تاریک ترین ساعت شب قبل از سپیده دم است
موفقیت پایان کار نیست،
شکست هم نابودکننده نیست.
فقط یک چیز اهمیت دارد
و آن شجاعتِ ادامه دادن است

تحلیل مدیریتی و روان شناسی فیلم تاریک ترین ساعت Darkest Hour
- نویسنده : پوریا صبور . مدیران مدیا
- سجاد سلیمانی
در آستانه جنگ جهانی دوم و با قدرت گرفتن آلمان نازی پارلمان انگلیس درمیابد که نیازمند فرد قدرتمندی است که توانایی این را داشته باشد نه تنها قوای درونی انگلستان را یکپارچه و یکصدا کند بلکه بتواند در مقابل تهاجم هیتلر اتحادی از کشورهای اروپایی بسازد. شخص مورد نظر پارلمان وینستول چرچیل است. مردی که بیش از هر فرد دیگری مسیر ملت خود را در روزهای اولیه جنگ جهانی دوم تعیین میکند، زمانی که ماشین جنگی هیتلر غیر قابل توقف به نظر می رسد و حمله نازیها به انگلیس قریب الوقوع است. او با سلاحی قدرتمند یعنی تعامل و ارتباط موثر در مقابل هیتلر قرار میگیرد. در این مطلب به تحلیل مدیریتی فیلم تاریک ترین ساعت و برسی شایستگی های ارتباطی در شخصیت وینستون چرچیل میپردازیم.
مهارتهای ارتباطی چرچیل در فیلم تاریک ترین ساعت
در اولین مواجهه با چرچیل در این فیلم درمیابیم که اولویت اصلی برای او ارتباط است که پیش از بلند شدن از تخت آن را آغاز میکند. سکانس ابتدایی دری است به دو مهارت مهم ارتباطی در شخصیت چرچیل که در طول فیلم بسیار از آنها بهرهمند میشود.
مهارت چرچیل در شبکه سازی
مهارت اول شبکه سازی، مدل حفظ شبکه و بهرهگیری از آن است؛ در طول فیلم به این نکته حیاتی میرسیم که نقطهی اتکا و کلید بسیاری از مشکلات از دل شبکهی ارتباطی چرچیل بیرون میآید. او اطلاعات و تحلیلهای بهروز و دستاول را از این شبکه به دست میآورد و در بزنگاهها به کمک یک تماس با همکاری قدیمی که همچنان ارتباط پویایی با او دارد لشکری از قایقها را برای کمک به ارتش انگلستان بسیج میکند.

استفاده از کانال های ارتباطی
مهارت دوم استفاده از روش صحیح برقراری ارتباط است. صحبت از طریق ایمیل، نامه، تماس تلفنی، جلسات حضوری یا پیام های فوری مزایا و معایبی دارد. حتماً در فیلم به روش برقراری ارتباط و شیوه استفاده از آن توسط چرچیل دقت کنید. یکی نکاتی که به انتخاب روش ارتباط کمک میکند درنظر گرفتن زمان مخاطب است. باید بدانید قصد اشتراک گذاری چه اطلاعاتی را دارید و کدام کانال ارتباطی این پیام را موثرتر به مخاطب میرساند؟
بیان شفاف چرچیل در فیلم تاریک ترین ساعت
فرقی نمیکند تلگراف باشد، تماس یا ارائهای حضوری؛ چرچیل در بیان شفاف موضوع، ارتباطگیرندهای چیرهدست است. او میداند که چطور موضوعات پیچیده را قابلفهم و ساده بیان کند و با حذف زواید و حاشیهها و افزودن مثال و گواه ابهامات را از میان برده و به درک موضوع کمک کند.
مهارت نوشتن در شخصیت چرچیل
این ساختاریافتگی در بیان از توانمندی چرچیل در مهارت نوشتار نشأت میگیرد و همانگونه که در فیلم آمده چرچیل همواره در حال نوشتن است. او برای یک سخنرانی تاثیر گذار در پارلمان ساعتها صرف نگارش متنی ساختاریافته و مختصر میکند و چنانچه این متن برای ارسال به فرد دیگری نوشته شده باشد بر صحیح نویسی و رعایت قواعد نگارشی آن بسیار حساس میشود؛ چرا که آن را ارائه دهنده شخصیت خود در جایی که حضور ندارد میداند.
زبان بدن چرچیل
حال تصور کنید فردی که اینگونه از ارائهی درست شخصیتش در قالب کلمات حراست میکند چگونه برای ارتباطی بصری مجهز میشود. جایی که مجموعهای از رفتارها را در معرض دید مخاطبین خود قرار میدهد. در واقع ارتباطات زیادی از طریق نشانههای غیر کلامی مانند پوشش، زبان بدن، حالات صورت و تماس چشمی اتفاق می افتد. چرچیل به خوبی این ابزارها را میشناسد و برای تعامل با مخاطب خود از آنها استفاده میکند.

چرچیل به عنوان یک ماشین ارتباط موثر
نمونه بیبدیل این تعامل در سکانسی ماندگار مربوط به زمانی است که چرچیل به متروی شهر لندن میرود و با مردم عادی گفتوگو میکند و میآموزد چطور در مخاطبین حس مشارکت و تعامل را ایجاد کنید.
دو نکته بسیار مهم در برخورد چرچیل با مردم وجود دارد که کمک میکند مدیران در برقراری ارتباط موثر بهتر عمل کنند:
- احترام و رفتار همدلانه که میتواند احساسات و نگرانیهای طرف مقابل را تعدیل و کنترل کند.
- شنود موثر که کمک میکند گفتوگو مسیر درستی را برای رسیدن به اهداف مورد انتظار طی کند.
تقویت مهارتهای ارتباطی بعد از دیدن تحلیل مدیریتی فیلم تاریک ترین ساعت
- رفتار و شخصیت ارتباط برقرار کنندگان موفق را ببینید.
- از یک دوست یا همکار نزدیک بخواهید که انتقادی سازنده از شما داشته باشد.
- بهبود عادات ارتباطی را تمرین کنید.
- در کارگاه ها یا کلاس های مهارت های ارتباطی شرکت کنید.
- به دنبال فرصتهای ارتباطی باشید.
.نگاه بلند مدت:
تصمیمگیری وینستون در این فیلم مبتنی بر نگاه بلند مدت و دوراندیشی است. او هنگام انتخاب و قبل از هر سخنی، پیامدسنج است. آیندهی تصمیمها و انتخابهایش را در نظر دارد. این یک توانایی و ظرفیتِ روانی بالاست که تقریبا همه ندارند. قرار هم نیست یکشبه به دست بیاوریم، همین که متوجه باشیم در هنگام تصمیمگیری عواقب انتخابها و حتی حرف زدن ما میتواند چه باشد، یک گام بسیار بلند برای رشد شخصی ماست.
توان سیستم سازی و ایجاد فرآیند:
چرچیل به خوبی توانسته بود برای تصمیمِ خودش، سیستمسازی کرده و به اجماع برسد. توانایی که همهی افراد ندارند. بسیار حائز اهمیت است که ما برای تصمیمها و انتخابهایی که داریم بتوانیم با دیگران تعامل داشته باشیم و با مخالفان و موافقان خودمان دائماً گفتگو کنیم. فرآیند اجماعسازی امری بسیار دشوار است. چرچیل در این فیلم نشان میدهد که میتواند با حداقل محبوبیت، با عزمی راسخ چنین کاری را پیش برد.

البته این موضوع را هم فراموش نکنیم که چرچیل به همراه مائو (رهبر چین) و هیتلر و روزولت و استالین و… بزرگترین کشتارگاه تاریخ بشریت را رقم زدند و میلیونها انسان بیگناه را کسته و آواره کردند. وقتی در حال بررسی زندگینامهی این افراد هستیم، باید چنین دستاوردهایی را هم در نظر داشته باشیم.
فکر کردن و مرور دائمی
در این فیلم به خوبی میتوان دید که او اهل فکر کردن است. بداهه رفتار نمیکند. حتی موقعی که پیشنهاد نخستوزیری انگلستان را به او میدهند، او میداند که این انتخاب از سر ناچاری است و گزینهی دیگری وجود ندارد. اما فکر میکند، میپذیرد و راهحلهای خودش را در پیش میگیرد.
او بسیار تمرکز میکرد و بارها و بارها طرحها را مرور و بررسی میکرد. چرچیل توانایی بالایی برای تحلیل از خود نشان میدهد. به شکل دائمی اطلاعات را دریافت میکند و بر اساس آنها، طرحها و ایدههای خود را پیادهسازی میکند.
اندر مزایای نوشتن:
هرچند سخنران خوبی بود اما بسیار مینوشت (یا میخواست که افکارش را مکتوب کنند) و روی آنها بازاندیشی و مرور میکرد و آنگاه سخن میگفت. مکثکردن و با دقت حرف زدن از ویژگیهای اوست.
.بحث و گفتگو با همهی طرفین نزاع،
چه موافقان و چه مخالفان: او دائماً در حال گفتگو است. میز مذاکره را ترک نمیکند. از روشِ «ورودِ سایر عوامل به بازی» استفاده کرده و میز بازی را توسعه میبخشد. و باور داشت که باید متحدانی داشت و هواداری آنها در تصمیمگیری را یک اصل میداند.
برند شخصی کاملا مشخص و هویت معلوم:
چرچیل فقط یک اسم نبود، یک هویت کاملا مشخص داشت. همه میدانستند که اگر او بیاید چه کاری خواهد کرد و چه کاری انجام نخواهد داد. داشتن برندشخصی مشخص، نشانهی مرکزدار بودن یک فرد و هویت و شخصیتِ ساخته شدهی اوست. برندشخصی به همین سادگی ساخته نمیشود، زمانبر است. این مسئلهی شفاف بودن شخصیت و عملکرد را در اطرافیانمان اگر بسنجیم به ارزش ِ آن پی خواهیم برد.
وطن دوستی و عشق به کشور:
این از ویژگیهای بسیار شایسته برای کسانی است که میخواهند برای مردم و ملت خودشان کار کنند. طرح نو در اندازند و ایدهای نو برای «منافع ملی و جمعی» اجرایی کنند. .
کسانی که بحثِ مدیریت زمان را دنبال میکنند، بهتر است شناختی نسبت به اولویتهای زمانه داشته باشند و اثراتِ تصمیمها و گفتههای خودشان را روی همکاران، همتیمیها و شهروندان و مردم ایران در نظر بگیرند. اگر همهی ما اینگونه بیاندشیم، میتوانیم به صورت جمعی رشد کنیم. رشدی که دهها برابر رشدِ فردی، سرعت و دستاورد خواهد داش..امیدوارم دیدن این فیلم با چنین نگاه بتواند آموزههای نوینی برای فکر کردن بهتر به شما ارائه کند
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن