی
|
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن