«من گمان می‌کنم هرکسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوست.
هیچ‌کس از آن‌جا خبر ندارد.
کلیدش فقط در دست صاحبش است.
آن‌جا، آدم هر تصور ممنوعی دلش بخواهد می‌کند.
عشق‌های محال،
هر آرزوی ناممکن و هر خواب و خیال خوش،
هر چیز نشدنی،آن‌جا شدنی است؛
یک بهشت- یا شاید جهنم ـ خودمانی و صمیمی که هرکس برای خودش دارد.
این باغِ اندرونی چه بسا از دید باغبانش هم پنهان است.
اما یک روزی و یک جوری آن را کشف می‌کند.»

📕 #گفت‌و‌گو_در_باغ
✍🏻 #شاهرخ_مسکوب

باغ مخفی

خورشید روی سبزه ها و درخت های درهم تنیده ی "باغ مخفی" می تابید. این نامی بود که "مری" روی باغ گذاشته بود. این اسم را دوست داشت و وقتی بین دیوارهای قدیمی و زیبای آن تنها می گذشت و کسی نمی دانست او کجاست، بیشتر لذت می برد. تقریبا مثل دور بودن از دنیا بود و رفتن به یک جای افسانه ای. مری تصمیم گرفته بود راز وجود باغ مخفی را برای خود نگه دارد اما...

مری در هندوستان به دنیا آمده و پدر و مادرش را در اثر ابتلا به وبا از دست داده بود. چون سرپرستی نداشت او را به شوهر عمه اش "آقای کریون" در انگلستان سپرده بودند. عمه ی مری در هنگام زایمان پسرش "کالین" از دنیا رفته بود و کالین بیمار و رنجور را با دردهایش تنها گذاشته بود. کالین بداخلاق، لجباز،عصبی، بیمار و بستری در رختخواب بود و خودش و همه انتظار مرگش را داشتند. اما فکر می کنید بیماری یا سلامت او چه ارتباطی با باغ مخفی می تواند داشته باشد؟

امید به زندگی، لذت بردن از طبیعت و معجزه ی حضور در کنار پرندگان و گل ها در بهبودی و استمرار سلامت انسان در داستان واقعگرای "باغ مخفی" با درونمایه روانشناسی – عاطفی با زبانی ادبی و توصیف های زیبای تاثیرگذار بر مخاطب بیان شده است.

مخاطب نوجوان، علاوه بر لذت بردن از یک اثر کلاسیک، در طول خواندن داستان خود را در میان باغ، گیاهان شاداب و گل هایی احساس می کند که نوید بهار و زندگی، پایداری و پیروزی بر ترس، بیماری و ناتوانی را می دهند. کتاب با کارکرد تربیتی– عاطفی به کودکانی با مشکلات جسمی و حرکتی پیشنهاد می گردد

کتاب داستان بوک ورم باغ مخفی Bookworms 3:The Secret Garden

کانال‌انرژی‌مثبت
💎 کتابناک و دنیای زبان '