لزوم ثروت برای استمرار زندگی و ربط و نسبت آن با خوشی زندگی
✍️ دانشجوها و روشنفکرهای قبل از انقلاب ایران به طور عمده فقط عشق این را داشتند که سبیل گلسرخی و استالینی بگذارند و دخترها هم عینک طبی بزنند و کتاب مارکسیستی در دست داشته باشند و بقول خودشان بروند در کار دیالکتیک. این وضعیت دانشجوهای ما بود. آقای مصطفی ملکیان در درسگفتار 11 ساحت وجود آدمی می نویسند : در زمان پهلوی، کتابی به نام "پول، ارزش ارزش ها" توسط یکی از همین نویسنده های چپ مارکسیست نوشته شد. به این کتاب، نقدهای فراوانی شد، اما نویسنده در این کتاب، حرف دل بسیاری از مردم را میزد. در واقع در اکثر جوامع، ثروت مهمترین چیز نزد انسانها است.
🔻اهمیت ثروت در چیست؟
1️⃣ فقدان ثروت، طول کمّی عمر انسان را به خطر میاندازد. به زبان سادهتر اگر انسانی مدتی چیزی نخورد، میمیرد. فلذا طول کمّی عمر انسان( و به طریق اولی طول کیفی آن) به ثروت بستگی دارد. این ثروت در واقع نیازهای فیزیولوژیک و بیولوژیک انسان را تامین می کند.
2️⃣ اخلاقی زیستن نیز، نیازمند ثروتمند بودن است. انسان برای اینکه اخلاقی زندگی کند، نیازمند استقلال است. یکی از وجوه استقلال، استقلال مالی(مادی) است که باید تامین شود. اگر انسانی وجه معیشت خود را از کسی بگیرد، نمیتواند در رابطه با او اخلاقی زندگی کند. در اینجا، انسان باید برای استمرار وجه معیشتی خود، از باطلها و ظلمهایی که در آن شخص میبیند، چشمپوشی کند. اساسا برای زیست اخلاقی، انواعی از استقلال وجود دارد که استقلال مالی، یکی از آن هاست. به میزانی که انسان استقلال مالی ندارد، نمیتواند زندگی اخلاقی داشته باشد.
🔹پس اگر ثروت انسان، از حدی پایینتر باشد، نمیتواند اخلاقی زندگی کند. در روایاتی که منسوب به پیغمبر اسلام است آمده است که :
" کاد الفقر ان یکون کفرا". فقر نزدیک است که به کفر بیانجامد.
و یا "الفقر سواد الوجه فی الدارین". فقر سیاه رویی آدمی، در دنیا و آخرت است.
🔹وقتی شخصی چنین سخنی میگوید، گویا میپذیرد که اگر وجه معیشتی انسان افت کند، انسان به لحاظ معنوی و فرهنگی و اخلاقی هم افت میکند. اهمیت و ضرورت ثروت، بیشتر از این دو وجه نیست و آن اهمیتی که عموم انسانها برای ثروت قائل هستند، ناشی از توهمات آنهاست.
🔹در دانشگاه هاروارد در آمریکا، تحقیقاتی در سطح جهانی به مدت 25 سال تحت نظارت ریاست دانشگاه هاروارد انجام گرفت. در این تحقیقات نزدیک به 600 روانشناس، جامعه شناس، اقتصاددان، فیلسوف، عالم اخلاق و الهیدان شرکت داشتند. جامعه آماری این تحقیقات، کشور خاص نبود و در واقع ساکنین این کره خاکی، جامعه آماری این تحقیقات تشکیل میدادند. نتیجه این تحقیقات، به رئیس جمهور آمریکا تحویل شد. چرایی انجام گرفتن این تحقیقات نیز داستان مفصل و جذابیست که مجال خود را میطلبد.
🔹در آغاز این تحقیق، حدسهایی وجود داشت که 200 عامل مطرح شده بود که این 200 عامل، بر خوشی و ناخوشی انسانها تاثیرگذارند.بعد از انجام تحقیقات، نشان داده شد که 192 عامل از این 200 عامل، همبستگی معناداری با خوشی زندگی ندارند، اما 8 مورد است که به خوشی انسانها مربوط میشوند و این خوشی چنین است که برای مثال وقتی صبح چشممان را باز میکنیم، خوشحال باشیم که چشممان به زندگی باز شده است. در اعلام نتایج این تحقیقات، مهمترین عامل سنخ روانی معرفی شد و سنخ روانی هم عبارت است از اینکه انسان درونگرا با شد یا برونگرا، کنشپذیر باشد یا کنشگر، شهودی باشد یا حسی، احساسی باشد یا متفکر، دریافت کننده باشد یا قضاوت گر و ...
🔹در واقع بسته به اینکه در کدام فایل- از 32 فایلی که هر یک از انسان ها در آن جای می گیرند- قرار گرفته باشیم، مستعد خوشحال بودن هستیم. و این عامل اول، ارادی و اختیاری نیست و ما هیچگونه اختیاری بر آن نداریم. در واقع انسان، با سنخ روانی خود به دنیا میآید.
🔹دومین عامل درآمد فرد است. نتیجه تحقیقات نشان داد که درآمد، نسبت به زندگی، سه حالت دارد:
فرض کنید که ضروریات زندگی انسان، X تومان باشد.
اگر درآمد انسان کمتر از X تومان باشد، احساس خوشی در زندگی شدیدا افت میکند.
اگر درآمد انسان بین X تومان و هشت برابر X تومان(8X) باشد، هر چقدر انسان بیشتر درآمد داشته باشد، احساس خوشی او در زندگی افزایش پیدا میکند.
اگر درآمد انسان، بیش از هشت برابر X تومان(8X) باشد، هر چقدر درآمد انسان بیشتر میشود، احساس خوشی در زندگی به شدت کاهش پیدا میکند. یعنی انسان به لحاظ روانی به چند جهت، تحمل درآمدی بیشتر از این را ندارد.
در ادامه وقتی که درآمد انسان، سی برابر Xتومان(30X) و یا بیشتر از این سی برابر باشد، میزان خوشی او، به اندازه کسی است که X تومان درآمد دارد. یعنی احساس خوشی فردی که سیبرابر یا بیش از سیبرابر ضروریات زندگی خود درآمد دارد، با احساس خوشی فردی به اندازه ضروریات زندگی خود درآمد دارد، برابر است.
🔹نتایج بالا، به لحاظ درآمد مطرح شده اند و در احساس خوشی انسان، هفت عامل دیگر نیز موثرند. این تحقیقات نشان داد که کسانی که جد و جهدشان برای کسب درآمد بیشتر از هشت برابر ضروریات زندگیشان است، نادانسته در حال کاهش میزان خوشی زندگی شان هستند.
نظر شما چیست؟
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن