امسال به ولنتاین بگویید که نیاید
تاریخ ولنتاین 1404 برابر است با: شنبه 25 بهمن (مطابق با 14 فوریه 2026 میلادی)
چه کسی برایش دل و دماغی مانده که بخواهد ولنتاین را جشن بگیرد یا شاد باشد ،؟ راهکارهایی را صاحبان خرد برای تحمل این روز پیشنهاد می دهند :
- یک شب را تعیین کنید که هر دو نفر تلفنها، تلویزیون و هرگونه حواسپرتی را کنار میگذارید. به جای صحبت از مسائل روزمره یا مشکلات اقتصادی، درباره آرزوها، ترسها، یا خاطرات عمیق صحبت کنید. هدف، شنیدن بدون قضاوت است.
- به جای خرید هدیه، میتوانید وقت باکیفیتتری را با عزیزان خود بگذرانید—یک گفتگوی عمیق، یک همراهی آرام، یا انجام یک کار خیر کوچک مشترک که حس مفید بودن را تقویت کند. این نوع پیوندها در برابر سختیها مقاومتر هستند.
- ولنتاین شخصی: این روز را به «روز قدردانی از استقامت خود» تبدیل کنید. با توجه به فشارهای اقتصادی ، سوگواری ها و..... تنها زنده ماندن و حفظ سلامت روان در این شرایط، خود یک پیروزی بزرگ است که شایسته احترام و قدردانی است.؟!
- به جای سؤالات روزمره (مثل “امروز چطور بود؟”)، از سؤالاتی استفاده کنید که فرد را به بیان خودِ واقعیاش وادار کند (مثلاً: “به نظرت بزرگترین درسی که این سال به ما آموخت چه بود؟” یا “چه چیزی اخیراً باعث شده احساس کنی واقعاً زندهای؟”).
- به جای سفارش غذا، یک غذای ساده اما وقتگیر (مثل نان خانگی یا یک پلو پیچیده) را با هم بپزید. فرآیند ساختن یک چیز با هم، حس مشارکت و نتیجه ملموس را ایجاد میکند.
- یک مسیر پیادهروی جدید در طبیعت یا محلهای قدیمی را انتخاب کنید و بدون عجله قدم بزنید. این کار سطح سروتونین را بالا میبرد و بدون هزینه است.
- یک «نامه صداقت» بنویسید. جزئیات کوچک کارهایی که فرد مقابل در طول سال انجام داده و برای شما ارزشمند بوده را یادداشت کنید (نه کلیگویی). این نامه، ارزشگذاری واقعی شما را نشان میدهد.
- **ایجاد یک «زبان مشترک»: ** چند کلمه یا عبارت جدید بسازید که فقط خودتان از آن سر در بیاورید و در موقعیتهای استرسزا برای یادآوری عشق و اتحاد از آن استفاده کنید. با این حال روز سپندار مذگان را چون از خودمان است به شما عزیزان همراه تبریک می گویم .

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴ ساعت 22:25 توسط محمد رضا معتمدی
|
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن