افتادگی آموز گر طالب فیضی
پهلوان محمود خوارزمی متخلص به قتّالی، مشهور به پوریای ولی، یکی از نامدارترین و محبوبترین پهلوانان تاریخ ایران است. او اهل سرزمین خوارزم بود و گفته شده در ورزشهای زورخانهای و پهلوانی مهارت زیادی داشته است بهطوری که کسی حریف او نبود و در سرزمینهای اسلامی سفر میکرد و با رقیبان گوناگون کُشتی میگرفت. او در سادهزیستی، دستگیری از مستمندان و ستمدیدگان، و چشم بستن بر زرق و برق دنیای فانی، به معرفتی ناب رسیده بوده است. نام پدر او پهلوان حیدر خراسانی بود.
او در بحبوحه لشکرکشی هلاکو خان به ایران و تأسیس حکومت ایلخانان و سقوط دولت اسماعیلیان و عباسیان، در خوارزم متولد شد. پدر او از اهالی کهنه گرگانج بود که به خیوه مهاجرت میکنند و پوریا در همان شهر به دنیا میآید. وی اوایل زندگی خود را به کشتیگیری و تعلیم کشتی به جوانان و نوجوانان گذرانده و از نامدارترین کشتیگیران آن دوران میشود. اما در اواخر عمر خود، به عرفان و فلسفه متمایل میشود و در زمرهٔ عارفان، اقطاب و درویشان در میآید و احتمالاً از همین رو، لقب ولی را هم به دست میآورد. او در سال ۷۰۳ اثر بزرگ خود، کنزالحقایق، را تألیف نمود و پس از آن در سال ۷۲۲ درگذشت و در خیوه دفن شد. معروف است که لقب او در ابتدا پیرولی بوده است. احتمال دارد به دلیل اینکه پوریای ولی در زمان بچگی دارای موهای سپید و اندامی درشت بوده به گونهای که هرکس با او ملاقات میکرد با کنایه او را پیرمرد صدا میزد، بعدها او را پیرولی نام گذاشتند و به تدریج لقب پوریای ولی را بر او گذاشته شده بود. وی تأثیر زیادی بر عرفان و آیین فتوت و مردانگی به ویژه ورزشهای زورخانهای گذاشته بود. او قرنها از تأثیرگذارترین پهلوانان و کُشتیگیران بهشمار میرود و رسمهای زیادی در ورزش کشتی، به او منسوب است. آرامگاهی در شهر خوی در آذربایجان غربی وجود دارد که به او منسوب است.
مریدانش پس از درگذشت او راه وی را ادامه دادند و اولین مرید او که در کتاب کنزالحقایق باب دوم نیز که به آن اشاره شده سلیمان زاد عباس بوده است.
علاوه بر رباعیاتی که از وی باقیمانده است، برخی معتقدند مثنوی کنز الحقایق نیز از آنِ اوست. این مثنوی در سال ۷۰۳ سروده شده است.
پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است از همت داوود نبی بخت بلند است
افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
- مثنوی کنزالحقایق با آنکه در پارهای فهرستهای کتب خطی، این مثنوی به عطار نیشابوری نسبت داده شده، و نیز نسخهای از آن به نام شیخ محمود شبستری به چاپ رسیده است؛ اما با توجه به ذکر سال ۷۰۹ ه.ق که در طی مثنوی آمده، و قید نام محمود در بعضی ابیات، و نیز با توجه به اینکه از قدیمترین تذکرههایی که نام پهلوان محمود در آنها آمده تا تذکرههای مربوط به سدههای ۱۲ و ۱۳ ق. همه به اتفاق مثنوی کنز الحقایق را به او نسبت دادهاند، میتوان این مثنوی را از او دانست. این مثنوی در پنج مقاله و ۱۳۲۰ بیت سروده شده؛ که نخست موضوعاتی چون معانی اسلام و ایمان، شهادت، طهارت، جهاد نفس، زکات، روزه، عشق و معنای نام حجت بن الحسن و پس از آن مطالب عرفانی در ضمن حکایاتی چند بیان شده است.
علاوه بر این مثنوی در فهرستهای کتب خطی از دو اثر دیگر نیز نام برده شده است:
- دیوان پوریای ولی
- مجموعه رباعیات پهلوان محمود
شعر پوریای ولی ساده و به دور از پیچ و تابهای مرسوم است. برخی محققان با بررسی این رباعیات، پهلوان محمود را ادامه دهنده سنت خیام نیشابوری و متأثر از مضامین فلسفی اشعار او دانستهاند.
انیمیشن سریالی
پهلوانان (مجموعه تلویزیونی)
انیمیشن تلویزیونی پهلوانان بر اساس داستان زندگی پوریای ولی و شاگردانش به کارگردانی سیاوش زرینآبادی و تهیهکنندگی علیرضا گلپایگانی ساخته شده است.
سریال تلویزیونی و دیگر مجموعه ها
مسعود جعفری جوزانی فیلمنامه پوریای ولی را برای ساخت یک مجموعه تلویزیونی در پنج فصل با ۵۲ قسمت پنجاه دقیقهای نوشت اما با اینکه قرارداد ساخت این مجموعه تلویزیونی با سیمای جمهوری اسلامی منعقد شد، به علت تغییر مدیریت سازمان این مجموعه تلویزیونی ساخته نشد. در نهایت نشر آناپنا در سال ۱۳۹۶ در قالب کتاب منتشر کرد. پهلوان اکبر میمیرد نخستین نمایشنامهٔ بلندِ بهرام بیضایی است، در چهار پرده، نوشته به سالِ ۱۳۴۲، که نخستین بار در پاییزِ ۱۳۴۴ در تالارِ ۲۵ شهریورِ تهران با بازی و کارگردانیِ عبّاس جوانمرد به نمایش درآمد.نمایش داستانی همانندِ داستانِ پوریای ولی دارد.بیضایی خود این نمایشنامه را بر صحنه نبرده است؛ ولی نخستین اجرای همگانیِ آن در زمستانِ ۱۳۴۴ قبولِ چشمگیری یافت و محمّدرضا شاه را هم مجذوبِ تماشا کرد. قطعهٔ «نوایی نوایی» موسیقیِ برگزیده برای این نمایش بود که سپستر آوازهٔ بلند یافت. احسان یارشاطر و آذر رهنما از ستایندگانِ این اثر بودهاند، و جلال آل احمد و اکبر رادی نکتههایی هم بدان گرفتهاند. بنا بر یک روایت، از این اجرا فیلم نیز برداشتهاند؛ اگرچه این خبر مشکوک است. همچنین قرار بود فیلمی از این نمایشنامه در سالِ ۱۳۴۹ ساخته شود که، سرانجام، نشد. برگرفته از ویکی پدیا . مشرق .

ابراهیم حلاج یزدی، پهلوان ایران زمین در دوره ناصرالدین شاه قاجار

کشتی زورخانه ای دوران قاجار

پهلوان ممصادق (محمد صادق)قهرمان کشتی و ورزش باستانی زورخانه ای در عصر قاجار در محله عودلاجان

کشتی زورخانه ای دوران قاجار

کشتی زورخانه ای دوران قاجار

زورخانه نیرو شادی در سال ۱۳۰۵ تاسیس و از جمله مراکز قدیمی ورزش باستانی درخیابان مولوی، قلب طهران قدیم است.

غلامرضا تختی، سه عنوان پهلوانی (۱۳۳۸–۱۳۳۶) با لقب «جهانپهلوان»


زورخانه نیرو و شادی در خیابان مولوی تهران

یکی از ورزش کاران درحال کباده زنی در زورخانه ای درشهربجنورد

زورخانه علی قلی آقا در اصفهان.به دلیل قدمت بالای این زورخانه ورزشکاران و پهلوانان، آن را به عنوان پایتخت ورزش پهلوانی می شناسند.

زورخانه ای در تهران

یک عکس قدیمی از زورخانه ای دربجنورد.

زورخانه پولاد در شیراز.زورخانه پولاد یکی از قدیمی ترین زورخانههای شیراز است که حدود ۱۶۰ سال قدمت دارد.

زورخانه پولاد در شیراز

زورخانه علی قلی آقا در اصفهان.این زورخانه از قدیمی ترین زورخانه های اصفهان است که در منطقه ی علی قلی آقا واقع شده است.

پهلوانی در حال كباده زدن

زورخانه در زمان دفاع مقدس

ورزش باستانی در زمان دفاع مقدس

ورزش باستانی در زمان دفاع مقدس

ورزش باستانی در زمان دفاع مقدس

ورزش باستانی در زمان دفاع مقدس

زورخانه باب الحوائج.زورخانه باب الحوائج (ع) یکی از مراکز ورزش پهلوانی در جنوب غربی پایتخت است که در محدوده شهرک ولی عصر (عج) تهران واقع شده است.

زورخانه باب الحوائج.


احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن