......دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی............. آدم بعضی وقتها به یک انگیزه نیاز داره.
یک انگیزه برای بیدار شدن.
یک انگیزه برای اینکه مراقب خودش باشه.
یک انگیزه برای اینکه به خودش برسه.
یک انگیزه برای اینکه زودتر حالش خوب شود.
یه انگیزه برای اینکه پیشرفت کند.‌
و گاهی وقتها آدم ها یک نفر را معجزه وار پیدا میکنند؛ که میشود انگیزه ی ادامه دادن هایشان...!
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

پس، زیبا زندگی کن..!
:

قانون جذب می‌گوید «آنچه در درون می‌اندیشی و احساس می‌کنی، مشابه آن را به زندگی ات می‌کشد». و در عشق اگر احساسِ داشتن عشق سالم را پرورش دهی، ویژگی‌های مناسب با آن جذب می‌شوند.

موافقان بر سه چیز تکیه می‌کنند:

  • تجسم دقیق فرد و رابطه ی ایده آل

  • شکرگزاریِ پیشاپیش احساس

  • رها کردن چنگ زدن و وابستگیِ وسواس‌گونه

در دین (به‌خصوص در نگاه اسلامی و عرفانی) به‌جای «جذب»، بر «شایستگی و تطهیر درونی» تاکید می‌شود: پاکی فکر، نیت و عمل، انسان را به اوج می رساند . آیه‌ی «الطیبات للطیبین» هم همین منطق را بیان می‌کند. نیت صادقانه و توکل، به بخش «رهاسازی» در قانون جذب نزدیک است،

سخنان علمی مثل دکتر آزمندیان در تقویت ذهنیت مثبت، برداشتن ترمزهای ذهنی و شفاف‌کردن هدف، می‌تواند بخش ذهنی و روانی مسیر را به خوبی پوشش‌دهد . نقد مطرح شده این است که رنج، مسئولیت، کار روی خود، مهارت ارتباطی و مقابله با واقعیت‌ها را کم‌رنگ کنند.

.

در هیچ‌ دینی، واژه‌ی دقیق «جفت روحی / نیمه‌ گمشده‌ ازلی» به معنای رمانتیک امروزی وجود ندارد، اما هر کدام از «هماهنگی و پیوند» را می‌پذیرند. اسلام: قرآن از «زوجیت» و آفریده شدن انسان‌ها به صورت «جفت» سخن می‌گوید و عرفا از روح‌های همجنس یا هم افق حرف می‌زنند، اما اگر یک فرد معین از قبل به‌عنوان نیمه‌ گمشده معین شده باشد، خیر . هماهنگی روحی نتیجه‌ای ایمان، محبت و مشترک است، نه تقدیر رمانتیکِ ثابت.

مسیحیت: کتاب مقدس بیشتر بر «یکی شدن دو نفر در عشق و ازدواج» دلالت دارد تا پیدا کردن یک شعله دوقلو ازلی؛ عشق زناشویی تصویر و تمثیلی از عشق الهی است، و ایده‌ی شعله‌ی دوقلو بعدها در جنبش‌های معنوی حاشیه‌ای شکل گرفته، نه در الهیات کلاسیک.

​​​​​​​زرتشت: انسان در اصل «کامل» آفریده شده و مفهوم فروهر، بیش از آن که به یک انسان دیگر اشاره کند، بعدی از وجود مینوی و نورانی خود فرد می باشد. اگر از راه راستی دور شود، گویی از «نیمه‌ ی نورانی خویش» جدا شده است.​​​​​​​

روانشناسی: از نظر علمی، جفت روحی مطلق وجود ندارد. ما جذب کسانی می‌شویم که الگوهای ناآگاه‌مان را آینه کنند و به رشد ما کمک کنند (مثل مفهوم آنیما/آنیموس نزد یونگ). در این نگاه، «جفت روحی» رشد و یکپارچگی درونی است، نه یک شخص از پیش نوشته‌شده .

  • 💫قطعیت وجود ندارد عشق واقعی «یافتنیِ تضمین‌شده» نیست، «شناختنی و ساختنی» است.

    نشانه های مهم اینهاست:

  • حضور او برایت آرامش می‌آورد، نه اضطراب و بیقراریِ دائم.

  • کنار هم، هر دو از نظر اخلاقی، عاطفی و معنوی رشد می‌کنید، نه اینکه یکی فرسوده و کوچک شود.

  • حتی در اختلاف، احترام و حرمت هم را نگاه می‌دارد و میل به تحقیر و خردکردن همدیگر وجود دارد.

  • حس آشنایی داری، انگار سال‌هاست او را می‌شناسی. روانشناسی این را هماهنگی ناخودآگاه و عرفان یاد «پیوندهای پیشین» می‌داند.

  • در طول زمان، یک رشته همزمانی و اتفاقات معنادار شما را به هم نزدیک می‌کند، اما این نتیجه را نیت روشن، درونی و انتخاب‌های عاقلانه می‌دانند، نه جادوی محض

  • از نگاه عرفانی، تا وقتی دل خودت در درون به حالت عشق، رحمت و صداقت نرسیده، «محبوب بیرونی» هم اگر بیاید، رابطه پایدار نمی‌شود. اول باید درون نرم و پاک شود، بعد از زندگی پاسخش بگیرد.
    در منطق دینی، عشق واقعی با نشانه‌هایی مثل آرامش، مودت، رحمت و پاک‌تر شدن هر دو طرف همراه است. دعای درست هم همین را می‌خواهد: «همدمی که مرا به خیر و به خدا نزدیکتر کند، نه دورتر »

  • برگرفته از چند سایت اینترنتی ، تصویر از کانال تلگرام مهربانو ۲۰۱۸. کانال ایتا پچ پچ احساس درون ، تاو فتو