زمین، محلیست که روح در آن بالغ میشود
شما برای پیشرفت زندگی،
برای همسر، فرزند، والدین، دوستانتون و عزیزانتون خیلی کار می کنید
ولی چرا جوابی که میخوایید رو نمیگیرید؟
جوابش اینه،
👈چون با " هوشیاری ذهنی" کار می کنید
بوی هوشیاری ذهنی، ارتعاش هوشیاری ذهنی
نمیتونه زندگی شما رو سامان بده
شکست میخورید، باور کنید
🔑کلید وصل به هوشیاری حضور
فقط تسلیمه
برای موفقیت فقط، فقط و فقط
باید درک کنید که تسلیم بشید
وقتی تسلیم شدین،
👈 سکوت، پذیرش، آرامش، امنیت، خرد به صورت اتوماتیک وار میاد بالا👉
شرط تسلیم است نه کار زیاد
سود نَبْوَد در ضلالت تُرک تاز
مثنوی معنوی، دفتر ششم، بیت ۴١٢٣
🍏 دانههای معنا در مثنوی مولانا (۴۴)
🔖 لیک دعوت وارد است از کردگار
پیرو پیغمبرانی ره سپر
طعنهی خلقان همه بادی شمر
آن خداوندان که ره طی کردهاند
گوش با بانگ سگان کی کردهاند
(مثنوی معنوی، دفتر سوم)
نوح نهصد سال دعوت مینمود
دم به دم انکار قومش میفزود
هیچ از گفتن عنان واپس کشید؟
هیچ اندر غار خاموشی خزید؟
زاغ در رز نعرهٔ زاغان زند
بلبل از آواز خوش کی کم کند؟
(مثنوی معنوی، دفتر ششم)
📍 معنای روان:
اگر رهرو راه پیامبران هستی، طعنهها و سرزنشهای مردم را چون باد بیاعتبار بدان. همانگونه که نوح نهصد سال دعوت را ادامه داد و از انکار مردم مأیوس نشد، رهرو حق نیز نباید به صداهای ناهماهنگ اعتنا کند؛ بلبل از آواز خوش خود نمیکاهد، حتی اگر زاغان نعره زنند.
📍 مفهوم و درس زندگی:
✓ راه حقیقت همیشه با بانگ مخالفان همراه بوده است؛ پیامبران و اولیا در برابر انکار، استهزا و طعنهی مردم ایستادند و هرگز مأموریت خود را ترک نکردند.
✓ قرآن کریم میفرماید: فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ (حجر: ۹۴)؛ «آنچه را مأمور شدهای آشکارا بگو و از مشرکان روی بگردان.» این فرمان، روحیهی استقامت و بیاعتنایی به طعنهها را در رهروان حق زنده میکند.
✓ نوح علیهالسلام با صبری شگفت، نهصد و پنجاه سال دعوت کرد و با وجود طعن و تکذیب قوم، از رسالت خویش دست نکشید. این قصه نماد استقامت در برابر امواج طعنه و تکذیب است.
✓ در مسیر معنوی، طعنهها آزمایشاند: اگر رهرو به آنها گوش بسپارد، از مقصد بازمیماند. اما اگر بیاعتنا بگذرد، هر طعنهای به پلهای برای رشد او بدل میشود.
✓ همانگونه که بلبل رسالتش را با آواز خوش ادامه میدهد و زاغ نمیتواند در او خللی پدید آورد، انسان رشدیافته نیز کار خویش را بیوقفه ادامه میدهد، بیآنکه با هر صدای مزاحم مسیرش را کج کند.
✍ ما آرامش عشق امنیت لذت و حتی رنج را در زمین پیدا میکنیم چون زمین مدرسهی روح ماست.
هر لحظهاش، چه شیرین چه تلخ درسیست برای بیداری رشد و بازگشت به حقیقت خودمان.
آرامش را مییابیم تا بفهمیم خانهی ما سکوت درون است.
عشق را تجربه میکنیم تا آینهی خدا را در دیگری ببینیم.
امنیت را میچشیم تا به قدرت ایمان پی ببریم.
لذت را میفهمیم تا شکرگزار زیباییهای زندگی باشیم.
و رنج را میپذیریم، چون فقط با درد است که میرویم به عمق…
زمین، محلیست که روح در آن بالغ میشود.
در نهایت، همهی این حسها ردپای خداست در وجود ما. برگرفته از نظرات فرهیختگانی چون الحاق جوادی و..... از کانال تلگرام هزار پند مولانا
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن