نقد و بررسی فیلم گاندی (Gandhi 1982) / داستان یک حقوقدان و مبارزه با ظلم
مشکل این اثر حماسی – تا حماسی – تاریخی پُرخرج، وفاداری بیش از حد به رویدادهای تاریخی و شخصیتگاندی است. فیلم نه تنها سینما که حتی اصالت تاریخ رافدای پرداختی عوامانه از سطحی ترین لایه تاریخ میکند و برخلاف مثلاً شاکاری مثل السید (آنتونی مان، 1961) که «واقعیت» تاریخی را یکسره کنار مینهد تا به «زیباشناسی» تاریخ دست یابد، در حد یک ثبتِ فاقد ظرافتِ و قریحه سینمائی باقی میماند. به همین دلیل حتی برخلاف موج فیلمهای «شرقی» که از دهه 1980 آغاز میشود، گاندی از دستیابی به نکات و دقایق غریبِ این قلمرو جادوئی عاجز میماند و آتن بارو حتی در مقام یک توریست نیز نگاه توریستی الکنی ارائه میدهد. تنها برگ برنده فیلم کینگزلی است که رسالتش را در بازنمائی موبهموی شمایل گاندی به نیکی انجام میدهد. آنچه که این فیلم را برای من جذاب می کند . دوبله فاخر آن است .فيلم گاندی Gandhi 1982 بن کینگزلی با صدای ناصر طهماسب کندیس برگن با صدای شهلا ناظریان مترجم؛ حسین شایگان مدیر دوبلاژ؛ زنده یاد سیروس افهمی دوبله شده است .

منابع استفاده شده در این مقاله : گنجور ، اینستاگرام ، هستی مدیرروستا مجله روانشناسی رابینیا ، یک پزشک، اعتماد ،ویستا . دایره المعارف اسلامی ظهور، فرهیختگان ، ویکی مدیا .و هدیه نجفی تکنو مگ و .......فیلم سینمایی گاندی، در سال 1982 به کارگردانی ریچارد اتنبرا درباره زندگی نامه ماهاتما گاندی، رهبر آزادی بخش هند، ساخته شد. این فیلم نامزد 11 اسکار و برنده 8 جایزه اسکال در مراسم اسکار سال 1982 شد.
بن کینگزلی که در این فیلم نقش گاندی را بازی می کند، توانست برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد در اسکار 1982 شود. همچنین جایزه های اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی برای فیلم گاندی به ریچارد اتنبرا رسید.
در این فیلم، جایزه های بهترین فیلمنامه اورجینال برای جان برایلی، بهترین تدوین برای جان بلوم، بهترین طراحی لباس برای بانو آتایا، بهترین کارگردانی هنری رابرت لانگ، بهترین فیلمبرداری برای بیلی ویلیامز و رانی تیلور به دست آمد.
فیلم گاندی یکی از معروف ترین فیلمهای تاریخ سینما در مورد زندگی یکی از مهم ترین شخصیت های تاریخ است. شخصی که توانست امپراتوری بریتانیا را شکست داده و سرزمین هند را از تصرف آن ها خارج کند.هدف او آزادی هند و استراتژی او صلح و انسانیت بود.
داستان فیلم گاندی در آفریقای جنوبی ۱۸۹۳ اتفاق می افتد. گاندی، که یک وکیل جوان است و با داشتن بلیط به قطار درجه یک سوار شده است، از قطار بیرون انداخته می شود. این اتفاق برای تمام مهاجران رنگین پوست می افتاد.
در واقع مهاجران رنگین پوست، اجازه نداشتند سوار قطار درجه یک شوند. مدتی پس از این اتفاق، گاندی به حزب کنگره هند در آفریقای جنوبی ملحق می شود. بعد ها او مهاجران هندی را تشویق می کند که بلیط های سوار شدن به اتوبوس و اوراق مالکیت اتوموبیل هایشان را بسوزانند. گاندی توسط پلیس دستگیر می شود و مدتی را در زندان میگذراند.

گاندی که در سیاست طرفدار عدم خشونت است و انقلاب بدون خشونت را انتخاب کرده، تظاهرات بزرگ هندی ها را از ناتال تا تراسنوال رهبری می کند. گاندی بار دیگر دستگیر و به زندان فرستاده می شود. کارگران معدن در حمایت از گاندی، دست به اعتصاب می زنند و این مسئله کمک می کند که او زودتر از موعد نه ماهه محکومیت اش آزاد شود.
مدتی بعد یک روزنامه نگار آمریکایی به نام واکر ملاقاتی را میان گاندی و ژنرال اسموتس که مسئول رسیدگی به مسائل مهاجران هندی است، تدارک می بیند.
چند سال بعد، در سال ۱۹۱۵ گاندی به همراه همسرش،کاستوربا، به هند باز می گردد. در این مدت، او شروع به انتقاد از سبک زندگی غربی سران حزب گنگره ملی می کند و پس از آنکه نایب الحکومه، امید به شکل گیری استقلال هند را غیر ممکن می داند، گاندی اعتصاب کارگران را بار دیگر سازماندهی می کند.
این اعتصابات خشونت و کشتار زیادی از سوی سربازان انگلیسی را به همراه دارد. انگلیسی ها هم با قتل عام آمریتسار در ۱۹۱۹ اعتصابات و اعتراضات مردم هند را تلافی می کنند. گاندی همچنین بر علیه واردات پارچه از خارج هند دست به مبارزه و اعتراض می زند که این مسئله نیز کشتار زیادی را به همراه دارد.
گاندی که روش مبارزه اش اغلب اعتصاب غذا بوده است، بار دیگر ذست به اعتصاب می زند و در پی آن، خودش و همسرش توسط پلیس دستگیر می شوند. گاندی پس از دستگیری به شش سال حبس محکوم می شود. مدتی بعد، پس از آزادی زودهنگامش، واکر به دیدن او می آید. این دو با همکاری هم یک راهپیمایی نمادین به سوی دریا تهیه نمک را شکل می دهند.
این راهپیمایی اعتراضی است به انحصار دولتی نمک که می تواند پوشش خبری جهانی داشته باشد. در طی این راهپیمایی صد هزار نفر دستگیر می شوند. والی هند، گاندی را آزاد می کند و برای انتقال قدرت با او به توافق می رسد. اما کنفرانس هندی ها در لندن که گاندی نیز به عنوان نماینده حزب کنگره در آن شرکت دارد، به خاطر تنش میان مسلمان ها و هندو ها، به نتیجه قابل قبولی نمی رسد.
گاندی در طی سال های بعد نیز مبارزات خود را ادامه می دهد و در سال ۱۹۴۲ بار دیگر دستگیر می شود. او دو سال در زندان می ماند و پس از آزادی اش در سال ۱۹۴۴ جرج ششم به هند استقلال می دهد.
اما استقلال کامل و عملی هند تا سال ۱۹۴۷ و شکل گیری ایالات مسلمان نشین پاکستان به طول می انجامد. مسلمانان و هندو ها، در مرز میان هند و پاکستان درگیر می شوند و یک جنگ داخلی شکل می گیرد. گاندی به کلکته رفته و برای پایان دادن به این درگیری ها، بار دیگر شیوه اعتراض همیشگی خود یعنی اعتصاب را پیش می گیرد که منجر به آرام شدن اوضاع می شود.
گاندی در اثر اعتصاب غذای طولانی خود، رنجور شده و در بستر بیماری افتاده است. مردی هندو هراسان به سراغ او می آید و می گوید: من جهنمی ام. نجاتم بده. کله اش را محکم به دیوار کوفتم و به چشم خودم دیدم که مغزش متلاشی شد! کودک بود. بله، من زدم کله یک کودک مسلمان را متلاشی کردم. چرا؟ چون مسلمانان، کله کودک بی گناه مرا متلاشی کرده بودند.
گاندی در پاسخ به مرد می گوید: من پیشنهادی به تو می کنم تا از جهنم خلاص شوی. برو و یک کودک پیدا کن که پدر و مادرش در این آشوب کشته شده اند و سرپرستی ندارد. آن کودک را مثل کودک خودت بزرگ کن و مثل کودک خودت دوستش بدار. با این شرط که آن کودک مسلمان باشد!

در دقایق پایانی فیلم، بعد از استقلال هند و جدایی هند و پاکستان، بار دیگر درگیری های خونینی میان هندو ها و مسلمانان رخ می دهد که نیم میلیون نفر در آن کشته می شوند. گاندی نمی تواند تحمل کند و دست به اعتصاب سفت و سختی می زند تا مردم دست از خشونت بردارند.
بعد از پنج روز در دهلی و کلکته، مردم دست از خشونت می کشند. مدتی بعد در یک مراسم مذهبی، یک هندوی متعصب با سه تیر، گاندی را ترور می کند و جهان را از وجود او بی بهره می سازد. گاندی در حالی از دنیا می رود که نام خدا بر زبانش جاری بوده است و پس از مرگ او، کشمکش های میان هند و پاکستان تمام می شود.
فیلم گاندی به کارگردانی اتنبرا، به واقعیات تاریخی اهمیت زیادی می دهد. در این اثر تلاش زیادی شده است که اتفاقات کاملا بر طبق اسناد تاریخی باشند به طوری که کمتر به زیبایی شناختی اثر توجه می شود. این مسئله باعث شده است بسیاری این فیلم سینمایی را فاقد ظرافت های هنر بدانند.
یکی از عواملی که جذابیت فیلم گاندی را در نگاه منتقدان و مخاطبین افزایش می دهد، بازی بی نظیر بن کینگزلی است. کینگزلی در تمام لحظات فیلم، از زمانی که گاندی یک دانشجوی جوان است، تا زمانی که رهبر انقلاب هند می شود، به خوبی و به طور حیرت انگیزی چهره گاندی را برای مخاطب به نمایش می گذارد.
این فیلم همچنین توانست رکورد داشتن بیشتری بازیگر سیاهی لشکر را در گینس به ثبت برساند. راضی احمد دبیر مرکز تحقیقات گاندی در پاتنا درباره این فیلم می گوید: این فیلم درباره بهایی است که یک شخصیت مردمی گاهی مجبور می شود برای آنکه به اعتقادات خود پایبند باشد، بپردازد.......
مبارزه منفی گاندی که به «مقاومت منفی» یا «ستیاگره» نیز معروف است، روشی از نافرمانی مدنی و مبارزه بدون خشونت است که در آن افراد از انجام برخی کارها یا همکاری با حکومت ظالم خودداری میکنند. این روش شامل عدم همکاری اداری، مالی، نظامی و اجتماعی با حکومت است و هدف آن ایجاد فشار بر قدرت حاکم بدون استفاده از خشونت است
گاندی این شیوه را به صورت سازمانیافته به کار برد، از جمله در مبارزه با مالیات نمک در سال ۱۹۳۰ که با راه پیمایی طولانیمدت از احمدآباد به ساحل شناختی همراه بود. این حرکت نمادین، جمعیت زیادی را به نافرمانی مدنی و جمع آوری نمک بدون پرداخت مالیات وادار کرد و به بیداری ملیگرایی هند کمک شایانی نمود
«ستیاگرهه» به معنای پایداری در راه حقیقت است و گاندی آن را فراتر از مقاومت منفی میدانست، زیرا شامل قدرت روحی و فعالیت فعال همراه با رعایت اصول اخلاقی و حقیقت بود. این روش بر پایه عدم خشونت، تحمل رنج و مقاومت اخلاقی در برابر قوانین ظالمانه استوار است
خلاصه، مبارزه منفی گاندی شیوههایی است که از مقاومت مدنی و نافرمانی بدون خشونت که با هدف تغییر اجتماعی و سیاسی از طریق بیاعتنایی فعال به قوانین و دستورات ناعادلانه انجام میشود و تغییر بر قدرت اخلاقی و روحی مبارزان دارد.
نقد روانشناسی فیلم گاندی از مجله روانشناسی رابینا نگاه دیگری را از مبارزات گاندی ارائه کرده است ولی من نسبت به ماسون بودن گاندی تردید دارم .
داستان اصلی فیلم از زمانی شروع می شود که گاندی در آفریقای جنوبی است و با اینکه وکیل است و بلیط درجه ی یک قطار دارد در میان راه او را از قطار بیرون می اندازند، همین اتفاق باعث افتادن سیب نیوتن ما می شود اتفاقی که برای تمام هندی ها می افتاد اما کسی به این وضع اعتراضی نداشت.(در همین ابتدای مقاله بگم که این فیلم به طور زیرکانه ای تمام اشکالات موجود و ابتدای انقلاب هند را به گردن مسلمانان می اندازد.) حتی مسلمان هندی تاجری که در آفریقای جنوبی دارای ثروت هنگفتی بود از این مسئله ناراحت نبود،بعد از صحبت های گاندی این تاجر مسئولیت و ساپورت مالی و امکاناتی گاندی را برای یک جنگ به قول خود گاندی به عهده می گیرد. در ابتدای حرکت آن ها گذرنامه هایشان را می سوزانند که باعث تمایز بین هندی ها و انگلیسی ها بود، و همین امر نیز باعث مشهور شدن گاندی و به راه انداختن جنبش او شد. اسنادی موجود است که ماسون بودن گاندی را تایید می کند. همان طور که می دانید روش گاندی روشی به دور از خشونت بود و او برای اولین بار (تاکید می کنم برای اولین بار) چنین روش به اصطلاح مبارزه ای را بنیان نهاد. در این فیلم اشاره می کند که گاندی این تفکر را از اعتقادات مسیحیت یاد گرفته بود، وقتی او در همین مورد با یک کشیش انگلیسی صحبت می کرد،آن کشیش که خود مروج دین مسیحیت است این روش را قبول نداشت و می گفت این روش تنها یک روش مجازی است و در دنیای واقع چنین چیزی امکان ندارد.
نمی توان اطمینان داشت که قضیه ی ” اگر کسی یک سیلی به گونه ی چپت زد تو گونه ی راست خودت را به او عرضه کن” از تعلیمات اصیل و حقیقی دین مسیحیت باشد.
چرا که اولا ما به عنوان مسلمان که باید تمام پیامبران الهی را قبول داشته باشیم و ایمان داشته باشیم که تمام پیامبران از جانب یک خدا آمده اند و تعالیمشان با اندکی تغییرات با توجه به مردم زمان خودشان در اصول مشترک است. با اندکی مطالعه در تعالیم سه پیامبر آخرین دارای شریعت متوجه می شویم که این مساله با تعالیم پیامبر قبلی و بعدی خودش متفاوت است.
حال ببینیم آیا واقعا این طرز تفکر کارگشاست. تا بعدا به توجیهاتی که در فیلم در اینباره اشاره شده می پردازیم.
همان طور که اکثر شما می دانید این طرز تفکر در هیچ کجای تاریخ انبیای گذشته و پیامبر خاتم و جانشینان برحقش وجود نداشته. تا جایی که ما از آیات قرآن به یاد داریم دعوت به روحیه ی جهادی و جنگ در راه خدا با دشمنان دین و گردن ننهادن بر ستم آن ها جز احکام نسخ نشدنی تمام ادیان ابراهیمی و الهی بوده است. بهترین مصداق های عملی برای این منظور سیره و سنت پیامبر اکرم (ص) و ائمه ی اطهار(علیهم السلام ) است. همانطور که می دانید در هیچ سند تاریخی چه شیعه و چه سنی هیچ اشاره ای نشده است که این بزرگواران مسلمانان را به چنین روشی در مبارزه با دشمنان خدا دعوت کنند. اگر هم جایی اصل تقیه مطرح می شده، بر این مبنا بوده که پیروان ائمه ی اطهار به شیوه ای عمل کنند که بیشترین ضربه را به دشمن وارد کنند اما کم ترین ضربه را متحمل شوند. حال شما این مورد را در هند مقیاس کنید جمعیتی چند صد میلیونی هند در مقابل انگلیس آیا باید از این روش مبارزه ( با فرض درست بودن روش) استفاده کند.
گذشته از این مسائل شخصیت و طرز رفتار گاندی را با طرز رفتار ائمه و رهبران دینی خود مقایسه کنید. گاندی در فیلم شخصی بود که کمترین ارزش را در مبارزه برای خود میدانست هر موقع می خواست مردم را به کاری تحریک کند اعتصاب غذا می کرد واقعا این کار کودکانه و اجبار چه معنایی در مبارزه ی حق علیه باطل دارد. شاید بگویید در آن زمان مردم هند جبری مسلک بودند و کتک خوردن برایشان خیلی راحت تر از مبارزه کردن بود و روش گاندی برای آن جا مناسب است. اما بر طبق فیلم خودشان، گاندی را کسانی ترور کردند که مخالف این نوع روش مبارزه ای بودند و آن ها خواستار مبارزه ی مسلحانه و فعال بودند. یکی از مهم ترین این نمود ها که در فیلم به آن اشاره می کند، شخصی به نام جیناه است. جیناه رهبر و سردسته ی حزب مسلمین هند بود، فردی شیک پوش با کت و شلوار و کروات که پوششی مغایر با سنت گاندی داشت، او همیشه با گاندی مخالفت می کرد و اصل را بر مبارزه ی فعال می گذاشت و در فیلم چنان شخصیت تیره ای از او و مسلمانان نشان دادند که،مسلمانان انسان هایی جنگ طلب و به دور از هر گونه صلح طلبی هستند، حتی در آخر این فیلم سه ساعته جیناه را عامل اصلی برای تقسیم کردن هند به هند و پاکستان معرفی می کند، در حالی که در فیلم تمام رهبران جنبش آزادی هند مخالف این کار بودند اما جیناه فرصت طلب بعد از بدست آوردن فرصت اعلام می کند مسلمانان با هندو ها نمی توانند زیر یک دولت و درکنار هم زندگی کنند در حالی که گاندی همیشه هندو ها مسلمانان و سایر مذاهب را مانند برادر می دانست و حتی به جیناه پیشنهاد داد که نخست وزیری را به او می دهد تا تمام سران کشور را از مسلمانان انتخاب کند. گذشته از صحنه های فیلم که عامل اصلی جنگ داخلی بین مسلمانان و هندو ها و همچنین جنگ بین پاکستان مسلمان و هند را امثال جیناه و مسلمانان می داند و به طرز موزیانه ای تنها به پخش و بیان حمله ها و غارت های مسلمانان اشاره می کند.

. به نظر شما بیشترین سود را از انقلاب هند چه کسی برد. به گفته ی گاندی در فیلم،استقلال مانند سیبی می ماند که به موقع خودش خواهد رسید و می افتد و هیچ کسی نمی تواند مانع آن شود، در چنین شرایطی که سطح فکر انسان ها رشد کرده و چنین استعماری را نخواهند پذیرفت، دیر یا زود می بایستی انقلابی در هند اتفاق بیافتد چه به وسیله ی گاندی چه به وسیله ی کس دیگری.
با اندکی دقت متوجه می شویم که بعد از انقلاب هند شیوه ی عمل کشور های استعمار گر به خصوص انگلیس در مستعمرات خود تغییر کرد، یعنی رفتار گاندی و انقلاب او پلی بود برای ورود به دنیای جدید با گونه ی جدیدی از استعمار که همان استعمار نیمه سخت و نرم به فراخور کشور مورد نظر است. واقعا کدام یک به نفع انگلیس بود، حضور صدها نیروی نظامی وبد جلوه دادن انگلیس و شوراندن مردم علیه آن یا بر سر کار گذاشتن فردی از بین خود مردم که طرفدار انگلیس است، این سر کار گذاشتن می تواند به روش هایی چون کودتا و… باشد که سال ها در کشور هایی مانندهند و پاکستان و… وجود داشت و اکثر رئیس جمهورهای چنین کشور هایی افراد نظامی بودند، این روش می شود استعمار نیمه سخت. یک درجه بالاتر از آن الینه کردن تفکر مردم ها و حکام است. الینه کردن افراد یعنی تغییر تفکرات و اعتقادات افراد بدون این که حتی خود شخص متوجه آن باشد، در این روش کوچکترین زحمتی برای کشور های استعمارگر برخلاف دو روش قبلی وجود ندارد در عوض تمام سرمایه های کشور هدف بیش از پیش به جیب کشور های استعمار گر می ریزد. پس نتیجه می گیریم استعمارگران برای گذر از حالات پیشین به حالتی جدید تر نیازمند یک چنین انقلابی بودند وگر نه که نمی شد یک شبه نیروها را از کشور بیرون برد و گفت این شما و این هندتان شما آزادید، بهانه ای می خواست تا مردم و جهانیان مشکوک نشوند. در طی این حالت گذار استعمار روشی را بنیان گذاشت تا سایر کشور ها نیز اگر خواستند انقلاب کنند از این روش استفاده کنند به این استراتژی، تئوری بازی ها گفته می شود در حقیقت انگلیس یک زمین بازی برای انقلابیون تعریف کرد. واقعا به نظر شما اگر این گونه کتک خوردن بیشتراز جهاد اسلامی،کارگر بود خداوند آن را به ما معرفی نمی کرد. حتی در فیلم بار ها اشخاص این مختلف به این اشاره می کردند و گاندی هر بار به گونه ای سرو ته قضیه را جمع و جور می کرد برای مثال یک زن خبرنگار از گاندی پرسید به نظر شما آیا می شود با این روش در مقابل امثال هیتلر ایستاد و پیروز شد و به نظر شما جواب گاندی چه بود. آری می شود ایستاد اما باید صبر داشت و جنگید ( جنگ او یک تعریف دیگری داشت، کتک خوردن را جنگیدن می دانست ) و دردهای بسیاری را تحمل کرد، مگر شما در جنگ خودتان با هیتلر نمی جنگید و درد ها را تحمل نمی کنید. اگر این روش جواب می داد که تا حالا هیچ ظالمی وجود نداشت .
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولتآشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بِکُشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگطبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خواهم که به نیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
. خدای نور،