شروع مستند با تماس هایی ناشناس روی پیام گیر تلفن مرحوم یاحقی آغاز می گردد .

(صدای زنی پشت خط) : الو ... الو ... منزلی ؟ الو ... ظهر شده ها ؟ ساعت یک بعد ظهره ها ! ... بلند شو استاد ... بلند شو ...

( همان صدا ) : پرویز جان ... پرویز جان یک و نیمه ها ... یک و نیم بعدظهر جمعه اس و تو هنوز خوابیدی ... تو که صبح های زود بلند میشدی ... میدونم خونه ای ... من واقعن نگرانم ...

(با خشونت ادامه میده) لا اقل گوشی رو بردار دیگه ! ببین چه روزگاری واسه خودت درست کردی عزیزم!

قربونت برم ... ( صدای بوق اشغال ادامه پیدا میکنه )

(صدای زن): الو ... الو پرویز جان ... اگه خونه ای گوشی رو بردار ... من خیلی نگرانم . لااقل یه تلفن به من بزن .

(صدای همان زن-ادامه): الو ... الو پرویز جان خواهش میکنم گوشی رو بردار. پرویز جان چرا جواب تلفنهامو نمیدی ؟ من خیلی برات نگرانم عزیزم ! نمیدونم خونه ای ؟ نمیدونم خارج از خونه ای ؟ به هر حال من خیلی نگرانتم . لااقل یه زنگی بزن به من .. من ایران هستم .. یادت باشه ... من ایران هستم . قربونت برم . خداحافظ.

زمانی که نعش استاد یاحقی را پیدا میکنند صدای زنی متجاوز از هشتاد مرتبه روی پیامگیر منزل ضبط شده بود . صدای عشقی از روزگار گذشته ....سکانس هایی که صدای پیامگیر پخش میشود , دوربین در یک نمای بیابانی در حال حرکت است و همانطور پیش میرود تا صحنه به سکانس بعد قطع شود . در عمق صحنه دوربین مکانی در یک پوشش غبارآلود معلوم است اما زمانیکه فیلم به پایان میرسد چیزی از آن مکان نمی بینیم و گو اینکه سرابی بیش نبوده است

معشوق قدیمی بدون اطلاع از مرگ عاشق سابق خود ( مرحوم یاحقی ) به او زنگ می‌زند و گلایه می‌کند که چرا جواب تماس ها را نمی‌دهی.. سال‌ها گذشته، خانواده‌ دختر با ازدواج‌شان مخالف بوده اند، اما این عشق پاک هنوز در دلش زنده‌ست.

اینجور عشق‌های بی‌آلایش، مالِ نسل زحمتکش دیروزِ ایران است. تربیت درست، لقمه های حلال، رفاقتِ بی‌منت. امروز حتی توی محیط کار، صمیمیت معمولی بین دو همکار کمتر دیده می شود .

قدیمها، هم‌کلاسی‌ها و همخونه‌ها توی غم و شادی هم شریک بودن؛ درد یارشون را مال خودشون میدانستند. کارفرمایی می‌گفت همکارای قدیمیش هنوز میان سراغش، حالش رو می‌پرسن. اما حالا؟ چند سال است هر همکاری با دعوا و کینه تموم می‌شود وضعی که تحملش برای بسیاری عذاب آور شده است .

🎦 (کنسرتی که اجرا نشد) ساخته بهمن فرمان آرا


🎦 این فیلم مستندی است درباره پرویز یاحقی از مشهورترین آهنگسازان و نوازندگان ایران که پس از انقلاب به علت شرایط حاکم بر موسیقی در ایران پس از انقلاب ۵۷ به انزوا رفت.

درباره زنده‌ یاد پرویز یاحقی

استاد پرویز صدیقی پارسی معروف به پرویز یاحقی، از پیشکسوتان ویولون‌ نواز موسیقی سنتی ایران‌زمین، در آخرین روز از تابستان سال ۱۳۱۵ ه.ش. در یکی از محلات قدیمی تهران به‌نام خانقاه و در خانواده‌ای سرشناس و هنرپرور چشم به عالم گشود.

پدر پرویز، از کارمندان عالی رتبه‌ی وزارت امور خارجه‌ی وقت بود و بر خلاف دیگر اعضای خانواده مخالف سرسخت گرایش پسر به موسیقی. او که آینده‌ی درخشان پسرش را در حرفه‌هایی چون پزشکی و مهندسی می‌دید، پرویز را به‌بهانه‌ی ماموریت اداری و با هدف جدا کردنش از فضای موسیقی که به سبب نوازندگی و حمایت و تشویق حسین یاحقی و رفت و آمد زیادشان با اساتیدی چون محجوبی، تهرانی، صبا و عبادی به آن خو گرفته بود، به مدت چهار سال از کشور خارج می‌کند اما چندی بعد، پرویز به دلیل ابتلا به بیماری ناشی از دلتنگی و دوری از خانواده و علایقش، سرانجام در یازده سالگی با پس انداز شخصی اقدام به فرار می‌کند. این حرکت او از یک‌سو و توصیه‌ی پزشکان و فشار مادر پرویز از سوی دگر، در نهایت پدر را وادار می‌کند که به خواسته‌‌ی پسر تن دهد و این‌چنین پرویز بار دیگر به دایی‌اش حسین‌خان یاحقی سپرده می‌شود و برای همیشه تحت تعلیم او قرار می‌گیرد.

به طور کلی علاقه و نبوغ موسیقیایی استاد پرویز یاحقی ریشه در خانواده‌ی مادری او داشت چنان‌که پدربزرگ مادری‌اش از موسیقیدانان عصر خود به‌شمار می‌رفت؛ خاله‌اش فرخ‌ لقا یاحقی، نوازنده‌ی سنتور، تار، پیانو و کمانچه و دایی‌اش حسین‌خان آهنگساز، سازنده‌ و نوازنده‌ی انواعی از آلات موسیقی زهی نظیر سه‌ تار، کمانچه و ویولون بود. پرویز در دامان مادری کاملا آشنا با ریتم و سبک‌های موسیقی پا به عرصه‌ی وجود گذاشته بود. علاقه‌‌ی ذاتی او به ساز و نواز چنان بود که به گفته‌ی خودش سه‌چهار ساله بود که با ابزار باغبانی پدر ضرب می‌گرفت و آواز زمزمه می‌کرد و بعدها که دستش به ساز رسید ساعاتی طولانی با چنان اشتیاقی به تمرین بی‌وقفه‌ در زیرزمین خانه‌ی پدری مشغول می‌شد که هم خودش را تا سرحد بیماری از خواب و خوراک می‌انداخت و هم صدای وقت و بی‌وقتش همسایگان را!

استاد پرویز یاحقی از همان سنین خردسالی در فراگیری الفبای موسیقی تا اتمام دوره‌ی عالی آن همواره از شاگردان ممتاز حسین یاحقی به‌شمار می‌رفت. انتخاب عنوان یاحقی نیز برگرفته از نام او و به‌سبب احترامی بود که او سال‌ها برای حامی دیرینه‌اش قائل بود. اعتماد حسین به برادرزاده به حدی بود که از همان دوران نوجوانی در مواقعی که بیمار بود یا در رادیو مشغول به کار، مسئولیت آموزش شاگردانش را به او وا می‌گذارد. پرویز دوره‌ی تکمیلی آموزش ویولون را زیر نظر استاد صبا، دوست صمیمی و هم‌محفل دایی‌اش گذراند تا با سبک و مکتب او نیز آشنا شود. او نزد صبا ارکستراسیون، ساز شناسی و سایر مسائل کلیدی مرتبط با آهنگسازی و رهبری ارکستر را فراگرفت.

شروع فعالیت حرفه‌ای

پرویز یاحقی حرفه‌ی نوازندگی را از سن ۹ سالگی با فعالیت در رادیو آغاز کرد اما بر اساس گفته‌ی خود او آغاز فعالیت رسمی‌اش در رادیو به حوالی سال ۱۳۳۰ برمی‌گردد سالی که پرویزِ پانزده ساله برای نخستین بار قطعه‌ای را با عنوان “پرویز یاحقی”، و نه صدیقی پارسی، اجرا کرد چون پدرش هرگز مجوز استفاده از عنوان صدیقی پارسی را در این حرفه به او نداد. این فعالیت در سال 1334 همزمان با ورود نصرت‌الله معینیان به رادیو به‌عنوان رئیس سازمان رادیو و اداره انتشارات شکل جدی‌تری به خود گرفت. او اولین آهنگ‌هایش را برای منوچهر همایون، هوشنگ شوکتی و داریوش رفیعی ساخت و اولین تولید ترک موسیقی‌اش را در سال ۱۳۳۶ با آهنگسازی ترانه‌ی «ای امید دل من کجایی» سروده‌ی استاد نواب صفا و خوانندگی غلامحسین بنان برای برنامه‌ی گل‌های ۱۷۲ با ارکستر گلها اجرا کرد و خود نیز به دعوتِ شکوهمند استاد صبا، در لحظه، سر صحنه‌ی اجرا رهبری ارکستر آن را به عهده گرفت. اجراهای متنوعی از او در برنامه‌ی گلها به‌صورت تکنوازی یا مشترک با اساتیدی چون روح‌الله خالقی، جواد معروفی، احمد عبادی، مرتضی محجوبی، لطف‌الله مجد، حسن کسایی و … در انواع دستگاه‌های دشتی، همایون، سه‌گاه، شور، بیات اصفهان و بیات ترک و در کنار خوانندگانی چون سیما بینا، ایرج، پوران، مرضیه، الهه، مهستی که خود معرفش بود و حمیرا، همسرش در سال‌های زندگی مشترکشان، به یادگار مانده است. پرویز یاحقی بجز اجرای رادیویی، آلبوم‌های متعددی نیز منتشر کرد که در اغلب آن‌ها با فضل‌الله توکل، آهنگساز و نوازنده‌ی سنتور، و جلیل شهناز و فرهنگ شریف، نوازندگان تار، همکاری داشته است.

گلپا، از اساتید به‌نام آواز ایرانی، که با ترانه‌ی «مست مستم ساقیا دستم بگیر» اولین تجربه‌‌ی پخش رادیویی آواز خود را با ویولون‌نوازی پرویز یاحقی و نیز چپ‌ کوک‌خوانی شعرِ «بیگانه نواز» از عماد خراسانی را با بداهه‌نوازی او در کارنامه دارد، نبوغ یاحقی را چنین توصیف می‌کند: «پرویز یاحقی گرچه شاگرد حسین خان یاحقی بود، ولی جدا از ردیف‌ها، كه همه‌ی موسیقیدانان باید بلد باشند و می‌دانند، بداهه‌نواز بود. ما داشته‌ایم هنرمندان بزرگی مثل میرزا عبدالله، آقا حسین‌قلی و درویش‌خان را كه ردیف‌دان بوده‌اند و برای تدریس و آموزش بی‌نظیرند اما پرویز یاحقی از هنرمندان بی‌مانند بداهه‌نوازی بود. یعنی فی‌البداهه در استودیو آن‌چه را كه می‌خواست، خلق می‌كرد و به همین سبب مثلاً چندین شور می‌ساخت و می‌زد كه یكی به دیگری شبیه نبود.»

پرویز یاحقی به‌جز فعالیت در عرصه‌ی موسیقی به نویسندگی نیز علاقمند بود و از سال ۱۳۳۴ به‌عنوان مفسر سیاسی با مطبوعات و روزنامه‌های آن زمان همکاری می‌کرد. او در برنامه‌ی رادیویی «در گوشه وکنار شهر» نیز با انوشیروان کیهانی‌زاده، نویسنده‌ی این برنامه، به‌عنوان خبرنگار رادیویی همکاری داشته است. به گفته‌ی کیهانی‌زاده «یاحقی در زبان گفتاری نیز صدایی پر و پیمان داشت و پیروزی این برنامه عمدتا نتیجه‌ی علاقه‌ی مردم به شخص یاحقی و شهرت اجتماعی او بود. صدای یاحقی بسیار جذاب و لحن او چنان گیرا و اندرزهایش صمیمانه بود که بر دل می‌نشست.» شادروان پرویز یاحقی، آهنگساز و نوازنده برجسته ویلون و پروانه امیرافشاری (حمیرا) در سال ۱۳۴۶ با هم ازدواج کردند. روزنامه اطلاعات ۲ مهر ۱۳۵۳ گزارشی مصور از جدایی این دو هنرمند موسیقی ایرانی منتشر کرد. .​​​​​

47

48

49

50

51

52

پایان فعالیت

پرویز یاحقی در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، نتوانست همسو با هم‌قطارانی چون همایون خرم و علی تجویدی خود را با سیستم جدید وفق دهد و عملا به حاشیه رانده شد. او که پیش از انقلاب شاخص‌ترین آثار خود را در رسانه و در همکاری با بانوان خواننده عرضه کرده بود دیگر به معنای حقیقی فرصت ابراز وجود نیافت. هر چند از میان تکنوازی‌های قبل از انقلابِ او برخی مجوز انتشار گرفتند و در سال‌های اولیه‌ی دهه شصت نیز در آواز همایون اجرای درخشانی را در کنار محمدرضا شجریان در یک محفل موسیقی ارائه داد، اما در خصوص تدارک یک استودیوی خانگی و ضبط و نشر آثار ویدیویی در کنار دوستان قدیمی‌اش با شکست روبرو شد و نهایتا دوری از صحنه او را به افسردگی و انزوا کشاند. او که یگانه یار و همدمش موسیقی بود، در سال‌های واپسین زندگی به علت مصدومیت ناشی از حادثه‌ی رانندگی حتی در خلوت خود نیز قادر به نوازندگی به سبک سابق نبود و همین امر لطمه‌ی شدیدی به روحیه‌ی او وارد کرد. سرانجام یاحقی در تاریخ ۱۱ بهمن‌ماه ۱۳۸۵ بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. دوستان نزدیکش بدن بی‌جان او را در آپارتمانی واقع در خیابان آفریقای تهران، جایی که محل سکونت او بود، پیدا کردند. او در زمان مرگ ۷۱ سال داشت. آرامگاه ابدی پرویز یاحقی در ردیف شماره‌ی ۱۴۳ی قطعه‌ی هنرمندان بهشت زهرا قرار دارد.

فیلم کنسرتی که اجرا نشد

منبع: اطلاعات آنلاین . فرادید ، نت نواز ، کانون فرهنگی جوک و.....