کسی باش که شرایط را عوض میکند نه کسی که شرایط عوضش میکند
سریال وکلا در فصل پایانی خود به موضوع اخراج بیرحمانه پرسنل میپردازد؛ رسمی تلخ که فقط مختص آمریکا و جهان غرب نیست. هر کارمندی هزار جور مشکلات شخصی دارد و حالا باید دوباره از صفر شروع کند، بیهیچ تضمینی برای فردا. این تصویر تلخ، مرا به یاد اوضاع خودمان میاندازد؛ بازنشستگانی که حقوقشان به آخر ماه نمیرسد، پرستارانی که با حقوقی ناچیز و ساعتهای کاری طولانی زیر فشارند، معلمانی که در حسرت زندگی بهترند و رانندگان کامیونی که این روزها درگیر مشکلات فراواناند.
در ایران، پرستاران با حقوقی حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیون تومان که حتی کفاف اجاره خانه را نمیدهد، مجبورند ساعتهای طولانی کار کنند و بسیاری به دلیل شرایط سخت و دستمزد پایین، یا مهاجرت میکنند یا خانهنشین میشوند. این بحران کادر درمانی نه تنها سلامت جامعه را تهدید میکند، بلکه نشان از بیتدبیری و بیتوجهی به انسانهایی دارد که ستون نظام سلامتاند .گروهی از مردم در حالی که اقتصاد کشور روزگار جالبی ندارد، تورم افسارگسیخته و گرانیهای بیرحمانه زندگیشان را فلج کرده، بیتوجه به این همه بحران، در جادههای شمال به سر می برند.و انگار نه انگار که اجارهها سر به فلک کشیده و امید به آینده بهطرز تلخی در حال نابودی است. این بیتفاوتی، نه از سر خوشبینی، بلکه حاصل خستگی و ناامیدی عمیقی است که از سالها سوءمدیریت، تحریمهای بیوقفه و سیاستهای غلط به جان جامعه افتاده است. در حالی که میلیونها نفر برای تأمین نیازهای اولیه خود دست و پنجه نرم میکنند، عدهای در جادهها به دنبال فرار از واقعیتهای تلخند؛ واقعیتی که هر روز بیشتر از قبل شکافهای اقتصادی و اجتماعی را عمیقتر میکند و روح جامعه را فرسوده میسازد . از شعاری حرف زدن بدم می اید با وجود این چالشها و محدودیتها کیست که نداند وضعیت فعلی توجه و تعهد بیشتری را نسبت به مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور می طلبد . تا با اتخاذ سیاستهای مناسب و حمایتهای هدفمند، بتوان گامهایی کوچک در جهت ارتقای رفاه و رضایت شغلی این گروهها برداشت.،شاید به تدریج شرایط زندگی و کاری اقشار مختلف جامعه بهبود یابد. البته واضح است که این مسیر دشوار و زمانبر است .
کسی باش که شرایط را عوض میکند نه کسی که شرایط عوضش میکند
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن