دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد
    بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد
    کارون زچشمه خشکید البرز لب فروبست
    حتی دل دماوند آتشفشان ندارد
    دیو سیاه دربند آسان رهیدو بگریخت
    رستم دراین هیاهو گرز گران ندارد
    روز وداع خورشید زاینده رود خشکید
    زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد
    برنام پارس دریا نامی دگر نهادند
    گویی که آرش ما تیرو کمان ندارد
    دریای مازنی ها برکام دیگران شد
    نادر زخاک برخیز میهن جوان ندارد
    دارا کجای کاری دزدان سرزمینت
    بربیستون نویسند دارا جهان ندارد
    آئیم به دادخواهی فریادمان بلنداست
    اما چه سود اینجا نوشیروان ندارد
    سرخ و سپید وسبز است این بیرق کیانی
    اما صدآه و افسوس شیر ژیان ندارد
    کو آن حکیم توسی شهنامه ای سراید
    شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد
    هرگز نخواب کوروش ای مهر آریایی
    بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد

    سیمین بهبهانی

    مدیریت در دوره‌های هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و نادر شاه افشار بر اساس ساختارهای مشخص و نظام‌های اداری منظم استوار بوده است که هر دوره ویژگی‌های خاص خود را داشته است:

    مدیریت در دوره هخامنشیان

    • نظام اداری هخامنشیان بسیار منظم بود، با تقسیم سرزمین به ساتراپی‌ها (استان‌ها) که هر کدام توسط ساتراپ اداره می‌شد

    • گزارش‌گیری منظم دو ماه و سالانه از عملکرد ساتراپ‌ها و بایگانی اسناد به سه نسخه (محلی، ساتراپی، و مرکز در تخت جمشید) انجام می‌شود تا کنترل دقیق مالی و اداری صورت بگیرد

    • وجود ماموران "چشم و گوش شاه" برای بازرسی و نظارت بر عملکرد محلی

    • ارتباطات و کنترل از طریق راه‌های شاهی و پیک‌های مکر بین پایتخت و ساتراپی‌ها حفظ می‌شدند .

    • دستورهای اداری با دقت و به صورت مکتوب (لوح‌های گلی به خط میخی ایلامی) صادر و کنترل می‌شوند 3 .

      مدیریت در دوره اشکانیان

    • نظام حکومتی اشکانیان غیرمتمرکز و به صورت ملوک‌طوایفی بود. یعنی مناطق مختلف به حاکمان محلی موروثی سپرده شده بود که تا حدی استقلال دارد و به شاهکانی باج می‌دادند و در جنگ‌ها نیرو می‌فرستادند

    • این شیوه مشابه نظام فدرال امروزی است این سیستم مورد تآیید بنده نیست حالا هر کس هر نظری که می خواهد داشته باشد

    • مدیریت در دوره ساسانیان

    • ساسانیان برای بیشتر قدرت، تشکیلات اداری و دیوانی را توسعه دادند و قشر دبیران به طبقات حاکم اضافه شد

    • نظام طبقاتی و قوی‌تر اداری در این دوره‌ها بررسی شد و بر مناطق مختلف یافت شد.

      مدیریت در دوره نادر شاه افشار

    • نادر شاه با توجه به شرایط خاص زمان خود، نقشه نظامی و قوی ایجاد کرد که بر پایه اقتدار نظامی و کنترل مستقیم بر قلمرو استوار بود.

    • استفاده از ساختارهای اداری و نظامی برای حفظ وحدت و قدرت کشور از ویژگی‌های بارز مدیریت او بود.

    • درسهای مدیریتی

    • سیستم بازرسی و کنترل مستمر برای مدیریت کارآمد و جلوگیری از فساد

    • ضرورت وجود ساختارهای اداری منظم و مستند برای حفظ ثبات و کارایی حکومت

    • مهم تفکیک وظایف و مسئولیت‌ها (ساتراپ‌ها، فرماندهان نظامی، مأموران نظارتی) برای مدیریت بهتر قلمرو وسیع .

    • تطبیق شیوه‌های مدیریتی با شرایط زمانی و جغرافیایی (تمرکز در هخامنشیان و ساسانیان، غیرمتمرکز در اشکانیان)

    • استفاده از فناوری های موجود (مانند لوح های گلی و سیستم های نامه نگاری) برای مستندسازی و گردش کار اداریاین نکات نشان می‌دهد که مدیریت در ایران بر پایه نظم، کنترل مستمر، تقسیم وظایف و مستندات دقیق استوار بوده و این اصول همچنان در مدیریت مدرن کاربرد دارند

      مدیریت به سبک ائمه اطهار (علیهم‌السلام) بر پایه‌ی معنویت، مسئولیت پذیری، تدبیر و خدمتگزاری استوار بوده و در برخورد با دشمنان سیاسی و فرهنگی، شیوه‌های متنوعی چون مدارا، تقیه، پیکار و غیبت را با توجه به شرایط زمان به کار می‌بردند . ویژگیهای کلیدی مدیریت آنها عبارتند از:

    • امانتداری و تکلیف‌مداری: مدیریت را امانتی الهی می‌دانستند که باید با صداقت و مسئولیت پذیری حفظ شود و آن را تکلیف شرعی می‌شمردند، نه حق یا ابزاری برای قدرت‌طلبی

    • خدمتگزاری به جای حکومت: مدیران به چشم خادم مردم نگاه می‌کردند و هدفشان خدمت به جامعه و واقعیت عدالت بود، نه کسب قدرت شخصی

    • هدایتگری و دانشمحوری: مدیریت بیشتر به معنای هدایت و راهنمایی بود تا نمایش قدرت، و مدیران باید دارای ایمان، دانش، کفایت و تقوا می‌بودند

    • مبارزه هوشمندانه با دشمنان: ائمه با روش‌های مناسب با شرایط، از جمله مبارزه علیه، مخفیانه، اعلام برائت و نقد فرهنگی، مکتب شیعه را حفظ کردند

    • سازمان وکالت: برای ارتباط با شیعیان در نقاط مختلف، شبکه‌های سازمان‌یافته از وکلا که نقش معاونت و نظارت بر امور را ایفا می‌کردند و این تشکیلات را به طور منظم‌تر و عمیق‌تر انجام می‌دادند

    • گزینش مدیران بر اساس شایستگی: انتخاب مدیران بر اساس ایمان، تخصص، کفایت و استفاده از صورت می‌گرفت و ویژگی سن یا قدرت ظاهری نبود

    • پاسخ و شجاعت: مدیران باید در گفتن با مشکلات قوی و مطمئن بوده و از بزرگی کار نترسند

    • این سبک مدیریتی، ترکیبی از معنویت، اخلاق، تدبیر و عمل است که در عین حفظ هویت دینی، به مسائل سیاسی و فرهنگی نیز با هوشمندی هوشمندانه و متناسب با زمان پاسخ می‌داد.

      سبک مدیریتی و رفتاری ترامپ، چهره برجسته‌ای از سیاست و تجارت آمریکا، از نظر اخلاقی و مدیریتی با چالش‌های جدی است که در پرتو عملکردهای وی قابل مشاهده است. برخورد سختگیرانه و گاه بی‌رحمانه با زیردستان و کارجویان، نمادی از مدیریت است که بر پایه زور، تحکم و نمایش قدرت استوار است . این سبک، بیشتر متکی بر خودمحوری، تصمیمات دمدمی‌مزاجی و کارهای غیرمنطقی است که در عرصه سیاست خارجی نمایانده شده است

      از سوی دیگر، تغییر نام تاریخی خلیج فارس که نمادی از هویت و تاریخ دیرینه منطقه است، اقدامی است که نه تنها از منظر فرهنگی و تاریخی ناپسند است، بلکه نشان‌دهنده بی‌احترامی به میراث ملت‌ها و جستجو برای تحریف واقعیت‌هاست .ترامپ به دلیل اینکه در مقابل خود رقیبی ندیده است تصور نموده که ایران فروشی و قابل معامله است و جرأت یافته نام خلیج فارس را تغییر دهد .خدا را شکر که او هیچ گاه پاپ و کشیش نشد وگرنه اثری از دین داری و معنویت هم باقی نمی گذاشت .بزرگترین مرگ ، مرگ باورهای یک انسان نسبت به قهرمان و رهبران و... است . قبل از این هم این فرد بی خرد در دوره قبلی ریاست جمهوری اش تهدید نموده بود که مراکز فرهنگی ایران را هدف گرفته است و در پاسخ به اعتراضات مردم ، پومپئو وزیر خارجه اش شروع به ماله کشی نمود که اینگونه نبوده است .. این اقدام نابخردانه و بدون مشورت با مشاوران لایق و آگاه به اوضاع منطقه ، سبب رویگردانی بسیاری از باورمندان ترامپ از او شد.و دانستند چنین افرادی هیچگاه قابل اعتماد و اتکا نبوده و نیستند .

      بی‌تردید، جرأت و جسارت تغییر نام تاریخی و کهن «خلیج فارس» که قرن‌ها نماد هویت، فرهنگ و تاریخ ایران بوده است، در سایه‌ی سکوت برخی از بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی شکل گرفته است. اگر میدانی در برابر زیاده‌خواهی‌ها و تحریف‌های تاریخی خالی باشد، فرصتی برای چنین امکانی فراهم می‌شود. در این میان، ضعف هماهنگی و واکنش قاطعانه از سوی ایران و متحدانش، به ویژه در برابر فشارهای سیاسی و تبلیغاتی برخی از همسایه‌ها و قدرت‌های فرامنطقه‌ای، زمینه‌ساز این تغییر نام‌های ناصواب است.

      این موضوع در رقابت‌های منطقه‌ای ایران، مصر و عربستان بر سر نفوذ در جهان اسلام و همچنین اختلافات تاریخی و سیاسی در جنگ‌های منطقه‌ای، تشدید شده است .در نهایت، این تجربه عبرتی برای همه ایرانیان است که در برابر تحریف‌های تاریخی و تلاش برای تغییر هویت فرهنگی و جغرافیایی، باید با همدلی، هوشیاری و اقدام مقتدرانه‌ای انجام دهند، چرا که هر گونه سکوت و کوتاهی، زمینه ساز جسارت بیشتر زیاده‌خواهان خواهد بود .

      در مجموع، سبک مدیریتی که بر پایه زورگویی، خودمحوری و نمایش قدرت است، با ارزش‌های اخلاقی که بر عدالت، احترام به حقوق دیگران، شفافیت و مسئولیت پذیری استوارند، همخوانی ندارد. این شیوه نه تنها در عرصه بین‌المللی بلکه در بستر اجتماعی و مدیریت داخلی نیز به دلیل فقدان احترام به انسانیت و عدالت، قابل قبول و قابل پیاده‌سازی در ایران نیست. جامعه‌ای که بر پایه فرهنگ، اخلاق و احترام متقابل استوار است، نمی‌تواند از مدیریتی که بر تحکم و بی‌رحمی استوار است بهره‌مند شود .ایران، با تاریخ و فرهنگ غنی خود، نیازمند مدیریت است که بر پایه خردمندی، اخلاق، تدبیر و همدلی استوار باشد. مدیریتی که حفظ عزت ملی، توسعه پایدار و عدالت اجتماعی را داشته باشد، نه مدیریتی که بر پایه زور و تحمیل بنا شده باشد. برگرفته از سایتهایی چون مدیر سرا ، ویکی الهی ، تاریخ ما ، ویستا. مهر پارسیان دژ. ویکی فقه . ویکی شیعه . حوزه .آموزش آن آل پی سجاد زمانی. ویکی پدیا . ویکی روان . ویکی مدیا. ایسنا . ایرنا .و......