دو روایت سینمایی از حضرت مریم
فیلم سینمایی «مریم مقدس» در فصل تابستان 80 به اکران عمومی درآمد که با استقبال مردم روبرو شدمریم مقدس که اولین سریال شهریار بحرانی محسوب میشود و توانست در مرجع ارزشگذاری سینما و تلویزیون یعنی منظوم نمره 7.8 از 10 را از سوی مردم بدست بیاورد که نشان میدهد عموم مردم مریم مقدس را اثری باکیفیت و باارزش ارزیابی میکنند. هر چند از طرف منتقدین سینما مورد نقد قرار گرفت و با دیدگاه های متفاوتی ارزیابی گشت. فعلاً در این مجال گفته های آقای شهریار بحرانی که در برخی از مطبوعات منعکس شده بود را برایتان چاپ کرده ایم که با هم می خوانیم:
من و گروهی که مجموعه حضرت مریم را تولید کردیم، همه، سینماگران سینمای دفاع مقدس هستیم و از سریال مردان آنجلس یا همان اصحاب کهف، وارد کار سریال سازی مذهبی شدیم. باعث و بانی این مسأله هم فرج اللّه سلحشور است. هر چند این راه تازه باز شده و بیش از چند نمونه هم از داستان های قرآنی ساخته نشده است، ولی به هر حال شروع خوبی است.
* * *
این گونه های سینمایی [یعنی سینمای مذهبی و سینمای دفاع مقدس] تضادی با هم ندارند. هدف ما خدمت به ارزش های انقلاب است و با ساخت فیلم های قرآنی، می توانیم به این هدف برسیم.
فرقی نمی کند در کدام گونه کار کنیم. مهم در خدمت قرآن بودن است. در این فیلم هم افتخار این کار را داشتیم که به زندگی یکی از چهار زن برگزیده تاریخ بپردازیم و در کنار آن، شخصیت حضرت ذکریا را هم مطرح کنیم و البته ولادت حضرت عیسی و یحیی نیز به تصویر کشیده شود.
* * *
فیلم قرار است داستان زندگی حضرت مریم را به تصویر بکشد. محور اصلی مریم است. اما او مادر حضرت عیسی است که در پایان داستان ما، متولد می شود و با سخن گفتن او در آغوش مادر، داستان خاتمه می یابد. در فیلم خارجی، در کنار حضرت مسیح به حضرت مریم پرداخته شده است. البته ما در روایت های تاریخی، تفاوت هایی با مسیحیان داریم. آن ها معتقدند مریم، عیسی را درآغل به دنیا می آورد، از اورشلیم فرار می کند، به ناصره می رود و در آن جا فرزند خود را بزرگ می کند.
در آیات قرآنی و روایات اسلامی مسأله مذکور به گونه دیگر بیان شده است. آن جا اشاره شده که مریم، مسیح را در زیر درخت نخلی به دنیا می آورد و خداوند چشمه ای را برای او می گشاید. درخت نخل را بارور می کند تا از آن خرماها بخورد و به او دستور می دهد تا روزه سکوت بگیرد. به شهر برود و در مقابل تهمت های ناروایی که بنی اسراییل به او می زند و خداوند معجزه سخن گفتن را بر فرزند اول او نازل می کند.
* * *
عشق و علاقه ای که مسیحیان به پیغمبر خود دارند، همان علاقه ای است که ما نیز به پیامبر خود داریم. در زمان ما مسلمانان خانواده های زیادی هستند که دختران خود را مریم و پسران خود را عیسی و مسیح می نامند و به خصوص در میان دختران، علاقه زیادی به نام مریم مشاهده می شود.
* * *
در فیلمنامه، از مجموعه ای از روایات مسیحیان نیز استفاده شده مثلاً در قسمتی از داستان که «هرود» پادشاه یهود، گروهی از دانشمندان ایرانی را پذیرا می شود و آن ها از ستاره دنباله داری خبر می دهند که ظهورش خبر از تولد عیسی می دهد.
* * *
البته تشابهات زیادی میان مسلمانان و مسیحیان در داستان حضرت مریم و حضرت زکریا وجود دارد.
* * *
مسیحیان نیز معتقدند همسر حضرت زکریا نازا بوده است و در همین برهه از زندگی حضرت مریم، خداوند پسری به نام حضرت یحیی به او اعطا می کند.
* * *
هر چند روایت های مسلمانان مفصل تر و دقیق تر است. در قرآن به صراحت عنوان شده که زکریا به دیدن مریم می رود و با دیدن مائده های الهی، از او می پرسد که این مائده ها به چه صورت به دست وی رسیده است و مریم هم به او پاسخ می دهد که خداوند بی حساب به هر کسی که بخواهد اعطا می کند و این مساله، باعث انقلابی در حضرت زکریا می شود و به واسطه این تحول از خدا پسری می خواهد و خدا به او یحیی را می دهد.
* * *
فیلمنامه اصلی فیلمنامه ای سینمایی بود که باید تبدیل به سریالی یازده قسمتی می شد. با نظارت فیلمنامه نویس، شخصیت ها گسترش پیدا کرد، ماجراها گسترده تر شد و...
بسط و گسترش فیلمنامه براساس تحقیقات مفصل من و قدیریان انجام شد. سعی کردیم تحقیقات فیلمنامه نویس را ادامه دهیم و به اطلاعات کاملی نیز، نسبت به رویدادهای تاریخی آن دوره دست پیدا کنیم.
* * *
و این کار کارگاهی مدتی بعد گسترش پیداکرد و با حضور تعداد زیادی از دوستان، تحقیقات کامل شد و نهایتا فیلمنامه اصلی شکل گرفت.
* * *
دوستان زیادی بودند که در دیالوگ نویسی، صحنه پردازی و... به ما کمک کردند که در عنوان بندی پایانی از آن ها تشکر شده است.
* * *
ما از ابتدای کار به این نکته توجه داشته که نسخه سینمایی، تقریبا دو ساعت خواهد بود. به همین دلیل، سکانس های سینمایی از کل فیلمنامه جدا شد. سر صحنه می دانستیم که کدام دیالوگ، حرکت و... مربوط به فیلم است و کدامیک متعلق به سریال است.
* * *
در میزانسن ها، حرکت های دوربین و... تغییر چندانی ایجاد نشد. اما کلاً دید ما نسبت به مجموعه، سینمایی بود. در اجرای کار هم با کمک فیلمبردار، طراح صحنه و سایر عوامل، سعی کردیم به شیوه ای سینمایی کار را تولید کنیم.
تفاوت خاصی هم در نسخه سینمایی نسبت به نسخه تلویزیونی به وجود آمد؛ مثلاً در نوع روابط شخصیت ها، حوادث علّی و معلولی و...
در نسخه سینمایی به ناچار روابط شخصیت ها کم رنگ شد. اما در سریال این روابط پر رنگ تر خواهد بود.
* * *
در مورد سینما اسکوپ بودن فیلم باید بگویم که: فیلم های تاریخی به فیلمبرداری خاصی نیاز دارد. معمولاً پرده عریضی را می طلبند. هر چند در سینمای تجاری دنیا، پرده عریض به خاطر زیبایی کادر و شکیل بودن آن و... از جمله ضرورت های ساخت هر فیلم محسوب می شود. مثلاً در پرده عریض، نماهای بسته، نماهای متوسط، نماهای دو نفره و سه نفره راحت تری را می توان گرفت و هنرپیشه نیز قابلیت تحرک بیشتری دارد. اما در کادر استاندارد واید اسکرین بیشتر متکی به کار در عمق هستیم. برای فیلم تاریخی که احتیاج به دکوری عظیم دارد، سینما اسکوپ جزو ضرورت هاست.
هر چند در کشور ما، برای کار در این زمینه، مشکلات زیادی در خصوص تهیه امکانات این نوع فیلمبرداری وجود دارد.
* * *
مثلاً حسن پویا (فیلمبردار) کل فیلم را فقط با سه لنز فیلمبرداری کرده است. البته در مقاطعی از چند لنز هم به صورت کمکی استفاده کرده است. این مسأله هم فشار زیادی را بر روی گروه فیلمبرداری به وجود آورد، اما گروه با وسواسی که داشت تلاش کرد بهترین کار ممکن را ارائه دهد.
* * *
در فیلم سینمایی، دو شخصیت اصلی داریم: مریم و زکریا. به همین دلیل هر داستان فرعی دیگری ممکن بود از عظمت این دو شخصیت و تقابل آن ها با کاهنان و مردم شهر، کم کند.
* * *
فیلم ما، فیلمی ساکت و معنوی است. از همان ابتدا شخصیت مریم بر کل کار سایه انداخته است.
* * *
در زمینه صداگذاری و میکس صدا، استراتژی خاصی را در نظر داشتیم. سکوت ها و تنهایی های زیادی برای مریم در فیلم وجود دارد. در کار صدا هم، همین مسأله رعایت شد و در بحث با اسحاق خانزادی به این نتیجه رسیدیم که در میکس صدا، با وجود موسیقی خوبی که مجید انتظامی ساخته بود، حتی المقدور، با وسواس و صرفه جویی خاصی از موسیقی استفاده کنیم، از افکت ها و صداهای حاشیه ای نیز بپرهیزیم و سعی کنیم خود شخصیت ها، شخصیت خود را در سکوت های پر معنی خودشان ارائه دهند. در بسیاری از صحنه ها تنها مریم و زکریا حضور دارند و با هم صحبت می کنند و تنها صدای آن ها را می شنویم.
* * *
از ابتدا تصمیم داشتیم با صدای سر صحنه کار کنیم، اما چون همزمان با فیلمبرداری، بعضی از دکورها را هم می ساختیم و صدای ساخت دکورها مانع ایجاد می کرد، نتوانستیم از صدای سر صحنه استفاده کنیم. اما در دوبله به کمک خسرو خسروشاهی، به طراحی صدا فکر شد و سعی شد با انتخاب دوبلورهای مناسب، صدا در سراسر فیلم لطیف و معنوی باشد. در افکت گذاری ها هم، خانزادی، بسیار با ظرافت عمل کرد. مشکلی که معمولاً در فیلم های خارجی وجود دارد، سر و صداهای حاشیه ای است که گاهی آن قدر زیاد است که باعث می شود محاورات و دیالوگ ها شنیده نشود. سعی کردیم از این مسأله هم بپرهیزیم.
* * *
صداگذار حس می کرد حتی مریم شش ساله هم باید صدایش کمی با اطرافیانش تفاوت داشته باشد و گرمی و محبت صدای او، بیشتر از اطرافیان باشد. بعد از اجرای چند نوع خاص اکو، به صدای فعلی رسیدیم که همان هم در طول کار پیاده شد. نقش مدیر دوبلاژ بسیار مهم است. انتخاب صداها برای خسروشاهی بسیار اهمیت داشت، چرا که در کنار صداهای بعضی هنرپیشه ها که شاید کمی نپخته است، صداهایی است که متعلق به دوبلورهای حرفه ای است و این مسأله باعث می شود تضاد صداها، آزاردهنده نباشد.
* * *
در مورد دوبله مریم هم ابتدا با خود هنرپیشه شروع کردیم. مریم رضوی که نقش مریم 6 ساله را ایفا می کرد و شبنم قلی خانی که در نقش مریم 16 ساله حضور داشت، فیلم را دوبله کردند، اما در نهایت متوجه مشکلی فنی شدیم. صداها با هم فاصله داشتند و علی رغم زحمت بسیار زیاد هنرپیشه ها مجبور شدیم از صدای آن ها صرف نظر کنیم. البته مریم شیرزاد هم در هر دو نقش خیلی پراحساس و ظریف، کار دوبله را انجام داد.
* * *
می دانستیم که زندگی ایشان از کودکی تا بزرگسالی دچار حوادث بزرگی نیست. شخصیت اصلی ما تقابل و درگیری زیادی هم با کاهنان دارد. او در حجره و کلبه خود بزرگ می شود و حضرت زکریا نیز از او مراقبت می کند.
* * *
از وقتی هم که وحی بر ایشان نازل می شود و برای خواندن نماز وارد قدس می شوند، گره های دراماتیک و داستان جدی ما آغاز می شود. از سوی دیگر فکر می کنم در داستان های مذهبی نباید اصل را بر گره ها و افت و خیزهای معمولی داستان بگذاریم.
* * *
در داستان های مذهبی با فطرت انسانی سر و کار دارند و فکر می کنم خود داستان آن قدر محتوا دارد که کشش و جذابیت ویژه ایجاد کند.
* * *
موسیقی، موسیقی خوبی است و به همین دلیل خودش را نشان می دهد.
مجید انتظامی برای اولین بار، جهت ساخت موسیقی متن فیلم به ارمنستان سفر کرد و در آن جا با کمک ارکستر فلارمونیک ارمنستان، موسیقی اجرا شد. این کار بسیار سختی بود، اما نتیجه بسیار راضی کننده بود.
* * *
در انتخاب هنرپیشه ها وسواس زیادی به خرج دادیم و با هر کدام از آن ها درباره شخصیتی که نقش او را ایفا می کردند، مفصل بحث می شد. هنگامی که هنرپیشه سرصحنه می آمد، کاملاً نسبت به نقش و روابط خود با سایر شخصیت ها توجیه بود. بازی هنرپیشه ها در مرحله اول گاه بهتر از بازی آن ها در برداشت های بعدی بود، اما ما به دلیل مسایلی که در لابراتوار ممکن است پیش بیاید مثل از بین رفتن نگاتیو مجبور بودیم برداشت های دیگری را بگیریم. در سر میز مونتاژ هم متوجه شدم که بازی اول آن ها که با حس خودشان هم بود، بسیار بهتر از برداشت ها و بازی های بعدی آن ها بود.
* * *
برای بازیگر نقش مریم شخصی انتخاب کردیم که از لحاظ شخصیتی کاملاً آرام، متین و ملایم است و به لحاظ طبع ظریفی که داشت کاملاً با نقش تناسب داشت.
ممکن بود حتی برای یافتن بازیگر مورد نظر، به کشورهایی چون: اکراین، ارمنستان و... برویم، اما در همین جا بازیگر موردنظر را پیدا کردیم.
در مورد مریم شش ساله، خانواده اش به ما کمک زیادی کردند. پدر و مادر او هر دو هنرمند هستند. فقط روزهای اول کمی اضطراب داشت که بعدا حل شد. با قلی خانی هم مشکلی نداشتیم و او نقش خود را به ظرافت و سنگینی خاصی اجرا کرد.
* * *
برای نشان دادن معجزاتی مثل نزول مائده و جاری شدن چشمه، بار گرفتن درخت خرما و... از ساده ترین و سنگین ترین نوع دکوپاژ و جلوه های تصویری استفاده کردیم و سعی کردیم تا حد امکان از غلو کارهای خلاف شأن فیلم بپرهیزیم و روی معنویت و عمق موضوع بیشتر تأکید کنیم.
* * *
زمانی است که خدا به صورت صدایی درونی با پیغمبر خود صحبت می کند، زمانی هم فرستاده خدا با پیغمبر صحبت می کند. در مورد حضرت مریم یک حالت اول اتفاق می افتد و جایی هم جبرییل ظاهر می شود.
در زیر درخت نخل هم، وحی الهی داریم اما چون مستنداتی نداریم که در آن جا هم جبرییل حتما بر مریم نازل شده است. آن جا وحی به صورتی الهی انجام می شود.
* * *
مشکلات جوامع بشری تاریخ نمی شناسد. همیشه بحث بر سر پول، قدرت، تبعیض و... بوده است. همیشه مشکل عدالت داشته ایم. آن زمان هم مثل امروز است. در آن زمان هم رهبر وجود داشت، الان هم هست، در آن زمان کسانی بودند که از رهبری سرپیچی می کردند، امروز هم همان شرایط هست. آن زمان کسانی بودند که دین خدا را زیرپا می گذاشتند، امروز هم هستند. اما ما به صورت خاص در پی این نبودیم که فیلم پیام امروزی داشته باشد.
* * *
در فیلم های مذهبی چون صحبت بر سر خوبی و بدی و... است پیام فیلم ها هم به کل جامعه امروزی تسری پیدا می کند و بیننده در هر کجای دنیا که باشد پیام امروزی خود را دریافت می کند.
اما انتقادات شدیدی هم متوجه این سریال بوده است
این فیلم و سریال با تبلیغات فراوان در تابستان 1380 در سینماهای كشور و در پاییز و زمستان 80 در تلویزیون (با دو نوبت پخش در هفته)، اثری بسیار عظیم و منفی بر اذهان عمومی نسبت به دین و یین یهود و یهودیان بر جای نهاد.
در شخصیت مریم، كه خود یهودی و یهودیزاده بود و قاعدتاً میبایست جزء زنان مومنه یهودی نیز باشد، هیچ اثری از اجرای آداب و شعائر یهودی به چشم نمیخورد. او حتی یكبار هم به شیوه احكام یهودی به عبادت نمیپردازد و نویسنده آنچه را كه در نظر خود داشته، به عنوان مریم و جامعه ی كه در آن میزیست، تحویل بیننده ناآگاه از واقعیات تاریخی و دینی داده است.
در این مبحث، به اختصار نكاتی فهرستوار دربارة خط مشی ضد یهود و كینه ورزی نسبت به هر چه كه متعلق به این دین است، ذكر میشود:
معبد مقدس بیت المقدس: این مكان به عنوان مقدسترین بنای یهود، قبله و مركز عبادات الهی و آیین قربانیهای روزانه به درگاه خداوند، خالی از هرگونه قداست و روحانیت و معنویت نشان داده شد. نیم نگاهی به تورات یا تلمود یا قوانین مدون یین بیت المقدس، اهمیت فوقالعاده آن را در میان یهودیان و علمای آنها نشان میدهد.
«بِت همیقداش» یا بیت المقدس، معبدی بود كه در قربانگاه آن هر روز در نوبتهای معین با مراسم خاص و با شكوه، قربانیهایی به حضور خداوند تقدیم میشد و در كنار آن «لاویان»- افرادی از نسل لِوی، یكی از فرزندان حضرت یعقوب- با خواندن سرودهایی از زبور داوود، به مدح و ستایش خداوند میپرداختند، و نیز همواره عدهای از مردمان یهود، برای كفارة گناهان و خطاها - زن و مرد- در آن مكان حضور داشتند، و اینها غیر از مراسم خاص روزهای شنبه و اعیاد سه گانه یهود است كه جمعیت عظیمی، برای اجری مراسم پیرامون آن تجمع میكردند.
در «مریم مقدس»، این معبد الهی، محلی سرد و بیروح و متروك تصویر شد كه در انحصار گروهی «كاهن بی وجدان» است و در چند قدمی آن، بدون رعایت هیچگونه حرمتی، مردم كوچه و بازار بی اعتنا به آن در حال كار و كسب هستند و اتفاقا، بازار روز نیز جنب معبد بیت المقدس واقع است!
كاهن (یا «كُوهِن» به زبان عبری):
بنابر دستور خداوند در تورات، افراد یهودی از نسل لوی- فرزند سوم حضرت یعقوب- به عنوان لاوی (مفرد كلمه لاویان یا لویان)، به خدمت یین عبادی خداوند اختصاص داشتند. ایشان از مالكیت سهمیه زمین زراعی در اسرائیل- بر خلاف سایر اسباط بنی اسرائیل- منع شدند و در ازی آن، خدمت در خانه خداوند عنوان شغلی آنها بود و بخشی از وجوه شرعی جامعه برای تامین زندگی آنها صرف میشد.
تیره ای از لویها كه مستقیما شجره شان به حضرت هارون میرسید، عنوان كوهن یا كاهن داشتند كه تقدیم قربانیها به درگاه خداوند و برخی آیین خاص در بیت المقدس به عهده آنها بود. طبق آیك یه صریح تورات، خداوند كوهنها را به واسطه ی برای جاری كردن بركت بر بنی اسرائیل منصوب میفرماید.
كاهنان و لاویان- هر چند كه معصوم و عاری از اشتباه نبوده اند - معمولا از مذهبی ترین و فرهیخته ترین افراد جامعه بودند و چون مجری آیین گسترده كهانت و مراسم متعدد بیت المقدس بودند، لزوما از سطح سواد و معرفتی بالا برخوردار بودند و مدرسین و معلمین جامعه نیز معمولا از میان آنها بر میخاستند. طبق قوانین مربوطه، كاهنان در نوبتهای خاص هفتگی، جابجا میشدند و هیچگاه یك گروه معین از كاهنان به طور دائم در معبد حضور نداشت، غیر از كاهن اعظم- یا كوهن گادول- كه معمولا به طور دائم مستقر بود.
از سوی دیگر، «سَنْهِدرین» یا مجمع عالی علمای یهود با 71 نفر عضو دانشمند و خبره در متون و احكام یهود كه لزوما كاهن نبودند، نهاد قانونی و شرعی بررسی وضعیت دینی جامعه یهود زمان بود.
اكنون این مستندات را مقایسه كنید با آنچه كه در فیلم نشان داده شد:
به رویت سازندگان این فیلم، كاهنان- همگی و تقریبا بدون استثنا - افرادی خبیث، ریاكار، بی منطق و حتی بدون بهره از كوچكترین آداب احترام و متانت بودند. در جلسه «سَنْهِدرین» - كه در ذهنیات نویسنده با مجمع كاهنان خلط شده بود- تمام این كاهنان به مانند كودكانی شیطان ، تصمیماتی شریرانه و عجولانه میگیرند.
هیچگونه نشانهی از وظیف اصلی آنها كه انجام دقیق یین یهود و مراسم عبادی باشد، جز یك صحنه از سرودهی دستجمعی نامفهوم، نشان داده نمیشود. از مراسم تقدیم قربانیهی روزانه به درگاه خداوند، اهدی هدیی مردمی به معبد بیت المقدس و جشنها و اعیاد باشكوه مذهبی با حضور مردم در این مكان هیچ خبری نیست. در نهایت برای بیننده، معلوم نیست كه این كاهنان به جز دعوا و مشاجره و تمسخر و توطئه، در معبد خداوند چه میكنند.
زن در یهود:
در تاریخ یهود، زنان به درجه نبوت رسیده اند و 7 زن نبیه در تورات و سایر كتب انبیاء یهود- عهد عتیق- (و قبل از دوران مورد بحث در فیلم مذكور) ذكر شده اند. بخشی اساسی از فرایض یهود، مختص زنان است و بخشهایی از آن مانند حلال و حرام خوراك یا قوانین شنبه و اعیاد مستلزم شراكت زن است.
طبق فرمان خداوند، زنی كه بچه دار میشد، موظف بود با توجه به جنسیت فرزندش، به درگاه خداوند شخصا در معبد بیت المقدس قربانی تقدیم كند: «خداوند به موسی چنین فرمود: با بنی اسرائیل چنین سخن بگو … اگر آن زن دختر بزاید… هنگام كامل شدن ایام پاكی اش برای تولد پسر یا دختر، بره ای (تا) یكساله برای قربانی سوختنی و جوجه كبوتر یا قمری برای قربانی خطا به آستانه دروازه چادر وعده گاه الهی (كه بعدها به بیتالمقدس تبدیل شد) نزد كاهن آورد … این قانون زنی است كه پسر یا دختر بزاید» (تورات، سفر لاویان، فصل 12، یات 1 الی 7).
چگونه است كه زن طبق آیین یهود باید برای تولد دخترش قربانی تقدیم كند، ولی در فیلم «مریم مقدس» ادعا میشود كه:
«بگویید طبق رسم یهود، حصیرهای خانه را پایین بیندازند، و خود نیز تا مدتی از خانه خارج نشوید تا ننگ دختردار شدنتان فراموش شود»؟ (فیلمنامه ص 20)
دربارة حضور یافتن زن در معبد بیت المقدس- ضمن آن كه حفظ حریم میان زن و مرد در تمام اماكن و به ویژه این محل مقدس یك اصل مهم بوده است- آیه فوق الذكر و نیز چندین آیه دیگر از تورات بر این واقعیت دلالت دارند كه نه تنها زنان مجاز به ورود به صحن معبد بودند، بلكه در بعضی شریط موظف به چنین كاری بودند و حتی در اكثر مراسم بیت المقدس نیز شركت میكردند. تنها مانعی كه برای ورود زن و مرد یكسان بود، امكان ناپاكی آنها بود كه با غسل و گذشت مدت زمان معین، برطرف میشد.
مطابق نقشه معبد بیت المقدس كه در عهدعتیق و تلمود تشریح شده است، محوطه بزرگی از آن «صحن زنان» (عِزْرَت هَناشیم به عبری یا دار النساء به عربی) نام داشت- كه عبارت اخیر در فیلمنامه ذكر شده اما در متن فیلم سخنی از آن به میان نمایید. مردان و زنان هنگام انجام مراسم در صفوف جدا از هم در این محوطه جمع میشدند و افرادی كه قصد تقدیم قربانی داشتند، به صحن داخلیتر وارد میشدند. تنها كاهنان در نوبت مقرر- و حتی نه همه مردان یا كاهنان یهودی- حق داشتند برای تقدیم قربانی به صحن مركزی وارد شوند.
بخش اعظم فیلم، به مجادله دربارة حضور مریم در صحن معبد اختصاص یافته كه از یكسو، نفرت و تبعیض نسبت به زن به نمایش گذارده میشود و از سوی دیگر، برخلاف آیین موجود، به مریم اجازه داده میشود (از سوی همان آدمهای خبیث) كه آلونكی در مجاورت مركز معبد بسازد و زندگی كند، در حالی كه در هیچ دوره ای نه برای مرد و نه برای زن، اجازه سكونت در معبد وجود نداشت چه برسد به آن كه در آن معبد، خانه یا اتاقی ساخته شود. در آن معبد، تنها اتاق هایی مشخص برای نگهبانی از معبد- و نه سكونت- آن هم برای كاهنان و لاویان تعبیه شده بود.
همچنین، در هیچ دوره ای، «اعتكاف» در بیت المقدس در بین یهودیان مرسوم نبوده است.
سوءاستفاده غرضورزانه از مقدسات و نمادهای یهودی:
در مجموع میتوان گفت كه این فیلم، با نمایاندن كاهنان، معبد بیت المقدس (البته بدون تقدس)، البسه یهودی و ذكر چند كلمه یا نام یهودی و جهت دادن به همه آنها در مسیر ریا و ظلم و سیاهكاری، سعی میكند چهرهای كاملا منفور از این دین الهی برای بینندهای كه هیچگونه پیش زمینه قبلی از این مكتب در ذهن ندارد تصویر كند.
سومین همایش «گفتوگوی دینی با شوری جهانی كلیساها» پنجشنبه 18 بهمن با تاكید بر ضرورت همكاری برای مقابله با اثرات جهانی شدن بر مذهب، به كار خود پیان داد.
به گزارش یرنا، در پیان این همیش دو روزه كه موضوع «ادیان و پدیده جهانی شدن» را مورد بحث و بررسی قرار داد، دانشمندان مسیحی و مسلمان ضمن تاكید بر ضرورت همكاری در زمینه مقاومت در برابر اثرات جهانی شدن بر مذهب، جدیت خود ر برای ادامه و گسترش این گفتوگوها تا یجاد تفاهم و نزدیكی بیشتر میان اسلام و مسیحیت مورد تاكید قرار دادند.
شركتكنندگان همچنین بر عدم ایجاد فاصله به علت رفتارهای متفاوت و عقیده دینی میان دینداران تاكید كردند.
«جهانی شدن» محور اصلی این گفتوگوها بود و شركت كنندگان این مسئله را بهترین زمینه برای همكاری میان دانشمندان تمام ادیان الهی دانستند. دكتر «طارق میتری» رئیس شورای جهانی كلیساها گفت:« یكی از مسائلی كه ما حتما باید در اینده روی آن به طور جدی كار كنیم، توجه به اثرات عمیق جهانی شدن بر روی مذهب است.» وی خطاب به دانشمندان مسلمان حاضر در همیش تصریح كرد: « ما بید از نظر فرهنگی و اخلاقی با هم همكاری داشته باشیم.»
معاون پژوهشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در مراسم اختتامیه این همیش با اشاره به مسئله «جهانی شدن» تصریح كرد
«ما نگران هستیم كه این مسئله باعث شود زندگی برای انسانها بیمعنی شود». سید عباس نبوی اظهار داشت: «میان ادیان الهی معانی، پیهها و مبانی و ارزشهی مشتركی وجود دارد كه میتواند همه ما را به هم پیوند دهد و همه ما درك میكنیم كه اگر آموزههی ادیان به خوبی عملی میشد، بسیاری از مشكلات، سختیها، جنگها و مقابلههی انسانها رخ نمیداد». (اطلاعات 20/ 11/ 80
طبيعي است كه نقد و بررسي همه عوامل يك فيلم فرصت ديگري را ميطلبد. در اين جا به برخي از عوامل شكل دهنده سريال كه اهميت بيشتري دارد و در تبيين جواب از پرسش فوق نقش بيشتري دارد، اشاره ميشود.
در ابتدا لازم است به اهم عوامل سريال اشاره شود:
1 - فيلم نامه و سناريو؛
2 - قهرمان اصلي؛
3 - پيام اصلي؛
4 - پيامهاي فرعي؛
5 - صحنه آرايي؛
6 - همخواني با شرايط زمان؛
7 - بازي گران؛
8 - كارگرداني؛
9 - گريم و لباسهاي ويژه؛
10 - موسيقي متن.
در اين نوشتار به سناريو، قهرمان و پيام اصلي و پيامهاي فرعي سريال مريم مقدس پرداخته ميشود. ابعاد زندگاني و شخصيت مريم(ع) سوژه بسيار خوب در ارائه يك سريال موفق است. يكي از عوامل جذابيت و موفقيت در سريال شخصيت اول و قهرمان فيلم است، بي ترديد يكي از علل جزابيت سريال امام علي(ع) در ابعاد زندگاني و شخصيت آن حضرات است. سناريوي سريال مريم مقدس نيز از سوژه و فيلم نامه خوبي برخوردار بود؛ زيرا حضرت مريم(ع) هم در ميان مسيحيان جايگاه بس بلند دارد و هم در ميان مسلمانان؛ از اين رو در كتاب مقدس از او به عنوان يكي از پيامبران زن ياد شده است: و مريم نبيه خواهر هارون، دف را به دست خود گرفته و همه زنان از عقب وي دفها گرفته بيرون آمدند. پس مريم در جواب گفت: خداوند را بسراييد؛ زيرا كه با جلال مظفر شده است.(1)
در انديشه اسلامي نيز حضرت مريم جايگاه بس بلند دارد. خداوند از او به عنوان قهرمان ياد كرده و او را الگوي خوبيها دانسته است.(2) در روايات نيز به اقيانوس بيكران فضايل آن حضرت اشاره شده است: سيدة نساء العالمين مريم ثم فاطمه ثم خديجه ثم آسيه.(3)؛ خانم زنان عالم مريم، پس از او فاطمه، پس از وي خديجه، و سپس آسيه است.
برخي از دانشمندان اسلامي نيز حضرت مريم را يكي از زناني دانستهاند كه به پيامبري رسيده است.
در اين كه حضرت مريم از پيامبران زن بوده اند يانه اختلاف نظر است، ولي ابعاد شخصيت و فضايل او مورد اتفاق نخبگان و نظريه پردازان است. بي ترديد يكي از علل جذابيت سريال مريم مقدس در ابعاد شخصيت و فضايل مريم ظهور ميكند.
نويسنده سريال مریم مقدس سعي كرده است كه ابعاد شخصيت او را بيان كند و كارگردان نيز سعی بر آن داشته تا سناريوي ارائه شده را به نمايش گذارد و بازي گران نيز كوشيده اند كه قهرمان فيلم را خوب معرفي كنند، ولي واقعيت آن است كه دست اندركاران اين مجموعه نتوانسته اند جايگاه و مقام بس بلند آن حضرت را به تصوير كشانند.
البته اين بدان معنا نيست كه اين سريال در معرفي قهرمان سريال موفقيت كسب نكرده است، سريال تا اندازهاي در قهرمان سازي و پيام رساني نسبتا موفق بوده است. بر اين اساس بوده است كه فيلم سينمايي اين سريال يكي از پرفروشترين فيلمها بوده است. پيام اصلي اين سريال بيان جايگاه و مقام حضرت مريم(س) است كه به نظر ميرسد جايگاه او آن طور كه شايسته بود نمايش داده نشده است. شايد نويسنده و كارگردان عمدا به تمام ابعاد شخصيت حضرت مريم نپرداختند؛ زيرا ممكن بود نوعي مبالغه گرايي به وجود آمده الگودهي كه يكي از پيامهاي فرعي اين سريال است، از بين برود و اين سريال در پيام رساني اصلي سريال كه همانان بيان جايگاه بلند حضرت مريم(ع) صد در صدموفق نبوده است؛ زيرا مقام مريم والاتر و بالاتر از آن است كه در اين سريال به آن اشاره رفته است. بر اين اساس سريال در معرفي قهرمان به تمام ابعاد شخصيت آن نپرداخته و در پيام رساني اصلي چندان موفق نبوده است.
پيام فرعي اين سريال تبيين جايگاه زن در دين مسيحيت است كه سريال در الگودهي و پيام رساني فرعي تا اندازهاي موفق بوده است. اين سريال سعي داشته است كه با بيان زندگاني حضرت مريم، اثبات نمايد كه يك زن ميتواند به اوج معنويت وانسانيت رسيده و با تما سختيها دست و پنجه نرم كند و از جوسازيها و تهمت نهراسد. سريال در بيان پيام رساني فرعي موفق بوده و الگوي خوبي ارائه داده است. در اين جا بين اين نكته ضروري است آن چه در سريال پرداخته شده ريشه در منابع و متون ديني كهن مسيحيت دارد و چندان توجهي به ديدگاه مسيحيت امروز نسبت به جايگاه حضرت مريم و زن ندارد.
نقد فیلم Mary | کدگذاری دستوری
نویسنده: امیر سلمانزاده

فیلم Mary جدیدترین اثر فیلمساز آمریکایی «دی جی کاروسو» میباشد که قصهی آن درباره زندگی مادر حضرت عیسی یعنی حضرت مریم که یکی از مهمترین زنان تاریخ است، روایت میشود. نقش حضرت مریم را «نوا کوهن» بازی کرده است که در واقع اولین نقش آفرینی او محسوب میشود و البته باید گفت سایر بازیگران این فیلم نیز افرادی تقریبا گمنام در عرصهی بازیگری میباشند، به غیر از یک نفر و آن هم «آنتونی هاپکینز» بازیگر خبره و مشهور هالیوود و برنده اسکار میباشد که در این فیلم نقش بَدمن قصه، پادشاه رومی «هیرود» را بازی میکند.
همین ابتدا باید گفت آثاری که به قصه و سرگذشت چهرهها و اشخاص مهم تاریخی میپردازند باید خیلی مراقب باشند که برگردان و ترجمه درستی در مدیوم بصری سینما داشته باشند و البته اهمیتِ این برگردان درباره اشخاص تاریخی که جایگاه والای دینی و مذهبی نیز دارند چندین برابر میشود. هنگامی که پای قصه اشخاص مهم دینی به میان میآید، طبیعتا پای دستورها یا سفارشات نیز به ساخت اثر باز میشود و نمیگذارد آنطور که باید قصهی دراماتیکِ سینمایی به شکل درستش ساخته و پرداخته شود.
با این مقدمه و گزاره کوتاه همین ابتدا میبایست گفت فیلم «مریم» متاسفانه از همان آثار سفارشی در سینما میباشد که نه تنها در این مورد فرصت پر و بال گرفتن پیدا نمیکند که حجم سفارش سازی و سینمایی نبودن آنقدر زیاد است که بیننده از آن بشدت زده میشود مگر مخاطبان مذهبی و چندآتیشهی قصهی حضرت عیسی و مریم که طبعا با چشم غیرسینمایی و صرفا با دید سرسپردگی به فیلم مینگرند.

فیلم با راوی اول شخص از حضرت مریم شروع میشود که خوشبختانه تنها در قالب یک مقدمه و موخره در فیلم نمود دارد وگرنه اگر در طول فیلم با راوی اول شخص، آن هم از جانب کاراکتر اصلیِ فیلم که وجودی تاریخی/مقدسانه میباشد، مواجه بودیم، فیلم علاوه بر پوچی به یک مضحکه نیز تبدیل میشد. پوچی که عرض میکنم را در همین دیالوگِ راوی در ابتدای فیلم دقت کنید: کاراکتر «مریم» رو به دوربین و مخاطب میگوید: «فکر میکنید این قصه را میدانید! اما اشتباه میکنید» گویا فیلم قرار است روایتی بدیع یا کمتر گفته شده را از زندگی حضرت مریم به نمایش بگذارد، اما پس از تماشا حتی اگر از زندگینامه حضرت مریم اطلاعی هم نداشته باشید، با یک سرچ کوچک میتوانید متوجه شوید که داستان این فیلم، خلاصه اجمالی و همهپسند و تثبیتشده زندگی حضرت مریم در تاریخ است.
از آنجایی که فیلم «مریم» اثری سفارش شده از جانب مسیحیان و یهودیان بالادستی میباشد، طبیعتا دست فیلمنامه نویس اگر هم خودش بخواهد باز نیست و نمیتواند میان روایت سینمایی و منطقِ ماورایی فیلم تناسبی ایجاد کند؛ از این رو همه و همه (کاراکترها) از درون خالی شده و صرفا در راستای یک هدفِ دستوری قدم برمیدارند و نمود پیدا میکنند و آن هم موافقت یا مخالفت کورکورانه و صدرصدی با کاراکتر حضرت مریم است.
از همان ابتدا موضوع فرزنددار شدنِ پدر و مادر حضرت مریم بدون اینکه از درامِ حداقلی برخوردار باشد، به سانِ یک پاورقی دستوری در دل داستان خود را نشان میدهد و کاراکتر جبرئیلی که در این فیلم بر صغیر و کبیر نازل میشود و از منطق وجودی و داستانی تهی میباشد و برای فهم او صرفا باید به خارج از اثر و متون روایی و تاریخی مراجعه کنیم.
سپس تولد حضرت مریم که از همان ابتدا والدینش طوطی وار تکرار میکنند و به زعم فیلم ایمان دارند که دخترشان در آینده اتفاق خاصی را قرار است رقم بزند، پس از گذراندن دوران کودکی نزد پدر و مادر، او در قدم بعدی از پیش تعیین شده اش که صرفا به دستورِ جبرئیل انجام گرفته و ابدا سیرِ دراماتیکشده ای برای تبدیل به مقولهی «ایمان و اعتقاد» طی نمیکند، باید وارد معبد دینی یهودیان شود.
از همان بدو ورود به معبد، افراد و متصدیان مذهبی آنجا به کاراکتر مریم در قامت یک وجود الهی و مقدس مینگرند اما همین نگاه هم منطقی ندارد و گویی از بیرون از فیلم مثل یک کد رایانهای در ظاهر کاراکترهای فرعی نهفته شده است. جالب اینجاست زمانیکه کاراکتر مریم با ارادهی ماورایی باردار شده و نزد همین معبد و آدمهایش میآید، دو کاراکتر مردِ مذهبی که پیش از آن با اطمینان صدرصدی کاراکتر مریم را وجود مقدس میدانستند، الان با تناقضی مضحک او را طرد کرده و دستور به ترک معبد را برای او صادر میکنند. (تنها کاراکترِ پیرزن مذهبی از ابتدا موافق کاراکتر مریم است حتی زمان ترک او که البته این موافقت هم شکل شخصیت پردازانه نذاشته و از جنس همان کدگذاری های دستوری میباشد)
این موافقت های صدرصدی را در قالب والدین کاراکتر مریم و همسرِ او «یوسف» هم میبینیم. یعنی در جایی که فیلم سعی میکند کمی پردازش در قبال کاراکترهایش داشته باشد و به خصوص در مورد کاراکتر «یوسف» نحوه شک و تردید ها و ایمانش به کاراکتر مریم یک سیر منطقی و حداقل سطحی به خود بگیرد، یکهو و آنی در بحبوحهی شلوغی و تنش، با یک کدگذاری دستوری تصمیم به حمایت از کاراکتر مریم میگیرد و این حمایت آنقدر صدرصدی میشود که به کاراکتر مریم میگوید، بچهی بدنیا نیامدهاش را هم دوست میدارد، انگار از ماورا به او وحی شده که آن بچه مقدس است که اگر وحی هم میشد، میبایست این مقدس بودن و سودآوری (نعمت بودن) این بچه برای بشریت و برای خودش به طریقی به او ثابت میشد.
در جناح منفی ماجرا هم آنتونی هاپکینز را داریم که در نقش پادشاهی ظالم و مستبد نقش آفرینی پرداخته اما متاسفانه انقدر شخصیت پردازی ها در این فیلم صفر و صدی هست که به بازیگر چیره دستی همچون هاپکینز هم اجازه هنرنمایی نداده و هاپکینز را بیشتر مانند یک پیرمرد آلزایمری که گیج میزند و تنها دیالوگهای ظالمانه بر زبان جاری میکند، میبینیم. اینکه بدون حداقل پرداخت درستی درباره همسرش که او را به قتل میرساند و بعد از عالم ماورا بر او نازل میشود، منطقی روایی پیدا نمیکند چه برسد به عمقِ پرداختی. یا سکانس دستور به نوزادکشی هایش، داد میزند که چند خط دستوری فیلمنامه پیرامونش صورت گرفته و نه بیشتر.
در مجموع فیلم «مریم» (Mary) اثری به سختی حتی یکبارمصرف است که به مانندش در کشور خودمان فراوان دیدهایم. آثاری سفارشی که کدگذاری های دستوری در فیلمنامه بر سیر داستان گویی و شخصیت پردازی ارجحیت داشته و کاراکتر ها قبل از اینکه بودهگی و هستیشان در دل فیلم از دل اتفاقات شکل بگیرد تا مخاطب بتواند با آنها همراه شود، از بیرون از فیلم اینکه چگونه باشند یا هستند برایشان تحمیل شده.
گل سرسبد این تحمیل را هم در قالب کاراکتر «جبرئیل» میتوانید مشاهده کنید که چگونگیِ کاراکترها را در نطفه خفه کرده و فقط چیستیشان را بر آنها دیکته و تحمیل میکند. میتوان این کاراکتر را نماینده همان افراد در بیرون گود نشسته و دستوردهنده تلقی کرد، که یک ماکت بشدت سطحی از قالب قصه را به فیلمنامه نویس داده اند و تنها به مانند یک ربات از او خواسته اند کاراکتر ها را از نقطه آ به نقطه ب ببرند.
مقوله ماورا و ایمان و وحی شدن هم میتواند سیر شخصیتپردازانهای داشته باشد و در یک تناسب به یک قصهی چارچوب دار رسیده و مخاطب، تصمیمات و نگرش های کاراکتر ها را حداقل بفهمد و حداکثر درک کند اما چنین فیلمهایی از ابتدا تهی هستند زیرا دستور و تحمیل، قصه را از قابلیت روایتکنندگی به یک دادهی بصری تبدیل میکند و نه ذرهای بیشتر، نتیجه میشود استفاده از «آنتونی هاپکینز» که شاید بتواند کمی هم که شده این فیلم پوچ را به انظار برساند
پي نوشتها:
1 - مجله پيام زن، شماره 78، ص 41، به نقل از انجيل لوقا، باب 2، آيه 34.
2 - آل عمران (3) آيه 42.
3 - مجله پيام زن، شماره 78، ص 41، به نقل از: قرطبي، الجامع لاحكام القران، ج 4، ص 83.
pasokhgo.valiasr./porseman. سازمان تبلیغات اسلامی . حوزه . منظوم .
مهندس آرش آبائی – دكتر یونس حمامی لاله زار
اردیبهشت iranjewish.com/essay_Naghd.
سینما گیمفا
نظرات بیان شده جدای از درستی یا نادرستی مطالب لزوما دیدگاه های این وبلاگ را منعکس نمی کند .
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن