از دل من امّـــــا!!! چه کسـی نقش تو را، خواهد شست؟؟♪♪
- وااای بـــــــاران!! بـــاران!!♪
- با صلح می بارد…♪♪
- وااای بــــــــاران!! بـــاران!!♪
- شیشه ی پنجره را باران شُست…♪♪
- از دل من امّـــــا!!!
- چه کسـی نقش تو را، خواهد شست؟؟♪♪
- چه کســی نقش تو را، خواهد شست؟؟!!♪♪
- تو گُل سرخ منی!!♪♪
- تو گُل یاسمنی!!♪♪
- تو چنان شَبنم پاک سَحری…♪♪
- نه از آن پاک تری…♪♪
- تو چنان شَبنم پاک سَحری…♪♪
- نه از آن پاک تری…♪♪
- ای خدااا… آخر چه کَس باور کرد؟!!♪♪
- جنگل جانـَـــم را….
- آتش مِهر تو؛ خاکستر کرد♪♪
- آتش مِهر تو؛ خاکستر کرد♪♪
- تو گُل سرخ منی!!♪♪
- تو گُل یاسمنی!!♪♪
- تو چنان شَبنم پاک سَحری…♪♪
- نه از آن پاک تری…♪♪
- تو چنان شَبنم پاک سَحری…♪♪
- نه از آن پاک تری…♪♪
- تو بَهاری…♪♪
- تو بَهــــــاری…♪♪
- نه بهـاران از توســــت…♪♪
- حمید مصدق

- حمید مصدق بهمن ۱۳۱۸ در شهرضا متولد شد. چند سال بعد به همراه خانوادهاش به اصفهان رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. او در دوران دبیرستان (دبیرستان ادب) با منوچهر بدیعی، هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و بهرام صادقی در یک مدرسه بودند و با آنان دوستی و آشنایی داشت.
- مصدق در ۱۳۳۹ وارد دانشکدهٔ حقوق شد و در رشتهٔ بازرگانی درس خواند. از سال ۱۳۴۳ در رشتهٔ حقوق قضایی تحصیل کرد و بعد هم مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد گرفت. در ۱۳۵۰ در رشتهٔ فوق لیسانس حقوق اداری از دانشگاه ملی دانشآموخته شد و در دانشکدهٔ علوم ارتباطات تهران و دانشگاه کرمان به تدریس پرداخت.

- وی پس از دریافت پروانهٔ وکالت از کانون وکلا در دورههای بعدی زندگی همواره به وکالت اشتغال داشت و کار تدریس در دانشگاههای اصفهان، بیرجند و شهید بهشتی را پی میگرفت.
- در ۱۳۴۵ برای ادامهٔ تحصیل به انگلیس رفت و در زمینهٔ روش تحقیق به تحصیل و تحقیق پرداخت. تا سال ۱۳۵۸ بیشتر به تدریس روش تحقیق و از سال ۱۳۶۰ تدریس حقوق خصوصی به خصوص حقوق تعاون اشتغال داشت. مصدق تا پایان عمر عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی بود و مدتی نیز سردبیری مجلهٔ کانون وکلا را به عهده داشت
- مصدق از شاعران نوگرای معاصر بهشمار میرود و باید او را از ادامهدهندگان مکتب نیما یوشیج دانست. وی شعرهای فراوانی با مضامین سیاسی و اجتماعی و همچنین مضامین عاشقانه و رمانتیک سروده است. اشعار این شاعر از یک صمیمیت و سادگی خاصی برخوردار است.
- مصدق دربارهٔ محتوای شعر گفتهاست: «باید بگویم شعر رابطه دوگانهای را ایجاد میکند، رابطه شاعر با خودش، با درونش و از سویی دیگر با خواننده و مردم، این دو نوع رابطه مسلماً یگانه نیستند و شعری با مردم رابطه برقرار میکند که ازدلبرآمده و لاجرم بر دلها بنشیند. آنچه را که زمانه ما به آن نیازمند است، بیان اینگونه اشعار است، اشعاری که در آن رابطه دوگانه درونی و بیرونی را بهخوبی برقرار میکند.»
- درگذشت
- حمید مصدق در هفتم آذرماه ۱۳۷۷ بر اثر بیماری قلبی در تهران درگذشت.

- کتابشناسی
- منظومهها و اشعار
- درفش کاویان (۱۳۴۱)
- آبی، خاکستری، سیاه (۱۳۴۳)
- در رهگذار باد (۱۳۴۷)
- دو منظومه؛ شامل آبی، خاکستری، سیاه - در رهگذار باد (۱۳۴۸)
- از جداییها (۱۳۵۸)
- سالهای صبوری (۱۳۶۹)
- تا رهایی؛ شامل مجموعههای فوق (۱۳۶۹)
- شیر سرخ (۱۳۷۶)
- ویرایش
- رباعیات مولانا (۱۳۶۰)
- غزلهای سعدی، با همکاری اسماعیل صارمی (۱۳۷۶)
- شکوه شعر شهریار (چاپ نشده)
- غزلهای حافظ، با همکاری اسماعیل صارمی (چاپ نشده)
- تألیف
- مقدمهای بر روش تحقیق (۱۳۵۱)
- مجموعهٔ قوانین تجارت، مدنی و …، با همکاری میر قائمی (چاپ نشده)

محمّد نوری (زادهٔ ۱ دی ۱۳۰۸ – درگذشتهٔ ۹ مرداد ۱۳۸۹) آموزگار آواز و خواننده ایرانی بود. از مشهورترین آهنگهای وی میتوان به جان مریم، کهکشان عشق سرزمین محبوب من و ایران ایران اشاره کرد.
محمّد معین نوری

محمّد نوری ۱ دیِ ۱۳۰۸ در رشت زاده شد.محمد نوری فارغالتحصیل هنرستان تئاتر، زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران، و مبانی تئاتر از دانشکدهٔ علوم اجتماعی بود.دهه ۱۳۲۰ (خورشیدی) دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی درمیان مردم ایران، بهویژه نسل جوان بود که بخشی را میتوان متأثر از نشر و پخش وسیعتر موسیقی علمی و آثار فولکلور کشورهای جهان از طریق رادیو و صفحات گرامافون دانست. محمد نوری در همین سالها (سنین نوجوانی) با خواندن اشعار نوینی که بر روی نغمههای روز کشورهای غربی و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شدهبود، کار خوانندگی را آغاز کرد. ناصر حسینی، افسر موسیقیدان ارتش ایران از مشوقان محمد نوری بودهاست.
نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. پس از آن نزد استادان هنرستان عالی موسیقی، سیروس شهردار و فریدون فرزانه و مصطفی کمال پورتراب رفت و از آنها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت.آواز کلاسیک را نزد اولین باغچهبان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تأثیر از استادانی چون حسین اصلانی و ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت.
محمد نوری پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و پس از مدتی سکوت، فعالیت هنری خود را با آلبوم در شب سرد زمستانی همراه با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت. این همکاری بعدها با آلبوم «آوازهای سرزمین خورشید» ادامه یافت.
محمد نوری طی پنج دهه بیش از سیصد قطعهٔ آوازی اجرا کرد. او همچنین به نوشتن و ترجمهٔ مقالات و سرودن اشعاری برای ترانه پرداخت. محمد نوری در سالهای پایانی عمر چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. وی ترانههای زیادی با تم میهنی اجرا کرد.یکی از مهمترین و معروفترین ترانههای وی، جان مریم نام دارد که آهنگ آن از ساختههای کامبیز مژدهی است.
جوایز و بزرگداشتها
محمد نوری برنده جایزه خورشید طلایی (۵۰ سال صدای متفاوت و ماندگار) در سال ۱۳۷۸ از جشنواره مهر، و دارای مدرک درجه یک هنری از شورای عالی ارزیابی کشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود.
وی در سال ۱۳۸۵ از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهرهٔ ماندگار برگزیده شد.
دیدگاه

محمد نوری موسیقی را زبانی جهانی و از آنِ همه اقوام و ملتهای روی زمین میدانست و از همین رو به اقتباس و الهام از هنر کلاسیک غرب معتقد بود.[۹]
درگذشت

قبر محمد نوری در قطعه هنرمندان بهشت زهرا
محمد نوری پس از سالها مبارزه با بیماری سرطان و وخامت وضعیت جسمانی در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ در بیمارستان جم در تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد ' برگرفته از ویکی پدیا
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن