صدای ماندگار ادبیات کهن شاهنامه و ندای وحی
اسماعیل قادرپناه (زادهٔ ۳۰ فروردین ۱۳۲۰ – درگذشتهٔ ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳) گویندهٔ رادیو و دوبلور ایرانی و عضو انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم بود.
زادهٔ۳۰ فروردین ۱۳۲۰
درگذشت۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ (۷۳ سال)
علت مرگ بیماریهای کلیوی، قلب و ریه
آرامگاه قطعهٔ هنرمندان بهشت زهرا، تهران
ملیت ایرانی
پیشه(ها)دوبلور، گویندهٔ رادیو، بازیگر
سالهای فعالیت۱۳۹۳ – ۱۳۴۰
او از سال ۱۳۴۰ در عرصهٔ گویندگی فعالیت داشت و از رادیو سنندج به دوبله وارد شد. قادرپناه در دوران جنگ ایران و عراق گویندهٔ اطلاعیهها بود. او همچنین در فیلم سینمایی دادستان (۱۳۷۰) به ایفای نقش پرداخت. از دیگر فعالیتهای او میتوان به قرائت ترجمهٔ فارسی قرآن کریم اشاره کرد.وی در تاریخ دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۷۳سالگی بر اثر بیماریهای کلیوی، قلب و ریه درگذشت.در برنامهٔ تلویزیونی «زنده باد زندگی»، که در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ و از شبکهٔ دوم سیما پخش شد، با حضور جمعی از گویندگان برجستهٔ رادیو ضمن تجلیل از برخی پیشکسوتان صدا، یادی هم از اسماعیل قادرپناه شد.
قسمتی از آثار (صداپیشگی)
- گویندگی شاهنامهٔ فردوسی
- گویندگی دیوان حافظ
- گویندگی اشعار مولانا
- برنامهٔ «ندای وحی» (ترجمهٔ سورههای قرآن کریم)
- گویندگی بخشهایی از مستندهای تاریخی، علمی، و حیات وحش تلویزیون ایران
- صداپیشگی در مجموعهٔ تلویزیونی مریم مقدس
- گویندگی در رادیو تلاوت
- صداپیشگی در مجموعهٔ تلویزیونی پهلوانان نمیمیرند، برای شخصیت «مرشد هاشم»
- گویندگی در برنامهٔ رادیویی تقویم تاریخ
- صداپیشگی نقشهای فرعی در مجموعهٔ تلویزیونی خارجی گیوم تِل
بازیگر
- دادستان (۱۳۷۰)
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن