تعطیلات زمستانی بجای کریسمس
انقلابیون چپگرا مدّتهاست که قصد تغییر تقویم را دارند تا بهراحتی بتوانند مردم را به عادات جدید و شیوههای جدید زندگی که از نظر انقلابیون مناسبتر است، وادار کنند.
انقلابیون فرانسوی تقویم رایج را لغو کردند و آن را با نظام هفتهای دهروزه با سه هفته در هر ماه جایگزین کردند. نام ماهها همگی تغییر داده شد. روزهای جشن و تعطیلات مسیحی با بزرگداشت گیاهانی مانند شلغم و گلکلم جایگزین شد.
کمونیستهای شوروی نیز کوشیدند اصلاحات اساسی در تقویم انجام دهند. از جمله این اصلاحات، لغو هفتهی سنّتی با تعطیلی یکشنبهها و چرخههای هفتروزهی قابل پیشبینی بود.
آن آزمایش در نهایت شکست خورد، ولی سران شوروی موفّق به ریشهکن کردن بسیاری از تعطیلات سنّتی مسیحی در کشوری که سدهها پایبند به مذهب مسیحی ارتدکس شرقی بود، شدند.
هنگامیکه کمونیستها کنترل دولت روسیه را بهدست گرفتند، تقویم رایج تعطیلات مذهبی طبیعتاً لغو شد. عید پاک غیرقانونی اعلام شد و بهخاطر حذف تعطیلات آخر هفته، جشنگرفتن عید پاک، حتّی بهصورت خصوصی، بسیار دشوار بود.
ولی شاید سرکوب کریسمس سختتر از همهی اعیاد مذهبی بود. بسیاری از شواهد نشان میدهد که کریسمس تقریباً ملغی نشد، بلکه با نسخهای سکولار از آیینهای مشابه جایگزین گردید.
امیلی تامکین در فارن پالیسی مینویسد:
در ابتدا، سران شوروی کوشیدند کریسمس را با یک تعطیلات مناسبتر مرتبط با کومسومول (لیگ کمونیستهای جوان) جایگزین کنند، ولی این کار در کمال بهت و حیرت عملی نشد. و تا سال ۱۹۲۸ کریسمس را کاملاً ممنوع کردند و ۲۵ دسامبر یک روز کاری عادی بود.
سپس، در سال ۱۹۳۵، ژوزف استالین تصمیم گرفت، بین قحطی بزرگ و وحشت بزرگ، درختِ جشن را به کودکان شوروی بازگرداند. ولی رهبران شوروی این درخت را نه به اعیاد مذهبی کریسمس، بلکه به یک سال نو سکولار ربط دادند که با ایدئولوژی شوروی مطابقت داشت.
دد مورُز [شخصیتی شبیه بابانوئل] احیا شد. او یک دوشیزهی برفی از داستانهای عامیانه پیدا کرد تا دستیارش شود: اسنوگوروچکا. ستارهی آبی هفتپر که بالای درختان دوران تزاری قرار داشت، با یک ستارهی سرخ پنجپر، مانند ستارهای که روی نشانهای شوروی بود، جایگزین شد. این روز به یک عید مدنی و جشن تبدیل شد، تعطیلاتی که بهشکل آیینی با تیکتاک ساعت، شامپاین، سرود اتّحاد جماهیر شوروی، تبادل هدایا و مهمانیهای بزرگ برگزار میشد.
در این جشنها، واژهی «کریسمس» با «زمستان» جایگزین شد. براساس گزارش کنگره در سال ۱۹۶۵،
مبارزه با دین مسیحیّت، که بقایای گذشتهی بورژوازی دانسته میشود، یکی از جنبههای اصلی مبارزه برای شکلدهی به «انسان کمونیست» جدید [انسان طراز نوین] است. ... درخت کریسمس رسماً منسوخ شده، بابانوئل به پدر فراست تبدیل شده، درخت کریسمس به درخت زمستانی و تعطیلات کریسمس به تعطیلات زمستانی تبدیل شده است. مراسم نامگذاری مدنی جایگزین غسل تعمید شده، که تاکنون موفّقیّت چندانی نداشته است.
شایان توجّه آنکه استالین جنبهی بابانوئلی کریسمس را شایستهی حفظ میدانست و ظاهراً استالین محاسبه کرده بود که یک شخصیّت پدر که هدیه میدهد، در نهایت میتواند مفید باشد.
طبق مقالهای در سال ۱۹۴۹ در ویرجینیا ادووکیت،
در گردهماییهای کودکان در فصل تعطیلات... پدر فراست در باب رفتار خوب کمونیستی سخنرانی میراند. او معمولاً صحبتهای خود را با این پرسش به پایان میرساند: «ما همهی چیزهای خوب در جامعهی سوسیالیستی خود را مدیون چه کسی هستیم؟» که ظاهراً بچهها در پاسخ به آن، یکصدا میگویند: «استالین.»
◆ منبع: بنیاد میزس
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن