ماهی گیر

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
قسمتی از متن :
این همه اون دستاتو بالا و پایین نکن!!
♬♫♪ لب بچه ماهی رو با قلاب خونین نکن ♬♫♪
♬♫♪ ماهیگیر ماهیگیر ♬♫♪
♬♫♪ اشک این بچه ماهی توی آبها نا پیداست ♬♫♪
فریاد اون توی آب یه فریاد بی صداست!!
بذار تا بچگی رو بذاره اون پشت سر !!
بتونه عاشق بشه وقتی میشه بزرگتر ♬♫♪
ماهیگیر ماهیگیر ♬♫♪
ببین بازی کردنش پر از شوق موندنه ♬♫♪
زندگی رو خواستنو مرگو از خود روندنه ♬♫♪
خونه ی اون رودخونست دریا براش یه رویاست !!
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن ۱۴۰۳ ساعت 8:5 توسط محمد رضا معتمدی
|
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن