بررسی فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه و مهم‌ترین درس‌های آن.


نام فیلم: نطق پادشاه (The King's Speech)

کارگردان: تام هوپر

نویسنده: دیوید سایدلر

بازیگر کلیدی: کالین فرث ، جفری راش

نگارش: فرهاد معمار صادقی و دکتر مهدی اسکندری

ای زبان هم آتش و هم خرمنی
چند این آتش درین خرمن زنی
در نهان جان از تو افعان میکند
گرچه هرچه گوییش آن میکند
ای زبان هم گنج بی پایان تویی
ای زبان هم رنج بی درمان تویی

وقتی تمام داستان‌های موفقیت را می‌خوانیم و می‌شنویم یا فیلم‌های انگیزشی و موفقیت را می‌بینیم، به این نتیجه می‌رسیم که همه چیز از یک مشکل، ناکامی، سرخوردگی، چالش یا محدودیت آغاز شده است. فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه (The King’s Speech) هم از این قاعده، جدا و مستثنا نیست. این فیلم به مشکل لکنت زبان جرج ششم، پادشاه انگلستان در طول جنگ جهانی دوم و شیوه برطرف کردن این مشکل توسط یک گفتار درمانگر می‌پردازد.

فیلم انگیزشی سخترانی پادشاه سرشار از درس‌هایی است که به ما کمک می‌کند محدودیت‌ها و موانع موفقیت خود را بشناسیم و در صورت لزوم برای حل این مشکلات از افراد متخصص و توانمند کمک بگیریم. در صورتی که شما هم تمایل دارید با ماجرا این فیلم انگیزشی آشنا شوید و بهترین درس‌های آن را فرابگیرید، تا پایان این مقاله با ما همراه بمانید.

داستان فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه (The King’s Speech)

آلبرت فردریک آرتور جرج (دوک یورک)، فرزند دوم پادشاه جرج پنجم است. او دو دختر دارد که یکی از آن‌ها ملکه الیزابت، پادشاه امروز انگلستان و دیگر شاهدخت مارگارت است که در سال 2002 فوت شد. فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه از سال 1925 آغاز می‌شود. در آن سال، آلبرت مجبور می‌شود که در نمایشگاه امپراطوری در ورزشگاه ومبلی سخنرانی کند ولی لکنت زبان دارد و به همین خاطر خیلی شرمنده می‌شود و در نهایت هم نمی‌تواند سخنرانی جالبی ارائه دهد.

همسر آلبرت تصمیم می‌گیرد که با گفتار درمانگرهای مختلفی صحبت کند و از آن‌ها برای درمان لکنت زبان همسرش کمک بگیرد ولی آلبرت پس از چند جلسه درمان با هر کدام از پزشکان به این نتیجه می‌رسد که درمان، نمی‌تواند مشکل او را حل کند تا اینکه شخصی به نام لیونل لوگ پیدا می‌شود. جالب است که او پزشک نیست ولی به واسطه تجربه‌ای که در زمینه گفتار درمانگری دارد، خیلی موفق عمل می‌کند.

همسر آلبرت از این جهت با همسر جان نش، ریاضی‌دان معروف و برنده جایزه نوبل اقتصاد شباهت دارد. فیلم انگیزشی یک ذهن زیبا از روی زندگی جان نش ساخته شد و در این فیلم می‌بینیم که همسر جان نش برای نجات دادن او از چنگ توهمات، با روان‌پزشک تماس می‌گیرد و کمک می‌خواهد.

همسر آلبرت در نخستین دیدار با لیونل لوگ، ابتدا خودش را خانم جانسون معرفی می‌کند و از لوگ می‌خواهد که به کاخ بیاید و آلبرت را درمان کند ولی لیونل به خاطر ایجاد برابری بین کسانی که به او مراجعه می‌کنند، از همسر آلبرت می‌خواهد که حتماً آلبرت را به دفترش بیاورد.

درمان شروع می‌شود. لیونل لوگ خیلی سریع با آلبرت صمیمی می‌شود و با وجود اینکه می‌فهمد او شاهزاده است، او را «برتی» صدا می‌زند. آلبرت در ابتدا از لیونل خوشش نمی‌آید ولی وقتی نتیجه کار و میزان توانایی او را می‌بیند، جلسات درمان خودش را ادامه می‌دهد.

لیونل در جلسات گفتار درمانی متوجه می‌شود که تمام مشکلات گفتاری آلبرت یا به قول خودش «برتی» از دوران کودکی او نشئت می‌گیرد. او متوجه می‌شود که پرستار آلبرت، رفتارهای درستی با او نداشته و حتی در زمینه غذا دادن به او هم کوتاهی می‌کرده است و به همین دلیل برخی از اجزای بدن آلبرت که در گفتارش تأثیر دارد، دچار مشکل شده است. از طرفی برادرش، دیوید، هم او را مسخره می‌کرده و به همین خاطر الآن هم که او را تمسخر می‌کند، نمی‌تواند در مقابلش بایستد و حرفش را بزند.

پادشاه جرج پنجم در بستر بیماری میفتد و فوت می‌کند. اکنون نوبت دیوید، برادر بزرگ‌تر آلبرت است که با عنوان ادوارد هشتم به پادشاهی برسد. او پس از گذشت چند ماه از پادشاهی تصمیم می‌گیرد که با خانمی که قبلاً دو بار طلاق گرفته است، ازدواج کند ولی قانون چنین اجازه‌ای به پادشاه نمی‌دهد و در نتیجه او مجبور می‌شود که استعفا دهد تا بتواند به زندگی خود با آن خانم، ادامه دهد.

اکنون همه چیز برای آلبرت مهیا است تا پادشاهی بریتانیای کبیر را در اختیار بگیرد. او با عنوان جرج ششم در سال 1936 سوگند پادشاهی می‌خورد و حالا مجبور است که در کلیسا حاضر شود و در حضور تعداد زیادی از افراد سوگند بخورد. لیونل لوگ با او تمرین‌های لازم را انجام می‌دهد و این مراسم به بهترین شکل ممکن انجام می‌شود.

پس از تهاجم آلمان به لهستان در سال 1939، نخست وزیر مجبور می‌شود که به آلمان، اعلام جنگ دهد و اینجا پادشاه جرج ششم است که باید یک سخنرانی بزرگ از طریق رادیو انجام دهد و مردم را برای ورود به این نبرد آماده کند. این سخنرانی رادیویی هم با کمک لیونل لوگ به بهترین شکل ممکن انجام می‌شود و تحسین تهیه‌کننده رادیو، مردمی که بیرون کاخ باکینگهام ایستاده‌‌اند و مردمی که دارند از منزل یا محل کار خود این سخنرانی را گوش می‌کنند، برمی‌انگیزد.

در سال 1944 جرج ششم تصمیم می‌گیرد که لیونل لوگ را به سمت ریاست تشریفات و انتظامات سلطنتی منصوب کند. لیونل در تمام سخنرانی‌های پادشاه در طول جنگ جهانی دوم، به او کمک کرد و دوستی‌ آن‌ها تا پایان عمر ادامه داشت.

اطلاعاتی درباره فیلم سخنرانی پادشاه

فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه در سپتامبر سال 2010 اکران شد و توانست نظر مردم تماشاگران و منتقدان را برانگیزد. درست است که تنها 15 میلیون دلار برای ساخت این فیلم هزینه شد ولی فروش 427 میلیون دلاری آن در گیشه، نشان داد که این فیلم تا چه اندازه موفق بوده و نظرات را جلب کرده است.

این فیلم در مراسم جوایز اسکار سال 2011 توانست نامزد دریافت 12 جایزه اسکار شود و از این بین، چهار جایزه را از آن خودش کند. در ادامه به جوایز اسکاری که این فیلم دریافت کرد، اشاره شده است:

  • جایزه اسکار بهترین فیلم
  • جایزه اسکار بهترین کارگردانی
  • جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش اول
  • جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی

اطلاعاتی درباره کالین فرث، بازیگر نقش جرج ششم

کالین فرث (Colin Andrew Firth) در 10 سپتامبر سال 1960 در انگلستان به دنیا آمد. به واسطه بازی در فیلم یک مرد مجرد، توانست به اوج معروفیت و محبوبیت خودش برسد و مجله تایم در سال 2011 او را در لیست 100 شخصیت تأثیرگذار جهان قرار داد. او برای خدمات مهمی که در حوزه خیریه و نمایش داشت، توانست به جایگاه فرمانده والا مقام امپراتوری بریتانیا نائل شود.

جالب است بدانید که او بازیگری را از دوران مهد کودک خود آغاز کرد. وی از سال 1983 تاکنون به صورت جدی در عرصه فیلم فعالیت دارد و تاکنون دو بار جایزه اسکار دریافت کرده است. اولین جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول خودش را در سال 2010 به خاطر بازی در فیلم یک مرد مجرد دریافت کرد و سپس در سال 2011، به خاطر بازی در فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه موفق شد که دوباره جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را بگیرد.

آشنایی با جفری راش، بازیگر نقش لیونل لو

جفری راش (Geoffrey Rush) در ششمین روز از ماه ژوئیه سال 1951 در استرالیا به دنیا آمد. او یکی از معدود بازیگرانی است که هم جایزه اسکار برای فیلم را دریافت کرده، هم جایزه امی ساعات پربیننده برای تلویون را گرفته و هم موفق شده جایزه تونی برای تئاتر را از آن خودش کند. او به عنوان بنیان‌گذار آکادمی هنرهای سینمایی و تلویزیونی استرالیا هم شناخته می‌شود.

وی از سال 1971 تاکنون مشغول به کار در عرضه بازیگری است و در سال 1996 موفق شد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به خاطر ایفای نقش در فیلم درخشش بگیرد. در فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه، به بهترین شکل توانست در نقش لیونل لوگ ظاهر شود و نظر مثبت بسیاری از منتقدان را جلب کرد.

اطلاعاتی درباره تام هوپر، کارگردان فیلم انگیزشی سخنرانی پادشا

تام هوپر (Tom Hooper) در 1 ژانویه سال 1972 در لندن به دنیا آمد و از 13 سالگی ساختن فیلم را آغاز کرد و در نهایت با فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه موفق شد، جایزه اسکار دریافت کند. او در سال 2012 فیلم تحسین‌شده بینوایان را ساخت و این فیلم نامزد دریافت 8 جایزه اسکار شد و توانست سه مورد از این جوایز را دریافت کند.

مهم‌ترین درس‌هایی که می‌توانیم از فیلم سخنرانی پادشاه یاد بگیریم

فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه یکی از بهترین فیلم‌های انگیزشی طول تاریخ است که در زمره فیلم های انگیزشی و موفقیت که جایزه اسکار گرفتند ، قرار گرفته است. این فیلم، درس‌های زیادی برای همه دارد و با آموختن این درس‌ها می‌توانیم یک گام به اهداف و رویاهایی که نزدیک‌تر شویم.

1. از مشکلات خود خجالت نکشید؛ با آن‌ها روبرو شوید

آرتور شوپنهاور، نویسنده و فیلسوف آلمانی، کتابی بی‌نظیر به نام «در باب حکمت زندگی» دارد که بسیار غنی، جذاب و پربار است و تصویری از یک زندگی حکیمانه و منطقی را در معرض نگاه ما قرار می‌دهد. او در این کتاب چند جمله بسیار عالی دارد که برای هر کس، آموزنده و سازنده است:

از مصائب مگریز؛ بلکه با جرئت بیشتر به مقابله با آن‌ها بپرداز. اگر جهان هم بر سر ما ویران شود، متزلزل نخواهیم گشت. با شجاعت زندگی کنید و در برابر مصائب، سینه‌ها را گستاخانه سپر کنید.

همین چند جمله ساده به ما نشان می‌دهد که زندگی، ارزش ترسیدن برای رسیدن به اهداف را ندارد. خیلی از مواقع، خجالت کشیدن از مشکلات باعث بزرگ‌تر شدن آن‌ها می‌شود. این در حالی است که ما دیر یا زود مجبور می‌شویم که با این مشکلات روبرو شویم و آن‌ها را حل و فصل کنیم.

کسانی که از مشکلات خود خجالت کشیدند و نتوانستند با آن‌ها روبرو شوند، در بسیاری از صحنه‌های زندگی با مشکل و شکست مواجه شدند. در فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه می‌بینیم که آلبرت اصلاً دوست ندارد که پادشاه شود و حتی زمانی که شاه می‌شود، خیلی ناراحت و ناامید است ولی در نهایت با کمک لیونل با مشکل خود روبرو می‌شود و می‌تواند یک سخنرانی جذاب و عالی از خودش به نمایش بگذارد.

خیلی از مواقع، خجالت کشیدن از مشکلات، باعث بزرگ‌تر شدن آن‌ها می‌شود.
در حالی که ما نهایتاً مجبوریم با مشکلات روبرو شویم و به شکلی آن‌ها را حل کنیم.

2. گاهی پیشرفت ما در پشت ترس‌هایمان مخفی شده است

گاهی مواقع هدفی داریم که رسیدن به آن، به توانایی ما در روبرو شدن با ترس‌هایمان بستگی دارد. به عنوان مثال می‌خواهیم یک کسب و کار خوب اینستاگرامی راه اندازی کنیم ولی چون لازم است لایو برگزار کنیم، می‌ترسیم که عیبی که در چهره ماست مشخص شود و به همین خاطر سمت راه اندازی کسب و کار در اینستاگرام نمی‌رویم. این در حالی است که اگر ترس خود را کنار بگذاریم و کار خودمان را با ویدیوها و لایوهای کوتاه برگزار کنیم، به مرور ترس‌مان به طور کامل از بین می‌رود.

در فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه هم چنین واقعیتی نهفته است. آلبرت همیشه از سخنرانی در جمع فراری بود؛ چون لکنت داشت و می‌ترسید که همه به عیب او پی ببرند و حتی از گرفتن مقام پادشاهی هم به خاطر این عیب فراری بود ولی زمانی که با ترس‌هایش روبرو شد و از یک فرد متخصص و مورد اطمینان کمک گرفت، توانست بر این ترس غلبه کند و یک سخنرانی خوب و تاریخی از خود به نمایش بگذارد.

در صورتی که شما هم به رشد و پیشرفت علاقه دارید ولی به هر دلیل از شکست می‌ترسید، پیشنهاد می‌شود مقاله نابودی کامل ترس از شکست فقط با یک طرز فکر را مطالعه کنید.

3. در صورتی که به کمک نیاز دارید، حتماً کمک بخواهید

انسان، موجودی اجتماعی است و از طرفی همه هنرها و تخصص‌های لازم در یک شخص وجود ندارد تا بتواند همه نیازها و مشکلات خودش را به تنهایی برطرف کند. بنابراین لازم است که ما از افرادی که توانایی لازم را دارند، کمک بخواهیم و به واسطه آن‌ها بر مشکلاتمان پیروز شویم. بنابراین هر وقت که احساس نیاز کردید، حتماً بدون هیچ استرس و اضطرابی کمک بخواهید.

در فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه، اگر آلبرت درخواست کمک نمی‌کرد، آیا می‌توانست مشکلش را به تنهایی حل کند؟ قطعاً نمی‌تواست! بنابراین نزد چند گفتار درمانگر رفت تا اینکه در نهایت لیونل لوگ را پیدا کرد و توانست به کمک او سخنرانی‌های خوبی را ارائه دهد. جالب است که به همین واسطه، او و لیونل تبدیل به دو دوست خوب شدند. بنابراین گاهی نیازهای ما دریچه‌ای است که می‌تواند پای دوستان بی‌نظیری را به زندگی ما باز کند.

در فیلم انگیزشی نظریه همه چیز هم دقیقاً همین اتفاق میفتد. زمانی که استیون هاوکینگ می‌بیند که همسرش به تنهایی نمی‌تواند مسئولیت کل خانواده را به دوش بکشد. نزد جاناتان، دوست خانوادگی‌شان می‌رود و از او کمک می‌خواهد. جاناتان هم با کمال میل قبول می‌کند.

در صورتی که شما هم می‌خواهید کار مهمی را انجام دهید ولی تنهایی از پس آن برنمی‌آیید، وقت آن رسیده است که کمک بگیرید. مقاله هیچ‌کس در این دنیا کار بزرگی را به تنهایی انجام نداده است و چطور کمک‌ گرفتن را یاد بگیریم؟ به شما نشان می‌دهد که چطور از دیگران کمک بگیرید.

4. کوچینگ؛ رویکردی نوین برای حل مشکلات و کنار زدن موانع

فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه، اهمیت و تأثیر کوچینگ در حل مشکلات و کنار زدن موانع را به خوبی مشخص می‌کند. امروزه کسانی که دانش و مهارت کوچینگ را دارند می‌توانند خدمات بسیار مهمی به مخاطبان خود ارائه دهند. کوچ‌ها از طریق پرسیدن سوال به ریشه مشکلات پی می‌برند و سپس به کمک خود شخص، آن موانع را کنار می‌زنند و امکان پیشرفت را برای شخص، فراهم می‌کنند.

اگر احساس می‌کنید که در زندگی و کسب و کار خود مشکلی دارید که نمی‌توانید از پس آن بربیایید، حتماً به یک کوچ کسب و کار یا کوچ زندگی توانمند مراجعه کنید و از او راهکار بخواهید. مطمئناً کمکتان خواهند کرد.

5. باید تأیید طلبی را برای همیشه کنار بگذاریم

یکی از عواملی که باعث ایجاد استرس و اضطراب در وجود ما می‌شود، تأیید طلبی است. ما باید یاد بگیریم که خودمان را با تمام وجود بپذیریم و از تأیید طلبی دست برداریم. وقتی دنبال رضایت دیگران هستیم و در مسیر جلب رضایت دیگران، خودمان را فراموش می‌کنیم، اصالت خودمان را زیر پا می‌گذاریم و به نوعی کنترل خودمان را به دست آن‌ها می‌دهیم. آدم تأییدطلب، پس از مدتی برده دیگران می‌شود و در نتیجه عزت نفس خودش را به طور کامل از یاد می‌برد.

در فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه متوجه می‌شود که از سخنرانی در جمع خجالت می‌کشد؛ چون دنبال تأیید دیگران است و احساس می‌کند که با آشکار شدن عیبش، دیگر کسی برای او اعتباری قائل نمی‌شود. اگر او این تأییدطلبی را کنار می‌گذاشت، شاید خیلی زودتر می‌توانست مشکل لکنت زبانش را حل کند.

آدم تأییدطلب، پس از مدتی برده دیگران می‌شود و در نتیجه عزت نفس خودش را به طور کامل از یاد می‌برد.
ما باید یاد بگیریم که خودمان را با تمام وجود بپذیریم و از تأیید طلبی دست برداریم.

کوچینگ؛ یک ابزار کمکی برای حرکت سریع‌تر در مسیر موفقیت

یکی از بهترین درس‌هایی که فیلم انگیزشی سخنرانی پادشاه به هر کدام از ما می‌دهد، این است که وجود یک کوچ توانمند و کاربلد، تا چه اندازه می‌تواند در مسیر موفقیت انسان تأثیرگذار باشد. اگر واقعاً احساس می‌کنید که با سرعتی که دلتان می‌خواهد پیشرفت نمی‌کنید یا موانعی وجود دارد که جلوی پیشرفت بیشتر شما را می‌گیرد، حتماً از یک کوچ دانا و توانا کمک بگیرید. او با دستان خودتان تمام گره‌های درونی و بیرونی را باز می‌کند و موانع را یکی پس از دیگری از جلوی راهتان برمی‌دارد تا بتوانید با بیشترین سرعت ممکن در مسیر موفقیت حرکت کنید.

پس از پایان فیلم تازه میتوان فهمید که چقدر نام ایـن فیلم برازنده آن اسـت، "نطـق پادشـاه" نـه از ایـن جهـت کـه پادشـاهی نطقـی را خواهد خواند و از پس تکلیفی سترگ بـرای خــودش بــر می آیــد، بلکــه از جایــگاه زبــان، ســخن و ســخنوری در زندگــی آدمــی.
ارسطو قرنهـا قبـل انسـان را بـه ایـن صـورت تعریـف میکنـد: انسـان، حیوانـی اسـت ناطـق. فـارغ از درسـت یـا غلـط بـودن ایـن جملـه، او تنهـا تمایــز بیــن آدمــی و حیــوان را قــوه ناطقـه او، کلام، گفتار و در کل زبان میدانــد و در صورتی کــه چنیــن تعریفی را بــا ایــن فیلــم ترکیــب کنیـم، متوجـه اوج مسـخرگی موقعیتـی کـه برتـی در آن گرفتـار اسـت و فشـاری کـه او تحمـل میکنـد خواهیـم شـد.
بــرای بهتــر مشــخص شــدن ایــن موقعیــت کافــی اســت، بــه ایــن مســئله اشــاره کــرد کــه قبــل از جنــگ جهانــی اول تقریبــا 75 %کل خشـکیهای دنیـا در اختیـار سـه کشـور شـوروی، فرانسـه و انگلسـتان قـرار داشـت و برتـی میراث دار ایـن تـاج و تخـت اسـت در حالیکـه بـا تعریـف ارسـطو، شـاید انسـانیتش هـم زیـر سـئوال باشـد. اگرچـه کـه مـا بـه عنـوان بیننـدگان ایـن فیلـم چنیـن مدعایـی را قبـول نداریـم کـه انسـانیت ِ انسـان فقـط در گـرو زبـان و سـخنوری اوسـت، ولـی متاسـفانه نکتـه اینجاسـت کـه خـود برتـی چنیـن مطلبـی را خیلـی خـوب قبــول کــرده و اصلا در مورد آن تردیــد ندارد.
برتـی تمـام و کمـال در ذهـن خودگیـر افتـاده اسـت و ایـن کشـاکش درونـی او در سراسـر فیلـم بـه نحـو احسـن بـه تصویـر کشـیده شـده اسـت. ایـن تصویـر سـازی زمانـی بـه کمـال میرسـد کـه برتـی در مقابـل لیونـل قـرار میگیـرد. لیونـل از ابتـدا تـا انتهـای فیلـم شـخصیتی یکپارچـه و ثابـت از خـود نشـان میدهـد کـه دقیقـا نقطـه مقابـل مراجعـش برتـی اسـت. او برایـش اصلا مهـم نیسـت کـه دکتـر نیسـت و بـه صـورت تجربـی کار خـود را یـاد گرفتـه، برایـش اصلا مهـم نیسـت کـه منشـی نـدارد، برایـش اصلا مهـم نیسـت کـه پارچـه مبـل محـل کارش پـاره اسـت و مراجعـش پادشـاه بریتانیـای کبیـر اسـت، و در نهایـت اصلا برایـش نـه تنهـا مهـم نیسـت کـه فقیـر اسـت، بلکـه بـا نقـل قولـی از شکسـپیر میگویـد: هـرکـس، فقیـر و قانـع باشـد، ثروتمنـد اسـت. او بـه تفـاوت بچه هایـش احتـرام میگـذارد و آنچـه در زندگـی او بـه بیشـترین شـکل ممکـن مشـهود اسـت پذیرشـی بـی قیـد و شـرط اسـت نسـبت بـه آنچـه کـه دارد، آنچـه آرزوی داشـتنش را دارد بـازی کـردن تئاتـرو آنچـه قبلا داشـته اسـت. او مـرد اصـول اسـت و حتـی در مقابـل پادشـاه هـم از اصـول خـود کوتـاه نمیآیـد، چـرا کـه معنـای زندگـی کـردن را بـه نیکـی میدانـد و آن را بـه معنـای واقعـی کلمـه زندگـی میکنـد.
امـا در مقابـل، برتـی مـردی اسـت که سراسر در سر خود زندگی میکند و هیچ کنش بیرونی قابل قبولی ندارد. او علیرغم اینکه بر اسـاس خانـدان و رتبـه سیاسـی خـود را بالاتـر از دیگـران میدانـد، ولـی در ذهنـش خـود را انسـانی ناقابـل و بی لیاقـت میدانـد. در زندگـی برتـی هیـچ پذیرشـی وجـود نـدارد، نـه از طـرف خـودش نسـبت بـه خـودش، و نـه از طـرف دیگـران نسـبت بـه او و نـه در روابطـی کـه او شـاهد آنهاسـت. آری در کاخ باکینگهـام گویـی هیـچ جـای بـرای پذیـرش وجـود نـدارد، نـه تنهـا بـرای برتـی، کـه بـرای دیویـد هـم همینطـور اسـت کـه در نهایـت او را بـه اسـتعفا از مقـام پادشـاهی میکشـاند. در ایـن کاخ، تمامـی القـاب و مـال و ثـروت و مکنـت و شـکوه گویـی غـل و زنجیـری اسـت کـه در لکنـت برتـی خـود را نشـان میدهـد.

جالــب اینجاســت کــه بــر طبــق تاریــخ، بریتانیــا، دوران جنــگ جهانــی دوم را بــا پادشــاه و نخســت وزیری چرچیــل طــی میکنــد، کــه هــر دو مشـکل لکنـت زبـان دارنـد و ایـن تضـاد تاریخـی وقتـی خـود را بیشـتر عیـان میسـازد، کـه در آنسـوی جنـگ یکـی از تاثیرگذارتریـن سـخنرانان تاریـخ، یعنـی آدولـف هیتلـر قـرار دارد کـه فقـط بـا قـدرت کلام و تکیـه بـر ملی ِ گرایـی ملـت آلمـان، خـاک اروپـا را بـه توبـره کشـید و تقریبـا کل ملـت اروپـا را بـه یـوغ بردگـی خـود در آورد.
داسـتان فیلـم بسـیار سرراسـت اسـت و مشـخص، فیلـم بـا یـک بلندگـو شـروع میشـود و بـا یـک بلندگـو بـه پایـان میرسـد، امـا تمـام هنــر فیلــم ایــن اســت کــه مــا را در درامــی تاثیرگــذار پــا بــه پــای یکــی از شــخصیتهای مهــم تاریــخ معاصــرِ بریتانیــا بــه پیــش میبــرد و چگونگـی شـدن او را بـه تصویـر میکشـد. آری ایـن فیلـم را میتـوان تصویـری از چگونگـی تحـول مـردی در نظـر گرفـت کـه از انسـانی ترسـو، خجـول، عصبانـی، منفعـل و بـی صـدا، بـه صدایـی بـرای اتحـاد یـک ملـت تبدیـل میشـود و در ایـن مسـیر از هیـچ ابـزار خاصـی، مگـر زبـان بهــره نمیبــرد.
در انتهـای فیلـم زمانـی کـه پادشـاه بـرای انجـام سـخنرانی نهایـی خـود قـدم بـر مـیدارد، چرچیـل بـه زیبایـی بـا او همـراه میشـود و میگویـد مــن هــم چنیــن مشــکلی داشــتم و از پــس آن بــر آمــدم و گویــی کارگــردان هــم بــه مــا میگویــد ایــن دفعــه هــم علیرغــم تمامــی فــراز و فرودهـا، پادشـاه در همـان مسـیری قـدم میگـذارد کـه سـالها قبـل چرچیـل در آن مسـیر قـدم گذاشـت. ایـن مسـیر، مسـیر شدن است. مسیر تبدیــل شــدن بــه انســانی کــه میخواهــد یــک ملــت را رهبــری کنــد، مســیر تبدیــل شــدن بــه انســانی کــه میخواهــد زندگــی کنــد، مســیر پذیرفتـن ناتوانی هـا و اسـتفاده از همیـن پذیـرش بـرای رسـیدن و شـدن بـه آنچـه کـه واقعـا مهـم اسـت، مسـیر تبدیـل شـدن بـه انسـانی کـه میخواهـد صدایـی داشـته باشـد و زبانـی بـرای ملتـی باشـد. مسـیر اسـتفاده از زبـان نـه بـر علیـه خـود، کـه بـه عنـوان ابـزاری بـرای هدفـی واالتـر، بـرای شـدن.

بررسی فیلم از منظر تئوری انتخاب

در کل فیلـم بـا دو خواسـته مواجـه هسـتیم، خواسـتهای کـه برتـی از زندگـی خـود دارد کـه داشـتن زندگـی آرام و بی دردسـر در کنـار و همسـر و دو دختـر خـود اسـت، و خواسـته دوم، خواسـته ای اسـت مربـوط بـه آنچـه خانـدان سـلطنتی، و نقشـی کـه او بـه عنـوان وارث تـاج و تخـت از او دارد کـه علیرغـم میـل باطنـی او بایـد بتوانـد آن را اجـرا کنـد. از همـان ابتـدای فیلـم کفه هـای تـرازوی خواسـته و داشـته ی برتـی کاملا مشـخص و مشـهود اسـت، از طرفـی خواسـته او، سـربلندی خانـدان، و اجـرای نطقـی زیبـا و گیـرا در رابطـه بـا متنـی اسـت کـه پـدرش از او خواسـته آن را بـه نیابـت از او اجـرا کنـد، ولـی داشـته ی او ایـن اسـت کـه لکنـت زبـان نـه تنهـا بـه او اجـازه بیـان متـن را بـه صورتـی سـاده و روان نمیدهـد، بلکـه بـه شـکلی زشـت و زننـده در بیـان تک تـک کلمـات عاجـز و درمانـده میشـود.
مقایسـه بیـن ایـن صحنـه بـا صحنـه ی پایانـی فیلـم و اجـرای موفـق نطقـی بـه مراتـب مهمتـر نشـان میدهـد کـه چگونـه کفه هـای تـرازوی برتـی متعادل تـر شـده و فاصلـه بیـن خواسـته و داشـته ی او تـا حـدود بسـیار زیـادی کاهـش پیـدا میکنـد.
البتــه در ایــن بیــن بنــا بــه ماهیــت داســتان گونه ی فیلــم خواســته های متفاوتــی را میتــوان از برتــی مشــاهده کــرد، کــه برخــی از آنهــا روان و سـلیس صحبـت کـردن، پادشـاهی خـوب بـودن، کسـی را بـرای درد و دل داشـتن و ... هسـتند. ولـی بـا توجـه بـه نـام فیلـم و موضـوع اصلــی داســتان هیــچ کــدام از ایــن خواســته ها چنــدان رنــگ و بــوی خاصــی بــه خــود نمیگیرنــد و چگونه دســتیابی بــه همیــن خواســته مــورد توجــه قــرار میگیــرد.
در ایــن بیــن آنچــه نقــش کلیــدی را در برابرســازی ایــن دو کفــه بــازی میکنــد، تغییــر ادراک بســیار مشــهود برتــی از ابتــدای فیلــم تــا انتهــای فیلــم اســت. اساســا برداشــت برتــی از خــود در اولیــن برخــوردش بــا لیونــل بــه ایــن صــورت اســت کــه او لکنــت دارد و نمیتوانــد متــن مشـهورترین اثـر ادبیـات داسـتانی بریتانیـا یعنـی هملـت را بخوانـد و هیـچ درمانـی کارسـاز و نیسـت و او بـا ایـن مشـکل بـه دنیـا آمـده و بـا همیـن مشـکل از دنیـا خواهـد رفـت. امـا از همـان اولیـن لحظـات برخـورد او بـا لیونـل، او سـعی میکنـد دانـش کلـی او را نسـبت بـه لکنــت بــا ایــن جملــه کــه: هیــچ انســانی بــا لکنــت بــه دنیــا نمی آیـد تغییــر دهــد. ایــن تغییــر ادراک در فیلــم بارهــا دیــده میشــود کــه مهمتریـن آنهـا شـاید جایـی اسـت کـه رابطـه برتـی و لیونـل بـه شـکل جـدی مـورد تهدیـد قـرار میگیـرد و تـا بعـد از پادشـاهی برتـی، رابطـه به این دو از بین میرود کــه تغییــر اساســی در دنیــای ادراکــی برتــی مبنــی بــر پادشــاه بــودن و امــکان از پــس ایــن مهــم برآمــدن در او بیــن ایــن دو از بیــن میرود.


در ایـن سـکانس، قـدم زدن برتـی و لیونـل در خیابـان برتـی ظاهـرا در دفـاع از حـق بـرادر و رعایـت قانـون و عـدم تمایـل بــه خیانــت علیــه پادشــاه "دیویــد" با خواســته های لیونــل مخالفــت میکنــد و حتــی حاضــر نیســت بــه حرف هـای او گــوش دهــد، ولــی واقعیــت فراتــر از ایــن حرفهاســت چــرا کــه برتــی بــه علــت لکنــت زبانــش خــودش را شایسته ایــن مقــام ندانســته و از تــرس ایــن مقــام اسـت کـه بـا حرفهـای لیونـل مخالفـت میکنـد، و جالـب اینجاسـت کـه بعدهـا او ایـن مقـام را میپذیـرد و بـرای آنکـه بتوانـد از درون هـم شـبیه پادشـاهی شـود کـه همیشـه انتظـار آن را داشـته، کارکـردن بـا لیونـل را از سـر میگیـرد، نکتـه مهـم در ایـن قسـمت (بـاز از سـرگیری آموزشـهای برتـی) ایـن اسـت کـه آنچـه از ایـن بـه بعـد از برتـی میبینیـم، فـردی اسـت بـا ادراکـی کاملا متفـاوت نسـبت بـه آنچـه در دو سـوم اول فیلـم از او میبینیـم. از ایـن بـه بعـد برتـی پادشـاهی اسـت کـه خـودش را پادشـاه میبینـد ولـی بایـد توانمندی هـایی را نیـز بـه دسـت آورد ولــی ایــن ادراک تــا قبــل از ایــن، بــه صــورت فرزنــد پادشاهی بــود کــه اصلا خــود را پادشــاه کــه هیــچ، بلکــه فــردی معرفــی میکــرد کــه میگفــت مــن لکنــت هســتم. البتـه آنچـه توجـه بـه آن بسـیار مهـم اسـت ایـن اسـت کـه تنهـا تغییـر ادراک مسـبب موفقیـت او در تکلیـف پیـش رویـش نیسـت، بلکـه تغییـر رفتـار را میتـوان رکـن اصلـی ایـن موفقیـت نـام بـرد. برتـی کـه تـا قبـل از مراجعـه بـه لیونـل، رفتارهـای غیـر موثـری بـرای رسـیدن بـه خواسـتهاش اسـتفاده میکـرد (بـا راهنمایـی درمانگـران) از تیلـه در دهـان گذاشـتن گرفتـه تـا سـیگار کشـیدن بـرای آرامـش گلـو، از وقتـی کــه بــا لیونــل صحبــت میکنــد، بــا رفتارهایــی کاملا موثــر آشــنا میشــود، از گــوش نکــردن بــه صــدای خــود، تمرینــات فیزیکــی و تقویــت زبـان و دیافراگـم و ... کـه همیـن تغییـر رفتـار و انجـام رفتارهـای موثـر در کنـار تغییـر ادراک اساسـی او نسـبت بـه خـودش باعـث بـه وجـود آمــدن تعادلــی بیشــتر بــرای او میشــود.


نکتـه ی دیگـری کـه در ایـن بررسـی میبایسـت بـه آن بـه صـورت جـدی اشـاره کـرد، شـیوه کنتـرل بیرونـی اسـت کـه در پـرورش ایـن شـاهزاده بــه کار گرفتــه شــده اســت. شــیوه ای کــه عامــل اصلــی ابتلای او بــه لکنــت زبــان بــوده و باعــث شــده تــا برتــی ایــن زخــم کهنــه را در تمــام زندگیـش بـر دوش کشـد. ایـن شـیوه ی فرزنـد پـروری نـه تنهـا در برتـی کـه بـرای همـه شـاهزادگان ایـن خانـدان وجـود داشـته و بـه همیـن دلیــل آســیب های ایــن شــیوه فرزندپــروی را در کل خانــدان بــه راحتــی میتــوان دیــد. جالــب اینجاســت کــه در نقطــه مقابــل فرزندپــروری اسـت کـه لیونـل بـا فرزنـدان خـود انجـام میدهـد، فرزنـد پـروری مبتنـی بـر احتـرام، وقـت گذاشـتن بـا آنهـا و ... کـه علـی رغـم اشـاره فیلـم بـه ایـن موضـوع، ولـی میتـوان حـدس زد کـه لیونـل خـود نیـز محصـول چنیـن فرزندپـروری اسـت.

برگرفته از انتخاب بهتر و سوخت جت