خاطرهای شنیدنی از دیدنیها/ وقتی با عشق گلها همراه میشدیم
به امید پیروزی رزمندگان ما در جبهه های نور در برابر تاریکی جملات ایده ها و برنامه هایی تکرار نشدنی که به تاریخ پیوست و امروز در بسیاری موارد و با در نظر گرفتن استثناءات می توانم بگویم هر چیزی قدیمی اش خوب است
موسیقی تیتراژ ابتدایی مجموعه «دیدنیها» بیتردید یکی از خاطرهسازترین ملودیها و قطعاتی است که در حد فاصل سالهای ۶۱ تا ۷۴ از تلویزیون پخش میشد.
به گزارش خبرنگار مهر، والا و داغ موزیک و'''' : یکی از برنامههای تلویزیونی که پس از سالها بخش عمدهای از مخاطبانش آن را نه با جزئیات محتوایی که بیشتر با موسیقی تیتراژ و مجریاش به یاد میآورند بدون هیچ تردید مجموعه تلویزیونی «دیدنیها» با اجرای هنرمند پیشکسوت عرصه گویندگی جلال مقامی و تهیهکنندگی طراحی غلامحسین میرزاده است که بین سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۴، ساعت ۲۰ یکشنبهها از شبکه دوم سیما پخش میشد.یک برنامه جذاب و سرگرمکننده برای مخاطبان تلویزیون در روزهای جنگ، با یک موسیقی جذابتر که وقتی صدای آن از گیرندههای سیاه و سفید خانهها شنیده میشد، گویی همه دنیا با تمام اتفاقات تلخ و شیرینش میایستاد تا این برنامه با صدای مخملین جلال مقامی برای مخاطبانش پخش شود. در آن ساعت هر اتفاق دیگری چندان اهمیت نداشت؛ یکی از اولین تجربههای سیما در پخش برنامهای خیابان خلوت کن!
تصور کنید در همین حال شیرین، به یکباره با صدای آژیر وضعیت قرمز اعلام و به ناچار پخش برنامه هم متوقف میشد و مجبور میشدیم در پناهگاه و در تاریکی به حرف و هراسهای همسایههایی گوش کنیم که البته در بین آنها احیاناً ابراز تأسف نیمه تمام ماندن تماشای دیدنیها هم وجود داشت.
پخش این برنامه تلویزیونی ابتدا از سال ۱۳۶۱ با اجرای مظفر مقدم در دو برنامه و سپس آزیتا لاچینی با هشت برنامه آغاز شد. این مجموعه بعد از مدتی توقف و تغییر در نوع ایدهپردازی با اجرای جلال مقامی از سال ۱۳۶۲ از سر گرفته شد و از همان دوران نیز یکی از محبوبترین برنامههای تلویزیون لقب گرفت.
آنچه در این برنامه برای مخاطبان پخش میشد بخشی از توانمندیهای جالب تعدادی از هموطنانمان در ابتدای برنامه و پس از آن یکسری فیلمها و تصاویری فانتزی و کارهای خارقالعاده سایر مردم دنیا بود که در وقتی حدود یک ساعت لحظات سرگرمکنندهای را برای مخاطبان خلق میکرد. در این بین هم توضیحات جلال مقامی به عنوان مجری برنامه آنچنان بر دل مخاطبان مینشست که بدون این توضیحات تصاویر هم جذابیتی برای مخاطب پیدا نمیکرد.
اما از همه اینها که بگذریم موسیقی تیتراژ ابتدای این برنامه در مجموعههایی بود که جلال مقامی بهعنوان مجری حضور داشت. یک قطعه به شدت ماندگار و شنیدنی است که مخاطبان هنوز هم با شنیدنش به سالهای دوری پرتاب میشوند که لحظه به لحظه آن اکنون که در روزهای کرونایی به سر میبریم دربرگیرنده خاطرات شیرینی است که فراموش شدنش ممکن نیست.
این موسیقی در آن روزگار دارای سبک جدید و ارائهای متفاوت بود که حداقل برای مخاطبان ایرانی که کمتر با دنیای رسانهها مواجه بود، تازگی داشت و کمتر مخاطبی میدانست که خالق آن چه هنرمندانی هستند. موسیقی که در آن زمان برای مردم چندان اهمیتی نداشت که چه کسی اثر را طراحی و تولید کرده؛ آنچه مهم بود شنیدن موسیقی بود که برای چند دقیقه هم شده به آنها نوید ورود به دنیایی را میداد که به دلیل شرایط و محدودیتهای آن دوران الهام بخش سفر در لحظات و ساعتهایی بود که اعضای یک خانواده همه دوستش داشتند.
آهنگساز این قطعه یک موسیقیدان فرانسوی با نام جول فاجرمن و اثر پخش شده از او آهنگی به نام «عشق گلها» (Flowers Love) از آلبومی با نام «Inventions of Life» بود که گویا برای یک مجموعه مستند تلویزیونی محصول کشور فرانسه با موضوع طبیعت ساخته شده بود و دستاندرکاران برنامه «دیدنیها» تصمیم گرفتند با یافتن این موسیقی آن را به عنوان تیتراژ برنامه انتخاب کنند.
قطعهای که معلوم نیست از سازنده یا ناشر اثر خریداری شده باشد اما هر چه هست تبدیل به یکی از ماندگارترین موسیقیهایی شد که هنوز هم مخاطبان دهه شصت و هفتاد تلویزیون با شنیدن آن حال خوبی پیدا میکنند.
رویداد۲۴ غلامحسین میرزاده نخستین تهیه کننده و طراح برنامه دیدنیها در دهه ۶۰ که با اجرای مرحوم جلال مقامی از شبکه دوم سیما پخش بود، متنی برای رویداد۲۴ ارسال کرده که در در ادامه میخوانید:
مرداد سال ۱۳۶۲، روزهای گرمی بود و هوا کلافه کننده. در سربالائی جام جم عرقریزان و نفسزنان به طرف ساختمان ۱۳ طبقه و استودیوی دوبلاژ جام جم میرفتم. چند ماهی بود بهدنبال یک مجری بودم. سال ۱۳۶۱ پرونده دیدنیها با یک مجموعه ۱۳ قسمتی با دو مجری که انصافاً هر یک در کارشان استاد و بینظیر بودند، بسته شد اما برایم راضیکننده نبود و با انتظاراتم از دیدنیها همخوانی نداشت. از طرفی انتخاب و پیشنهاد مجری از طرف تهیهکننده و تائیدش توسط دفتر طرح و برنامه، کاری شبیه به معجزه بود. بهویژه زمانی که خیال عبور از کلیشهها و قالبهای رایج را میداشتی.
وقتی وارد استودیوی دوبلاژ شدم، دوبلورها مشغول دوبله بودند؛ یادم نیست چه فیلمی بود برای این که همه تمرکز من متوجه مردی بود که توسط یک دوست مشترک معرفی شده بود. مردی که با صدای مخملین و جادوئی او بقدر کافی انس و الفت داشتم، اما برای اولین بار بود که از نزدیک با چهرهاش آشنا میشدم. آن زمان در واحد دوبلاژ هنوز از ویدئو و کامپیوتر خبری نبود و طبق روال سنتی، آپارات و فیلم ابزار کار بود و چه کار سخت و طاقتفرسائی بود وقتی کار به برداشتهای متعدد میکشید.
استودیو تقریباً نیمه تاریک بود و تصویر واضحی از گویندگان به چشم نمیآمد. با اشتیاق و کنجکاوی به مردی خیره شدم که صدایش در عین صلابت و مردانگی؛ لطیف و گوشنواز بود. با خود میگفتم که چقدر چهره با صدا همخوانی دارد! آخر بارها عکس این موضوع ناامیدم کرده بود.
دقایقی بعد انتظار به پایان رسید، راوی غولهای اسطورهای هالیود و سینمای حرفهای جهان اینک در نزدیکترین فاصله از من ایستاده بود. درحالی که مشغول سلام و علیک و تعارفات معمول بودیم، صدائی در درونم نجوا میکرد. «خودشه، خودشه ... خودشه»
در آن لحظه دغدغهام تنها دوچیز بود، نمود این چهره زیبای مردانه در تصویر ویدئو و مهمتر نظر دفتر طرح و برنامه شبکه دو. هر دو این فاکتورها تعیینکننده بود؛ ویدئو به لحاظ فنی گاهی گمراهکننده است و آن چه در نمای طبیعی زیباست را بهخوبی منعکس نمیکند، گاهی هم به عکس. همان خاصیتی که میکروفن دارد و صدای عادی با صدای ضبطشده تفاوتهای بسیار دارد. البته ناگفته نماند که دلشوره تائیدیه گرفتن از دفتر طرح و برنامه، بیشتر فکر من را به خود مشغول کرده بود؛ یعنی یک مرد جذاب و شیکپوش امروزی و بهنوعی خارج از کلیشههای رایج تائید میشود؟
برایش از طرحهایم گفتم و سعی کردم علاقه و توجهاش را جلب کنم. ناباورانه و با تردید از این که این ایدهها در شرایط آن روز قابلیت اجرا داشته باشند؛ پذیرفت و قرار تست تصویر گذاشتیم. طبق روال برای تائید هر مجری لازم بود تست صدا و تصویر گرفته شود.
باخوشحالی و نگرانی، این بار گذر زمان را در سرپائینی جام جم نفهمیدم. در این فکر بودم که چه روشی را بهکار گیرم تا در مرحله تائید، به مشکل برنخورم. آخر این مرحله کار ظرافتهائی داشت. روزی را که پاسخ مثبت دفتر طرح برنامه اعلام شد، با جزئیات به خاطر دارم. راستش تصور تائید جلال مقامی با همه تمهیدات بهکار گرفته شده که ناشی از شناخت کافی از جو حاکم بر شبکه دو بود، برایم اتفاقی غیرقابلباور بود.

از راست به چپ غلامحسین میرزاده تهیه کننده برنامه دیدنیها / مرحوم جلال مقامی دوبلور و مجری دیدنیها / مرحوم رسام عرب زاده طراح برجسته فرش / هوشنگ بنایی تصویربردار دیدنیها / قاسم شاکری کارگردان آیتمهای برنامه دیدنیها و مرحوم منصور امینی مدیر تهیه دیدنیها
اواخر مرداد ماه ۶۲ موتور برنامه دیدنیها استارت خورد؛ موتوری که تا حدود یک دهه بهکار خود ادامه داد و هیچ گاه تصور نمیکردم که در حال و هوای دهه شصت و در اوج جنگ و خاموشی و بمباران شهرها، دیدنیها به روزنهای از نور زندگی و امید تبدیل شود. حالا و پس از گذشت چهار دهه از آغاز و سه دهه از پایان دیدنیها وقتی نظرات مردم را در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی میبینم؛ متوجه عمق تاثیر دیدنیها در دهه ۶۰ میشوم.
اصولاً برنامه دیدنیها و انتخاب مقامی بهعنوان مجری؛ گویای یک اصل و قانون در کسب و کار و تجارت است که در مغربزمین معروف است به «پیوند درست و آگاهانه زمان مناسب، مکان مناسب و شخص مناسب.»
دهه شصت و زمان جنگ تحمیلی بودجه صدا وسیما بسیار کم و بهویژه برای برنامههای شبیه دیدنیها که اصطلاحاً به نوع (ج) معروف بودند، بسیار قلیل و ناچیز بود. این کمبود حتی در زمان اختصاص امکانات و تجهیزات، وضعیت غمانگیزتری پیدا میکرد و به همین دلیل من و همه عوامل برنامه میبایست تلاش و دلسوزی بیشتری را بهکار میبستیم.
جلال مقامی که همزمان با اجرای برنامه دیدنیها بکار و حرفه اصلیاش دوبله اشتغال داشت، اساساً به حقالزحمه ناچیز صدا وسیما برای اجرای برنامه نیازی نداشت و به این کار بهعنوان یک کار برخاسته از دل نگاه میکرد.
من به قدری با کار و حفظ کیفیت برنامه درگیر بودم که فرصت نگاه به بیرون و آگاهی از میزان موفقیت برنامه را بهویژه در اوائل کار نداشتم. اولین بار توسط جلال مقامی بود که فهمیدم در کجای کار ایستادهایم. تقریباً در مرحله پخش سومین یا چهارمین برنامه بودیم که برایش سفری به شمال کشور و بعد جنوب پیش آمد. شبی که تلفن کرد و با چه حرارتی از برخورد مردم با خودش برایم چه نکات جالبی را بیان کرد. از این که در زمان جیرهبندی و کوپنی شدن اجناس؛ چه قدر شرمنده فروشندگانی میشد که به هیچ طریقی زیر بار قبول دریافت مبلغ کالاهایشان نمیرفتند تا ماشینهائی که بهدنبال هم صف میکشیدند که ایشان را به مقصد برسانند.
بهواقع مهمترین و واقعیترین سند تشخیص چگونگی موفقیت برنامه شخص جلال مقامی بود که با شوق و دقت و وسواس فراوان عکسالعمل مردم و گاه پیشنهادهای آنان را با من در میان میگذاشت. با این که بعد گذشت چند ماه مرکز تحقیقات اجتماعی سازمان نظرسنجیها در باره برنامه دیدنیها را در اختیارم گذاشت، اتفاقی که پس از آن بصورت مستمر تداوم یافت یا از طریق دریافت هفتگی صدها نامه از طرف مردم متوجه فراز و فرودهای برنامه میشدم؛ اما همچنان مهمترین و دقیقترین عامل ارزیابی برنامه شخص جلال مقامی بود که دوست داشت میان مردم عادی زندگی کند و از آن جا که بسیاری از استودیوهای دوبلاژ در مناطق مرکزی شهر قرار داشت، لذا ایشان ناچار به استفاده از وسائل نقلیه عمومی بودند و همین باعث میشد بیش از منِ تهیهکننده که شدیداً در گیر تولید برنامه بودم با مردم سروکار داشته باشد.
شادروان جلال مقامی به معنی واقعی حرفهای و کاربلد بود؛ گاهی بهدلیل تنگی وقت و کمبود امکانات ناچار از ضبط تصاویر مجری (پلاتو) بهصورت جداگانه و آیتمهای داخل برنامه باز بهصورت جداگانه و در زمان دیگری میشدم. این امر در مونتاژ نهائی میتوانست در یکدستی برنامه و نوع اجرا و لحن مجری تاثیری منفی داشته باشد، اما با توضیحاتی که قبل از ضبط به ایشان میدادم و حس و حال و حتی موسیقی بهکار رفته را برایش تشریح میکردم، به سادگی و با تیزهوشی مطلب را به خوبی میگرفت و به زیبائی هرچه تمامتر ادا میکرد بهطوری که بیننده حرفهای هم هیچگاه تصور نمیکرد این برنامه در زمانهای مختلفی ضبط شده و مجری را بهعنوان یک واسطه فعال که در بطن موضوعات و آیتمها حضور دارد، تصور میکرد.
جلال مقامی، انسانی شریف و اخلاقمدار بود. رابطه ما در طول ۱۰ سال تولید و پخش برنامه و تا به امروز، صمیمانه و رفاقتی بود. از زمانی که بهدلائلی دیدنیها را رها کردم و در اواخر کار مدتی این برنامه بدون من تهیه و پخش شد، تا همین اواخر زندگی پربارش، هر گاه به مناسبتی در مصاحبه و برنامهای شرکت میکرد؛ بزرگوارانه به نام من و نقش و جایگاهم در طراحی و موفقیت برنامه اشاره میکرد. غالب رسانهها و مصاحبهکنندهها ترجیح میدهند با چهرههای شناختهشده در افکار عمومی مصاحبه کنند و متاسفانه در این میان افراد کلیدی و اصلی ساخت برنامه نادیده گرفته میشوند؛ اما در این مورد واقعاً جلال مقامی بدون استثنا در هر مناسبتی از من و نقشم در دیدنیها به نیکی یاد میکرد؛ امری که همیشه و از اعماق وجودم مرا قدردان و دلبسته این مرد بزرگ میکرد.
خاطرات من از زنده یاد جلال مقامی فراوان است و بازگوئی حتی شمهای از آن فرصت بیشتر و مناسبت دیگری را طلب میکند. چنانچه عمری باقی باشد و همتی و فراغتی؛ بنا دارم خاطرات و یادداشتهایم را در باره ۴۰ سال کار رسانهای و بهویژه ۱۰ سال تهیه برنامه دیدنیها را بهصورت یک کتاب منتشر کنم. در آن صورت حق این عزیز از دست رفته به نحو شایستهتری ادا خواهدشد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی خطوط، جلال مقامی متولد ۲ مرداد ۱۳۲۰ در تهران مدیر دوبلاژ، دوبلور، بازیگر ایرانی بود، فارغ التحصیل دیپلم دبیرستان حافظ واقع در بازار تهران است، اصالتا اهل کاشان بود. جلال مقامی به دلیل اجرای برنامه دیدنیها شهرت دارد.
دیدنیها، یک برنامه تلویزیونی بود که در سالهای دههٔ شصت و هفتاد با اجرای جلال مقامی، روزهای یکشنبه از شبکه دو پخش میشد. غلامحسین میرزاده، تهیه کننده این برنامه بود و طرح و ایدهٔ اصلی این برنامه از سوی وی پیشنهاد شد.
پخشِ این برنامهٔ تلویزیونی از سال ۱۳۶۲ آغاز شد و به مدت ۱۲ سال ادامه یافت. این برنامه در آن سالها که با دوران جنگ هشت ساله همزمان بود، به یکی از محبوبترین برنامههای تلویزیونی در ایران تبدیل شد و در حال حاضر از آن به عنوان برنامهای نوستالژیک یاد میشود.
مقامی در سال ۱۳۴۴ در ۲۴ سالگی با فیلم من مادرم اولین تجربه بازیگری خود را بدست آورد و تا شروع انقلاب اسلامی در ۴ کار سینمایی ایفای نقش کرد.
او در بخشی از مصاحبه خود درباره عارضه سکته و تاثیر آن بر صدایش گفته بود: در سال ۱۳۹۳ در رادیو البرز گویندگی داشتم. صبح سرویس آمد که با هم به رادیو برویم. راننده سرویس سلام داد و من نتوانستم جواب او را بدهم. راننده اول فکر کرد شوخی میکنم؛ اما وقتی دید واقعا نمیتوانم صحبت کنم، سریع من را به بیمارستان رساند.
این سکته روی صدای من تاثیر گذاشت و مدتی نمیتوانستم صحبت کنم. آن روزها دلم شکست؛ البته به لطف خداوند بهتر شدم، ولی صدایم مثل اول نشده است.
آثار جلال مقامی
بعد از لورنس عربستان، دیوید لین فیلم دکتر ژیواگو را با همکاری عمر شریف: ساخت. در هر دو فیلم جلال مقامی صدای عمر شریف را گفت. ژیواگو دکتری با احساس در زمان: خفقان شوروی استالین است. صدای مقامی روی کاراکتر به خوبی شرایط دوران و شخصیت را بازگو: میکند. صدای مقامی در این فیلم متاثر از خصوصیات کاراکتر است. مردی متشخص که سعی میکند احساسات درونی اش را در اختیار داشته باشد. در عین حال صلابت شخصیت از طریق صدا منتقل میشود. لورنس عربستان دیگر فیلمی است که جلال مقامی به جای عمر شریف حرف زد. گفته میشود چند نفر نامزد صداپیشگی عمر شریف بوده اند، اما صدای مقامی در همان جلسه اول مورد تایید قرار میگیرد.
بیشترین دوبله او برای رابین ویلیامز بوده است. صدای جلال مقامی در چند سریال ماندگار نیز شنیده شده: ارتش سری، پوآرو، شرلوک هولمز، هشدار برای کبری ۱۱ و…

بیوگرافی جوئل فاجرمن (Joël Fajerman) که ما در ایران او را به خاطر تیتراژ برنامه دیدنیهای جلال مقامی میشناسیم
نوشته: علیرضا مجیدی یک پزشک
جوئل فاجرمن (Joël Fajerman) آهنگساز و نوازنده فرانسوی است که بیشتر به خاطر آثارش در زمینه موسیقی الکترونیک شناخته میشود. او در ۲۱ ژوئن ۱۹۴۸ در پاریس، فرانسه متولد شد. فاجرمن به دلیل آثار منحصر به فردش در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ شهرت زیادی پیدا کرد و به عنوان یکی از پیشگامان موسیقی الکترونیک در فرانسه شناخته میشود.
کودکی و تحصیلات
جوئل فاجرمن دوران کودکی خود را در پاریس گذراند. از سنین کم به موسیقی علاقهمند شد و به طور خاص به سازهای الکترونیکی توجه نشان داد. او در سن نوجوانی با پیانو آشنا شد و این ساز تبدیل به یکی از ابزارهای اصلی او در خلق موسیقی شد.
درباره تحصیلات رسمی او اطلاعات دقیقی در دسترس نیست، اما مشخص است که فاجرمن به طور عمده به صورت خودآموز و از طریق تجربههای شخصی به موسیقی الکترونیک روی آورد و با استفاده از سازها و تجهیزات الکترونیکی مختلف، مهارتهای خود را توسعه داد.
علاقه به موسیقی
علاقه فاجرمن به موسیقی از دوران نوجوانی آغاز شد، زمانی که او با موسیقی الکترونیک و سینتسایزرها آشنا شد. این علاقه او را به سمت تجربه و کشف صداهای جدید و استفاده از تکنولوژیهای موسیقایی هدایت کرد. او با ترکیب موسیقی سنتی و صداهای الکترونیک، سبک خاص خود را توسعه داد که به مرور زمان مورد تحسین قرار گرفت.
سبک موسیقی
جوئل فاجرمن به طور عمده در سبک موسیقی الکترونیک فعالیت داشت. او به دلیل توانایی در ترکیب صداهای سینتسایزر با عناصر طبیعت و فضاسازیهای موسیقایی شناخته میشود. موسیقی او اغلب آرامشبخش، فضایی و احساسی است و تأثیرات عمیقی از طبیعت و محیط زیست در آثارش دیده میشود. موسیقی او گاه به عنوان موسیقی “نیو ایج” (New Age) دستهبندی میشود، اگرچه سبک او به طور کامل در این دستهبندی جای نمیگیرد.
آلبومها و قطعات مشهور
یکی از مشهورترین آثار جوئل فاجرمن، آلبوم “L’Aventure des Plantes” است که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد. این آلبوم موسیقی متن یک سریال مستند فرانسوی به همین نام بود که به بررسی زندگی گیاهان میپرداخت. قطعه “Secret of the Sahara” از این آلبوم به ویژه به یکی از معروفترین و به یادماندنیترین آثار او تبدیل شد و در بسیاری از کشورها مورد تحسین قرار گرفت.
علاوه بر این، فاجرمن چندین آلبوم دیگر نیز منتشر کرد که شامل ترکیبی از آثار الکترونیک و ملودیهای آرامشبخش بود. از جمله این آلبومها میتوان به “Seuls au Monde” (منتشر شده در 1981) اشاره کرد.
زندگی خصوصی
جوئل فاجرمن همیشه زندگی خصوصی خود را به دور از رسانهها نگه داشته است. اطلاعات زیادی درباره زندگی شخصی او در دسترس نیست و او به ندرت در مصاحبهها یا فعالیتهای عمومی شرکت میکرد. با این حال، مشخص است که او در تمام دوران حرفهای خود بر خلق موسیقی و توسعه سبکهای جدید تمرکز داشته و به عنوان یکی از نوآوران موسیقی الکترونیک شناخته میشود.
جوئل فاجرمن با موسیقیهای منحصر به فرد و فضاسازیهای صوتیاش، تأثیر قابلتوجهی بر موسیقی الکترونیک و هنرمندان پس از خود داشته است. آثار او همچنان به عنوان نمونههایی برجسته از ترکیب موسیقی و تکنولوژی شناخته میشوند.
“Flowers Love” یکی از قطعات مشهور و برجسته جوئل فاجرمن (Joël Fajerman) است که در سال 1979 منتشر شد. این قطعه بخشی از آلبوم “Fleurs Electroniques” است که با الهام از طبیعت، به ویژه زیبایی و شکوه گلها و گیاهان خلق شده است.
ویژگیهای موسیقیایی “Flowers Love” – تیراژ برنامه دیدنیها
قطعه “Flowers Love” یک اثر کاملاً الکترونیک است که با استفاده از سینتسایزرهای متنوع و صداهای الکترونیکی پیچیده، فضایی ملایم، آرامشبخش و در عین حال شاعرانه را ایجاد میکند. موسیقی این قطعه، با ملودیهای لطیف و غنی و ریتمی آهسته، حس عمیقی از عشق و هماهنگی با طبیعت را به شنونده منتقل میکند.
تأثیرات و الهامات
جوئل فاجرمن در خلق “Flowers Love” به دنبال انتقال حس زیباییشناسی و آرامش در طبیعت بود. این قطعه یکی از نمونههای برجستهای است که نشاندهنده علاقه عمیق او به طبیعت و تمایلش به ترکیب موسیقی با عناصر طبیعی است. در واقع، “Flowers Love” تصویری صوتی از عشق گلها و طبیعت است، که به زیبایی در موسیقی بازتاب یافته است.
استفاده در رسانهها و محبوبیت
“Flowers Love” پس از انتشار، به عنوان یکی از محبوبترین آثار فاجرمن شناخته شد و در کنار دیگر آثار او، جایگاه ویژهای در دنیای موسیقی الکترونیک و نیو ایج پیدا کرد. این قطعه به دلیل فضای دلنشین و آرامشبخش خود، در برنامههای تلویزیونی، مستندها، و حتی تبلیغات استفاده شد و در ایران تیراژ نوستالژیک برنامه دیدنیها شد. برنامهای که در زمانه جنگ و نبود ارتباطات رسانهای فراگیر مانند اینترنت، دنیای بیرون از ایران را به ما میشناساند. از این قطعه همچنان به عنوان یک اثر ماندگار از فاجرمن یاد میشود.
“Flowers Love” با گذشت زمان، تبدیل به یکی از نمادهای موسیقی فاجرمن شد و همچنان مورد توجه علاقهمندان به موسیقی الکترونیک و نیو ایج قرار دارد. این قطعه، با تلفیق زیبای تکنولوژی و طبیعت، همچنان یکی از آثار برجسته در کارنامه هنری جوئل فاجرمن به شمار میآید.
جوئل فاجرمن (Joël Fajerman) در 11 دسامبر 2020 درگذشت. مرگ او در سن 72 سالگی رخ داد
غرض نقشی است کز ما باز ماند
که هستی را نمیبینم بقایی
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن