من پرویز یاحقی هستم!

پرویز یاحقی از چیره‌دستان ساز ویولن و از پایه‌ثابت‌های برنامه «گلها» بود؛ تاحدی که خیلی‌ها با نوای ساز او عاشق موسیقی ایرانی شدند. با این همه پس از انقلاب به مدت ۳۰ سال خانه‌نشین شد و هرچند به راحتی می‌توانست از ایران برود و اتفاقا در شرایط خوبی هم زندگی کند اما او عاشق ایران بود و ماند. یاحقی در سال‌های انزوا یاد گرفت که چگونه با دوربین کار کند و به تنهایی با ثبت تصاویری از زندگی روزمره خود در شش نوار وی اس اچ، مستندی خلق کرد تا بعدا به همراه آثار موسیقی‌اش به دست آیندگان برسد که بعدا آن را به بهمن فرمان‌آرا سپرد.

عکس پرویز یاحقی نوازنده و آهنگساز ایرانی

بیوگرافی پرویز یاحقی یا بهتر است بگوییم استاد پرویز یاحقی را می خوانیم. کسی که نامش در تاریخ موسیقی ایران جاودانه است. اگر اهل موسیقی قدیمی ایرانی باشید نام استاد یاحقی را بسیار شنیده اید.

پرویز یاحقی کیست

استاد پرویز یاحقی از نوازندگان ویولن بود. او آهنگساز و موسیقی دان بود. برای بسیاری از هنرمندان آثاری گران بها ساخته است. از او بداهی نوازی های فوق العاده ای بر جای مانده است.

بیوگرافی پرویز یاحقی

پرویز یاحقی در 31 شهریور 1314 در تهران به دنیا آمد. نام واقعی او پرویز صدیقی پارسی بود و به پرویز یاحقی شهرت یافت. او در یک خانواده هنری متولد شد و فرهنگ موسیقی را از دوران کودکی حس کرد. خواهرزاده حسین یاحقی، نوازنده معروف بود و از کودکی با او زندگی کرد. این ارتباط نزدیک باعث شد که به سرعت در دنیای موسیقی رشد کند. پرویز یاحقی هفت خواهر و برادر داشت، که بیشتر آن‌ها ناتنی بودند. مادرش در سال ۱۳۴۲ از دنیا رفت و پدرش پس از آن چند بار ازدواج کرد.

پرویز یاحقی

او چنانچه خود گفته بود، در کودکی حسب مقتضیات شغلی پدر به همراه خانواده به لبنان سفر می کند و پس از گذشت مدتی کوتاه و به دلیل دور بودن از معشوق جاودانی اش، ویولن، به حالت احتضار می رود که با توصیه پزشکان، خانواده اش تسلیم خواسته وی شده و او را به ایران می‌فرستند تا در کنار دایی هنرمندش حسین خان یاحقی کسب فیض کند

شروع به یادگیری موسیقی

پرویز یاحقی از سنین کودکی به موسیقی علاقمند شد و اولین درس‌های موسیقی را از دایی‌اش آموخت. او با دقت و علاقه بسیار به یادگیری نوازندگی ویولن پرداخت. در دوران دبستان، مجید نجاحی، نوازنده سنتور را به عنوان همکلاسی خود داشت. آنها دوستی نزدیکی داشتند و این ارتباط به افزایش مهارت‌ موسیقایی پرویز کمک کرد. در نه سالگی، او توانست برای رادیو نوازندگی کند و به شهرت نسبی برسد.

آغار فعالیت‌های حرفه‌ای

پرویز یاحقی در دوران نوجوانی آهنگ «می زده» را برای مرضیه معروف ساخت. این آهنگ در آن زمان یکی از محبوب ترین آثار رادیو بود. اهمیت این آهنگ نشان‌ دهنده زودهنگام بودن استعداد یاحقی در آهنگسازی و نوازندگی است. در آن زمان، او کمتر از 16 سال داشت و توانایی‌ او غیرقابل انکار بودند. پس از این موفقیت، او آهنگهای دیگری نیز برای خوانندگان مختلف ساخت.

آغار فعالیت‌های حرفه‌ای

پرویز یاحقی در دوران نوجوانی آهنگ «می زده» را برای مرضیه معروف ساخت. این آهنگ در آن زمان یکی از محبوب ترین آثار رادیو بود. اهمیت این آهنگ نشان‌ دهنده زودهنگام بودن استعداد یاحقی در آهنگسازی و نوازندگی است. در آن زمان، او کمتر از 16 سال داشت و توانایی‌ او غیرقابل انکار بودند. پس از این موفقیت، او آهنگهای دیگری نیز برای خوانندگان مختلف ساخت.

آهنگسازی برای غلامحسین بنان

پرویز در سنین نوجوانی آهنگ «ای امید دل من کجائی» را برای غلامحسین بنان آهنگسازی کرد. این اثر به یکی از آثار ماندگار در موسیقی ایران تبدیل شد. همچنین، در سال 1342 او دختری نوجوان را به رادیو معرفی کرد که بعدها به مهستی مشهور شد. این اقدام نشان‌ دهنده توانایی یاحقی در شناسایی استعدادهای جدید بود. یاحقی از بزرگترین بداهه نوازان موسیقی ایران محسوب می‌ شود.

نام پرویز یاحقی در کنار بزرگان

نام پرویز یاحقی در تاریخ موسیقی ایران همواره با نام‌ های بزرگ دیگری همچون جلیل شهناز و حسن کسایی یادآور می‌ شود. او در طول سال‌ ها با هنرمندان برجسته‌ای همکاری داشت و آثار زیادی را در کارنامه خود ثبت کرد. یاحقی به خاطر نواختن ویولن با احساسات عمیق شناخته می‌ شد و به همین دلیل مورد احترام بسیاری از هنرمندان قرار داشت.

عکس استاد پرویز یاحقی

عکس پرویز یاحقی آهنگساز و موسیقی دان ایرانی

ازدواج و زندگی شخصی

در 35 سالگی، پرویز یاحقی با پروانه امیرفشاری که به نام “حمیرا” مشهور بود، ازدواج کرد. این ازدواج یکی از مراحل مهم زندگی او بود و تأثیر زیادی بر آثارش داشت. پرویز برای حمیرا آهنگ‌ های زیادی ساخت که در طول این همکاری درخشان بودند. اما این ازدواج پس از 8 سال به پایان رسید و آن‌ها از یکدیگر جدا شدند. حمیرا پس از طلاق در خوانندگی بسیار متمرکزتر عمل کرد. تا جایی که به شهرت زیادی رسید. پرویز هم پس از این برای هنرمندان دیگر آهنگسازی کرد.

عکس پرویز یاحقی و همسرش

..پرویز یاحقی در گفت وگو با دو پیشكسوت موسیقی

پرویز یاحقی را مردم منزوی كردند/ یاحقی، دفتر ویلون را باز كرد و بست


استاد اكبر گلپایگانی، از مهم ترین خوانندگان موسیقی ایرانی در صد سال اخیر است كه نیاز به معرفی ندارد. استاد آواز ایران، برایمان از یاحقی و همكاری های ماندگارشان و نیز تنهایی های پرویز یاحقی گفت.
« پرویز یاحقی شاگرد حسین خان یاحقی، دایی اش بود، ولی جدا از ردیف ها، كه همه ی موسیقی دانان باید بلد باشند و می دانند، بداهه نواز بود. ما داشته ایم هنرمندان بزرگی مثل میرزاعبدالله، آقاحسین قلی و درویش خان را كه ردیف دان بوده اند؛ این گونه ردیف دانان برای تدریس و آموزش بی نظیر هستند. اما پرویز یاحقی از هنرمندان بی مانند بداهه نوازی بود. یعنی فی البداهه در استودیو آنچه را كه می خواست، خلق می كرد. به همین سبب مثلاً چندین شور می ساخت و می زد كه یكی به دیگری شبیه نبود.»

** مردم پرویز یاحقی را منزوی كردند
استاد گلپایگانی درباره ی علت منزوی شدن پرویز یاحقی گفت: همه ی ویلونیست ها خوب بودند، اما پرویز یاحقی هنرِ بی مانندی داشت. وی بسیار خوب ساز می زد و در بداهه نوازی نظیر نداشت، اما چون مردم پرویز یاحقی را نمی فهمیدند، با همین درك نكردنِ او، این هنرمند بی مانند را الكی منزوی كردند. امروز برخی هنرمندان را داریم كه با افتخار و غرور می گویند، شاعر هستند یا آهنگسازند و یا حتی می گویند دكتر هستند، اما این ها همه اش برای گول زدن مردم است. من خودم چند مدرك دكترای افتخاری دارم، اما هیچ گاه چیزی به زبان نیاورده ام. یا با افتخار می گویند فلان آقا «ردیف دان» است! مگر دیگر موسیقی دانان ردیف دان نیستند؟ مگر كسایی و شهناز ردیف نمی دانستند؟ پس این ها همه اش برای فریب دادن مردم است.
اسطوره ی آواز ایران افزود: من با همه ی هنرمندان بداهه نواز، مثل حسن كسایی، فرهنگ شریف، رضا ورزنده، جلیل شهناز و دیگران كار كرده ام، اما برگ سبز 265 با شعرِ عماد خراسانی (دلم آشفته ی آن مایه ی ناز است هنوز...)، یكی از خاطره انگیزترین برنامه هایم است؛ چراكه وقتی رفیتم داخل استودیو، خب من خواننده ی مرد بودم و پرویز یاحقی هم می دانست كه نباید در محدوده ی چپ كوك بخوانم؛ مدولاسیونِ كار از شوشتری به گوشه ی یتیم سه گاه در می آمد. بی آنكه قبل از ضبط با هم صحبت و هماهنگی كرده باشیم، پرویز به گونه یی شروع كرد به ساز زدن كه من ناگزیر می بایست چپ كوك می خواندم. بی آنكه به او چیزی بگویم، چپ كوك خواندم؛ و چه قدر هم خوب چپ كوك خواندم كه این، البته تحت تأثیر ویلون نوازی عالی پرویز یاحقی بود.

** نگذاریم هنرمندان بزرگمان فراموش شوند
هنرمندان بزرگ ما دارند فراموش می شوند؛ افرادی مثل طاهرزاده یا قوامی و دیگران دارند فراموش می شوند، حتی دیگر خیلی از افراد نمی دانند مزار این ها كجا است. این ها هنرمندان ماندگاری بودند كه برای دلشان كار می كردند، نه برای پول. پس باید این ها را به نسل امروز بشناسانیم.
من آواز را دوباره با مردم آشتی دادم، اما امروز آواز دارد رو به فراموشی می رود. موسیقی رپ و جاز و... هم در جای خود خوب است، اما باید به داد موسیقی ملی رسید. پرویز از بی نظیرترین آدم ها بود،‌اما متأسفانه می بینیم كه او را رها كرده ایم و به سراغ دیگرانی رفته ایم كه هنری ندارند. متأسفانه نسل امروز به راهی دیگر كشیده شده است، در حالی كه جوانان با استعدادی داریم كه اگر حمایت شوند، می توانند راه بنان و یاحقی و شهناز و كسایی و دیگر استادان را ادامه دهند. من، خودم شاگردی دارم كه مانند روزگار جوانی ام می خواند و كارش بسیار خوب است، اما نمی گذارند او و امثال او مطرح شوند؛ عده یی مثل مافیا در موسیقی هستند كه اجازه نمی دهند دیگرانی كه استعداد و هنر دارند، وارد عرصه شوند.
باز هم تأكید می كنم كه مردم، پرویز یاحقی را منزوی كردند، چرا كه خود آن ها هستند كه باید این تشخیص را بدهند كه وقتی ویلون نوازی عالی پرویز یاحقی هست، چرا باید به سراغ برخی افراد رفت كه در موسیقیشان بسیار ضعیف است؟

** پرویز یاحقی، دفتر ویلون را باز كرد و با رفتنش، این دفتر بسته شد
استاد مهیار فیروزبخت، یكی از ویلون نوازان و كمانچه كشان و آهنگسازان چیره دست هم روزگارمان است كه همكاری های درخشانی با خوانندگان بزرگ موسیقی ایران، همچون استادان اكبر گلپایگانی، حسین خواجه امیری، علیرضا افتخاری و... داشته است. استاد فیروزبخت را می توان مَفصلی مهم در پیوند دو نسل مختلف ویلون نوازان ایرانی دانست؛ چراكه او از موسیقیدانانی است كه هم محضر استادان بزرگِ‌ گذشته، همچون، حسین خان یاحقی، پرویز یاحقی و اسدالله ملك، را درك كرده و هم تأثیر مهمی بر موسیقی بعد از انقلاب، هم با آهنگسازی و هم با پرورش شاگردان، گذاشته است. وی كه از شاگردان برجسته یاحقی است ابتدا در باره هنر نوازندگی این استاد بزرگ می گوید:
«آقای یاحقی گُلی بود در آسمان موسیقی ایران كه فكر نكنم تا قرن ها نوازنده یی مثل یاحقی بیاید. یاحقی، تنها یك نفر بود، كه آمد و رفت. او در خانواده یی پرورش یافت كه همه هنرمند بودند؛ پدر و مادرش اهل هنر بودند و دایی اش، حسین خان یاحقی، تأثیر فراوانی بر وی گذاشتند و پرویز یاحقی از كودكی تحت تأثیر و تربیت ایشان رشد كردند.
در گذشته، ساز ویلون، صدای امروز را نداشت و وقتی استاد صبا در اركسترها ساز می زد، سُلو زدن ویلون مرسوم نبود، چون كسی جرئت نمی كرد در اركستر، تكنوازی ویلون كند. به آقای صبا می گویند و او یكی، دو تا سُلوی ویلون در ماهور و راست پنج گاه اجرا می كند، كه من این برنامه ها را در رادیو شنیده ام. پس از صبا، حسین خان یاحقی هم در اركستر سلو می زند و پس از او، پرویز یاحقی سلو نوازی ویلون می كند و اصلاً پرویز با یكی از همین نوازندگی هایش، یعنی با چهارمضراب سه گاه، وارد گود شد كه تمام ایران او را شناختند .استادان تجویدی، بدیعی، ملك، خرم و دیگران، با اینكه هر كدام سبك خود را داشتند، اما همگی جلوه و تأثیری از نوازندگی یاحقی را در كار خود داشتند. به همین سبب باید گفت پرویز یاحقی، پس از صبا، بیش ترین اثرگذاری را داشته است.»

** شخصیت و روحیه ی استاد یاحقی
فیروزبخت در باره شخصیت و روحیه ی ممتاز یاحقی عنوان كرد : پرویز یاحقی انسانی با ادب، با شخصیت و بسیار هنرمند بود كه هرچه از شخصیت والای او بگویم، زبانم قاصر است. پنجه ی ساز یاحقی را روزگار دیگر به خود نخواهد دید، چراكه دیگر شرایطِ پرویز یاحقی تكرار نخواهد شد؛ استادانی كه او داشته، حال و هوایی كه داشته، تشویق هایی كه می شده و ...، همه در شكل گیری او تأثیر داشته است. حتی كسانی كه دور و بر یاحقی بوده اند نیز تأثیر فراوانی در حال و هوای او داشتند؛ مثلاً فضل الله توكل كه خود از نوازنده های بی نظیر سنتور است، هم زبان یاحقی بود. این ها حرف هم را می فهمیدند و سازهایشان با هم حرف می زد و جواب یكدیگر را می داد. درواقع باید گفت كه پرویز یاحقی، دفتر ویلون را باز كرد و پس از او این دفتر بسته شد.
من از سال 47 تا 53 شاگرد آقای یاحقی بودم و با ایشان ارتباط فراوانی داشتم. پرویز خان به سبب ارادتی كه به ایشان داشتم، هر 15 روز یك بار، چه من بودم، چه به سبب مسافرت حضور نداشتم، به خانه ی ما می آمد و بعضی وقت ها استاد بیژن ترقی (شاعر و ترانه سرای بزرگ) هم با ایشان می آمدند و با هم جلسه داشتیم و ساز می زدیم. من هم گاهی زیر صدای ساز ایشان، سنتور می زدم. برای من رفتن پرویز خان بسیار سنگین و دردآور بود.

**چرا یاحقی منزوی شد ؟
وی در پاسخ به این پرسش كه چرا یاحقی منزوی شد ، گفت : نوازنده احتیاج به شنونده دارد؛ هر هنرمندی، هر گوینده یی اگر شنونده و مخاطب نداشته باشد، كاری نمی تواند بكند. یاحقی تا زمانی كه به رادیو می آمد، بسیار با روحیه و بشّاش بود. او هر روز به كاری كه می خواست بسازد و اجرا كند، فكر می كرد و خودش اصلاً در خانه سیستم مجهزی برای ضبط و صدابرداری تهیه كرده بود و در صدابرداری هم بسیار ماهر و عالی بود.
یاحقی سخنور خوبی هم بود و مدتی در رادیو، برنامه یی اجتماعی را اجرا می كرد. به هر حال پرویز یاحقی با چنین روحیه ی پر شوری، به یك باره از رادیو و تلویزیون بیرون می شود. او هنرمند بود و دوست داشت بازخورد كار خود را در مردم ببیند، پس طبیعی است كه چنین فردی، وقتی از ارتباط با مخاطب محروم می شود، منزوی و خانه نشین گردد.
هنرمند وقتی شنونده نداشته نباشد، خموده می گردد، مثل بازنشستگانی كه با خانه نشینی، اندك اندك از بین می روند. او به قدری به كارش علاقه داشت و آهنگی كه می ساخت،‌ برایش مهم بود، كه هر وقت كاری می ساخت، به من می گفت برویم در بازار ببینیم نظر مردم درباره ی كار من چیست. شما ببینید، پرویز یاحقی كسی بود كه وقتی به همراه بیژن ترقی به باغی می روند، تحت تأثیر فضای باغ و در گفتگوی با هم، آهنگ جاودانه ی «به رهی دیدم برگ خزان» را خلق می كند. این ماندگاری برای این است كه او برای كارش وقت می گذاشت و گاهی با شاعری چون ترقی، سه ماه وقت می گذاشتند برای ساخت آهنگی، كه البته نتیجه اش هم بسیار درخشان و ماندگار بود. مثل الآن نبود كه برخی یك روزه آهنگ می سازند و ضبط می كنند.
باز هم تأكید می كنم، ‌هنرمند شنونده می خواهد و كسی را می خواهد كه دور و برش باشد، اما پرویز یاحقی پس از انقلاب تنها شد. من چون در صدا و سیما كار می كردم، بارها از او خواهش كردم كه بیاید و كار كند. حتی به او گفتم كه از طرف رییس وقت سازمان صدا و سیما (محمد هاشمی) این را دارم می گویم كه باز گردد و ساز بزند؛ اما او دیگر قبول نكرد و در خانه ساز خود را می زد. به همین سبب، با اینكه تا آخرین روزهای عمرش، قدرت نوازندگی اش را داشت، اما روحیه ی خود را از دست داده بود و این بی روحیگی را در آهنگ های سال های پایانی عمرش می توان دید.

** همكاری ناتمام با علیرضا افتخاری
وی درپاسخ به این پرسش كه گویا مرحوم استاد یاحقی در ماه های پایانی عمرشان، شش آهنگ برای صدای آقای علیرضا افتخاری ساخته بودند؛ تكلیف آن كارها چه شد؟، افزود:
آقای یاحقی به من گفتند كه قرار است طبق اعلام آمادگی آقای افتخاری، چند آهنگ با ایشان كار كنند. من هم به استاد یاحقی گفتم كه این آمادگی را دارم كه كارها را در استودیو ضبط كنم و آماده سازم. حتی با چند شاعر از جمله مرحوم ترقی هم صحبت شده بود؛ اما مرحوم ترقی كسالت داشتند و كار به تعویق افتاده بود. حتی آقای یاحقی یك بار در خانه ی ما تلفنی از مرحوم ترقی شعرها را جویا شدند، اما به هر حال این اتفاق نیافتاد.
به گزارش خبرنگار ایرنا ، به واقع حیف شد؛ آهنگ پرویز یاحقی با صدای علیرضا افتخاری، از آن اتفاق های ماندگار بود كه می توانست در موسیقی ما رقم بخورد، اما دریغ كه این گونه نشد و استاد فیروزبخت نیز در تایید گفت : مرحوم استاد ملك، تا زمانی كه زنده بود، قهار و سرِ وزن ساز می زدند، قدرت و پنجه و آرشه یشان خوب بود، استاد یاحقی هم همین طور بود؛ می خواهم بگویم كه این ها سرِ حال خودشان بودند و اگر این اتفاق نیافتاد، از بدشانسی ما بود.

عکس پرویز یاحقی آهنگساز

مرگ در تنهایی

پرویز یاحقی در 13 بهمن 1385 به دلیل ایست قلبی در خانه خود درگذشت. این خبر برای دوستداران موسیقی و هنر ایران بسیار تأثیرگذار و غم‌ انگیز بود. او در بهشت زهرای تهران و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد. درگذشت او نه تنها یک ضایعه انسانی بلکه یک اختلال در تاریخ موسیقی کشور محسوب می‌شود. پیکر بی جان پرویز یاحقی چند روز بعد از مرگش در منزلش دیده شد. این نشان میداد که چقدر تنها بود و در تنهایی از دنیا رفت.

این مطلب .از: امیرحسین دولتشاهی ایرنا . همشهری . مژده اهوازی اورجینال استرینگ مرجع خرید سیم گیتار و آلات موسیقی گرفته شده است. امیدواریم که مورد توجه شما قرار گرفته باشد