تروما و مراقبت از روان در روزگار پراضطراب؛ چگونه با آسیب های روانی مقابله کنیم؟
ما در دورانی هستیم که تروما به روانمان آسیب می زند .
تروما چیست ؟
يعنی یک اتفاقی افتاده است که دیگر از تحملش روان ما خارج است .
واکنش هرکدام از ما میتواند متفاوت باشد هرکسی برای حفظ روانش به چیزی چنگ میزند
ظرفیت روان ما مثل جسممان خیلی محدود است .
شما اگر وزنه سنگینی بزنید نه تنها قوی تر نمیشوید بلکه آسیب هم می بینید
پس روان آدمیزاد هم با تروما قوی نمیشود، ضعیف تر میشود .
اما چگونه از روان خودمان مراقبت کنیم؟!
کارها را اولویت بندی کنید.
تنها چیزی که الان نیاز داریم این است که انرژی روانمان را تا حد ممکن حفظ کنیم،
کارهای مهمی که باید انجام بدید را در اولویت بگذارید در این شرایط نباید به خودمان فشار بیشتری بیاوریم .
مسآله ای که باعث اضطراب بیشترما میشود آینده نامعلوم است
و اینکه نمی دانیم این شرایط تا کی قرار است ادامه داشته باشد
پس بدان همه در این احساس با تو شریک هستند .و تنها نیستی. برای بهتر شدن اوضاع روان
به ان حال خوب کن های کوچیک زندگیتان پناه ببرید
میتواند یک سریال باشد یا حتی یک موسیقی .
با آدمهای مورد علاقه تان بیشتر از قبل حرف بزنید، لازم شد تراپی بگیرید از نوشتن احساسات کمک بگیرید و کف پاهایتان را به زمین فشار بدهید.
کشش بدنتان را فراموش نکنید و در آخر با خودتان مهربان تر از هر زمان باشید :)
به خاطر دوست داشتن
پل الوار
تو را به جای همه کسانی که نشناختهام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب میشود دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشتهام دوست میدارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست میدارم
تو را به خاطر خاطرهها دوست میدارم
برای پشت کردن به آرزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست میدارم
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
تو را به خاطر بوی لالههای وحشی
به خاطر گونهی زرین آفتاب گردان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که ندیدهام دوست میدارم
تو را برای لبخند تلخ لحظهها
پرواز شیرین خاطرهها دوست میدارم
تو را به اندازهی همهی کسانی که نخواهم دید دوست میدارم
اندازه قطرات باران، اندازهی ستارههای آسمان دوست میدارم
تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست میدارم
تو را برای دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای همهی کسانی که نمی شناختهام… دوست میدارم
تو را به جای همهی روزگارانی که نمی زیستهام… دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب میشود و
برای نخستین گناه،
تو را به خاطر دوست داشتن، دوست میدارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمیدارم، دوست میدارم
@Media_aramesh . مشق شب .
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن