به نام او که هر کلامی در میزان او سنجیده میشود
.انگار دستام سرده سردن
انگار چشمام شب تارن
آسمون سیاه ابر پاره پاره
شرشر بارون داره میباره
حالا رفتی و من تنها ترین عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم تو بودی فقط همین
حالا رفتی و من تنها ترین عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم تو بودی فقط همین
گفتی برو تنها بمون
با غصه ها همرا بمون
دیگه نمی تونم خسته خستم
طلسم غم رو زدم شکستم
داره چشمام ابر بارون
رو گونه هام شده روون
رفتی و رفتی تنها می مونم
تا آخر عمر واست می خونم
حالا رفتی و من تنهاترین عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم تو بودی فقط همین
حالا رفتی و من تنهاترین عاشقم رو زمین
تنها خاطراتم تو بودی فقط همین

همراهان گرامی، با قلبی آکنده از تأثر در روزهایی که شاهد غبار غم بر فضای عمومی و انتشار کلیپهایی هستیم که عمق فشارهای عینی جاری بر جامعه را به تصویر میکشند، جایی برای طرح مسائل عمیق فلسفی یا معنوی، باقی نمی گذارد .ما همواره بر این باور بودهایم که هر سخنی باید واجد اصالت باشد و نه صرفاً تلاشی برای پر کردن فضا. زمانی که تحلیلهای ارائه شده، به جای کاستن از درد و انفعال، خود به بخشی از کلام بیهوده و بدون تأثیر بدل شوند، وظیفه اخلاقی حکم میکند که از ادامهی مسیر بازایستیم. در شرایط کنونی، توانایی کلام ما برای ایجاد تأثیرگذاری ملموس و التیام زخمها، به شدت محدود شده است . لذا، و با هدف پرهیز از تکرار و بیهودهگویی، فعالیت این وبلاگ به صورت موقت به حالت تعلیق در میآید. این توقف، پایانی نیست؛ بلکه یک وقفه سنجیده است، به امید آنکه در آیندهای نزدیک، هنگامی که بستر اجتماع مجدداً آمادگی روحی و روانی دریافت و تعمق در مفاهیم اصیل را پیدا کند، با انرژی و کلامی مؤثرتر باز گردیم .


احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن