پاک ترین مبارزه عمر / داستان رفاقت از پهلوانان قدیم
فریدونِ فرّخ، فرشته نبود
ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود
ز «داد» و «دَهِش» یافت او نیکویی
تو داد و دهش کن، فریدون تویی
مدوید: با تختی که کشتی گرفتم فهمیدم حریف یعنی چه/ تا بر سر قبرش نرفتم، رفتنش باورم نشد
الکساندر مدوید کشتیگیر افسانهای جهان با تمجید از ویژگیهای اخلاقی و فنی تختی گفت:وقتی برای اولین بار مقابل او کشتی گرفتم تازه بود که فهمیدم یک حریف خوب چه ویژگیهایی دارد.
الکساندر مدوید و غلامرضا تختی 3 مرتبه مقابل هم مبارزه کردند.اولین بار اسفند ماه 1340 بود که مدوید به همراه تیم کشتی آزاد شوروی برای انجام دیدار دوستانه به تهران آمده بود و در نهایت توانست در یک مبارزه سخت و دشوار با یک خاک مقابل تختی به برتری برسد.
دومین بار در مسابقات جهانی 1962 تولیدو بود که دو کشتیگیر در پایان به تساوی رسیدند و در نهایت مطابق قانون آن زمان به روی باسکول رفتند تا چهره فرد پیروز مشخص شود که به علت سبک تر بودن مدوید، وی برنده شناخته شد. آخرین بار هم رقابت های جهانی 1966 تولیدو بود که تختی در آخرین میدان جهانی اش یک بر صفر مغلوب این چهره افسانهای کشتی جهان شد.
البته در مسابقات جهانی 1962 تولیدو در آمریکا مدوید به شدت از ناحیه زانو احساس درد داشت و تختی نیز پس از اطلاع از این موضوع هیچگاه در طول مبارزه به سمت پای مصدوم او نرفت.مبارزهای که مدوید آن را پاکترین مبارزه طول عمر خود دانست.
دیروز(جمعه) چهل و نهمین سالگرد درگذشت جهان پهلوان تختی بود والکساندر مدوید در مصاحبهای درباره ویژگیهای تختی گفت: تختی یک انسان مهربان و دوست داشتنی بود. او به قدری قوی بود که نمیشد از قبل مقابلش برنامه ریزی کرد و اصلا نمیشد مقابلش با یک فن خاص به برتری رسید.
دارنده 10 مدال طلای جهان و المپیک افزود: فقط دنبال این بودم مقابل تختی تا انتها کشتی بگیرم و طاقت بیاورم. وقتی برای اولین بار مقابل تختی به روی تشک رفتم تازه بود که فهمیدم حریف خوب یعنی چه!
وی خاطرنشان کرد: کشتیهای من مقابل او همیشه یک بر یک یا یک بر صفر شد. یکبار نیز به علت سبکتر بودن مقابلش به برتری رسیدم.
مدوید با تلخی از درگذشت تختی یاد کرد و گفت: وقتی خبر درگذشت او را شنیدم واقعا شوکه شدم و این خبر بسیار ناراخت کنده بود. تا زمانیکه بر سر قبرش نرفتم باورم نشد که تختی از دنیا رفته است!
خاطرات قهرمان افسانهای روس با تختی
قهرمان افسانهای کشتی جهان و روسیه درباره نحوه ورودش به کشتی و خاطراتش از رویارویی با جهان پهلوان تختی مطالب جالبی را مطرح کرد.

دیدن او تو را به خودی خود به سالهای خیلی دور میبرد، حس عجیبی است دیدن قهرمانی که کمتر میتوان نظیرش را در جایی دید. انگار روح بزرگ ورزش در فضا در جریان است؛ دیدن مردی که به واسطه حضور موثرش در کشتی شوروی سابق اعتباری شگرف به کشتی روسها داد. از آلکساندر مدوید، افسانه زنده کشتی میگوییم، مردی که یافتن اهمیت و جایگاهش را در رویکرد و دیدگاهایش به زندگی میداند. او زندگی را مانند دوچرخهای تشبیه میکند که ایستادن همان و زمین خوردن همان.
برای اولین بار بود که در دفتر کارش در خانه کشتی "مدوید" در شهر مینسک پایتخت کشور بلاروس با او ملاقات میکردم. آثار بزرگواری، منش و اتکاء به نفس در او نمایان بود، او با چهره جذاب و بلاغت خارقالعادهاش از آن دست اسطورههاست که هیچ وقت قدیمی نمیشود و همیشه چیزی برای گفتن درباره او و عملکردش وجود دارد.
مدوید با وجود کهولت سن همچنان سرتاپا جنبش است به سوی دنیا و هم نوعان خویش؛ تقدیم خانه اهدایی رئیس جمهور به او و واگذاریش به بنگاه خیریه و تبدیل آن به یتیمخانه و همچنین اختصاص درآمد سالانه خانه کشتی که برای او و به نام اوست به بیماران سرطانی از جمله محبت و عشق اوست که نگاههای خاموش هم نوعان محتاج خود را جان و توان بخشید. همین پارسایی، فکر عالی و خوب و فضیلتش موجب میشود که همه به او ادای احترام کنند و شهره عام و خاص شود.
او موضوعات را بی اندیشه نمیگفت، رفتار پرشکوه، تواضع و سخنان نغز، دلنشین و پرمعنیاش سبب عظمت او نسبت به دیگران است، تجربههایی دارد که در نوع خود کم نظیر و گاهی بسیار ناب هستند.
آلکساندر مدوید، کشتیگیر پرافتخار شوروی سابق و همدوره جهان پهلوان تختی در مصاحبهای به سئوالاتی در مورد وضعیت کشتی دنیا و ایران پاسخ داد که متن این مصاحبه به شرح زیر است:
* از دوران نوجوانی خودتان بگویید چگونه جذب کشتی شدید؟
من از روستا، خودم تنها به مینسک آمدم؛ هم کار میکردم و هم تحصیل. در مینسک جذب کشتی شدم، ابتدا علاقه چندانی به کشتی نداشتم، اما وقتی برای اولین بار به ایران آمدم و در حضور آن همه تماشاچی علاقمند، پرشور و پرهیجان ایرانی کشتی گرفتم تمایل و انگیزهام نسبت به کشتی مضاعف شد و به همان نسبت پشتکار و تلاشم دوچندان شد و به معنای واقعی کشتی همچون درختی که رشد میکند ریشه های عمیقی در وجودم دواند.
* رمز موفقیت شما در کشتی چه بود؟
من در درون رفتارهای درون خانوادگی از طریق کنترل خود ترقی کردم، فراموش نمیکنم که زمانی پدرم اجازه میداد که با بچههای هم سن و سال خودم بازی کنم که ریشههای درخت بریده شده را با برداشتن خاک اطرافش و ضربات محکم و ممتد تبر از زمین بیرون بکشم. من را هم زندگی ساخت و هم اندیشهام، من یک خط راست و تعریف شده را طی کردم و از حریم خارج نشدم. یکی از رمزهای موفقیت من در طول دوران قهرمانی و زندگی شخصیام این بود که هیچگاه با استانداردهای دیروز زندگی نکردم که توقع داشته باشم امروز برنده باشم. من استانداردهای فردا را پیشبینی میکردم و متوجه بودم که چگونه میتوانم در زمان حال آنها را پیاده کنم، بدین شکل است که میتوان موفق و برنده شد. در واقع نگرش من به کشتی و زندگی این بود که برای رسیدن به آینده باید از سد یکنواختی امروز گذشت. من همه وجود و زندگیم را برای کشتی گذاشتم و موفق هم شدم.
* شما در موزه کشتی خود و حتی در کنار یکی از پوسترهای بزرگ نصب شده در سالن خانه کشتی مدوید، تصویر غلامرضا تختی را چاپ و نصب کردهاید، نظر شما درباره این اسطوره کشتی ایران چیست؟
تختی یکی از حریفان مستقیم، جدی و مطرح من بود او از فیزیک مناسب و قدرت عضلانی فوق العادهای برخوردار بود. او قهرمانی بود که روح و قلب بزرگی داشت. تختی روح جوانمردی، ایثار و گذشت را در یکی از مبارزات پایانی ما به من نشان داد. وی با وجود اینکه واقف بود که زانوی پای راست من آسیب دیدگی شدید دارد، اما در هیچ زمانی از کشتی، به پای آسیب دیده من یورش نبرد و حتی نزدیک نشد. او قهرمان بزرگی بود که اخلاق و معنویت و قهرمانی را در هم آمیخت به همین سبب تجلی پیدا کرد و مردم ایران او را بعنوان یک اسطوره انتخاب کردند و خوب هم انتخاب کردند. تختی در بین و در درون لایههای مختلف جامعه آن زمان خود چیزی به نام اخلاق و جوانمردی را سرمایهگذاری کرد بنابراین سطح اعتماد اجتماعی را نسبت به خودش افزایش داد و این اعتماد همانند یک تاج زرین و گل زیبایی بر پیشانی او برای همیشه درخشید.
* سبک کشتی کدامیک از کشتیگیران ایرانی که هم دوره شما بودند برای شما جالب توجه بود؟
تختی، امامعلی حبیبی و منصور مهدیزاده.
* شما در اوج قهرمانی از فیزیک فوق العادهای برخوردار بودید، تمرینات بدنسازی شما به چه شیوهای بود؟
من در طول دوران قهرمانی خود دست به وزنه نزدم، من برنامه بدنسازی سنگینی داشتم و بیشترین تمرکز من روی بارفیکس، پارالل و طناب زدن بود و همیشه با حریفان سنگینتر از خودم تمرین میکردم. در تمرینات، منظم و پرتلاش بودم و خیلی هم خسته میشدم. من در آن دوران آرزو داشتم ساعت 10 شب مینسک را ببینم، اما هیچ گاه ندیدم چون در آن موقع شب خواب بودم.
*شما در طول دوران قهرمانی در مسابقات جهانی، المپیک و قارهای شرکت داشتید و کشتیهای زیادی گرفتید، 7 مدال قهرمانی جهان، 3 مدال طلای المپیک و 4 مدال طلای قهرمانی اروپا از جمله افتخارات شماست، پیروزی در کدام کشتی بود که لذت کشتی به معنای واقعی را حس کردید؟
چه سوال سختی از من پرسیدید؛ من در کشتی با کریس تیلور آمریکایی قبل از رفتن روی تشک به علت آسیب دیدگی شدید از ناحیه مهرههای کمر توان ایستادن را نداشتم،«اما درد شدید به مانند شادی فراوان کم دوام است، بنابراین با کلی هدیه دادن به پزشکان آلمانی، آنها راغب شدند به من آمپولهای سِرکننده قوی تزریق کنند و من توانستم در آن رقابتها بر تیلور آمریکایی غلبه کنم. این پیروزی برایم خیلی اهمیت داشت و هنوز هم شیرینیاش را حس میکنم.
*از میان خیل عظیم قهرمانان روسیه در گذشته و حال، سبک و سیاق کدام کشتیگیر را می پسندید؟
آرسن فادزایف و سرگئی بلاگلازوف؛ آنها در زمان خود سرآمد بودند.
* میخواهیم یک مقایسه و ارزیابی داشته باشیم بین کشتی زمان شما و دورههای بعد و کشتی در حال حاضر؛ آیا تغییر قوانین و مقررات کشتی موجب عدم اجرای تکنیکهای ناب کشتی نشده؟ ارزیابی شما چیست؟
به نظر من سبک و سیاق کشتی در برهه کنونی نسبت به گذشته به مراتب مطلوبتر است زیرا کشتی از لاک دفاعی خارج و سرعتی شده و پایه و اساس کشتی بر سیستم تهاجمی است و این تغییر سیستم کشتی را هیجان انگیزتر کرده و طبعا در آینده مخاطبین بیشتری را جذب خواهد کرد.
الکساندر مدوید
![]()
* دیدگاه فنی شما نسبت به کشتی ایران چیست؟
ایرانیها خوب تمرین میکنند، اما شما باید در طول سال و قبل از مسابقات جهانی با حریفان مستقیم خود چه در اروپا و چه در آسیا رقابت مستقیم داشته باشید. اصل و اساس کشتی شما در زیرگیری یعنی یک خم و دوخم خلاصه میشود، البته این از شاخصههای مهم و از جمله تکنیک و تاکتیکهای خاص شما ایرانیهاست، اما باید همه جای کشتی کار کرد. مسابقات جهانی لاس وگاس را نگاه کردم، سبک و سیاق کشتی شما در حال تغییر است از جمله کارایی دستان کشتیگیران شما فوقالعاده است و کشتیگیران ایرانی تاکتیکپذیر شدهاند و این نشانه تحول و دگرگونی در کشتی ایران است. اصولأ و کلأ ایرانیها از استعداد، استقامت و ظرفیتهای ذهنی بالایی برخوردار هستند که روز به روز به ایدهآلها نزدیک میشوند.
* در پایان توصیه شما به کشتیگیران جوان چیست؟
سفارش من این است که اعتماد به نفس داشته باشید؛ اعتماد به نفس انتظار داشتن یک نتیجه مثبت است. اعتماد به نفس شما را متمایل میسازد که سختتر تمرین کنید و به نوعی حمایت دیگران را بدست آورید که این خود پیروزی و موفقیت شما را ممکن میسازد. من نابغه به دنیا نیامدم؛ بلکه نبوغ را آرام آرام کسب کردم، هدف داشتم و هدف به حرکت انسان نظم و ثبات میبخشد و او را در مسیر صحیح نگاه میدارد و موجب میشود امواج خروشان و پرتلاطم زندگی او را به این سو و آن سو نکشاند. موفقیت و قهرمان شدن نیاز به تلاش، شجاعت، اعتماد به نفس و صبوری دارد

الکساندر مدوید قهرمان پرآوازه کشتی آزاد المپیک و رقیب جهان پهلوان تختی در سن ۸۷ سالگی درگذشت.
الکساندر مدوید رقیب جهان پهلوان تختی که ۳ مدال طلای المپیک، ۷ مدال طلا، ۱ مدال نقره و ۱ مدال برنز جهان را در کشتی آزاد برای اتحاد جماهیر شوروی کسب کرده بود، درگذشت.
الکساندر مدوید در مصاحبهای درباره ویژگیهای تختی گفته بود: تختی یک انسان مهربان و دوست داشتنی بود. او به قدری قوی بود که نمیشد از قبل مقابلش برنامه ریزی کرد و اصلا نمیشد مقابلش با یک فن خاص به برتری رسید.

در مسابقات جهانی ۱۹۶۲ تولیدو در آمریکا مدوید به شدت از ناحیه زانو احساس درد داشت و تختی نیز پس از اطلاع از این موضوع هیچگاه در طول مبارزه به سمت پای مصدوم او نرفت. مبارزهای که مدوید آن را پاکترین مبارزه طول عمر خود دانست . برگرفته از ایسنا . ویکی پدیا . مشرق و دانشچی
همیشه از انسان های بزرگ به نیکی یاد می شود حتی اگر جسم آنها در این دنیا نباشد، آثار آنها همچنان باقی مانده و با مرگشان هیچ گاه یاد و خاطرشان فراموش نمی گردد.
مانند امام حسین علیه السلام که چندین قرن است که شهید شده و از وجود ایشان محروم گشته ایم اما همچنان نام زیبایشان بر زبان ها جاری است گویی هیچ گاه نمرده اند.
از طرف دیگر، مرده واقعی کسی است که طوری زندگی کند که مردم هیچ گاه از او به نیکویی یاد نکنند؛ مانند شمر، یزید، معاویه و ظالمان دیگری که هرگاه یادی از آنها می شود لعن و نفرین های مردم سویشان روانه می گردد!
انسان های خوب هیچ گاه نمی میرند. حتی زمانی که از دنیا بروند یادشان زنده است و نامشان بلندآوازه است..
دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برند
یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
نظر آنان که نکردند در این مشتی خاک
الحق انصاف توان داد که صاحبنظرند
عارفان هر چه ثباتی و بقایی نکند
گر همه ملک جهان است به هیچش نخرند
تا تطاول نپسندی و تکبر نکنی
که خدا را چو تو در ملک بسی جانورند
این سراییست که البته خلل خواهد کرد
خنک آن قوم که در بند سرای دگرند
دوستی با که شنیدی که به سر برد جهان
حق عیان است ولی طایفهای بیبصرند
ای که بر پشت زمینی همه وقت آن تو نیست
دیگران در شکم مادر و پشت پدرند
گوسفندی برد این گرگ معود هر روز
گوسفندان دگر خیره در او مینگرند
آن که پای از سر نخوت ننهادی بر خاک
عاقبت خاک شد و خلق بدو میگذرند
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندهست غنیمت شمرند
گل بی خار میسر نشود در بستان
گل بی خار جهان مردم نیکوسیرند
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکویی نبرند
احساسم بر این است که از حدود چهار دهه پیش، فاصلهای ژرف و آشکار میان دو عرصهی سترگ الهیات و ادبیات پدید آمده است. هدف از تأسیس این وبلاگ، افروختن جرقهای است برای پیوندی دوباره میان علوم متنوعی چون حقوق، ادبیات و الهیات؛ همانگونه که در روزگاران گذشته، بسیاری از استادان این سه رشته،مشترک بودند. شایان ذکر است که بهرهگیری از منابع اینترنتی به معنای تأیید بیچون و چرای تمامی مطالب از سوی نگارنده نیست. باشد که همگان پاسدار فرهنگ سترگ و کهن ایران زمین باشیم .🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀 🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀🍀 🍀اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانهها را دوست دارم نوای نای ما گر جان گداز است من این نای و نوا را دوست دارم از درد سخن گفتن و از درد شنيدن