علی دشتی
در خصوص برخی شخصیتها و ادوار مختلف زندگی آنها نظرات متعددی وجود دارد ، علی دشتی و کسروی جزو این دسته از افراد هستند که از پرداختن به زندگی کسروی خودداری و به طور مختصر مواردی را از زندگی پر از فراز و فرود علی دشتی نقل می نماییم علی دشتی (۱۱ فروردین ۱۲۷۶ – ۲۶ دی ۱۳۶۰) پژوهشگر، نویسنده، اندیشمند، مترجم، منتقد ادبی، روزنامهنگار، دیپلمات ایرانی و از اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنای ایران در دورهای از دودمان پهلوی بود. وی همچنین در دورهای سفیر دولت شاهنشاهی ایران در مصر شد. دشتی از مخالفان مهم ایدههای مدرس و موافقان مظاهر تجدد در ایران محسوب میشد، اما بعدها که رضاشاه سقوط کرد اتهاماتی از جمله سرقت جواهرات ملی را به او بست . علیرغم تجدد خواهی باز هم دیدگاه های سنتی خودش را داشت .«بعضی مدارس دخترانه یک پروگرامهایی خیلی بیمعنی دارد. در مدارس متوسطه دخترانه یک قسمت ریاضیاتی دارد که [ریاضیات] عالی درس میدهند و این برای کسانی است که فردا بخواهند مهندس بشوند. جبر و مقابله، تناسب، لگاریتم درس میدهند. اینها یعنی چه؟ بنده مکرر دخترهای پانزده، شانزده ساله را دیدهام بعضی اوقات به پدرانشان متوسل شدهاند که مسایل ریاضی را برایشان حل کنند، در صورتی که یک دختر هیچ وقت محتاج به ریاضیات عالی نیست. اول باید فکر کنیم که دختر را برای چه مدرسه میفرستیم. برای این که وقتی بیرون میآید، بچهداری خوب بتواند بکند، خانهداری خوب بلد باشد، معلومات داشته باشد که آن معلومات را از طفولیت و از شیرخوارگی به بچه یک ساله تا وقتی که مهیای مدرسه میشود، بیاموزد. برای اینهاست. ملاحظه بفرمایید یک دختر مثلثات و جبر و مقابله میخواهد چه کند؟ و فایدهاش چیست و در عوض اگر مناژ (خانهداری) و طباخی به آنها خوب یاد بدهند، لباسدوزی به آنها خوب یاد بدهند، موسیقی به آنها یاد بدهند، این خیلی بهمراتب بهتر است».
دشتی مخالف برخی واژهگزینیهای فرهنگستان زبان فارسی بود. از جمله به کلماتی همچون ارتش، ارتشتاران و تیمسار اعتراض داشت. در نطقی در مجلس سنا گفته بود:
«وقتی که به جای این کلمه میفرمایید بزرگارتشتاران فرمانده، بنده که خیال میکنم زبان ارمنی صحبت میکنند و وارد کردن این نوع کلمات قلمبه و سنگین در زبانی که سرتاسرش به آهنگ موسیقی بیان میشود و دارای هارمونی است چه لزومی دارد؟ … اصلاً خود کلمه ارتش که ریشه صحیح ندارد … آیا در تمام کتب لغت فقط در برهان قاطع یکجا نوشته شده ارتشتاران؟ آیا در جای دیگر یک کلمه ارتش ذکر شدهاست؟ در تمام آثار گویندگان فارسیزبان منجمله شاهنامه، این کتاب بزرگ جلیلالقدر کلمه ارتش ذکر نشده. آخر چرا این کلمه را استعمال میکنید به جای لشکر؟ شما چرا سپاه استعمال نمیکنید؟ شما سرهنگ، سرلشکر، سپهبد، سرتیپ و سایر واژهها، سالار، سردار و غیره دارید اینها را ول کردهاید رفتهاید کلمات بیجایی را اختراع کردهاید؟».
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن