پیوند ناگستنی خاک و هویت ،تراژدی گمگشتگی فرهنگی در عصر نوین
کسانی که به آرزوی آزادی یا شغل یا امنیّت یا منظور دیگری، اقامت در خارج را انتخاب کردهاند، از یک جهت شاید بُرد داشتهاند، ولی از جهت دیگر باخت با آنهاست، زیرا گوهرِ تاریخیِ خود را بیکارکرد گذاردهاند. بعضی گفتهاند که «هرجا فرهنگ ایران در یاد ماست، آنجا وطن ماست»، ولی این با واقعیّت تطبيق نمیکند، زیرا فرهنگ وابسته به خاک است، جدایی ناپذیر از کلّ جوّ کشور. حتّی مولوی در قونیه، با آنکه شهری با فرهنگ ایرانی بود و گرداگردش فارسی زبانان بودند، مثنوی خود را با این «فراق نامه» شروع کرد که:
«هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق».
به نظر میرسد که این وضع، یکی از تراژدیهای بزرگ قرن است. در گذشته نیز مهاجرت بوده است، ولی کم و بیش به کشورهای هم فرهنگ، اکنون وضع خشنتر است و آثار روانیاَش شاید بعدها آشکار شود.
.....................
❇️ : استاد ژاله آموزگار
(با سپاس از مجلّهی آذربایجان)
.....................
💎کانال دکتر محمّدعلی اسلامی نُدوشن سرو سخنگو
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن