ارتباط فلسفه و عرفان
ویکی فقه
عرفان که در لغت به معنای شناختن است در اصطلاح به ادراک خاصی اطلاق میشود که از راه متمرکز کردن توجه به باطن نفس نه از راه تجربه حسی و نه از راه تحلیل عقلی به دست میآید و در جریان این سیر و سلوک معمولا مکاشفاتی حاصل میشود که شبیه به رؤیا است و گاهی عینا از وقایع گذشته یا حال یا آینده حکایات میکند و گاهی نیازمند به تعبیر است و زمانی هم در اثر تصرفات شیطان پدید میآید.
مطالبی که عرفاء به عنوان تفسیر و مکاشفات و یافتههای وجدانی خویش بیان میکنند عرفان علمی نامیده میشود و گاهی با ضمیمه کردن استدلالات و استنتاجاتی به شکل بحثهای فلسفی در میآید.
میان فلسفه و عرفان نیز روابط متقابلی وجود دارد که در دو بخش بررسی میشود.
- کمکهای فلسفه به عرفان
الف) عرفان واقعی تنها از راه بندگی خدا و اطاعت از دستورات او حاصل میشود و بندگی خدا بدون شناخت او امکان ندارد شناختی که نیازمند به اصول فلسفی است.
ب) تشخیص مکاشفات صحیح عرفانی با عرضه داشتن آنها بر موازین عقل و شرع انجام میگیرد و با یک یا چند واسطه به اصول فلسفی منتهی میشود.
ج) چون شهود عرفانی یک ادراک باطنی و کاملا شخصی است تفسیر ذهنی آن به وسیله مفاهیم و انتقال دادن آن به دیگران با الفاظ و اصطلاحات انجام میگیرد و با توجه به اینکه بسیاری از حقایق عرفانی فراتر از سطح فهم عادی است باید مفاهیم دقیق و اصطلاحات مناسبی به کار گرفته شود که موجب سوء تفاهم و بدآموزی نشود چنانکه متاسفانه در مواردی رخ داده است و تعیین مفاهیم دقیق محتاج ذهن ورزیدهای است که جز با ممارست در مسائل فلسفی حاصل نمیشود.
- کمکهای عرفان به فلسفه
الف) چنانکه اشاره کردیم مکاشفات و مشاهدات عرفانی مسائل جدیدی را برای تحلیلات فلسفی فراهم میکند که به گسترش چشمانداز و رشد فلسفه کمک مینماید.
ب) در مواردی که علوم فلسفی مسائلی را از راه برهان عقلی اثبات میکند شهودهای عرفانی مؤیدات نیرومندی برای صحت آنها به شمار میرود و در واقع آنچه را فیلسوف با عقل میفهمد عارف با شهود قلبی مییابد.
امام خمینی راه عقل و برهان را همچون راه شهودی حجت دانسته و آن را برای کشف واقع معتبر میداند و از همین رو، بر این باور است که بین عرفان و برهان تعارضی نیست؛ بلکه این دو معاضد یکدیگر بوده و همدیگر را مساعدت میکند.
از دیدگاه ایشان، عقل در حیطه معارف عرفانی دو شان دارد و میتواند دو نقش ایفا کند: یکی ادراک استقلالی است که عقل ممکن است برخی مسائل را مستقلاً درک نماید و دیگری ادراک تبعی است؛ یعنی عقل میتواند پیرو شهودات قلبی به ادراک عقلی حقایق نایل شوند و آنها را بپذیرد. امام خمینی در بیان و اثبات معارف توحیدی، برای براهین عقلی نقش مهمی قائل است و راه عقل و برهان را همچون راه معرفت شهودی معتبر میداند. در نظام فکری ایشان عقل، دو حکم متفاوت دارد از طرفی اهمیت عقل و برهان در حدی است که حتی ایمان به معارف الهی و اصول عقاید دینی را در مرحله نخست، منوط به تفکر و تعقل میداند و در مرحله دوم نفوذ آن معارف عقلی را در قلب از طریق ریاضت برمیشمارد.
به باور ایشان، استدلال و براهین عقلی، مقدمه رسیدن به حقایق الهی است تا انسان بهواسطه آن حقایق را به قلب برساند و نور ایمان در قلب او جلوه کند.
از سوی دیگر ایشان در نفی نقش عقل از درک حقایق شهودی، بر این اعتقاد است که عقل توان درک تفصیلی حقایق را ندارند و حقایق کشفی با شرایط ویژهای که دارند از قلمرو فعالیت عقل و برهان بیرون است.
امام خمینی اگرچه کشف را از مرز عقل فراتر میداند، اما پذیرش کشف را موکول بهحکم عقل میداند و معتقد است عقل و برهان راه رسیدن به مقصود و اطلاع بر عالم غیب است
به اعتقاد امام خمینی با معرفت قلبی و شهودی برخی حقایق را میتوان یافت که با براهین عقلی قابلفهم نیستند و شناختهای عقلی و فلسفی قدم اول برای رسیدن به معرفت و شهود میباشند.
به باور وی عقل و برهان و شهود دو راه معرفت به واقعاند که اگر بهدرستی و با رعایت شرایط آن، پیموده شوند، نتایج حاصل از آنها با یکدیگر تنافی ندارد. امام خمینی فرق حکیم و عارف را در این میداند که حکیم، مفاهیم را میداند و با براهین، وجود صرف را اثبات میکند، اما عارف کسی است که کلیات و مفاهیم را نمیبیند، بلکه به مشاهده حضوری، تجلیات و جزئیات را شهود میکند.
عرفان عبارت است از شناختی که از راه متمرکز کردن توجه به باطن نفس حاصل میشود.
فلسفه از راه اثبات شناختهای لازم قبل از سیر و سلوک عرفانی و همچنین از راه ارائه موازینی برای تشخیص مکاشفات صحیح و نیز از راه تعیین مفاهیم و اصطلاحات دقیق برای تفسیر آنها به عرفان کمک میکند.
عرفان از راه طرح مسائل جدید و نیز از راه تایید نتایج به دست آمده از اندیشههای عقلانی به فلسفه کمک میکند.
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن