🔴 سکانس پایانی فیلم سینمایی *«راه های افتخار»*
🌻 🌖

🌷
ساخته ی استنلی کوبریک با بازی جاودانه ی کرک داگلاس
*یک شاهکار ضد جنگ*
سربازان فرانسوی خسته وفرسوده از زخمهای جنگ جهانی اول درکافهای نشستهاند.
جنگی که یکی از بیمعناترین و بیحاصلترین جنگهای تاریخ بود.
صاحب کافه، یک خوانندهی زن آلمانی (با بازی کریستین هارلن) را روی صحنه میآورد تا برای سربازان بخواند.
موج تحقیر و تمسخر به سوی زن که از کشور دشمن است، روانه میشود.
زن شروع به خواندن می کند.
سربازان کلمات آواز را که به زبان آلمانی است نمیفهمند.
ولی کم کم در اندوه آواز زن غرق می شوند.
و آرام آرام با صدای زن، ملودی آواز را زمزمه میکنند.
جادوی موسیقی که زبان تمام مردم جهان است.
اثر خود را میگذارد و انگار درآن لحظه ی جادویی نه تنها پوچی جنگ و بیهودگی آنهمه کشتار و ویرانی بر آنها آشکار می شود
بلکه با اشک های زن که درد مشترک همه ی آنهاست، اشک می ریزند.
🙏
Dostiha
🍃🌸 @arabicmesbah1
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن