🔴 تابآوری در میانهی درد جمعی . روانشناسان چه می گویند :
در شرایطی که باردیگر بحرانی بر شانههای خستهی ما مردم ایران تحمیل شده، اغلبمان درگیر احساساتی شدهایم که شاید حتی برای خودمان هم قابل توضیح نباشند.
ملغمهای پیچیده از احساسات متناقض
در چنین شرایطی مهم نیست کدام احساس در ما قویتر است، .
در این لحظه، درست یا غلطی برای احساسات ما و دیگران وجود ندارد.
بهیاد داشته باشیم که در شرایط غیرعادی و بحرانی، داشتن احساسات متناقض نه نشانهی ضعف، بلکه نشانهی پیچیدگی انسان و مبهم بودن شرایط است
در چنین موقعیتی، بهجای اینکه به درستی یا نادرستی احساسات خود یا دیگران فکر کنیم، بیایید فضایی امن برای همصحبتی و مراقبت از خودمان و عزیزانمان فراهم کنیم
در دل این بحران جمعی، نه بحث، نه قضاوت، نه توصیه و نصیحت، هیچکدام کارساز نیست، آنچه به آن نیاز داریم، فقط همدلی بیقید و بیشرط است، با خودمان و دیگران
در میانهی درد جمعی، تنها پناه ما همدلی و مهمترین نیاز ما همبستگیست.
🔹 با تلخیص از دکتر سرگلزایی
دردِ ما را نیست درمان الغیاث
هجرِ ما را نیست پایان الغیاث
همچو حافظ روز و شب بیخویشتن
گَشتهام سوزان و گریان الغیاث
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن