اخلاق و اصول اخلاقی از دیدگاه دین زرتشت
مازیار.اشرفی

کسی را میتوان صاحب اخلاق(خوی) نیک و انسانی دانست که جز نیکی کاری انجام ندهد.
پس پیش از شناخت اخلاق بایستی نیکی را تعریف کرد.
در دین زرتشتی نیکی آن اندیشه و گفتار و کرداری شمرده شده که خرد(منه) و وجدان(دئنا) و عشق به مردم(آترسچا) و عقل و خرد (مننکهسچا) را به یک نسبت راضی سازد. زرتشتی بایستی جوری زندگی را برنامه ریزی کند که هم منافع خویش را ببیند و هم منافع دیگر انسانها را. هم تن را خشنود سازد و هم گیتی را داشته باشد و هم مینیو( روان) را.
بنابراین در دین زرتشت اخلاق یک تعریف انسانی و دقیق دارد. در گات ها(کتاب آسمانی زرتشت) کمال آرمانی و اخلاقی تعریف شده و میفرماید:
خوشبختی از آن کسی است که درپی خوشبختی دیگران باشد(یسنا۴۳ بند ۱). و دیگران یعنی همه انسان ها بدون توجه به دین و زبان و ملیت و جنسیت و نژاد تا حدی که به ازخود گذشتگی(خوید ودث) یا جاودانگی(امرداد) برسیم.
بنابر این اخلاق اگر هر پسوندی غیر از انسانی پیدا کرد در حقیقت دیگر اخلاق شمرده نمیشود و در حد شعار باقی میماند. برای مثال چون اخلاق با پسوند ایرانی و یا آمریکایی و یا زرتشتی و یا مسیحی و.... به این مفهوم میشود که منافع زرتشتیان یا مسیحیان یا ایرانیان ویا هر مثال دیگری در درجه نخست نسبت به سایر انسانها قرار میگیرد که به راستی خلاف اخلاق است و کارساز نبوده قوم گرایی یا افراطی شده و در نهایت مخرب خواهد شد.
همان گونه که اشو زرتشت هرزمان در گات ها به مردم سفارش هایی را میکند این سفارش های اخلاقی را بدون هیچ پسوندی مانند زرتشتی یا ایرانی و... بیان میکند
برای مثال: اشو زرتشت در یسنا ۳۱ بند ۲۲ گات ها این چنین سخن میگوید:
برای دانایی که با اندیشه اش درمیابد و با مینویی و با گفتار و کردار، راستی را نگهداری و پشتیبانی میکند روشن و آشکار است.
ای اهورامزدا : چنین کسی از سوی تو شایسته ترین یاور و راهنمای مردم است.
منبع :
://avestaariyo2.blogfa.com/post-18.aspx و سایت شعر نو
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن