فقدان اساتید چند بعدی و جامع المعانی در الهیات و ادبیات
در گذشته، رشتههای الهیات و معارف اسلامی و ادبیات فارسی بسیار به هم نزدیک بودند و اساتید مشترکی مانند فروزانفر در هر دو حوزه تدریس میکردند. این نزدیکی به دلایل فرهنگی، آموزشی و محتوایی بود که باعث میشد مطالعات دینی و ادبیات فارسی در تعامل و همافزایی باشند. اما اکنون این نزدیکی کمتر شده است که دلایل آن را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد:

تخصصی شدن رشتهها و تفکیک علمی
با پیشرفت علوم انسانی و توسعه رشتهها، هر کدام از حوزههای الهیات و ادبیات فارسی به صورت تخصصیتر و مستقلتر تدریس میشوند. این تخصصی شدن باعث شده است که اساتید و محتوای آموزشی هر رشته به سمت عمق بیشتر در حوزه خود حرکت کنند و کمتر به همپوشانی و تعامل میان رشتهای توجه شودتغییر رویکردهای آموزشی و پژوهشی
رشته الهیات و معارف اسلامی اکنون بیشتر بر زبان و ادبیات عرب، فلسفه و کلام اسلامی، فقه و تاریخ تمدن اسلامی تمرکز دارد و برای ورود به این حوزهها نیازمند تسلط به زبان عربی و انگلیسی است. در حالی که ادبیات فارسی به مباحث زبانی، ادبی و فرهنگی خاص خود میپردازد و کمتر به مباحث دینی و فلسفی مرتبط میشود تفاوت در اهداف و محتوای آموزشی
الهیات و معارف اسلامی به دنبال تربیت متخصصانی برای تبیین و تبلیغ معارف دینی، فلسفه و کلام اسلامی است، در حالی که ادبیات فارسی بیشتر به تحلیل متون ادبی، زبان و فرهنگ میپردازد. این تفاوت هدف باعث شده است که همکاری و اشتراک اساتید کاهش یابد نظام آموزشی و ساختار دانشگاهی
ساختار دانشگاهها و نظام آموزشی به گونهای طراحی شده که رشتهها به صورت مستقل و با برنامههای درسی جداگانه فعالیت میکنند. این ساختار باعث شده است که تعامل میان رشتهای کمتر شود و هر رشته مسیر خاص خود را دنبال کندرشتههای الهیات و ادبیات فارسی از اواسط دهه ۱۳۴۰ شمسی به سمت تخصصی شدن پیش رفتند و هر کدام به صورت مستقل به فعالیت پرداختند. به طور مشخص، دانشکده الهیات و معارف اسلامی که پیشتر بخشی از علوم دینی و معارف اسلامی بود، از سال ۱۳۴۸ نام و ساختار خود را به «الهیات و معارف اسلامی» تغییر داد و در گرایشهای تخصصی مانند فقه و مبانی حقوق اسلامی، فلسفه و کلام اسلامی، فرهنگ اسلامی و رابطه آن با تمدن فعالیت کرد. این تغییر نشاندهنده آغاز تخصصی شدن رشته الهیات و تفکیک آن از دیگر حوزهها بوداز سوی دیگر، رشته ادبیات فارسی نیز به صورت مستقل در دانشگاهها شکل گرفت و به صورت تخصصی به زبان، ادبیات و فرهنگ فارسی پرداخت. در این دوره، اساتید و محتوای آموزشی هر رشته به سمت تعمیق تخصصی در حوزه خود حرکت کردند و تعاملات میان رشتهای کاهش یافت.
بنابراین، میتوان گفت که از اواخر دهه ۱۳۴۰ و اوایل دهه ۱۳۵۰ شمسی، روند تخصصی شدن و تفکیک رشتههای الهیات و ادبیات فارسی به طور جدی آغاز شد و هر رشته به صورت مستقل به فعالیت علمی و آموزشی پرداخت
این تحولات معمولاً نتیجه تصمیمات جمعی هیئتهای علمی و وزارت علوم وقت بوده است.

همچنین، با توجه به ساختار دانشگاهها و توسعه رشتهها در دهه ۴۰ و ۵۰، اساتید و مدیران دانشگاهی مانند شهید مطهری و دیگر علمای حوزه و دانشگاه، نقش مهمی در شکلگیری و تخصصی شدن رشته الهیات ایفا کردند، اما تفکیک دقیق رشتهها و طراحی محتوای مستقل برای الهیات و ادبیات فارسی بیشتر محصول روند تخصصی شدن آموزش عالی در آن دوره بوده است.کاهش تعامل میان رشتهای و جامعنگری: در گذشته، اساتیدی مانند فروزانفر که هم عالم دینی، هم شاعر و ادیب بودند، توانایی پیوند دادن معارف دینی، فلسفی و ادبیات فارسی را داشتند. این جامعنگری و تلفیق علوم، موجب غنای فکری و فرهنگی میشد. اکنون با تفکیک رشتهها، این تعامل و همافزایی کمتر شده است کاهش تعداد اساتید چند بعدی و جامعالمعانی: اکنون کمتر کسی در هر دو حوزه تخصص دارد؛ یعنی کمتر فقیه شاعر و عارف که همزمان در ادبیات فارسی و معارف اسلامی صاحب نظر باشد. این موضوع باعث شده است که رشتهها به صورت جزیرهای و جدا از هم پیش بروند
وبلاگهایی وجود دارند که تلاش میکنند محتوای رشتههای الهیات و ادبیات فارسی را به هم نزدیک کنند و فضای میانرشتهای برای بررسی موضوعات دینی، فلسفی و ادبی فراهم آورند. به عنوان نمونه:
وبلاگ «حکیـــــمانه» که درباره کتاب «حافظ و الهیات رندی» نوشته دکتر محمود درگاهی است و هدف آن ایجاد فضایی برای تلاش بیشتر در زمینه ادبیات و الهیات است
. این وبلاگ نمونهای از پیوند میان ادبیات فارسی و معارف دینی است.
همچنین برخی وبلاگها و کانالهای تلگرامی مانند «کتابخانه الهیات» که موضوعاتی از جمله زبان و ادبیات فارسی، علوم قرآن و حدیث، عرفان و فلسفه اسلامی را پوشش میدهند و به نوعی به تلفیق این حوزهها میپردازند
این نمونهها نشان میدهد که گرچه در دانشگاهها رشتههای الهیات و ادبیات فارسی به صورت تخصصی و جداگانه ارائه میشوند، اما در فضای مجازی و میان پژوهشگران و علاقهمندان، تلاشهایی برای ایجاد ارتباط و تلفیق این دو حوزه وجود دارد

منابع
وبلاگ حکیـــــمانه – درباره کتاب «حافظ و الهیات رندی»
کانال تلگرام «کتابخانه الهیات» – پوشش زبان و ادبیات فارسی، علوم قرآن و حدیث، عرفان و فلسفه اسلامی
-فایل PDF آموزش الهیات (تاریخچه و تحولات رشته الهیات)
- ویکیپدیای دانشکده الزهرا (تاریخچه دانشکده الهیات و ادبیات)
- معرفی رشته الهیات و معارف اسلامی در منابع دانشگاهیمعرفی و تاریخچه دانشکده الهیات و معارف اسلامی شهید مطهری
آشنایی با رشته الهیات و معارف اسلامی - گرایشها و دروس
معرفی رشته الهیات و معارف اسلامی - ماهیت و گرایشها
گزینه دو: معرفی رشته الهیات و معارف اسلامی و اهمیت زبان و ادبیات عرب و فارسی
- بیتوته: معرفی رشته الهیات و معارف اسلامی و گرایشهای آن
- ایران مدرس: معرفی رشته الهیات و معارف اسلامی و نظام آموزشی آن
- تدبیرساز: گرایش الهیات و معارف اسلامی و دروس تخصصی
- پژوهه: الهیات تاریخی و اهمیت مطالعات تاریخی در الهیات . فسفر . https://www.chester.ac.uk/study/course-search/english-literature-ba-hons/
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن