خنک چشم
ای خنک چشمی که ان گریان اوست
وی همایون دل که آن بریان اوست
اشک وقتیکه از چشم میاید ممکن است ریشه در شادی و خوشحالی داشته باشه طرف از شدت شادی اشک بریزد که میگوید
اشکم اشک شادی است یا ممکن است ریشه در یک غم و اندوه و سوز و گدازی داشته باشد ما دو جور اشک داریم اشک شادی اشک اندوه
اشک شادی سرد است خنک است اشکی که به خاطر غم و اندوه است گرم است سوزان است ، وقتی میخواهند بگویند مثلا ان شالله همیشه شاد باشی میگویند ان شالله که خنک چشم باشی یعنی اشک شادی جاری کنی نه اشک اندوه نه اشک غم نه اشک غصه ،

ای خنک چشمی ، ای خوشا چشمی ای خوش به حال ان چشمی ای شاد آن چشمی که ان گریان اوست یعنی چشمی که به خاطر خدا گریان باشد به خاطر خدا اشک بریزد ان اشک اشک شادی است اشک مسرت است خوش بحال همچین چشمی که گریان او باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 20:15 توسط محمد رضا معتمدی
|
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن