ماموریتی از روح جهان
پائولو کوئلیو در کتاب کیمیاگر می گوید : ( هر کس که باشی یا هر کاری که انجام دهی وقتی واقعا از صمیم قلب چیزی را بخواهی، آنگاه این خواستهی تو از روح جهان سرچشمه میگیرد و تو مأمور انجام آن بر روی زمین میشوی...)
من از اين دنيا چي ميخوام دو تا صندلي چوبي
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبي
من از اين دنيا چي ميخوام يه وجب زمين خالي
همونقدر که يک اطاقک بشه خونه خيالي
من از اين دنيا چي ميخوام يه جعبه مداد رنگي
بکشم رو تنه دنيا رنگه خوبيو قشنگي
آدمهاي دستو دلباز از توي قلک طاقچه
بردارن بذر محبت واسه بارداري باغچه
من از اين دنيا چي ميخوام دو تا صندلي چوبي
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبي
من از اين دنيا چي ميخوام دو تا بال براي پرواز
برم تا روز تولد برسم به فصله آغاز
برم پيشه بچه هايي که يه لقمه نون ندارن
که يک شب با يک دل سير چشاشونو هم بذارن
بگم غصه ها سر اومد گريه بس که بهتر اومد
من از اين دنيا چي ميخوام دو تا صندلي چوبي
که منو تو رو بشونن واسه گفتن خوبي

احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن