هر دمی چون نی از دل نالان! شکوه ها دارم!!
روی دل هر شب تا سحرگاهان! با خُدا دارم…♫
هر نفس آهی است کَز دل خونين!!
لحظه های عُمر بی سامان، ميرود سنگين…♫
اشک خون آلوده ام، دامان ميکُند رنگين!!
به سکوت سرد زمــان…♫ به خزان زرد زمــان…♫
نه زمان را درد کسی!! نه کسی را درد زمان!!
بهـار مردمی ها دِی شد…♫ زمـان مهربانی طِی شد…♫
آه… از اين دَم سردی ها خدايـا!!
آه… از اين دم سردی ها خدايــا…!
نه اُميدی در دل من، که گُشايد مشکل من…♫
نه فُروغ روی مِه ی، که فُروزد مَحفل من!!
نه همزبان دَرد آگاهـی، که ناله ای خَرد با آهـی…♫
دااد از اين بی دردی هـا خُدايــا…! دااد از اين بی دردی هـا خُدايــا…