«مرد وجیهالمله»
غلام حسین صدیقی (۱۲ آذر ۱۲۸۴ – ۹ اردیبهشت ۱۳۷۷)، از چهرههای برجسته و نامآور تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. وی در سالهای فراز و نشیب ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲، در دولت نخست وزیری محمد مصدق، به عنوان وزیر پست، تلگرام و تلفن در دولت نخست و سپس وزیر کشور و نایب نخست وزیر در دولت دوم، خدمات شایان توجهی ارائه کرد. دکتر صدیقی را باید مبدع علم جامعهشناسی در ایران و بنیانگذار مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانست. موسسه ای که پایه گذار تحولات علمی و فرهنگی در این حوزه بود. او استاد برجسته دانشگاه تهران و عضوی اثرگذار در هیئت امنای بنیاد فرهنگ ایران بود. به پاس ارج نهادن به مقام علمی و فرهنگی ایشان، روز دوازدهم آذر ماه به نام «روز علوم اجتماعی» و «روز دکتر صدیقی» نامگذاری شده است. در سال ۱۳۷۲، به افتخار این شخصیت فرهیخته، یادنامهای نفیس تحت عنوان «همه هستیام نثار ایران» به قلم پرویز ورجاوند به چاپ رسید، که گواهی بر عمق ارادت و احترام جامعه علمی و فرهنگی به میراث گرانبهای او است.
غلامحسین صدیقی در دوازدهم آذرماه سال ۱۲۸۴ در محله سرچشمه تهران چشم به جهان گشود. پدر ایشان، حسین صدیقی ملقب به اعتضاد دفتر، از خاندان اصیل صدیقی بود و مادرشان، مریم خانم، دختر مرحوم میرزا ابراهیم خان عونالممالک به شماره میآمد. وی تحصیلات ابتدایی و بخشی از دوره متوسطه را در مدرسه قدسیه به پایان رسانید و همزمان در مدرسه علیانس به فراگیری زبان فرانسه پرداخت. سپس به دبیرستان دارالفنون راه یافت و سالهای پایانی تحصیلات متوسطه را در آن نهاد علمی به پایان رساند.
در شهریور ماه سال ۱۳۰۸، غلامحسین صدیقی به همراه دومین گروه دانشجویان دانشجویان از سوی وزارت معارف به فرانسه ارائه و در سرای مقدماتی شهر آنگولم به تحصیل پرداخت. وی در تیرماه ۱۳۱۱ موفق به اخذ مدرک باکالورا شد.
در بهار سال ۱۳۱۴، ایشان از دانشآموزان عالی سن کلو واقع در حومه پاریس فارغالتحصیل شدند و در رشته فلسفه دانشنامه عالی دریافت کردند. همچنین در حوزههای روانشناسی، روانشناسی کودک، آموزش و پرورش، اخلاق، جامعهشناسی و تاریخ ادیان به کسب تخصصهای عمیق نائل آمد.
صدیقی در اسفندماه ۱۳۱۶ درجه دکتری خود را از دانشگاه پاریس اخذ نمود . رساله وی تحت عنوان «جنبشهای دینی در قرون دوم و سوم هجری» با درجه ممتاز پذیرفته شد. در فروردین ۱۳۱۷ به وطن بازگشت و در دانشگاه تهران منصوب شد.
در فروردین ۱۳۲۲، دکتر صدیقی به مرتبه استادی ارتقاء یافت و در بهمن ۱۳۲۳ به سمت مدیر کل دبیرخانه دانشگاه تهران منصوب شد. وی در مهرماه ۱۳۲۴ به عضویت هیئت نمایندگی ایران در کنفرانس آموزشی سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) انتخاب و به لندن اعزام شدند. همچنین در اسفندماه ۱۳۲۵ از سوی دانشگاه تهران برای شرکت در کنفرانس ملتهای آسیایی به هند فرستاده شد و ریاست هیئت نمایندگی کشور را بر عهده گرفت. در آبان ۱۳۲۷ نیز به ریاست هیئت نمایندگی ایران در سومین کنفرانس عمومی یونسکو که در بیروت برگزار شد، منصوب شد . غلامحسین صدیقی از بنیان گذاران کنگره هزاره ابوعلی سینا بود. کنگرهای که در اردیبهشت ماه ۱۳۳۳ در همدان برگزار شد، اما در آن زمان وی در زندان لشکر ۲ زرهی تهران به سر میبرد. لویی ماسینیون، ایرانشناس برجسته فرانسوی، با کسب اجازه از محمدرضا شاه پهلوی، موفق شد با دکتر صدیقی در زندان ملاقات کند . دکتر صدیقی در پاسخ به دعوت لویی ماسینیون برای تدریس در دانشگاه پاریس، اظهار داشت: «ایران وطن من است و من به ایرانی بودن خود افتخار میکنم، حتی اگر این امر به بهای جان من تمام شود، زیرا هر آنچه دارم از این آب و خاک است» وی به واسطه آشنایی با اندیشههای اگوست کنت و امیل دورکیم و همچنین مشاهده فضای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی غرب، به ضرورت و نیاز به علوم اجتماعی بیش از پیش. پس از هشت سال تحصیل در فرانسه، به ایران بازگشت و تصمیم گرفت تا تحولی بنیادین در این حوزه ایجاد کند. مهمترین خدمت علمی و فرهنگی او در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۷ بود که در سال ۱۳۵۱ به دانشکده علوم اجتماعی ارتقاء یافت. این مؤسسه پس از آزادی صدیقی از زندان، به پیشنهاد و حمایت از منوچهر اقبال، رئیس دانشگاه تهران، و با پشتیبانی احسان نراقی، مسئولیت اداره آن به وی ارائه شد.غلامحسین صدیقی، با وجود ابهامات درباره ماجرای سوزاندن اسناد تلگراف شرکت نفت، چهرهای مورد احترام در احزاب سیاسی ایران بود. وی هیچگاه با جریان انقلاب اسلامی همراهی نکرد و معتقد بود که اصلاحات سیاسی در نظام موجود میتواند کشور را نجات دهد . در سالهای پایانی عمرش نیز، در خرداد 1358 به دعوت شورای مرکزی جبهه ملی به عضویت آن شورا درآمد، اما در بهمن همان سال از جبهه ملی چهارم کنارگیری کرد.عنوان «مرد وجیهالمله» به غلامحسین صدیقی بسیار برازنده است. این لقب نشاندهنده جایگاه والای او در میان مردم و جامعه علمی و سیاسی ایران است. صدیقی با دانش برجسته، شخصیت متین و متعهد به ارزشهای ملی و فرهنگی، به عنوان چهره ای برجسته و محترم در تاریخ معاصر ایران شناخته میشود. رفتار و منش او، چه در عرصه علمی و چه در فعالیت های سیاسی، همیشه با صداقت، شرافت همراه بوده است که این ویژگی به خوبی با عنوان «وجیه المله» همخوانی دارد. برگرفته از ویکی پدیا و مرکز بررسی اسناد تاریخی
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن