نلسون ماندلا ؛ وکیل یک ملت که به جرم دفاع از آزادی به حبس ابد محکوم شد

شصت و پنج سال از دوستی من و نلسون ماندلا می‌گذرد ولی به اجبار، نتوانستم تولد ۹۵ سالگی‌اش را در کنارش جشن بگیرم.

ما با یکدیگر در سال ۱۹۴۸ یعنی نخستین سال آپارتاید آشنا شدیم. در نخستین دهه‌های دوستی‌مان، کارهایی که نمی‌توانستیم با هم انجامشان دهیم پایه‌های رفاقتمان را محکم‌تر می‌کرد. از تحصیل و اشتغال در رشتهٔ حقوق و انجام مسابقات ورزشی گرفته تا زمانی که من وکالت او را در سال‌های ۶۴-۱۹۶۳ طی محاکمات ریونیا به عهده گرفتم؛ جرم او تلاش برای سرنگونی حکومت بود. دلایل غیرمنطقی حزب ملی‌گرا، این بار زندگی ما را هدف حملهٔ خود قرار داده بود.

اما امروز به جای اینکه به جسم بیمارش فکر کنم، دوست دارم خاطرات روزهای خوش و اتفاقات مهمی که باهم پشت سر گذاشته‌ایم را به خاطر بیاورم.

روز هیجدهم ماه جولای همیشه برای ماندلا روز بسیار مهمی بوده است، روز تولدش را معمولا در خانهٔ خیابان ویلاکازی جشن می‌گرفت، اما آپارتاید به این معنی بود که من و دیگر دوستان سفیدپوستش اجازه نداشتیم تا در سووِتو به او بپیوندیم.

ماندلا هنگامی که در جزیرهٔ روبن زندانی بود من را به عنوان وکیلش برگزید. هر بار برای کسب مجوز می‌بایست دلیلی می‌یافتم تا بتوانم با او ملاقات کرده و از این طریق اطلاعات مهم را منتقل کنم. همسر سابقش، وینی مادیکیزلا- ماندلا، با خلاقیت بهانه‌هایی می‌یافت تا این ملاقات‌ها صورت بگیرد. برای مثال او می‌گفت: «من نمی‌توانم تصمیم بگیرم که بچه‌ها برای تحصیل به کدام مدرسه بروند و پدرشان باید تصمیم بگیرد»، به این ترتیب من به زندان فرستاده می‌شدم تا راجع به این موضوع با ماندلا صحبت کنم ولی تمام وقت ما صرف دغدغهٔ اصلی‌مان می‌شد: آزادی.

متاسفانه زندگی خانوادگی ماندلا با مشکلات و سختی‌های زیادی همراه بود. در سال ۱۹۹۱ و تنها یک سال پس از آزادی‌اش از من درخواست کرد تا وکالت وینی را در جریان محاکمه‌اش به جرم آدم‌ربایی بر عهده بگیرم؛ علیرغم اینکه زندگی مشترکشان از هم پاشیده شده بود. پنج سال بعد، ماندلا از من خواست تا او را در دادگاه طلاقش همراهی کنم در حالیکه پروندهٔ طلاقشان بسیار عمومی و جنجالی شده بود.

پس از آن روزهای خوشی نیز پدید آمدند. به یاد دارم که نلسون در دههٔ هفتاد زندگی‌اش، محجوبانه از زندگی مشترکش با گراسا ماشل سخن می‌گفت. مدت‌ها بود که او را این چنین خوشحال ندیده بودم. اسقف اعظم دزموند توتو عقیده داشت که زندگی مشترک آن‌ها شایستهٔ یک نماد جهانی همچون ماندلا نیست و از او خواست تا با گراسا ازدواج کند. آن‌ها در یک مراسم بسیار کوچک در سال ۱۹۹۸ به عقد رسمی یکدیگر درآمدند.

گراسا آشتی میان تمام اعضای خانوادهٔ ماندلا را در دستور کار خود قرار داد و بسیار تلاش کرد تا میان فرزندان و نواده‌های او از ازدواجش با اِوِلین مِیس و همسر دومش وینی، صلح و آرامش برقرار شود. جشن‌های بسیاری را به یاد دارم که ماندلا بر راس میز می‌نشست و تمامی اعضای خانواده‌اش به مناسبت تولد او گردهم می‌آمدند. خانواده‌ای که ماندلا همیشه در آرزوی نگهداری از آن بود ولی زندگی این فرصت را از او گرفته بود.

می‌توانم تصور کنم که اگر امروز در شرایط جسمی مناسب‌تری قرار داشت، تا چه میزان از مشاجرات خانواده‌اش که در معرض چشم جهانیان قرار دارند، دلتنگ و نا‌امید می‌شد. او خود را بر‌تر از دیگران نمی‌دانست و مطمئنم که این درخواست را از فرزندانش نیز داشت.

او سال‌ها پیش محل آرامگاهش را مشخص کرده است. در ماه ژانویه برای عیادت به منزلش در ژوهانسبورگ رفتم، او بار دیگر بر این موضوع تاکید کرد. به محض ورودم ماندلا به خدمتکار گفت: «چکمه‌هایم را بیاورید.»

- «چکمه‌هایتان را برای چه می‌خواهید تاتا؟»

- «جورج آمده است که من را به قونو ببرد.»

واضح بود که دلش برای خانه تنگ شده است. قونو در دل ماندلا جا دارد. همان جایی است که دوران خوش بازنشستگی‌اش را در آن سپری کرده است، جایی که هم‌نسلانش سرزده به دیدارش می‌آمدند، دیدارهایی که همواره برایش شادی‌آور بوده‌اند.

او می‌خواهد که در همان جا دفن شود؛ در کِرال، نزدیک مزرعهٔ پدری‌اش. او و گراسا با هم به این نتیجه رسیده‌اند و هر بار که به این موضوع اشاره کرده، لحن او بسیار جدی و واقع‌بینانه بوده است. نلسون از مرگ نمی‌هراسد. به من گفت که پس از مرگش به دنبال نزدیکترین شعبهٔ «کنگرهٔ ملی آفریقا» در بهشت خواهد رفت تا به عضویت آن درآید. بار‌ها به شوخی گفته است که پس از مرگش والتر سیسولو، گوان امبکی و آلبرت لوتولی و اولیور تامبو همراهانش خواهند بود.

آخرین باری که نلسون را دیدم یک هفته پیش از بستری شدنش بود. برای ملاقات به خانه‌اش در هوتون رفتم و به رسم همیشگی‌مان به مرور خاطرات پرداختیم. او سؤالی از من پرسید که من را بسیار غمگین کرد: «آخرین باری که اولیور را دیدی کی بوده؟ حال والتر چطور است؟»

نتوانستم به او دروغ بگویم، به یادش آوردم که سال‌ها از مرگ آن‌ها می‌گذرد. حالت چهره‌اش برای لحظاتی تغییر کرد و سپس به موضوع مکالمه‌مان بازگشتیم. قبل از خداحافظی به من گفت: «جورج، کُت‌ات را فراموش نکنی.» به یاد آوردم که کُتم را در ماشین فراموش کرده‌ام، ولی جملهٔ نلسون من را تحت تاثیر قرار داد. او به فکر من بود و می‌خواست تا در برابر سرمای زمستان این قسمت از زمین، از خودم محافظت کنم. امروز، در نود و پنجمین سالگرد تولدش، امیدوارم که او نیز از خودش محافظت کند تا سلامتی‌اش را بازیابد.

در جشن‌های تولدش به او می‌گفتم: «به امید ۱۰۰ سالگی‌ات». در جواب من با لبخند می‌گفت: «تو بسیار خوش‌بینی». امیدوارم که اشتباه کرده باشی دوست من.

نلسون ماندلا ؛ وکیل یک ملت که به جرم دفاع از آزادی به حبس ابد محکوم شد

وکلاپرس ـ ۵ دسامبر سالروز درگذشت وکیل نلسون ماندلا است؛ وکیلی که نه تنها تمام موکلین او در آفریقای جنوبی، بلکه جهان در هنگام وفاتش کلاه از سر برداشت.

به گزارش وکلاپرس، نلسون ماندلا در ۱۸ ژوییه ۱۹۱۸ در روستای کوچک و دورافتاده‌ای در ناحیه متاتا از استان کیپ در آفریقای جنوبی به دنیا آمد.

وی پس از ورود به دانشگاه فورت هار، سرکرده دانشجویان معترض شد و در همان سال اول از دانشگاه اخراج شد و از ادامه تحصیل باز ماند. او در واکنش به حکم ازدواجی اجباری از سوی حاکم تمبو، به ژوهانسبورگ گریخت و به تدریج وارد مبارزات سیاسی شد.

تأسیس اولین مؤسسه حقوقی برای رنگین پوستان

ماندلا که مدتی به عنوان دستیار یک دفتر وکالت کار کرده بود، در سال ۱۹۵۲ نخستین دفتر حقوقی مخصوص رنگین‌پوستان را در ژوهانسبورگ دایر کرد. این مؤسسه که توسط ماندلا و دوست دیرینه‌اش، اولیور تامبو اداره می‌شد، خدمات حقوقی رایگان یا ارزان قیمت در اختیار سیاهپوستان قرار می‌داد.

علیرغم اینکه او دفتر وکالت خودش را داشت، ولی سال‌ها طول کشید تا بتواند مدرک حقوق اخذ کند. ماندلا از سال ۱۹۳۹ به مدت پنجاه سال و به تناوب در حال تحصیل در رشته حقوق بود. ماندلا نهایتاً در سال ۱۹۸۹ موفق شد در زندان مدرک حقوق خود را اخذ کند.

وکیل نلسون ماندلا

وکیل نلسون ماندلا

ماندلا به عنوان یک وکیل عملی، بارها نژادپرستی و تبعیض را در محاکم دادگستری در آفریقای جنوبی تجربه کرد. آنجا که از او بارها خواسته می شد تا گواهی وکالت خود را ارائه کرده و یا توسط قضات صلاحیت علمی اش مورد تمسخر قرار می گرفت؛ اتفاقی که به ندرت برای همکاران سفیدپوستش رخ می داد.

همچنین در سال ۱۹۵۲ ، ماندلا نقش مهمی را در راه اندازی کارزار مخالفت با قوانین تصویب شده در آفریقای جنوبی ایفا کرد. وی به عنوان بخشی از کارزارها به سراسر کشور سفر کرد و سعی در ایجاد پشتیبانی از ابزارهای اعتراضی غیر خشونت آمیز علیه قوانین تبعیض آمیز داشت. در سال ۱۹۵۵ وی مشغول تهیه پیش نویس منشور آزادی، سندی بود که خواهان دموکراسی اجتماعی غیرنژادی در آفریقای جنوبی بود.

دفاعیات نلسون ماندلا در دادگاه

در سال ۱۹۶۳ و در یکی از محاکماتش وی در قالب دفاع از خود در برابر اتهامات وارده در این محکمه سخن گفت که امروزه این نطق وی دارای شهرت جهانی است. دفاعیاتی که به دفاع از آزادی و اعتراض به استبداد بود. او در این دفاعیات اتهام توطئه علیه کشورش را نپذیرفت و از جمله گفت که در راه آرمان خود آماده مردن است. دفاعیات وی با عنوان «آماده ام تا بمیرم» به صورت کتاب چاپ شده است.

وکیل نلسون ماندلا در ۱۲ ژوئن ۱۹۶۴ به سختی از مجازات اعدام مصون ماند و در عوض به حبس ابد محکوم شد.

۱۷ سال از محکومیت ماندلا در زندان مخوفی در جزیره “روبن” در نزدیکی کیپ تاون سپری شد که به “آلکاتراز آفریقای جنوبی” شهرت داشت. محکومان سیاسی حاضر در این زندان مجبور به بیگاری شبانه‌روزی بودند.

ماندلا در زندان جزیره روبن هم بیکار ننشست و به زندانیان خواندن و نوشتن آموخت. او نام زندان روبن را “دانشگاه جزیره روبن” گذاشت.

سلول شماره ۵ زندان جزیره روبن

سلول شماره ۵ زندان جزیره روبن

هم‌اینک، بازدید از سلول شماره ۵ این زندان، برنامه ثابت گردشگرانی است که به آفریقای جنوبی می‌روند.

نلسون ماندلا روز پنجشنبه ۵ دسامبر ۲۰۱۳ (۱۴ آذر ۱۳۹۲) در شهر ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی در سن ۹۵ سالگی درگذشت و بسیاری از سران سیاسی و فرهنگی جهان برای مراسم تدفین وی حضور یافتند.

نتوان فوکوآ در حال ساخت یک مستند بلند درباره نلسون ماندلا است؛ وکیلی که ۲۷ سال در زندان بود و به مبارز آزادی و یکی از بزرگترین سیاستمداران تاریخ تبدیل شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، مستندی که قبلا عنوان «مشکل‌ساز: داستان پشت نوارهای ماندلا» برای آن انتخاب شده بود با استفاده از مصاحبه‌های صوتی تازه کشف شده با خود ماندلا، توسط آنتوان فوکوآ ساخته می‌شود. گفته شده هدف از ساخت این مستند ارایه تصویری صادقانه، دقیق و قطعی از مردی است که نمادی جهانی از عدالت، امید و انسان جهانی است.

سایت خبری ورایتی نوشت: فوکوآ کارگردان «روز آموزش» با دوست صمیمی و هم سلولی سابق ماندلا یعنی «مک ماهاراج» در این پروژه به عنوان تهیه کننده اجرایی همکاری می‌کند. ماهاراج ۱۲ سال در کنار ماندلا در یک سلول کوچک در جزیره روبن زندانی بود و کسی بود که زندگی نامه ماندلا را پیش از اینکه در نهایت به صورت قاچاق از زندان خارج کند، رونویسی کرد. او بعدها در دولت ماندلا وزیر شد.

این مستند با استفاده از مصاحبه‌های صوتی ماندلا که به تازگی کشف شده تجربیات زندگی او را بازگو می‌کند، و همچنین نگاه شخصی ماهاراج درباره نیروهایی که نماد جهانی نلسون ماندلا را شکل دادند، تصویر می‌کند. ماندلا به عنوان یک وکیل پیشگام که ۲۷ سال در زندان بود، در نهایت تبدیل به مبارز آزادی شد و از یک زندانی در آفریقای جنوبی که در آستانه یک خشونت بزرگ نژادی بود، بیرون رفت تا نخستین رییس جمهوری منتخب کشور شود.

ماهاراج همچنین از تجربه خود در این پروژه برای نمایش جزییاتی درباره اینکه چگونه توانسته یک پیوند ارتباطی غیرقانونی برای ماندلا ایجاد کند تا بتواند با رهبری کنگره ملی آفریقا در تبعید صحبت کند، استفاده می‌کند.

فوکوآ گفت: مایه افتخار است که داستان ناگفته ماندلا را که تمام عمر به او احترام گذاشته‌ام، روی پرده بیاورم. برای دهه‌ها، ماندلا و همراهانش در غیرانسانی‌ترین شرایط قابل تصور به تلاش ادامه دادند. آنها با عشق و بخشش در قلب خود از زندان بیرون آمدند و به جای انتقام‌جویی، به دنبال اتحاد کشور رفتند. شفقت و قدرت درونی ماندلا را قادر ساخت تا تغییرات معناداری ایجاد کند. این فیلم نشان می‌دهد چگونه ماندلا با انسانیت دست نخورده خود از مصیبت‌ها عبور کرد و چه سیاستمدار سرسخت و زیرکی پشت شخصیت نمادین او به عنوان یک «مرد خوب» جا خوش کرده بود.

وی همچنین خود را بسیار خوش شانس خواند که در این پروژه از همراهی مک ماهاراج برخوردار شده و از تجربیات، هوش و حافظه وی که مانند یک دایره‌المعارف سال‌ها زندگی در کنار ماندلا را ثبت کرده، بهره می‌گیرد.

ماهاراج هم گفت: آرزو داشتم داستان نلسون ماندلا و چندین دهه مبارزه و فداکاری او برای آزادی، برابری و عدالت را به شیوه‌ای معتبر و پیچیده ببینم. این داستان بیش از هر زمان دیگری به بشریت امروزی مربوط می‌شود.

فوکوآ تولید خود را در آفریقای جنوبی آغاز کرده و با شماری از دوستان سابق ماندلا و دیگر چهره‌های کلیدی که زمانی وی را با محبت با نام مستعار «مادیبا» می‌نامیدند، مصاحبه کرده است.

آرتورلاندون و مارک باخ تهیه کنندگان این فیلم مستند از فیلم شان به عنوان سندی یاد کردند که در طول دوران بلاتکلیفی سیاسی و ناآرامی امروز سرتاسر جهان، یادآور تأثیر یک رهبر واقعاً بزرگ است و نشان می‌دهد چگونه یک وکیل متواضع اما مصمم به یکی از بزرگترین سیاستمداران تاریخ بدل شد.

منبع: وکلا پرس - سایت وکلای آفریقای جنوبی و بریتانیکا- guilanbar