ای کاش هزاران نفر چون کیهان رهگذار داشتیم
کیهان رهگذار:
سال ها پیش، سریالی به نام "بو علی سینا" ساخته شد و چون در زمان پخش آن، نوزادی بیش نبودم، سالها باید می گذشت تا دانش و درک و علاقه من به حدی برسد که بتوانم این سریال را ببینم و صد البته نه از روی تفنن و گذراندن وقت، بلکه با عشق و علاقه تمام به همه جوانب هنری آن. ملغمه ای از تمام علائق من که در یک کل واحد ریخته شده بود؛ شخصیت عجیب و نبوغ آمیز بوعلی و داستان زندگیش، دوران برجسته سامانیان و غزنویان در تاریخ، موسیقی شاهکار فرهاد فخرالدینی و بازی های درخشان بهترین بازیگران سینما و تلویزیون ایران خصوصا امین تارخ. و نقطه مشترک تمامی اینها، نویسنده و کارگردان این اثر بود: "کیهان رهگذار".
نویسنده سناریوی سریال مشهور دیگری به نام "سربداران" و فیلم های "سفیر" (با بازی بی نظیر فرامرز قریبیان) و "پرستار شب".
سالها، تمام اینترنت را به یافتن خُردک چیزی از ایشان گشتم و همان خُرد را هم نیافتم. نه عکسی، نه صدایی، نه فیلمی، هیچ و هیچ و هیچ. فقط دانستم در سال ۱۳۷۲ شمسی در دانمارک (بخوانید در غربت) رخت از این جهان بربسته است.
تا اینکه دیروز عصر پیرو جستجوهای شب قبل از آن، به یکی از دو دختر ایشان پیام دادم و ایشان با مهر تمام و با اینکه تقریبا هیچ از زبان فارسی نمی دانستند، عکس های این پست را برایم ارسال کردند.
تقریبا به یقین می توانم بگویم اولین بار است که تصاویر "کیهان رهگذار" در نت منتشر می شود.
یادش گرامی که در آن سالهای آتش و دود، با چراغی در دست که تا ابد روشن خواهد بود، راهنمای نسل های دیگر ایران بود. روحش شاد.










به یاد کیهان رهگذار، تصنیف بنگر ز جهان اثر فرهاد فخرالدینی و با صدای صدیق تعریف که برای سریال بوعلی سینا ساخته شده رو اینجا به اشتراک میذارم. گویی زندگی همه ما انسان ها در این رباعی خلاصه شده:
» ترانههای خیام (صادق هدایت) » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] »
رباعی ۱۰۷
بنگر ز جهان چه طَرْف بربستم؟ هیچ،
وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ،
شمعِ طَرَبم، ولی چو بنشستم، هیچ،
من جامِ جَمَم، ولی چو بشکستم، هیچ.
امروز که مصاحبه مهندس محمدعلی نجفی رو با یکی از کانال های تلگرامی در مورد مرحوم کیهان رهگذر شنیدم، متوجه شدم دکلمه پایان سریال سربداران با صدای خود مرحوم کیهان رهگذر هست.
به کمک هشتگِ نامِ کیهان رهگذار به پستی از "کتابسرای اردیبهشت کرمان" برخوردم که آدرس تلگرام این کتابسرا درج شده بود و نشستی در تاریخ دوم آبان ماه ۱۴۰۲ با یاد کیهان رهگذار که سه مهمان داشت: محمدعلی نجفی (کارگردان سربداران)، منوچهر محمدی (تهیه کننده سریال بوعلی سینا) و مهدی هاشمی (بازیگر سینما و تئاتر).
فی الفور به کانال تلگرام مذکور رفتم و هر سه مصاحبه رو دانلود کردم و هر سه مصاحبه اطلاعات جدید و ببشتری از کیهان رهگذار به من داد. اول مصاحبه مهندس محمدعلی نجفی (کارگردان سریال سربداران) رو گوش دادم که نویسنده فیلمنامه سربداران، کیهان رهگذار بودند. ایشون در مورد نحوه آشنایی خودشون با کیهان رهگذار گفتند که به واسطه برادر بزرگتر کیهان رهگذار که در دانشگاه ملی (شهید بهشتی فعلی) معماری می خوندند با کیهان رهگذار آشنا میشن. چون خود آقای محمدعلی نجفی هم در همون دانشگاه معماری می خوندند. فقط برادر کیهان رهگذار سال بالاتر محمدعلی نجفی بودند و هم دوره مهندس میرحسین موسوی که در همون دانشگاه و در همون رشته معماری تحصیل می کردند. خودم بعدتر جستجو کردم و اسم ایشون رو پیدا کردم ؛ "مهندس کامران رهگذار" و در تماس تلفنی که همین امشب با خانم "کیمیا رهگذار" برادرزاده آقای کیهان رهگذار داشتم این مطلب رو بهشون گفتم و ایشون تایید کردند. در مورد تماس تلفنی با خانم کیمیا رهگذار در ادامه خواهم نوشت.
مهدی هاشمی (بازیگر سینما و تئاتر) از نحوه آشنایی خودشون با مرحوم کیهان رهگذار گفتند که در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و به هنگام تحصیل در رشته هنرهای نمایشی با ایشون آشنا شدند. گفتند که از هفت روز هفته، پنج شش شب در منزل پدر کیهان رهگذار بودند و گفتند که پدر کیهان رهگذار، شاعر بودند و "صافی" تخلص می کردند. بعد از گوش دادن به مصاحبه در اینترنت جستجو کردم و دیدم بله، شاعری هست به نام "ذبیح الله رهگذار" که "صافی" تخلص می کردند و کتاب شعر ایشون به نام "رباعیات صافی" رو هم در سایت کتابناک پیدا کردم
این هم تصویر مرحوم ذبیح الله رهگذار (صافی) هست که مرحمتی خانم Mora Rahgozar هست که 29 مارس (دو روز پیش) به همراه کلی عکس دیگه از کیهان رهگذار برام ارسال کردند. برای اولین بار تصویر مزار ایشون در دانمارک رو هم مشاهده کردم. توی متن ایمیل برام نوشته بودند که اسم ایشون "مروارید" هست و به صورت مختصر Mora استعمال می کنند:


پنجشنبه 9 فروردین 1403، ساعت 22 با خانم کیمیا رهگذار، برادر زاده مرحوم کیهان رهگذار تماس تلفنی داشتم. من قبل تر در اینستاگرام به ایشون پیام داده بودند و ایشون هم شماره همراه خودشون رو ارسال کردند تا بهتر با هم حرف بزنیم. از خاطرات خودشون با عموی خودشون گفتند و همه گفته ها همون هایی بود که دیگران از کیهان رهگذار می گفتند. کلی از یافته های خودم در مورد کیهان رهگذار رو با ایشون در میون گذاشتم و صحت یا عدم صحت اونها رو از ایشون جویا شدم. از برادرها و خواهر کیهان رهگذار گفتند، همون طور که خانم Mora Rahgozar گفته بودند.
فرزندان ذبیح الله رهگذار به ترتیب کیهان، کیوان، مهران (ابوی خانم کیمیا رهگذار)، کیهان، پوران و ساسان بودند

سریال تاریخی سربداران یکی از مهم ترین و ماندگارترین سریال های تاریخی تلویزیون است که هنرمندان زیادی را به عرصه سینما و تلویزیون معرفی کرد. این سریال اثر هنری فاخری است به کارگردانی محمدعلی نجفی که بر اساس قیام سربداران خراسان به رهبری شیخ حسن جوری علیه استیلای مغول بر ایران ساخته شده است.
موزه سینمای ایران در ادامه انتشار سلسله نشست های تاریخ شفاهی خود همزمان با زادروز محمدعلی نجفی نویسنده و کارگردان سریال سربداران، گفتگویی از او درباره این سریال را منتشر کرد.
محمدعلی نجفی درباره نقش قاضی شارح در سربداران گفت: کیهان رهگذار (مشاور کارگردان) بازی مهدی هاشمی را در نمایش «دایره زنگی قفقاز» به کارگردانی داریوش فرهنگ دیده بود و این نقش را برای او درنظر داشت و برای نقش شیخ حسن جوری هم سعید نیک پور و پرویز پورحسینی را درنظر داشتند که هیچ کدام نشد.
وی ادامه داد: در مورد قاضی شارح با توجه به اینکه این نقش بسیار جدی بود مهدی هاشمی را برای این نقش مناسب ندیدم و تنها گزینهام علی نصیریان بود زیرا چهرهاش هم مثبت و هم منفی بود که خوشبختانه آقای نصیریان هم پذیرفت.
نجفی با بیان اینکه برای نقش شیخ حسن جوری هم خیلیها را در نظر داشتیم و تست کرده بودیم، خاطرنشان کرد: حتی علی نصیریان برای این نقش بیژن امکانیان را به ما پیشنهاد داده بود .من بازیهای امین تارخ را در تئاترهای دانشگاه تهران دیده بودم به همین دلیل از او برای نقش محمدبیک دعوت کردیم. یادم میآید من و تارخ در اتاقی که مربوط به اکبر عالمی بود روبروی هم نشسته بودیم در بیرون از اتاق اتفاقی افتاد و به خاطر سر و صدا امین تارخ برگشت و پنجره را نگاه کرد. بعد از اینکه کمی باهم صحبت کردیم به او گفتم اجازه بدهید من کمی فکر کنم و برای نقش محمدبیک به شما خبر میدهم. بعد از اینکه او رفت کیهان رهگذر را صدا کردم و به او گفتم تارخ برای نقش شیخ حسن بسیار مناسب است. او تعجب کرد و به من گفت این یک جوان خوشتیپ امروزی است و برای نقش شیخ حسن مناسب نیست. به او گفتم پس یک کاری انجام بدهیم انتخاب نقش شیخها برعهده من و بقیه را تو انتخاب کن.

وی خطاب به فریدون جیرانی که با او گفتگو میکرد، گفت: همانطور که میدانید سینما تصویر است و حالتهای صورت در آن بسیار مهم است. دلیل انتخاب فیروز بهجت محمدی برای نقش طغای صدای خاص و صورت او بود ضمن اینکه نقشهای او در تئاترهای عباس جوانمرد را هم دیده بودم. البته این نکته را هم باید یادآور شوم که انتخاب اول من برای نقش طغای، محمد مطیع بود. وقتی بیژن محتشم( گریمور) به من گفت بهجت محمدی تُرک است و به درد این نقش نمیخورد در پاسخ به او گفتم چیزی به نام طراحی وجود دارد که از آن طغای میسازد.
نجفی درباره انتخاب افسانه بایگان برای نقش ترکان خاتون نیز توضیح داد: برای ترکان خاتون هم از تعداد بسیار زیادی تست گرفتیم تا به افسانه بایگان که یک دختر 19 ساله بود رسیدیم . یادم می آید در تابستان سال 60 به او گفتم کفشهایش را دربیاورد و در ریگهای گرم بدود و با او تمرین شمشیربازی کردم و سر همان تمرینها دست من زخمی شده و تا به امروز جایش باقی مانده است. بینی او فرم خاصی داشت به همین دلیل به اکبر عالمی گفتم از او عکس بگیرید وقتی عکسها چاپ شد نظرش را پرسیدم و او گفت فرم بینی اش به طبیعی تر بودن نقش کمک میکند و گزینه مناسبی است و بدین ترتیب او را برای نقش ترکان خاتون انتخاب کردیم.
این کارگردان پیشکسوت سینما و تلویزیون خاطرنشان کرد: یادم میآید به پدر افسانه بایگان گفتم دختر شما را برای نقش ترکان خاتون انتخاب میکنم اما شرط دارم؛ اینکه دختر شما در طول فیلمبرداری از ابتدا تا انتها باید حضور داشته باشد و خوراک، رفت و آمد همه باید زیر نظر ما باشد که او هم پذیرفت و در نهایت از خودش و پدرش رضایتنامه گرفتیم و قرارداد بستیم.









برگرفته از اسرار نامه و خزعبلات
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن