من این ویران سرا را دوست دارم
ترانه ایران ایران .........با صدای ماندگار ......زنده یاد مازیار و .......
--------------------------------------
اگر ایران به جز ویران سرا نیست .......................
من این ویران سرا را دوست دارم.......................
اگر آب و هوایش نیست دلکش........................
من این آب و هوا را دوست دارم...........................
تمام عالم از آن شما باد .........................
من این یک تکه جا را دوست دارم..............من این یک تکه جا را دوست دارم
خدا....دوست دارم ..........دوست دارم.................
دیگه ندارم........ طاقت موندن
من این شهر را رها میکنم از درد شبونم
دل موطن مرده ز بیداد زمونم........
های های های های ............های های های های
سرم روی تن من نباشه...........گر که بیگانه بشه هموطن من ...........
های های های های ............های های های های
سرم روی تن من نباشه...........گر که بیگانه بشه هموطن من ...........
اگر خاک من از دست بره
جایی ندارم
دلم میمیره از غصه ............دیگه نایی ندارم
به جز نام تو...... ای نام وطن ......... ای موطن من
دگر بروی لبهای خود آوایی ندارم
ایران ایران
ایران ایران
سرم روی تن من ..........نباشه گر بیگانه بشه هموطن من
ایران ایران
ایران ایران
سرم روی تن من ..........نباشه گر بیگانه بشه هموطن من . کسی اطلاع دارد این شعر سروده کیست ؟
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن