گامی بسوی عدالت
✍️ #خاطرات #مرحوم #دکتر #کاتوزیان / پدر علم حقوق ایران در زمان تصدی امر قضا
✅روزی در دادگاه نشسته بودم پیر زنی وارد شد و هنوز وارد نشده شروع کرد به فحش دادن، با خود گفتم باید دلیل این فحاشی بی مورد را فهمید؟
✅گفتم مادر بیا بنشین ببینم چه می گویی؟ آمد کار خود را گفت: دیدم به من مربوط نمیشود ولی فحش ها را به من داده بود. و بعد هم که متوجه شده، با صداقت معذرت خواهی کرد.
✅حالا اگر من می خواستم مطابق قانون برخورد کنم باید می گفتم نظم دادگاه را به هم زدی، سه روز توقیفت می کنم و ......نتیجه ای نمیداد.
✅خطاب به قضات می گویم: فکر کنید خودتان بعد از ۶الی ۸ ماه معطلی آمدهاید دادگاه می خواهید دادرسی کنید. فکر کنید شما یک پزشک جراح هستید. با وکلا هم ادب و نزاکت را رعایت کنید.
این خیلی زشت است که زجر کشیده ای یا ظلم دیده ای به شما مراجعه کند و از شما اخم و پرخاش ببیند، ولو اینکه قضاوت هم درست باشد.
( برگرفته شده از کتاب گامی به سوی عدالت، جلد اول، صفحه ۱۹۱ و ۱۹۲
زنده یاد استاد دکتر امیر ناصر کاتوزیان )
@buasr
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن