به نقل از فرادید و....... ظاهر جذاب و کاملاً آمریکایی‌ رابرت ردفورد چیزی نبود که بتوان نادیده گرفت. ردفورد یک بار این‌گونه توصیف شد: تکه‌ای از کوه راشمور که با شلوار جین سنگ‌شور ترکیب شده است.

رابرت رد فورد بازیگر و کارگردان برجسته سینما شهریور ماه امسال در سن ۸۹ سالگی چشم از جهان فروبست.

این هنرپیشه، کارگردان و تهیه‌کننده سرشناس آمریکایی نه تنها در جامه بازیگر هالیوود معروف بود که به‌خاطر موفقیت در عرصه کارگردانی نیز شهرت جهانی داشت.

رابرت ردفورد در طول بیش از ۶ دهه فعالیت هنری جوایز متعددی را کسب کرد و بارها در جشنواره‌ها مختلف درخشید.

وی در بیش از ۵۰ فیلم هالیوودی بازی کرد، یک جایزه اسکار برای کارگردانی دریافت کرد و با تأسیس جشنواره سالانه فیلم ساندنس برای نمایش آثار فیلم‌سازان مستقل، یکی از مهم‌ترین حامیان این گونه فیلم‌ها شد.

ظاهر جذاب و کاملاً آمریکایی‌اش چیزی نبود که بتوان نادیده گرفت. ردفورد یک بار این‌گونه توصیف شد: تکه‌ای از کوه راشمور که با شلوار جین سنگ‌شور ترکیب شده است.

منتقد دیگری درباره‌اش گفت: بدنش وقاری سیال و درخششی درونی داشت که گاهی اوقات انگار از درون روشن شده بود.

در مجموع اما رابرت ردفورد معتقد بود که زیبایی‌اش در مسیر شغلی او بیشتر یک مانع بوده تا مزیت. وی گفته بود که «کارما» به خاطر ظاهر زیبایش، زندگی خانوادگی او را با مصیبت‌هایی روبرو کرده تا مجازاتش کند.

آخرین آثار رابرت رد فورد به نوعی «وداع در اوج» تبدیل شود. هم جلوی دوربین و هم در ذهن تماشاگر.

وداع در اوج با «پیرمرد و اسلحه»

در «پیرمرد و اسلحه» ردفورد نقش فارست تاکر را بازی می‌کند؛ سارقی سالخورده، شیک پوش و مؤدب که حتی دزدی را هم با لبخند انجام می‌دهد و انگار نمی‌تواند از زندگی با خطر دل بکند.
خودِ فیلم شبیه نامه‌ای خداحافظی است: مردی که سال‌ها در حال فرار، ماجراجویی و انتخاب راه‌های غیر معمول برای زندگی بوده است، در پایان هم حاضر نیست آرام و بی‌سر و صدا محو شود. این همان تصویری است که خیلی از دوستداران سینما از ردفورد در ذهن دارند و فیلم عمداً با همین حس، او را بدرقه می‌کند.

آن مرد تنها در دریا

در فیلم همه چیز از دست رفته که رد فورد قایقش را آتش می‌زند و در دل دریا گم می‌شود، مردی که تقریباً هیچ دیالوگی ندارد، اما تمام بار فیلم را تنها با صورت و بدنش حمل می‌کند.
این نقش، تصویر دیگری از ردفورد است: انسانی که در سکوت، با بحران تنهایی و مرگِ احتمالی روبه‌رو می‌شود و در نهایت، میان نابودی و نجات، به نوعی آشتی با سرنوشت می‌رسد. شبیه نسخه های مینیمال و درونی همان قهرمان سالهای جوانی اش است.

«آقا جلال و مستر رابرت»

وقتی صدای جلال مقامی روی ردفورد می‌نشست، در ذهن تماشاگر ایرانی یک «شخصیت واحد» ساخته می‌شد: شرافت، خونسردی، نوعی نجابت در بحران، و مردی که حتی در اوج خطر هم نگاه مهربانش را از دست نمی‌دهد.
در مستندی مانند «آقا جلال و مستر رابرت»، همین پیوند عجیب صدا و چهره روایت می‌شود: از یک سو بازیگر آمریکایی ، و از سوی دیگر دوبلور ایرانی که ....... انگار دو آدم از دو فرهنگ، دست به دست هم داده اند تا یک «چهره‌ی واحد افسانه‌ای» بسازند. «برای ما که با صدای جلال مقامی بزرگ شدیم، رابرت ردفورد فقط یک ستاره‌ی هالیوود نبود. مردی بود که حتی در نقش سارق بانک ظاهر می‌شد، هنوز نجابت در نگاهش می‌درخشید. در ‹پیرمرد و اسلحه›، ردفورد همانطور که فارست تاکر از سرقت بانک‌ها خداحافظی می‌کند، خودش هم آرام و با لبخند از بازیگری وداع می‌کند. بی سروصدا، اما فراموش‌نشدنی. و آنطرف‌تر، در فیلمی که قایقش را در دل دریا رها می‌کند، ....... شاید به همین خاطر است که وقتی مستندی مثل ‹آقا جلال و مستر رابرت› را می‌بینیم، حس می‌کنیم بخشی از خاطرات‌مان نه فقط مال سینما، که مال صدایی است که سال‌ها روی این چهره است و از او برای ما یک دوست قدیمی ساخته است .

ارد؛ «وداع در اوج» بیشتر یک انتخاب آگاهانه است تا یک تاریخ بازنشستگی.

کی زمانِ رفتن است؟

معمولاً زمانی خوب برای کنارکشیدن است که:

  • حس میکنی داری تکرار میکنی، نه خلق ؛ دیگر چیزی تازه برای افزودن به کارت نداری.

  • انرژی، کیفیت یا سلامت لازم برای حفظِ گذشته را به‌سختی به دست می‌آوری و باید دائم با خودت بجنگی تا فقط «کم نیاوری»

کیفیت «جاودانه ماندن»

جاودانگی بیشتر به دو چیز گره خورده تا سن و تاریخ خروج:

  • این‌که قبل از کاهش کیفیت، خودت تصمیم بگیری کجا نقطه‌ای آخر باشد.

  • . هر وقت انگیزه‌هایت بیشتر ترس از حذف شدن بود تا شوقِ خلق کردن، وقت فکر کردن به وداع است.

گاهی لازم نیست همه‌چیز را رها کرد؛

  • می‌شود از «خط مقدم» به «نقش‌های مشورتی، آموزشی و سبک‌تر» رفت. یعنی از اجرا به راهنمایی، از دویدن به طراحی مسیر.

  • می‌شود آگاهانه تصمیم گرفت: «یک پروژه یا یک فصل خیلی خوب دیگر و خداحافظی»، تا خودت زمان خروج را بعد از آن بسازی، نه این که شرایط یا فرسودگی آن را به تو تحمیل کند ..

  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری
  • گالری