درویشم و دنیا برایم یک مشت خاکه
می دونستی که خاک فرش منه
رفتی نموندی
چرا بخت سپیدو به سیاهی نشوندی
می دونستی فقط تو رو دارم
رفتی نموندی
چرا مرغِ امیدو از این خونه پروندی
درویشم و دنیا واسم یه مشت خاکه
همه دار و ندارم فقط یه دل پاکه
درویشم و دنیا واسم یه مشت خاکه
همه دار و ندارم فقط یه دل پاکه
می دونستی که خاک فرش منه
رفتی نموندی
چرا بخت سپیدو به سیاهی نشوندی
درویش رو هر گلیم پاره ، شب رو سر می آره
قطره با یه دریا براش فرقی نداره
درویش رو هر گلیم پاره ، شب رو سر می آره
قطره با یه دریا براش فرقی نداره
می دونستی که خاک فرش منه
رفتی نموندی
چرا بخت سپیدو به سیاهی نشوندی
می دونستی فقط تو رو دارم
رفتی نموندی
چرا مرغِ امیدو از این خونه پروندی
چرا بخت سپیدو به سیاهی نشوندی
می دونستی فقط تو رو دارم
رفتی نموندی
چرا مرغِ امیدو از این خونه پروندی.
درویشمسلکی در فرهنگ ایرانی، به ویژه در آثار بزرگان ادبی مانند حافظ و شمس تبریزی، نمادی از پاکدلی، سلوک معنوی و بیاعتنایی به دنیا و زخارف آن است. درویش در این معنا، کسی است که با لوح ضمیر پاک، راضی به قسمت خود و اهل ریاضت و عرفان است. نه صرفاً کسی که به یک فرقه یا شاخه تصوف تعلق دارد
در گذشته، درویشان به عنوان سالکان راه حقیقت و افرادی که به دنبال گنجینههای مخفی الهی بودند، محل والایی بودند و حتی حافظ خود را از مقام والای آنها سخن گفته بودند . این فرهنگ درویشمسلکی، با روحیههای عارفانه و سادهزیستی همراههایی است که در بطن جامعه حضور داشتند و به عنوان نمادی از پاکی و معنویت میشدند.
در گذشته، درویشان به عنوان سالکان راه حقیقت و افرادی که به دنبال گنجینههای مخفی الهی بودند، محل والایی بودند و حتی حافظ خود را از مقام والای آنها سخن گفته بودند . این فرهنگ درویشمسلکی، با روحیههای عارفانه و سادهزیستی همراههایی است که در بطن جامعه حضور داشتند و به عنوان نمادی از پاکی و معنویت میشدند.
اما چرا مردم امروز کمتر درویشمسلک اند؟ پاسخ را باید در تغییرات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جستوجو کرد. زندگی پیچیدهگیها و دغدغههای فراوان، فرصتها و زمینههای لازم برای سلوک معنوی و ریاضتهای درویشانه را کاهش داده است. همچنین، تغییر فرهنگی و فاصله گرفتن از سنتهای عرفانی و معنوی باعث شد که این سبک زندگی و تفکر کمتر در میان مردم امروز دیده شود. علاوه بر این، معنای «درویش» در دورههای مختلف دستخوش تغییرات تاریخی و مکانهایی با مفاهیم متفاوت مانند فقر یا حتی جنبشهای اجتماعی همراه است که این پیچیدگیها نیز برای درک عمومی از درویشمسلکیهای تأثیرگذار است بنابراین، فرهنگ درویشمسلکی که حافظ و شمس و دیگر بزرگان به آن ارج مینهادند، بیشتر یک روحیه و طرز نگرش به زندگی بود تا در یک فرقه خاص عضویت داشته باشد. این روحیه در زندگی امروز کمتر نمود دارد، اما ارزشها و آموزههای آن همچنان در ادبیات و فرهنگ ایرانی باقی است و میتواند الهام باشد. برگرفته از عصر نو . اصول زندگی . ویکی پدیا
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن