یک روز صبح آقای مهندس خوشنود با من تماس گرفتند و گفتند که یک شعر برایت در نظر گرفتم (این اولین ترانه ای بود که من اجرا نمودم) و سپس بیت اول آن را برای من خواندند:"همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی" گفتم استاد اجازه دهید ادامه اش را من بخوانم. ایشان با تعجب از من پرسیدند که مگر این شعر را میشناسی ؟ گفتم که این شعر را از دوران نوجوانی در هیئت مکتب قرآن زمزمه مینمودم و آن شعر را برایشان خواندم:

(به نقل از محمد حشمتی)

(آهنگ: استاد فریدون خوشنود)

(شعر:فصیح الزمان رضوانی شیرازی)

آلبوم ماه پنهان(استاد افتخاری، امیر یل ارجمند و محمد حشمتی)

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم
همه جا به هر زبانی بود از تو گفت و گویی
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو ببر سر از تن من ببر از میانه گویی
به ره تو بس که نالم ز غم تو بس که مویم
شده ام ز ناله نالی شده ام ز مویه مویی
همه خوش دل اینکه مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی
بنموده تیره روزم ستم سیاه چشمی
بنموده مو سپیدم صنم سپید رویی
چه شود که راه یابد سوی آب تشنه کامی
چه شود که کام جوید ز لب تو کام‌جویی
بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت
سر خم می سلامت شکند اگر سبویی
شود این که از ترحم دمی ای سحاب رحمت
من خشک لب هم آخر ز تو تر کنم گلویی
همه خوش دل اینکه مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی
بنموده تیره روزم ستم سیاه چشمی

بنموده مو سپیدم صنم سپید رویی

سید محمد در سال ۱۲۴۰ شمسی در شهر فسا متولد شد. پدرش به سید ابوالقاسم فسائی شهرت داشت. او در ۱۶ سالگی به اصفهان رفت و دو سال در آن شهر به تحصیل مقدمات پرداخت. سپس به قم رفت و ده سال در این شهر به تکمیل علوم عقلی و نقلی مشغول بود. در بیست و هشت سالگی یا سی سالگی به تهران مهاجرت کرد و به وعظ و خطابه پرداخت.

در تهران او به دربار ناصرالدین شاه راه یافت و از او لقب «فصیح‌الزمان» دریافت کرد. هنگام قتل ناصرالدین شاه از ملازمین او بود و در آن محل حضور داشت و پس از آن واقعه در سال ۱۳۱۳ قمری برای تسلیت نزد ولیعهد مظفرالدین میرزا به تبریز رفت و همراه با وی به تهران برگشت و ملقب به «سلطان الواعظین» شد.

فصیح‌الزمان سال‌های متمادی در تهران منبر می‌رفت که بسیار با استقبال روبرو می‌شد و بسیاری از خواص و عوام برای شنیدن اشعار نغز و گفتار اثرگذارش پای وعظ او می‌نشستند.

فصیح‌الزمان فسایی در سال ۱۳۲۴ شمسی در تهران درگذشت. او در ابن بابویه دفن است.

دیوان اشعار او با نام «دیوان فصیح الزمان شیرازی (رضوانی)» مشتمل بر غزلیات، قصاید، قطعات و رباعیات و همچنین منتخبی از آن به نام «گلهای فصیح‌الزمان رضوانی» به کوشش سید هادی حایری در شیراز به چاپ رسیده‌است.