کن نظـــر بر بنده ی چشم انتظاری
آتش از دل می کشد سر مُــرغِ روحــــم می زَنَــد پَر
عاشقم من
عاشقِ دور از دیاری
ای خُـــــدایِ مـا غـــریـبـان ای امـیــــدِ بـی نـــصـیـبـان
کن نظـــر بر
بنده ی چشم انتظاری
یا رب در این سیلابِ غم غرقم کن و آسوده ام کُن
یا از محبّت رحمتی بر چـشـمِ اشـــک آلوده ام کن
ای برقِ هستی سوزِ غم آتـــش زدی بر خرمـــــنی
در شــوره زار بی کسی کو همدمی کو {مأمنی}1
A
من مُـــرغِ گلــــزارِ
وفا بودم
کُنون بی آشـــیانم
در کُنـــجِ این غـربـت
کجا باید
مکـــان گیـــرم ندانم
B
( تکرار A تا B )
ای خُدا بشنو صدایم
این فغان و وای وایم
این خُروشِ پُر طنیـــنم این سکوتِ خوش نوایم
ای خُدا بشنو صدایم
این فغان و وای وایم
این خُروشِ پُر طنیـــنم این سکوتِ خوش نوایم
عاشقم من عاشقِ چشم انتظاری
بـی کــــس و آواره ی دور از دیاری
عاشقم من عاشقِ چشم انتظاری
بـی کــــس و آواره ی دور از دیاری
( سال 1345 خورشیدی برابر 1386 هجری قمری و 1966 میلادی ) وبلاگ دوست داران معینی کرمانشاهی
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم اگر آب و هوایش دلنشین نیست من این آب و هوا را دوست دارم