آشفتهبازار جذب راننده تلفنی در خیابان ، فقدان نظارت ، بینظمی، بیمسئولیتی و سقوط استانداردها
روند استخدام و بهکارگیری رانندگان تلفنی در خیابان، جایی که کارگران با مصالح ساختمانی خود به انتظار کار نشستهاند، نمایشی از بینظمی و بیمسئولیتی است که در هیچ جای جهان متمدن قابل قبول نیست. آیا واقعاً در قرن بیست و یکم، جایی وجود دارد که افراد بدون هیچ نظارت، ارزیابی دقیق یا حضور دراداره یا دفتر منظم، صرفاً در خیابان گزینش شوند و منتظر گرفتن کار باشند؟ این روش امنیت و کیفیت خدمات به مشتریان را به شدت کاهش میدهد.
در کشورهای پیشرفته، روند استخدام رانندگان بسیار سختگیرانه و منظم است. مثلاً زمانی در ایران، برای گرفتن پروانه تاکسیرانی باید شرایط مشخص و سختی مانند حداقل سن ۲۳ سال، داشتن گواهینامه معتبر، عدم سوءپیشینه، سلامت جسمانی و روانی، رعایت می گردید .
. این قوانین بهدلیل اهمیت امنیت و کیفیت حملونقل عمومی وضع شدهاند و بدون وجود اداره و دفتر بررسیهای دقیق، هیچ رانندهای اجازه فعالیت ندارد.
در کشورهای دیگر مانند عمان یا کشورهای اروپایی، روند استخدام رانندگان پایه یک با الزاماتی مانند داشتن مدارک تحصیلی، گواهینامههای تخصصی، معاینات پزشکی و قراردادهای رسمی همراه است
. این یعنی هیچ رانندهای بدون ارزیابی دقیق و رسمی به خیابانها فرستاده نمیشود.
پس چطور ممکن است در برخی مناطق، رانندگان تلفنی در خیابانها به انتظار کار بنشینند و هیچ نهادی مسئولیت نظارت بر این وضعیت را نپذیرد؟ این نه تنها بینظمی است بلکه بیاحترامی به حقوق رانندگان و مسافران است. داشتن دفتر و سیستم ارزیابی دقیق، لازمه هر سیستم حملونقل سالم و قابل اعتماد است. حذف این ساختارها یعنی پذیرش هرجومرج، کاهش کیفیت خدمات و افزایش خطرات جادهای.
در گذشته، صدور مجوز تاکسی بسیار سختگیرانهتر بود و این سختگیریها به حفظ نظم و امنیت کمک میکرد. اما امروز، با رها کردن این فرآیندها و سپردن استخدام به خیابان و شرکت های خصوصی ، به هیچوجه نمیتوان انتظار خدمات مطلوب و ایمن داشت. این وضعیت باید به شدت نقد شود و اصلاح گردد تا رانندگان و مسافران هر دو از حقوق و امنیت خود برخوردار باشند.
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن