هوارد باسکرویل اولین آمریکایی که در راه ایران شهید آزادی نامیده شد
(Howard Baskerville) (۱۸۸۵–۱۹۱۰)
![]()
پرتره چهرهٔ هوارد باسکرویل، در موزه مشروطه تبریز. نقاشی شده در سال ۱۳۳۵.
معلم و ایرانشناس آمریکایی که در ایران فعالیت دارد و با عنوان «شهید آزادی» در تاریخ معاصر ایران شناخته میشود. باسکرویل در تبریز به آموزش پرداخت و در جریان انقلاب مشروطه ایران به حمایت از مشروطهخواهان پرداخت. وی در نبردی با نیروهای استبدادی کشته شد و به نمادی از همبستگی بین ایران و آمریکا تبدیل گشت
هوارد باسکرویل، معلم آمریکایی مدرسه مموریال در تبریز، در جریان جنبش مشروطه ایران به صف مبارزان مشروطهخواه پیوست و فرماندهی «فوج نجات» را بر عهده گرفت تا محاصره تبریز را بشکند. کنسول آمریکا در تبریز، ویلیام دوتی، به باسکرویل هشدار داد که به عنوان تبعه آمریکا حق دخالت در امور داخلی ایران را ندارد و از او خواست که از مبارزه کنار بکشد و حتی گذرنامهاش را تحویل دهد.
باسکرویل در پاسخ به درخواست کنسول آمریکا، گذرنامهاش را به او تحویل داد و گفت: «تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است و این فرق بزرگی نیست». او اظهار کرد که نمیتواند رنج و مبارزه با مردم تبریز را نادیده بگیرد و به دفاع از حقوق آنها ادامه دهد.
این اقدام نمادی از منطقه باسکرویل به مردم ایران و آرمانهای مشروطه بود. سرانجام، او در نبرد شام غازان تبریز در سال ۱۲۸۸ خورشیدی (۱۹۰۹ میلادی) به شهادت رسید . مراسم تشییع جنازهاش با حضور یاد مردم تبریز برگزار شد و خاطرهاش تا امروز گرامی داشته شود.
پس از شهادت هوارد باسکرویل در نبرد شامغازان تبریز (۱۲۸۸ خورشیدی)، مردم تبریز و فعالان مشروطهخواه، به پاس فداکاری و ایثار او، تصمیم گرفتند هدیههای ویژه برای خانوادهاش ارسال کنند. آنها فرشی نفیس و دستبافت تبریزی را به عنوان نماد احترام و قدردانی خود برای مادر باسکرویل فرستادند. این فرش نه تنها نشاندهنده محبت و ارادت مردم ایران به او بود، بلکه نمادی از پیوند میان ملت ایران و آمریکا در آن دوره به شمار میرفت.
این، بیانگر قدردانی هدیه مردم ایران از فداکاریهای باسکرویل و یاد دوستی و همبستگی فرامرزی در مسیر آزادی و عدالت بود. این داستان تا امروز به عنوان یکی از نمادهای همدلی و احترام متقابل بین ایران و آمریکا در تاریخ معاصر ایران یاد میشود.
در گورستان، سید حسن تقیزاده، یکی از نمایندگان مجلس شورای ملی، در نطق کوتاهی گفت:
«آمریکای جوان، بسکرویلِ جوان را فدای مشروطهٔ جوان ایران کرد.»
.
سنگ قبر هوارد باسکرویل در گورستان ارامنه تبریز.
![]()
قالیچهای که زنان تبریز در سالهای ۱۲۸۸ تا ۱۲۸۹ خورشیدی با نام و تصویر باسکرویل، برای مادر وی بافتند که البته هرگز به دست مادرش نرسید.
پنج روز پس از تشییع جنازه بسکرویل، ستارخان و جمانی آیولتی (Jamani Ayoleti) تلگرافی برای پدر و مادرش در شهر اسپایسر در ایالت مینِسوتا، به شرح زیر ارسال کردند:
ایران در غم از دست رفتن پسر عزیزتان در راه آزادی سوگوار است و ما قسم میخوریم که ایرانِ آینده همواره از او، چون لافایت، در تاریخ به بزرگی یاد خواهد کرد و به مزار شریف او احترام خواهد گذاشت.
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن