زندگي نمي ارزد بي نواي آزادي /نگاهی به رمان دره گل سرخ
از ابتدای کتاب تکلیف ما روشن است مترجم نوشته است ان بخش از نوشته های کتاب که به مرگ اشاره می کند ارتباطی با آیین ابراهیمی 'ندارد نمی دانم برای کودکی که باید به شادی و بازی مشغول باشد کتاب و رمانی این قدر تلخ و نا امید کننده چه پیام مثبتی می تواند داشته باشد مگر مبارزه همیشگی با جباران و طغیانگران که از ابتدای پیدایش انسان روی زمین در جریان بوده است.
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
تا مگر به دست آرم دامن وصالش را
میدوم به پای سر در قفای آزادی
در محیط طوفانزای، ماهرانه در جنگ است
ناخدای استبداد با خدای آزادی
دامن محبت را گر کنی ز خون رنگین
میتوان تو را گفتن پیشوای آزادی
بسیاری از قسمتهای رمان و فیلم برادران شیر دل من را به یاد داستانهای شاهنامه فردوسی می اندازد ' تنگیل حاکم مستبد می تواند همان ضحاک باشد' و شاید یوناتان بتواند به جای کاوه آهنگر بنشیند و'''''در سینمای جهان می توانند مفاهیم را در زیباترین تصاویر و بسته ها عرضه کنند که بعد از گذشت سی و اندی سال همچنان داستان غم انگیز فیلم به یادم مانده است اما تولیدات وطنی هیچگاه نتوانست تصویر زیبایی از شاهنامه فردوسی ارایه کند ' مطالبی از سایت ایبنا و یک پزشک در مورد رمان و فیلم مورد بحث آماده نموده ام ' آسترید لیندگرن، از نویسندههای سرشناس معاصر داستان کودکان در سوئد است. از مشهورترین نوشتههای او میتوان «پیپی جوراببلند»، «میومیو جان» و «دره گل سرخ» را نام برد. او در کتاب «دره گل سرخ» که با ترجمه دکتر عزیزالله قوطاسلو و در انتشارت سوره مهر منتشر شده، کوشیده با دیدی عمیق و زبانی کودکانه به تفسیر دنیای پس از مرگ و پروش روحیه مبارزهطلبی علیه ظلم و ستم بپردازد.
داستان این کتاب از زبان کودکی به نام کارل شیر است که در دو سالگی، پدرش به دریا میرود میرود و هیچ وقت برنمیگردد بنابراین او همراه مادرش، زیگرد و برادرش، یوناتان زندگی میکند. کارل به علت بیماری نمیتواند به مدرسه برود و در بستر به سر میبرد. او منتظر لحظه مرگ خود است اما در کمال ناباوری در یک آتشسوزی برادرش فوت میکند. به دنبال از دست دادن برادر و بیتابیهای بسیار، او نیز از دنیا میرود.
دو برادر در دنیای پس از مرگ یکدیگر را پیدا میکنند و داستانهای کتاب از اینجا شروع میشود. هنگامی که آنها پابهپای هم و با درایت میتوانند در جنگ حق علیه باطل پیروز شوند. در ابتدا و در چاپهای قبلی نام اصلی کتاب «برادران شیردل» بود، زیرا داستان در مورد رشادتهای این دو برادر است که برای حمایت از مردم سرزمین نانگیالا که در آن زندگی میکنند از جان و مال خود گذشته تا به پیروزی برسند. سرزمینی افسانهای که بعد از مرگ، روح انسان به آنجا میرود. در چاپ جدید نام این کتاب به «دره گل سرخ» تغییر پیدا کرده است.
لیندگرن در این کتاب سرزمین پس از مرگ را با توصیف بسیار زیبا از دشتها، درهها، رودخانه، باغ و ... به خوبی، تصویر کشیده است که همین موضوع، قدرت تخیل و مهارت کامل نویسنده در ساختن موقعیتهای خاص را نشان میدهد. او در تمام داستان سعی دارد روحیه از خودگذشتگی و وفاداری را به مخاطب بیاموزد و این نکته را یادآور شود که انسانها در هر شرایطی و در هر جا که باشند، دائما در حال نبرد بین حق علیه باطل هستند.
دره گل سرخ، اثری است الهامبخش دربارهی مردان و زنان و نوجوانانی که میکوشند تا با شفقت و گذشت و خودباوری با اهریمن زمان مقابله و مردم را از ظلم و ستم نجات دهند.
این رمان ما را در راهی پیش میبرد که پر است از ماجراهای گوناگون و پرشور که هم مایه سرگرمیاند و هم آگاهیبخش. البته تصویرسازیهای کتاب هم طبیعتا جذاب بوده است و در همراهی بیشتر با داستانها نقش پررنگی دارند.
فیلم برادران شیردل
نوشته: علیرضا مجیدی
کمتر کسی از کودکان دهه ۶۰ است که شخصیتهای این فیلم به یاد ماندنی را به یاد نداشته باشد. برادران شیردل از روی کتابی به همین نام، نوشته آسترید لیندگرن سوئدی ساخته شد.
قهرمانان کتاب، دو پسر نوجوان به نامهای یوناتان و اسکورپان (کارل) هستند که وارد دنیایی جادویی میشوند، همراه اهالی آن دنیا به جنگ با ظلم و ستم بر میخیزند و سرانجام اژدهای بزرگ را از پا در میآورند. کارل یا همان اسکورپان (آن طور که برادرش او را صدا میزند)، پسر بچه و ساله بیماری است که قادر نیست که از رختخواب خارج شود.
او که متوجه مریضی وحشتناک خود هست، از برادر ۱۳ ساله شجاع خود به نام یوناتان درباره مرگ میپرسد. یوناتان میگوید بعد از مرگ آنها به نانگیلیا خواهند رفت؛ سرزمینی که در آن مریضی وجود ندارد. یوناتان هنگامی که تلاش میکند برادرش را از آتش سوزی خانه نجات دهد، میمیرد و مدتی بعد، اسکورپان نیز بر اثر بیماری میمیرد. اما طبق وعده یوناتان، آنها در تانگیلیا و دره آلبالو با یکدیگر ملاقات میکنند؛ اگرچه وضعیت این دنیا اندکی با آنچه که یوناتان تعریف کرده بود تفاوت دارد.
در همسایگی آنها پادشاهی ظالم به نام تنگیل حکمرانی میکند که با در اختیار داشتن کنترل اژدهای مخوفی به نام کاتلا، مردم دره گل سرخ را به بردگی گرفته است. یوناتان واسکورپان تصمیم میگیرند به مردم دره گل سرخ کمک کنند و به این ترتیب ماجراهای آنها در این سرزمین افسانهای شروع میشود: نبردنیکی و بدی. در جنگی که در میگیرد، یوناتان موفق میشود شیپور اهریمنی را از چنگ تنگیل در آورد و به این ترتیب او را شکست دهد. سپس آنها اژدها را با خود به کوهستان برمیگرداند و در اتفاقاتی که رخ میدهد کاتلا نیز نابود میشود.
در بازگشت از کوهستان، یوناتان به برادرش میگوید به دلیل آنکه آتش اژدها بدن وی را سوزانده است، به زودی فلج شده و خواهد مرد. اما به اسکور پان وعده میدهد که پس از مرگ به دنیای ناگیلیما خواهد رفت؛ سرزمین سرشار از نور که شادی در آنجا جاودانه است. اسکورپان که نمیخواهد برادرش را دوباره از دست بدهد، او را روی دوش خود از کوه پایین میآورد. اما وقتی که میخواهد به آن سوی پرتگاه برود، سر میخورد و همراه با برادرش سقوط میکند؛ سقوطی که البته چندان ناراحتکننده نیست، چرا که اسکورپان فریاد میزند: «ناگیلیما! آره یوناتان. من نور را میبینم، نور را میبینم! »
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن