یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه / اولینهای موسیقی تلویزیون دهه 70 شمسی
به گزارش ویستا . خبر انلاین . خبرنگار مهر، روزنامه صبح نو:موسیقی پاپ ایران روزگاری صاحب خوانندگانی بود که این روزها کمتر از آنها صحبت می شود. افرادی مثل عباس بهادری، بیژن خاوری، حسن همایون فال که به عنوان نسل اول موسیقی پاپ بعد از انقلاب، فعال بودند و هر کدام یک یا چند آهنگ هیت منتشر کردند که در زمان خود طرفداران زیادی پیدا کرد. این افراد که شهرت خود را مدیون تلویزیون هستند، این روزها کمتر در کانون توجه قرار دارند و نسبت به گذشته کمتر فعالیت می کنند.
● بهادری: حتما به ما محبت دارند که اینطور برخورد می کنند!
«گل می روید ز باغ، گل می روید...» این بخش اول ترانه ای است که تقریبا همه علاقمندان به موسیقی آن را شنیده اند. آهنگی که توسط عباس بهادری اجرا شد و توانست در روزهایی که بازار موسیقی فضای خلوتی را سپری می کرد، مخاطبان زیادی را به خود جذب کند اما او این روزها نسبت به گذشته خلی کم کار شده و حضور کمرنگی در عرصه موسیقی و برنامه های تلویزیونی دارد.
گل می روید به باغ… گل می روید…●♪♫
با شبنمِ صبحگاه، رخ می شوید●♪♫
گل جلوه ای از جمالِ جانانه ی ما؛ بلبل به ترانه وصف او می گوید●♪♫
ابر آمد و بر سرِ چمن، گوهر ریخت●♪♫
از جامه به جامه؛ لاله ها اختر ریخت●♪♫
این قاصد کوی دوست…●♪♫
این پیکِ بهار…●♪♫
در ساغرِ روحِ عارفان؛ باور ریخت●♪♫
گل می روید به باغ… گل می روید…●♪♫
با شبنمِ صبحگاه، رخ می شوید●♪♫
برخیز تو هم نوای توحید بخوان؛ بر بامِ جهان به سانِ خورشید بخوان●♪♫
از شوق چو مرغِ عشق؛ غوغا سر کن●♪♫
گل نغمه ای از جمالِ جاوید بخوان●♪♫
گل می روید به باغ… گل می روید…●♪♫
با شبنمِ صبحگاه، رخ می شوید●♪♫
برخیز تو هم نوای توحید بخوان؛ بر بامِ جهان به سانِ خورشید بخوان●♪♫
از شوق چو مرغِ عشق؛ غوغا سر کن ●♪♫
گل نغمه ای از جمالِ جاوید بخوان ●♪♫
گل می روید به باغ… گل می روید… ●♪♫
با شبنمِ صبحگاه، رخ می شوید ●♪♫
بهادری در این مورد به تماشا می گوید: «من از موسیقی فاصله نگرفته ام و مثل گذشته کار می کنم اما متاسفانه تهیه کننده ها یک مقدار کم لطفی می کنند. کسانی که تازه وارد کار شده اند، قدیمی ها را از یاد برده اند. ما آهنگ ها را می خوانیم اما متاسفانه مستقیم به آرشیو منتقل می شود. حتما به ما محبت دارند که اینطور برخورد می کنند!»
وی در ادامه به تماشا می گوید: «من سالی ۶-۵ تا کار می خوانم اما تهیه کننده ها یک مقدار جوان هستند و با آهنگ ها برخورد سلیقه ای دارند.»
عباس بهادری در پاسخ به این سوال که با این تفاسیر چطور زندگی را می گذرانید هم به تماشا می گوید: «یک رستوران در شهر کرج تاسیس کرده ام که آن را اجاره داده ام. این روزها بیشتر در نجف آباد اصفهان هستم و با یکی از دوستان داریم مقدمات کار دامداری را انجام می دهیم. البته هنوز هم موسیقی شغل اول من است و هر وقت فرصت کنم در این حوزه مطالعه دارم و کارهای جدید می نویسم.»
آقای بهادری که انگار خیلی دلش از وضعیت فعلی پر است در پایان گفتگو با تماشا می گوید: «خواننده های پیشکسوتی مثل آقای گودرزی، آقای خاوری، من و ... پیش قراول موسیقی پاپ در این مملکت بوده اند. این افراد هنرمندان ارزشی نظام هستند، چرا هیچ یادی از آنها نمی شود؟ چرا کارهایشان کمتر از صدا و سیما پخش می شود و کمتر به تلویزیون دعوت می شوند؟»
● خاوری: تلویزیون به نیروهایش نگاه مصرفی دارد
بیژن خاوری یکی دیگر از اولین ستاره های موسیقی پا بعد از انقلاب است. خواننده ای که با خواندن تیتراژ «پرواز ۵۷» و «ساعت خوش» به شهرت رسید و در ادامه با خواندن آهنگ های متوالی، به یک چهره شاخص در موسیقی پاپ ایران تبدیل شد.
خاوری در گفت و گو با تماشا در مورد ایران چرا این روزها کم کار شده می گوید: «من چند سال که هیچ فعالیتی در زمینه موسیقی نداشته ام. کار با تلویزیون یک زمان مشخص دارد، این قاعده ای است که برای همه وجود دارد. شما یک نفر را مثال بزنید که به طور ثابت و مداوم با تلویزیون کار کرده باشد. گویندگان خبر، مجریان و ... با هر خط فکری که دارند یک بازه زمانی خاص در تلویزیون کار می کنند.»
وی ادامه می دهد: «چون اکثر کارهای من تولید واحد موسیقی سازمان بوده، کمتر به فکر انتشار آلبوم بوده ایم. من الان آهنگ می خوانم و به سازمان تحویل می دهم اما در نهایت می بینم که یا مجوز پخش نمی گیرد و یا در آرشیو سازمان ثبت نمی شود. از طرف دیگر زمانی که ما کار می کردیم، آهنگ ها را روی نوار تحویل سازمان می دادیم. زمانی زیادی لازم است که واحد موسیقی این کارها را روی سی دی بکشند و به آرشیو منتقل کنند. الان در آرشیو سازمان صدا و سیما بین ۱۸ تا ۲۰ آهنگ از من وجود دارد و این درحالی است که من بالای ۲۰۰ قطعه برای تلویزیون خوانده ام.»
خاوری در ادامه به تماشا می گوید: «مهرداد کاظمی عزیز کسی بود که پیاده در جبهه های جنگ حرکت می کرد و با خواندن آهنگ هایش به بچه های رزمنده روحیه می داد اما او هم امروز وضعیتی شبیه ما دارد.»
خاوری ادامه می دهد: «متاسفانه تلویزیون با نیروهایش به صورت مصرفی برخورد می کند. در ایران تلویزیون به افراد با استعداد کمک می کند تا در رشته تخصصی خود رشد کنند اما فرد وقتی بزرگ می شود، می ترسند و برایش رقیب می تراشند و به نوعی جلوی کار شما را می گیرند تا رقیبتان رشد کند و در نهایت شما کمرنگ شوید.»
بین خاوری در پایان گفت و گو با تماشا در مورد حال این روزهایش هم می گوید: «تقریبا هشت سال است که تهران را ترک کرده ام و به مازندران آمده ام و اینجا زندگی می کنم. به جز مسائل حرفه ای، از نظر اجتماعی هم فکر می کنم تهران دیگر جای زندگی نیست.»
وی در مورد فعالیت های اقتصادی اش هم می گوید: «کارمند شرکتی بودم که سال ۷۵ به کلی منحل شد. بعد از آن یک فروشگاه لوازم موسیقی افتتاح کردم که متاسفانه بعد از ورود سازهای چینی، فروشگاه را هم رها کردیم. الان هم شغل به خصوصی ندارم و در مازندران زندگی می کنم.»
طاهری، همایون فال، کاظمی، گودرزی و ... خواننده های دیگری از نسل اول موسیقی پاپ بعد از انقلاب کشورمان هستند که این روزها فعالیت چندانی در زمینه موسیقی ندارند و خیلی کم پیش می آید در مناسبت های مختلف این افراد را از قاب تلویزیون ببینیم.
مهرداد کاظمی و حسن همایون فال در این میان شهرت بیشتری دارند. آقای کاظمی که با آهنگ «ساربان» به شهرت عجیب و غریبی دست پیدا کرده بود، این روزها در بستر بیماری است و هیچ فعالیتی در زمینه موسیقی ندارد. حسن همایون فال هم همان خواننده ای است که با «نسیم سحری» در بین مردم جایگاه خوبی پیدا کرد اما او هم مثل هم نسل های دیگرش پرکار نیست و به نوعی خانه نشین شده است.
یکی از خوانندگانی که سالهاست کاری نخوانده اما مردم با تعدادی از آثار او هنوز خاطره دارند، آقای حسن همایونفال است. همایونفال دل پری داشت از بی مهریها و البته خاطرات جذابی هم داشت از زندگی و کارش.
برخی معتقدند موسیقی ما در این سالها پیشرفت کرده است. گروهی دیگر نظر عکس دارند و دلشان برای موسیقی قدیمها تنگ شده است. آهنگهایی که شلوغ نبود و به مخاطب آرامش میداد. یکی از خوانندگانی که سالهاست کاری نخوانده اما مردم با تعدادی از آثار او هنوز خاطره دارند، آقای حسن همایونفال است. همایونفال دل پری داشت از بی مهریها و البته خاطرات جذابی هم داشت از زندگی و کارش.
حسن همایونفال یکی از اولین خوانندگان مطرح موسیقی کشورمان در دهه ۷۰ است که با انتشار دو قطعه ماندگار «آی نسیم سحری» و «یک آسمان پرنده» خود را در جریان موسیقی پاپ ایران ماندگار کرد. این هنرمند ۶۷ ساله که به گفته خودش از ۱۰ سالگی وارد دنیای موسیقی شده مبانی موسیقی و خوانندگی را در محضر هنرمندان بزرگی چون قوامی، مرتضی حنانه و دیگر هنرمندان فرا گرفته است.
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
مثل یکی رهگذر از کوچه ها میگذرم هر سحر از کوچه ها ♬♫♪
آی نسیم سحری صبرکن ما را با خود ببر از کوچه ها ..!!
دلتنگم دلتنگ از خانه ها وز معبر از گذر از کوچه ها ♬♫♪
آی نسیم سحری صبرکن ما را با خود ببر از کوچه ها ..!!
باید پل زد به خیابان عشق یک شب آسیمه سر از کوچه ها ♬♫♪
باید با بوی گل سرخ رفت جایی دلبازتر از کوچه ها ..!!
آی نسیم سحری صبرکن ما را با خود ببر از کوچه ها ♬♫♪
فردا مهمان شقایق شوم بگذرم امشب اگر از کوچه ها ..!!
فرجامم دامنه ی دشت هاست ♬♫♪
حسن همایونفال اگر چه در دوران اوج فعالیتهای خود چندین تصنیف و هفت آلبوم با نامهای «ماه هجران»، «وصل سحر»، «وصل جانان»، «بزم عاشقان»، «انتظار» و «ریحانه» در دسترس مخاطبان قرار داده اما خوانش دو قطعه «کوچهها» یا همان «آی نسیم سحری» و «یک آسمان پرنده عاشق» بود که او را به اوج شهرت و محبوبیت در دهه ۷۰ رساند و در کنار آثار برخی از دوستانش همچون عباس بهادری، مهدی سپهر و پرویز طاهری شمایل جدیدی از موسیقی پاپ را به جامعه شنونده موسیقی معرفی کرد.

برخی معتقدند موسیقی ما در این سالها پیشرفت کرده است. گروهی دیگر نظر عکس دارند و دلشان برای موسیقی قدیمها تنگ شده است. آهنگهایی که شلوغ نبود و به مخاطب آرامش میداد. یکی از خوانندگانی که سالهاست کاری نخوانده، اما مردم با تعدادی از آثار او هنوز خاطره دارند، آقای حسن همایونفال است. همایونفال دل پری داشت از بی مهریها و البته خاطرات جذابی هم داشت از زندگی و کارش.
اولین سؤال من، سؤال خیلیهاست. کجا هستید؟ بعد از آن دوره طلایی دهه ۷۰ و اوایل ۸۰ و آهنگهایی که توسط همنسلان ما زمزمه میشد؛ از «آی نسیم سحری» گرفته تا «یک آسمان» تا کارهایی که با آقایان خاوری و طاهری و بهادری همخوانی کردید و بعد تمام شد. رفتید و دیگر خبری از شما نیست!
سعی میکنم سؤالات را یکی یکی جلو ببریم. اهل کاشانم روزگارم بد نیست و به قول سهراب سپهری لقمه نانی داریم، ذره هوشی و سر سوزن ذوقی. همانطور که گفتید در دهه ۷۰ دوستانی بودند شاید انگشت شمار، اما فعال بودیم. خیلی به موسیقی بها میدادیم.
منظورم این نیست که الان بها نمیدهند الان هم همینطور است، اما از هر صدایی که میآید و میرود همه تعریف میکنند. من نمیدانم که به اصطلاح نقص اصلی کجاست؟ این برای من و هم نسلان من مایه تأسف است. مردم نسبت به ما لطف دارند و مدام میپرسند شما کجا هستید؟ چرا دیگر نمیخوانید؟ و من واقعاً برای آنها جوابی ندارم. میگویند آقای مهران مدیری هرشب در برنامهاش خواننده میآورد چرا از شما یادی نمیکند و چرا شما را نمیآورد؟
ما در زمانی میخواندیم که شرایط خیلی سخت بود. یعنی من مثلاً وقتی برنامه اجرا میکردم، حق نداشتم بایستم حتی با کت و شلوار. حتی اجازه پوشیدن کاپشن هم نداشتیم!
عجب، شما که کاپشن میپوشیدید!
بله. یادم است برنامهای اجرا کردم برای شبکه پنج. یک کاپشنی پوشیده بودم، چون برف آمده بود و ایستادم و خواندم. طبق معمول، خواننده عادت دارد که احساس خود را با سر و صورت نشان دهد. خواندم و کار پخش شد؛ اما سر و صدایی کرد که منجر به ممنوع التصویری من شد! آن زمان آقای لاریجانی رییس سازمان بود و آقای پور نجاتی گفتند، چون شما حرکت دست داشتید، ممنوعالتصویر شدید. من نامهای به آقای لاریجانی نوشتم و فیلم را دیدند و گفتند هیچ ایرادی ندارد و ایشان جزو خوانندگانی است که ما قبولشان داریم. غرض اینکه آن زمان سختگیری میشد.
شما خوانندگی را از کجا و در چه سنی شروع کردید؟
من تقریباً ۱۱ سالم بود که بین دو هزار نفر قبول شدم. در رادیو و تلویزیون قبل از انقلاب تست صدا دادم. آقای بهرام گودرزی که الان میخوانند و ۱۰ سال از من بزرگتر هستند در آن کلاسها بود. آقای هوشمند عقیلی بودند. من شاگرد مرحوم استاد مرتضی حنانه بودم. من شاگردی کردم، کوچکترین شاگرد ایشان که در کتابشان ذکر کردند، من بودم. من شاگرد استاد مرتضی قوامی بودم. شاگرد مرحوم استاد بنان و مرحوم استاد مهرتاش بودم. من شاگردی اینها را کردم یعنی اکثر عمرم را شاگردی کردم و بعد در ۳۵ یا ۴۰ سالگی کارم به ثمر نشسته است.
آن زمان که به رادیو و تلویزیون میرفتیم همه جا خاکی بود. ماهی ۲۰۰ تومان به ما میدادند که از کلاسها در نرویم؛ اینقدر به ما بها میدادند. اساتید شعر آنجا مرحوم فریدون مشیری و مرحوم معینی کرمانشاهی بودند که تلفیق شعر و موسیقی را به ما یاد میدادند.
دلم میخواهد این را صریح جواب بدهید. خودتان کنار رفتید؟ فضا باعث شد؟ یا از یک جایی چیزی گفتند و خودتان احساس کردید فضا برای شما آماده نیست؟
اداره موسیقی سازمان صدا و سیما هر چند وقت یک بار مدیریت عوض میکرد. زمانی که اوج کارهایمان بود، زمان آقای کلهر بود که بعدها مشاور آقای احمدی نژاد شد. من کاری به کارهای سیاسی او ندارم. آقای کلهر خیلی به موسیقی بها میداد. بعد از آن دوره فرمانروایی آقای علی معلم شروع شد که بسیار سال بدی بود؛ شاید برای من البته. آقای علی معلم یک قشر خاصی را برای خود آوردند که نسل بعد ما بودند مثل آقایان خشایار اعتمادی، مجید اخشابی، امیر کریمی، قاسم افشار و بهرام حصیری.
میخواهم بگویم ایشان این لطمه را زدند و حتی وقتی که بیمارستان بودند و من به عیادت ایشان رفتم، گفتند که فکر نمیکردم تو به دیدن من بیایی. واقعاً من نمیدانم ایشان چه مشکلی با من داشتند؟ با بچههایی که یکشبه درخشیدیم و بعدش هم کارهای خوبی ارائه دادیم. ما هم آنطور نبودیم التماس کنیم که کار بخوانیم؛ یکی دو بار گفتند که چرا خودتان کار نمیبرید؟ اما من کار بردم و رد کردند؛ هم به شعرش که شعر حافظ بود ایراد گرفتند و هم به ملودی که خودم ساخته بودم.
از لحاظ فنی صحبت کردند با شما و بعد رد کردند؟
نه شما کار را به اداره موسیقی میدهی و ۶ یا ۷ نفر از جوانان داخل شورا هستند و شما کار را به آنها میدهی و میگویند هفته دیگر برای گرفتن جواب بیایید. میروی و میگویند جواب نه است بدون هیچ دلیلی. اینها درد دل من حسن همایونفال است. ولی آن زمان این طور نبود، یعنی آقای کلهر میگفتند حسن همایونفال باید ماهی یک آهنگ بخواند. نامه نوشته بودند که حسن همایونفال یا آقای بیژن خاوری حتماً بخوانند. معتقد بودند که کمک خرجی است برای زندگی آنها. من یادم است که برای «آی نسیم سحری» ۴۰ هزار تومان دستمزد گرفتم که آن موقع برای من خیلی بود. برنامههای زیادی هم در شهرهای مختلف ایران اجرا میکردم.

آن برنامههایی که میرفتید برای شما آورده مالی مناسب داشت که بخواهد خانه نشینی این سالها را پوشش بدهد؟
بله، آورده مالی داشت. البته یک سری برنامهها را برای دل خودم اجرا میکردم. آن زمان اعتقاد داشتم که زکات کار من این است که برای «محک» برنامه اجرا کنم یا مجانی یا برای نابینایان در پاسداران نرگس یا کهریزک؛ اما در نهایت آورده مالی به حدی بود که ما زندگی میکردیم نه الان که کنسرت میگذارند و درآمد آنچنانی داشته باشند.
چون مربوط به گذشته است میپرسم. بیشترین و کمترین دستمزدی که گرفتید را میتوانید بگویید؟
من آخرین کاری که برای سازمان صدا و سیما خواندم یک کاری بود به اسم «صدای پای باران» که آهنگسازی خودم و شعر آقای اسماعیل فرزانه بود و آقایی به نام امیرحسین بخشی که پسری جوان و خوش استعداد بود، این کار را برای من ساخت و تنظیم کرد و من بابت این کار بیشترین دستمزدی که گرفتم ۲ میلیون تومان بود.
قصد تولید آلبوم تازه را دارید؟
الان چند سال است که آلبومی را آماده کردم. همانطور که میدانید الان آلبوم دادن در بازار کمی سخت است؛ یک اسپانسر میخواهد، چون هزینه بر است؛ چون نوازنده و شاعر و آهنگساز دارد و استودیو دارد که دستمزدشان هم زیاد است. نام آلبومم «مثل دریا» ست، اما هنوز به بازار نیامده و به دنبال اسپانسر است. فضای سنتی دارد و یکی از شعرهایش را خودم گفتم که شاید وصف حال خودم باشد. ۸ تصنیف از اشعار حافظ و مولاناست. اگر در این برهه به بازار بیاید، فکر کنم گل کند و من شدیداً دنبال اسپانسر هستم.
نگران نسل جدید نیستید که با آلبوم شما ارتباط برقرار نکنند؟
نگران نیستم؛ چند روز پیش بود آقایی به سمتم آمد و گفتم شما متولد چه سالی هستی؟
گفت: دهه ۶۰ هستم.
گفتم الان ۳۴ ساله هستی و پرسیدم من را میشناسی؟
گفت: من با کارهای شما زندگی کردم. از این مثالها زیاد دارم. اما نگران مخاطب نیستم.
سه ایراد اساسی موسیقی امروز را کدامها میدانید؟
متأسفانه کارشناسانی که در رأس کار موسیقی هستند کارشناس نیستند. من دلم میخواهد کسی که میآید رییس اداره سازمان موسیقی صدا و سیما میشود تخصص داشته باشد؛ صرف اینکه طرف شاعر است نمیتواند موزیسین شود. آقای علی معلم دامغانی نمیتوانند موزیسین شوند. بعد از ایشان کسانی که آمدند کارشناس موسیقی نبودند؛ حتی وزارت ارشاد هم؛ البته به جز آقایی که نوازنده نی هم بودند. الان سیستمی که آمده و استودیوهای خانگی باب شده است و صداها و زیر و بم را درست میکند و فالشی خواننده را میگیرد.
باید یک سر و سامانی به این استودیوها داده شود که کار سختی است و یکی اینکه خوانندگانی که الان میآیند و شروع میکنند باید واقعاً یک فیلتری باشد، فیلتری که شاید حدود سال ۱۳۴۲ بود که ما باید رد میشدیم و آن، استاد مرتضی خان حنانه بود؛ استاد فریدون مشیری بود؛ استاد معینی کرمانشاهی و فاخته و مهرتاش بود و سرکار خانم ماه منیر شادنوش. اینها فیلترهای آن زمان بودند که الان نداریم و اکثراً پارتی است؛ یکی پارتی در صدا و سیما دارد و کاری را میخواند و مدام میبینید که آن کار از آنتن پخش میشود. من در ماشین رادیو آوا را گوش میدهم و بیژن به من زنگ میزند که حسن رادیو را گوش میدهم که همه کارها را پخش میکنند بجز کار من و تو.
گفتم زیاد به دل نگیر و شاید تهیه کنندگان جوان هستند و ما را نمیشناسند و تهیه کنندگانی هستند که ما را یادشان نمیآید یا اینکه خواستند ما بیرون از گود باشیم. این سه سیستم، یکی خواننده و استودیو و کارشناس درست شود، اوضاع بهتر میشود.
شاید الان این باعث شده که صداها و ملودیها شبیه هم شدهاند و ملودی که عشق باشد، شنیده نمیشود. موسیقی ما به سمت افول میرود و باید از آن ناامید بشویم؟
نه ناامید که نمیتوان شد، بین این همه بلبل چند قناری هم هستند و چند مرغ که صدایشان خش دارند. آینده موسیقی اگر همین خط سیر را برود، پیشرفتی ندارد مگر تغییری ایجاد شود. متأسفانه الان خوانندگان بد بیشتر هستند از خوانندگان خوب. آقای معتمدی، آقای سالار عقیلی واقعاً خوب هستند؛ آقای قربانی و سینا سرلک خوانندگان خوبی هستند.
اینها در حدی هستند که میشود ستایش کرد؛ آقای محمد اصفهانی هم همینطور و آقای احسان خواجه امیری در سبک خود، مجید اخشابی بسیار با ذوق است در آهنگسازی. در همان کار وصل جانان که سروش داد و یک کاری که خواندم باغ تنهایی، در آن سنتور زده است که بسیار زیباست؛ شعرش هم برای ساعد باقری است، آقای فریدون شهبازیان هر کاری که سنتور داشت مجید را میبردند یا آقای راغب. چند کار برای من ساخت که در آن زمان انجام میداد، این روال اگر بخواهد این طور پیش برود ممکن است شکست بخورد، ولی اگر تغییراتی در بینش یا تجدید نظری شود، بهتر میشود.
سه آهنگی که بیشتر دوست دارید و گوش میدهید؟
یکی از آنها کار مرحوم نادر گلچین است به نام «من دیگه بچه نمیشم». کار دیگر از استاد بنان است به نام «من از روز ازل دیوانه بودم» سومی هم آهنگ یارا یارا.
حرف های زیادی برای گفتن دارم/ بازگشت میان مردم پس از سالها

خواننده نسل اول موسیقی پاپ بعد از انقلاب در تشریح تازه ترین فعالیت های خود از تلاش برای انتشار یک آلبوم جدید با شکل و شمایلی متفاوت خبر داد.
بیژن خاوری از خوانندگان نسل اول موسیقی پاپ ایران پس از پیروزی انقلاب در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تازه ترین فعالیت های خود در عرصه موسیقی بیان کرد: بیش از یک دهه پیش آلبومی را به هنرمندی آرش سزاوار برای انتشار آماده کرده بودیم که این اثر بعد از دریافت مجوز از مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آماده ارایه در بازار موسیقی شده بود اما با توجه به اینکه روی مباحثی چون گرافیک کار با مشکلاتی مواجه شدیم رسما انتشار این آلبوم به فراموشی سپرده شد.
وی ادامه داد: تصمیم داشتم دوباره برای انتشار آلبوم دیگری اقدام کنم، اما به دلیل برخی از معذورات اخلاقی که با تولید کنندگان آلبوم قبلی داشتم و دوست نداشتم دلخوری در این زمینه پیش بیاید از انتشار آلبوم جدید هم صرف نظر کردم.
خاوری خبر داد: مدتی است که به فکر تولید مجموعه ای جدید هستم که به احتمال زیاد تا ۶ ماه آینده در دسترس علاقه مندان قرار می گیرد. این آلبوم دربرگیرنده ملودی های متفاوتی است که فکر می کنم می تواند مورد توجه مخاطبان قرار گیرد.
این خواننده موسیقی پاپ در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: سال ها فعالیت در موسیقی این نکته را به من آموخته که با تکیه بر دانش بزرگان موسیقی ایران آثاری را اجرا کنم که بتواند برای مخاطب خاطره سازی کند. من همواره دوست داشتم که هم در انتخاب شعرها و هم در تنظیم کارهایم بهترین کیفیت را ارایه دهم زیرا هم من و هم بقیه هم نسلانم آموخته ایم اجرای یک موسیقی درست و به جا بهتر از اجرای چندین ملودی است که در حافظه شنیداری مخاطب باقی نمی ماند.
خاوری تصریح کرد: بسیار خوشحالم هنوز دوستانی دارم که من را فراموش نکرده اند و در کنارم حضور دارند که با پشتوانه معنوی آنها در موسیقی فعالیت کنم. گرچه هستند بسیاری از دوستان که دیگر ما را به فراموشی سپرده اند. همچنین خوشحالم از اینکه همان آثار چند سال گذشته هر از چندگاهی در ذهن مردم وجود دارد.
وی در پایان گفت: من این بار هم تلاش خواهم کرد با خلق آثار جدیدتر و بهتر آهنگ هایی را به مردم تقدیم کنم که مورد توجهشان قرار گیرد. درباره این سال ها حرف های زیادی برای گفتن دارم اما تلاش می کنم که قبل از این انتقادها و گله ها به خلق اثر اقدام کنم.
در ادامه تصاویری از اولین ویدئوکلیپ های تلویزیون که مربوط به حضور خاوری و همایون فال روی قایقهای پدالی در پارک ملت بود پخش شد و خاوری درباره این نماهنگ توضیح داد: کار ما ۴ و نیم بعدازظهر جمعه شروع شد و ۴و نیم صبح تمام شد. خیلی از مردم در پارک ملت جمع شده بودند و در ساعت ۱ و ۲ نیمهشب که خلوت شده بود توانستیم بخشهای پایانی کار را بگیریم. حین ساخت این کلیپ کفش آقای همایونفال هم پاره شد! چون مدام او پا زده بود و من تقلب کرده بودم.
این خواننده ادامه داد: خواندن قسمتی از زندگی من است، در خانه ارگ میزنم و میخوانم و تا لحظات آخر عمرم اگر خداوند سعادت بدهد و صدایی داشته باشم میخوانم.
خاوری با انتقاد از دفتر موسیقی گفت: زمان ما بحث تهاجم فرهنگی مطرح بود و واحد موسیقی را داشتیم اما اکنون شده دفتر موسیقی که کوچک شده است. من در عمرم پایم را ۱۰ بار هم در دفتر موسیقی نگذاشته ام.
وی پس از اجرای یکی از قطعات خود در استودیو تاکید کرد: من خیلی راحتترم زنده بخوانم تا اینکه پلیبک اجرا کنم همانطور که نوازندهای نوازنده است که بتواند زنده بنوازد. کسی هم که نتواند زنده بخواند، خواننده نیست. تکنولوژی بالا رفته و همه تنبل شدهاند. در حالی که ما برای تغییر یک کلمه در آهنگ، دوباره آن را اجرا میکردیم.
خاوری در پایان با یادی از حسن همایونفال، عباس باقری، پرویز طاهری و دیگر هم دوره های خود گفت: موسیقی مملکت ما دست کسانی افتاده که قبلا پادو هم نبودهاند. نمیدانم ارشاد کجا است واحد موسیقی که تولیداتش به صفر رسیده مگر اینکه مناسبتی تولید کند.

وقتی که پا میزاره دریا به روی شن ها
مرغابی ها میشورن پرهاشونو تو دریا
وقتی برای ساحل دریا صدف میاره
شب ها به روی بندر بارون ماه میباره
یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه
تا ساحل زندگی با من شنا میکنه
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
وقتی موج های سنگین از پله های دریا
میرن که سر بزارن به روی تخته سنگ ها
وقتی که دست دریا رو شونه غروبه
خورشید خانوم هراسون تو خونه غروبه
یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه
تا ساحل زندگی با من شنا میکنه
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
حالا غروب که میشه
بی خود دلم میگیره
مثل ماهی تو ساحل
جون میده و میمیره
بعد تو مرغابی ها
همزاد آب نمیشن
موجای خسته بی تو
زنجیر خواب نمیشن
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
یاد تو در دل من طوفان به پا میکنه
تا ساحل زندگی با من شنا میکنه
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
بیژن خاوری جزو اولین نسل از خوانندگان پس از انقلاب بود که با ترانه هایش در میان توده مردم جا باز کرد. بیژن خاوری یکی از اصلی ترین خواننده های تلویزیون در دهه ۶۰ و ۷۰ بود که با قطعه های «بهارآمد»، «مادر»، «عطر نرگس»، «دریا» و «باغ ارغوانی» با استقبال مخاطبان مواجه شد.
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن